موضوع این مقاله مجادله های کلامی سال های اخیر در باب نسل پنجم نظریه های انقلاب است. پس از رخداد انقلاب های عربی در سال 2011 با توجه به ویژگی های آن رویدادها، بحث های دامنه داری بین انقلاب پژوهان در خصوص چگونگی تحلیل و تبیین این رویدادها درگرفته است. گلدستون در سال 1980 سه نسل از تئوری های انقلاب را مطرح کرد و پس ازآن فورن (1993) و گلدستون (2001) نسل چهارم نظریه های انقلاب را که برخلاف نسل سومی ها بر کارگزار انقلاب تأکید بیشتری داشتند، مطرح کردند. مسئله این مقاله ظهور نسل پنجم نظریه های انقلاب است. انقلاب پژوهان (آلینسون، آدامز، لاوسون، بیات، بک، ریتر، اسلیم، دان ...) در طی کمتر از یک دهه گذشته بحث های مبسوطی در خصوص رویدادهای سه دهه اخیر (از 1989 تاکنون) و توانایی/ ناتوانی نظریه های نسل چهارم برای تحلیل و تبیین آن رویدادها طرح کرده اند. در این نوشتار با کمک روش تحلیل انتقادی، ضمن طرح مباحث بیان شده و نقد نسل چهارم نظریه های انقلاب، در خصوص ظهور نسل پنجم بحث خواهد شد. نتایج حاصله از مباحث مطرح شده حاکی از آن است که رویدادهای انقلابی سه دهه اخیر فاقد برخی از مؤلفه های اساسی نسل چهارم نظریه های انقلاب (به طور خاص، وجود ایدئولوژی، رهبری و سازمان انقلابی) بوده اند؛ بنابراین به مدد آثار انقلاب پژوهان متأخر [بالأخص بیات (2017)، لاوسون (2019)، آلینسون (2021,2019) و آدامز (2021,2019)]، می توان به برخی از ویژگی های نسل جدید نظریه انقلابی دست پیدا کرد که بر اساس آن «انقلاب» واجد تعریف جدیدی شده است «کنش جمعی اعتراضی، ناگهانی (تا حدودی)، نسبتاً آرام، غیر خشونت آمیز، همراه با بسیج توده ای، با بهره گیری گسترده از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، فاقد رهبری واحد و ایدئولوژی، همراه با دگرگونی سیاسی در راستای دموکراتیزه کردن فرآیندهای حکومت گری». اکثر انقلاب های سه دهه اخیر علیه دیکتاتوری های حزب سالار (رژیم های سوسیالیستی) یا فرد سالار (رژیم های استبدادی فرد محور در شمال آفریقا و خاورمیانه) رخ داده اند؛ بنابراین بستر و زمینه انقلاب ها (استبداد) و پیامدهای آن ها سیاسی بوده است (دگرگونی نظام سیاسی). نظریه انقلاب «جدید» با فاصله گرفتن از انقلاب های اجتماعی (اسکاچپول، فورن، گلدستون) و انقلاب های ایدئولوژی محور (فورن، گلدستون) در پی تحلیل فرآیندی است که منجر به دگرگونی سیاسی در کشورهای استبدادی شده است.
ادیب قاسمی (1238- 1308ه.ش)، نویسنده و شاعر طنزپرداز کرمانی در زمان قاجاریه بود. تدریس در دارالفنون و حشر و نشر با مشروطه خواهان را از ویژگی های بارز حیات او دانسته اند. وی نیستانو خارستانرا با نظیره گویی از بوستانو گلستانسعدی تألیف کرد. این نظیره گویی طنزآمیز با ابتکار شخصی مؤلّف خویش همراه گشته و مجموعه ای متنوّع و مفرّح را فراهم نموده است. بلاغت طنز در آثار ادیب قاسمی با شگردها وصنعت های خاصّی در دو شاخة علم معانی و بیان برجسته شده که افزون بر معرّفی سبک وی، یافته های ارزشمندی را در زمینة پیوند طنز و بلاغت سنّتی ارائه نموده است. این پژوهش به شیوه ای تحلیلی- توصیفی، شگردهای بلاغی طنزپردازی در آثار ادیب قاسمی کرمانی و کارکردهای هریک را در پیوند با مخاطب و کلّ متن تحلیل نموده است. یافته ها نشان داده که کاربرد صنعت های ادبی با محوریّت تشبیه، در شکل گیری سبک ادیب و برجسته سازی طنز وی نقشی مؤثّر داشته است.
مصر به عنوان سرزمینی که از تمدن کهن برخوردار است از دیرباز مورد توجه و تهاجم قدرت های جهانگیر قرار داشت. موقعیت اقتصادی و تجاری مصر زمینه توجه و رویکرد قدرت ها به این سرزمین را به وجود آورد. حکومت های باستانی ایرانی – یونانی – رومی و نیز دولت های اسلامی به این سرزمین چشم دوخته و فتح آن را شاه کلید فتح آفریقا و ورود به اروپا تلقی مینمودند. حاصلخیزی اراضی این سرزمین - وجود رودخانه نیل و بنادری چون اسکندریه شرایط رشد و توسعه اقتصادی را بوجود آورد و جایگاه مصر را در اقتصاد مدیترانه ممتاز ساخت. با ورود مسلمین به این سرزمین و استقرار حکومت های اسلامی در آن بستر فعالیت های اقتصادی - تجاری و حتی فرهنگی برای مسلمین مهیا گشت در این مقاله وضعیت اقتصادی مصر و جایگاه آن در اقتصاد مدیترانه مورد بررسی قرار گرفته و معرفی دورنمایی از فعالیت های اقتصادی مسلمین در این سرزمین در قرون 4 و 5 قمری از جمله اهداف دیگر این مقاله است.
عواملی را که در آسیب رساندن و تخریب بناهای تاریخی ایران نقش داشته است، می توان به دو دسته تقسیم کرد: نخست، پدیده هایی طبیعی همچون سیل، زلزله، قحط و خشکسالی، و دوم، رفتارهای انسانی که گاه خواسته و گاه ناخواسته، خسارت هایی را به بناهای تاریخی وارد ساخته است. سیاست های نادرست حاکمان که معمولاً منجر به بروز جنگ و درگیری شده، کشمکش و نزاع میان پیروان فرق و مذاهب گوناگون، وضعیت نامناسب اقتصادی جامعه و از دست رفتن جنبه کاربردی برخی از بناها، از جمله عوامل انسانی است که در صدمه و آسیب رساندن به بناهای تاریخی نقشی مؤثر داشته اند.
این مقاله به عوامل تخریب کننده آثار معماری ایران در عصر اسلامی تا برآمدن مغولان (سده 7 ق) پرداخته است.
این کار با جستجو در منابع تاریخی، جغرافیایی و ادبی و تکیه بر گزارش های موجود در این آثار صورت پذیرفته است.
قدرت روزافزون منطقه ای ایران و در کنار آن کاهش نفوذ امریکا در سطح جهان و نیز منطقه خاورمیانه، بیشتر از آنکه به بداقبالی امریکا مربوط شود از سیاست های اشتباه این کشور، به ویژه در یک دهه گذشته، ناشی می شود؛ ازهمین روست که بسیاری از تحلیل گران و استراتژیست های سیاست خارجی امریکا بر ضرورت بازنگری دقیق در شرایط موجود و اتخاذ سیاست های جدید یا حتی تغییر الگوی روابط خارجی این کشور تاکید کرده اند. از جمله این تاملات و تاکیدها همین نظریاتی است که در ذیل آمده و ری تکیه، عضو ارشد شورای روابط خارجی امریکا، مطرح کرده است. البته شایان ذکر است که نویسنده این مقاله متاثر از فضای حاکم بر غرب و زاویه دید فردی غربی به موضوع نگریسته است؛ ازاین رو نظریات وی خالی از یک جانبه گرایی نیست.
تاریخ تحلیلی از انواع دانش تاریخ است. یکی از مهم ترین نظریه پردازان تاریخ که بر رویکرد تاریخ تحلیلی متمرکز بوده، رابین جرج کالینگوود، فیلسوف و مورخ سرشناس بریتانیایی و از اصحاب فلسفه تحلیلی است. در این مقاله سعی شده است آراء نظریه پردازان مهم تاریخ تحلیلی مورد طرح و نقد قرار گیرد تا زمینه لازم برای ورود به نظریه تاریخ تحلیلی کالینگوود فراهم شود. این مقاله در پی بررسی و پاسخ به این پرسش بوده است که نظریه تاریخ تحلیلی کالینگوود تا چه حد برای تدوین تاریخ وقایع و رخدادهای گذشته کارآمد است و ارکان این نظریه کدامند. نتیجه گیری حاصل از این جستار نشان می دهد که نظریه تاریخ تحلیلی کالینگوود به منظور تدوین تاریخ، همچنان معاصریت دارد و دارای ارکان و مؤلفه های روشن و قابل فهمی است که امکان به کارگیری آن در تدوین تاریخ تحلیلی و نقد هر نوع تاریخ دیگر فراهم است. به علاوه در ارزیابی تمام ویژگی ها و جزئیات این نظریه، نقاط ضعف و کور آن ناچیزند اما از نقاط قوت کافی برخوردار است که البته در پرتو «کنش گری دوباره»، تمسک به تخیل سازنده، پرهیز از پیشداوری، رعایت اصل بی طرفی و تلاش و مجاهدت مورخ تحلیل گر، محقق می شود و همین نقاط قوت بوده است که الهام بخش برخی از نظریه پردازان و محققان پس از کالینگوود شده است.
در بیشتر باورها و اسطوره هایی که درباره آفرینش انسان در میان اقوام گوناگون شکل گرفته، برای همه انسان ها وجود پدر و مادر مشترکی قائل شده اند. ظاهراً در این اندیشه اقوام گوناگون اتفاق نظر داردند. تفاوت وقتی بروز می کند که سخن از خاستگاه این پدر و مادر مشترک و توالی خلق آن دو از نظر جنسیت به میان می آید و نیز وقتی که فلسفه ای برای خلق انسان تعریف می شود. به منظور دستیابی به برخی از این بنیان های فکری، اسطوره های آفرینش انسان در باورهای ایرانی، سامی، بین النهرینی، مصری، یونانی و هندی به شیوه ای قیاسی بررسی شده و شباهت ها و تفاوت های موجود در اندیشه های اقوام مذکور مورد توجه قرار گرفته است. Abstract Myths about the creation of humankind exist among different nations and cultures. In most of such myths, humankind shares the same parents – an idea which is apparently shared by many nations. There, however, exist certain differences, especially when it comes to how these parents come in being; who comes first: the man or the woman; or what the reason for their creation is. In order to attend to existing differences, the present study offers a comparative analysis of the myths of the creation of humankind found among Iranians, Semites, Mesopotamians, Egyptians, Greeks, Indians, and Manicheans. Keywords: Myths of Creation, Adam, Eve, Gayomard, Gelshah, Mashi, Mashiane.
چکیده تیموریان سلسله ای ترکی – مغولی هستند که در فاصله سالهای ( 913- 771 ق ) عموماً در نواحی ماوراءالنهر و ایران حاکمیت داشتند . تجربه همزمان زندگی یکجانشینی و کوچ نشینی در الوس جغتای و آسیای مرکزی باعث شد تا تیمور و جانشینانش با اسلام و فرهنگ ایرانی آشنایی هر چند مختصری داشته باشند. به همین سبب مؤلفه های هویت ایرانی از جمله هنر ایرانی و مذهب تشیع در این زمان فرصت رشد و وحدت بیشتری یافتند . سیاست تسامح گرایانه دولتمردان تیموری ، پیوند تشیع با جریان تصوف و تلاش شیعیان چه در درون جنبش های شیعی و چه به صورت فردی زمینه ای را فراهم ساخت تا مذهب تشیع به ویژه در بعد اجتماعی رشد بیشتری نسبت به ادوار گذشته پیدا کند . از طرفی هنر ایرانی و شاخه های متعدد آن بویژه هنر خوشنویسی در این زمان همانند ظرفی هستند که سایر مؤلفه های هویت ایرانی از جمله مذهب تشیع موضوع و مظروف آن را تشکیل می دهند. هنر خوشنویسی که با عنوان هنری اسلامی و مقدس شناخته می شود ، در عصر تیموری در دو بعد نظری و عملی با مفاهیم ، ارزش ها و شخصیت های شیعی ارتباط نزدیک و ملموسی پیدا کرد . الهام روحانی و الگوبرداری استادان خوشنویس از شخصیت امام علی (ع) و کاربرد فرهنگ شیعی در نظام استاد – شاگردی این دوره از ابعاد نظری و نگارش نسخه های خطی ، اشعار و کتیبه های شیعی در بعد عملی قرار می گیرند . تحقیق حاضر با هدف تبیین نقش هنر خوشنویسی در نشر و نمایش معتقدات مذهبی جامعه تیموری از یک سو و چگونگی ارتباط این هنر با مذهب تشیع در این زمان از سوی دیگر به دنبال بررسی علل و زمینه های این ارتباط وثانیاً ویژگی های آن در دوره تیموری است. مواردی که به شیوه تحلیلی – توصیفی و با استفاده از منابع و اسناد تاریخی و هنری به آن ها پرداخته خواهد شد.