در سال هفتم هجرت به دلیل مهاجرت عده ای از مسلمانان به حبشه، فشارهای مشرکان و سران قریش به مسلمانان و پیامبر اکرم (ص) شدت یافت تا جایی که امنیت جانی پیامبر (ص) به خطر افتاد و برخی از آنها به طور آشکار ابوطالب را تهدید به ترور پیامبر (ص) اکرم کردند. همین مسئله باعث شد تا ایشان به همراه بنی هاشم در شعب ابی طالب -جایی که منازل بنی هاشم- بود جمع شوند. اگرچه درباره چگونگی محاصره اختلافایت وجود دارد، آنچه مسلم است عدم امکان خروج آزادانه پیامبر از شعب است که ارتباط مستقیم حضرت با جامعه پیرامونی و مسلمانان خارج شعب را دچار مشکل کرد. سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا حضرت در این سه سال دعوت به اسلام را تعطیل کرده و به تحکیم آموزه های دینی میان مسلمانان بنی هاشم حاضر در شعب اکتفا کرد و یا آنکه روش جدیدی را در دعوت به اسلام به کار بردند؟ این پرسش زمانی اهمیت می یابد که برخی از کتاب ها محاصره پیامبر (ص) در شعب را به غیبت امام (عج) از امت تشبیه کرده و انقطاع از رهبر را دلیل بی نیاز بودن از وی ندانستند. در این نوشتار سعی می شود وضعیت دعوت در این سه سال بررسی شود.
دوران وزارت خواجه نظام الملک طوسی و حکومت سلطان ملکشاه سلجوقی را می توان عصر طلایی سلجوقیان دانست. اما، این ساختار در درون خود با مشکلاتی مواجه بود و آن رقابت دو گروه از دیوان سالاران خراسانی و عراقی با هم بود. در پایان عمر نظام الملک، گروه مخالف او، که عراقی ها بودند، موفق شدند قدرت را به دست گرفته و خواجه نظام الملک و طرفداران خراسانی او را از قدرت حذف کنند. با مرگ ملکشاه و جنگ های جانشینی، این رقابت ها دوباره شعله ور شد. در دوره برکیارق، هرکدام از دو گروه به تلاش برای کسب قدرت پرداختند که در این میان، نقش و جایگاه مجدالملک قمی به عنوان یکی از دیوان سالاران عراقی در روند حوادث پر رنگ تر بود. مسئله اصلی در این پژوهش ریشه یابی علل رقابت این دو گروه از دیوان سالاران در دوره وزارت مجدالملک است. این پژوهش با استناد به منابع کتابخانه ای به روش توصیفی تحلیلی، نقش اختلافات مذهبی را در این رقابت ها مورد تردید قرارداده و عامل کسب قدرت دیوان سالاری را در این رقابت ها تأثیرگذار می داند