سخن از دبیق و پارچه های اعلای آن (دبیقی) در بسیاری از متون تاریخی، جغرافیایی و ادبی کهن دیده می شود. علل ویرانی دبیق در سده های متأخر و برخی ابهامات موجود درباره ی مکان دقیق آن، از مسائل پیش روی پژوهشگران در حوزه ی تمدن اسلامی است. از این رو، در این نوشتار مختصر کوشش شده است با استقصا در منابع و رویکردی تحلیلی به گزارش های موجود، ضمن پاسخ به این دو پرسش، جایگاه تمدنی دبیق و اهمیت اقتصادی و فرهنگی پارچه های دبیقی تبیین گردد.
پژوهش حاضر کارکردهای موقوفات زنان از مشروطه تا پایان دورﮤ پهلوی اول و به طور نمونه زنان واقف شهر تهران را بررسی می کند. پویایی وقف در دوران اسلامی، به رونق فرهنگ و اقتصاد و حتی حوزه های فرهنگی جامعه انجامید. پس از انقلاب مشروطه و دگرگونی های سیاسی و اجتماعی جامعه ایران، وقف نیز متحول شد و در مناسبات فرهنگی و اجتماعی، جایگاه جدیدی به دست آورد. این پژوهش در پی آن است تا علاوه بر شناسایی کارکردهای موقوفات زنان از دورﮤ مشروطه تا پایان دوران پهلوی اول، دریابد که موقوفات زنان تهران در این ادوار چه ویژگی هایی داشت و همچنین براساس اسناد موجود، چه حوزه هایی را دربرمی گرفت. ﻧﺘیﺠﮥ حاصل از این پژوهش بیان کنندﮤ آن است که زنان واقف در دورﮤ مشروطه و دوران پهلوی اول، از اصلی ترین کنشگران مؤثر بر تحولات اجتماعی بودند که موقوفاتشان در این دو بازه زمانی مختلف، تفاوت های معناداری داشت. بررسی اسناد موجود نشان می دهد که در این زمان، زنان مطابق با تغییرات جامعه پیش می رفتند. تحول در نوع نگرش، انگیزه های واقفان و مطالبات اجتماعی حاکم از علت های اصلی این تفاوت ها بود و در عرصه وقف، پایه گذار تحولاتی برای دوره های بعد شدند. به نظر می رسد که حداقل 20درصد اسناد وقفی تهران در دورﮤ مشروطه و پهلوی اول متعلق به زنان است؛ درعین حال با تغییرات دورﮤ پهلوی اول، واقفان زن بنابه نیازهای اجتماعی، موقوفات خود را به تدریج در ابعاد اجتماعی متمرکز کردند. روش پژوهش توصیفی همراه با تجزیه وتحلیل داده ها و با تکیه بر اسناد به دست آمده است.
تاثیرات غلبه و حکمرانی مغول ها در ایران، از جنبه های مختلف درخور بررسی است. از جمله این تاثیرات نحوه مدیریت و شیوه راهبرد بخش های اداری است. مغول ها در هنگام ورود به ایران، روش اداری خاص خود را داشتند و به طبع، در تشکیلات موجود در ایران دگرگونی هایی ایجاد کردند. در نتیجه با حکمرانی مغول ها، تشکیلات کهن اداری ایرانی اسلامی دگرگون شد. در برابر این تشکیلات و عناصر جدید، سنت های کهن اداری ایرانی اسلامی چه دگرگونی هایی پیدا کرد؟ چنین به نظر می رسد که با وجود به کارگیری کاربدستان ایرانی در نظام اداری مغول ها در ایران که امری ناگزیر بود، اصطکاک و تناقض و تباین میان این عناصر محتمل بود. این عامل موجب شد که در روزگار نخستین سلطه مغول، بر پیچیدگی رویدادهای دیوانی و نحوه تلفیق تشکیلات اداری مغول ها با تشکیلات ایرانی اسلامی افزوده شود. گزارش این تحول به قلم دیوانسالاران ایرانی که بی تردید، ذهنیت ایرانی را در متن وارد کرده اند نیز به ابهامات موجود افزون خواهد شد. ازاین رو، این مقاله درصدد است تا با بازخوانی ویژگی تشکیلات مغول ها و تشکیلات اداری ایرانی اسلامی از یک سو و بررسی گزارش مورخان ایرانی از رویدادهای اداری و سیاسی در روزگار نخستینِ ایجاد تشکیلات مغول ها در ایران از سوی دیگر، روند تحولات و دگرگونی هایی را که در تشکیلات اداری ایران در مواجه با مغول ها به وجود آمد، تبیین کند.