با وجود پژوهش های فراوان باستان شناسی دوره نوسنگی بدون سفال در آسیای غربی مخصوصاً در لوانت، فعالیت های باستان شناسی در زاگرس مرکزی در این دوره انگشت شمار بوده است. زاگرس مرکزی یکی از مناطق مهم آسیای غربی است که نخستین تلاش های بشر در زمینه یکجا نشینی، اهلی کردن جانوران و کشت نباتات در این ناحیه صورت گرفته و سیمره بزرگ ترین رود زاگرس مرکزی است. پروژه باستان شناسی سیمره براساس بررسی و کاوش های باستان شناسانه حوزه سد سیمره بنا شد. داگنجوون نیز از جمله محوطه هایی بود که در طی پروژه باستان شناسی نجات بخشی سد سیمره در سال 1389 ش. مورد کاوش قرار گرفت. در مجموع 70 متر مربع از محوطه مورد کاوش قرار گرفت که منجر به کشف سه مرحله استقراری شد، هیچ نشانی از وجود ظرف سفالی در این محوطه یافت نشد و آثار معماری از تمامی مراحل و ترانشه ها با کیفیت متفاوت به دست آمد. از نکات جالب معماری این محوطه، الگو پذیری از محیط زیست زاگرس مرکزی است و استفاده از مصالح بومی و طبیعی منطقه که برگرفته از بستر طبیعی منطقه است، کاملاً در معماری این محوطه نمایان است و این به علت نوع مصالح بومی و دسترسی آسان و سطح فناوری و اطلاعات درباره این گونه مصالح است. این پژوهش با هدف بنیادی صورت گرفته و روش داده افزایی آن براساس روش میدانی و کتابخانه ای است و در آن ضمن معرفی و توصیف کاملی از معماری این محوطه، بحثی مستند درخصوص معماری دوره های A و B نوسنگی بدون سفال، ویژگی های خاص معماری هر دوره و روش ساخت معماری در ناحیه لوانت، آناتولی، سوریه و زاگرس شمالی (عراق) ارائه داده و به دنبال پاسخ دادن به پرسش هایی هستیم که با توجه به وضعیت معماری این محوطه مانند راست گوشه بودن و... این محوطه متعلق به کدام دوره از نوسنگی بدون سفال است؟ به چه علت دیوارها کم عرض و نازک هستند؟ چرا تراکم معماری در دو ترانشه تفاوت دارد؟.
ایلخانان به منظور برپایی نظم اجتماعی و تحقق اهداف خود، ناگزیر به اجرای سیاست هایی بودند که مشروعیت آن ها را در برابر مردم و رقبای داخلی و خارجی تضمین کند. در همین راستا سکه ها نیز به عنوان ابزار انحصاری حکومت، دچار تغییراتی شد. چنان که در این دوره مفاهیم اسلامی و ایرانی در کنار مضامین مغولی، بر سکه های حاکمان بودایی مذهب مغول نقش بست. در پژوهش حاضر سکه های ایلخانی با هدف ارزیابی نظرات سکه شناسی و تحلیل فرآیند مشروعیت سازی در این دوره، به شیوه تحلیلی- تاریخی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که مشروعیت سازی ایلخانان در قالب شعارهای مغولی، ایرانی و اسلامی به واسطه مفاهیمی بر مبنای منابع قانونی- عقلانی، سنت و کاریزما بوده است. به این ترتیب که به کارگیری این مفاهیم بر سکه ها، بر حسب مضمون و میزان، از رقابت های سیاسیِ داخلی و خارجی دوره هر ایلخان تبعیت نموده است.