با روی کارآمدن فتحعلی شاه قاجار (1212-1250ه.ق/1798-1834م ) تغییری در رویکرد سیاست ایران نسبت به گرجستان روی نداد. فتحعلی شاه به تأسی از سیاست آقا محمدخان (1210- 1211ه.ق/1795-1797م) سعی نمود تا حاکمیت ایران را بر سرزمین گرجستان حفظ نماید. او ابتدا از طریق مکاتبه با شاه گرجستان گرگین خان از او خواست تا به تابعیت ایران درآمده و از اطاعت روسها خارج شود وکماکان در تخت گرجستان برقرار باشد، و در غیر این صورت می بایست منتظر حمله ای دیگر از سوی ایران به سرزمین خود باشد. در واقع همزمان با تلاشهای روسیه در تسلط بر قفقاز و به ویژه گرجستان از طریق ارسال قوای نظامی به منطقه و ایجاد رعب و هراس در آنجا، فتحعلی شاه نیز با انجام مکاتباتی با حاکمان منطقه از جمله گرجی ها، شکی ها و شیروانی ها سعی نمود تا از طریق برقراری مناسبات دیپلماتیک با آنها از دستیابی روسها به قفقازیه جلوگیری نماید. اما با همه آن تلاشها وی نتوانست مانع جدایی گرجستان از ایران شود و روسها از تمایلات تجزیه طلبانه گرجی ها استفاده کرده و درآن نفوذ نمودند و از آن طریق توانستند در پایان جنگهای اول ایران و روس با انعقاد قراردادگلستان، گرجستان را از ایران جدا و تحت حاکمیت خود درآورند.این نوشتار بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و اِسنادی و با بهره گیری از اسناد فارسی و روسی، روابط فتحعلی شاه قاجار با شاهزادگان و امرای گرجستان را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد تا از آن طریق تلاشهای فتحعلی شاه و همچنین دولتمردان او از جمله عباس میرزا برای حفظ حاکمیت ایران در قفقاز از طریق برقراری مناسبات دیپلماتیک با حاکمان آن مناطق را نشان دهد.
آب انبارهای وقفی، یکی از تأسیسات عمومی و ضروری شهر تهران در دوره قاجار بوده اند که با هدف تأمین آب شرب مردم شهر در محلات مختلف ساخته می شدند. این تأسیسات آبی، بنابر عللی چون انگیزه های واقفان، باورها و اعتقادات مردم، موقعیّت قرارگیری شان در بافت شهری و رجوع افراد مختلف به آنها، در کنار کارکرد اصلی و حیاتی خود، یعنی تأمین آب شرب مردم، کارکرد های دیگری نیز داشتند. مساله اصلی پژوهش حاضر، بررسی کارکردهای پنهان آب انبارهای عمومی تهران در دوره قاجار می باشد. نتیجه پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی و با گردآوری داده ها بصورت کتابخانه ای- اسنادی و مصاحبه و مشاهدات میدانی، صورت گرفته، نشان می دهد که کارکردهای پنهان آب انبارها، جنبه های گوناگون فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مختلفی داشته که با روحیّات و اعتقادات و سبک زندگی مردم شهر در ارتباط مستقیم بوده اند. این ابنیه گاه کژکارکردهایی نیز می یافته اند که با نیّت واقفان و هنجارهای جامعه در تعارض بوده است، اما اغلب کارکردهای مثبت داشته اند.
از خاندان های سرشناس دوره قاجار می توان از خاندان قائم مقام فراهانی نام برد. این خاندان متعلق به استان مرکزی است. خاندان قائم مقام اصالتاً فراهانی بوده و برخی از اعضای این خاندان، به خاطر مشاغل دولتی که داشتند، در تبریز، مشهد، و تهران ساکن شده اند. خدمات این خاندان منحصر به حکمرانی نبوده و برخی از شخصیت های این خاندان علاوه بر منصب و ریاست دنیوی، در علم و فرهنگ و کمک به نیازمندان جامعه از طریق وقف اموال، نیز خدماتی داشته اند. در این مقاله زندگانیِ چهار شخصیت برجسته این خاندان واکاوی شده است: میرزا عیسی دوم (میرزا بزرگ قائم مقام)، میرزا ابوالقاسم فراهانی، موسی بن عیسی حسینی فراهانی، و ادیب الممالک. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای بوده و با شیوه تبیینی تحلیلی، مطالب پردازش شده است. این مقاله دارای 7 تصویر و سند می باشد که شماره گذاری شده اند.