همزمان با آغاز خلافت علی(ع)، معاویه به عنوان فرماندار شام با هدف کسب قدرت و خلافت رویاروی آن حضرت قرار گرفت. بدین منظور از روش های متعددی برای آماده سازی اندیشه و اذهان مردم نسبت به خلافت خویش استفاده کرد. کشته شدن عثمان و جابجایی قدرت و بالا گرفتن تنش های متعدد سیاسی و فرهنگی فرصت لازم را در اختیار معاویه برای تثبیت قدرت و خویش داد. طراحی ویژه در ساختار حکومت و اتخاذ انواع تدابیر فرهنگی و اجتماعی کاربست شیوه جدیدی در ساختار خلافت و مرجعیت وی را از عملکردهای اسلامی دور کرد. از این پس مرزبندی های قومی، قبیله ای و ساخت اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی تغییر یافت و ارزش های قبیله ای جایگزین هنجارهای اسلامی گردید. این نوشتار در صدد است تا بدین مسأله بپردازد که: معاویه در راستای بازتعریف سیره خلیفه به سبک کسرایی و قیصری از چه روش ها و اقداماتی استفاده کرد؟ در پاسخ به مسأله مذکور، این فرضیه مطرح است: معاویه از طریق حصر فرهنگی و محدودیت ارائه آموزه های اسلامی در سرزمین شام، ساخت و ترویج احادیث جعلی، بهره برداری از شخصیت های اجتماعی، اعطای مقام و منصب، بذل و بخشش و اتخاذ مظاهر پادشاهی به تقویت الگوی نظام قبیله ای و جایگزین کردن سلطنت به سبک کسرایی و قیصری در سیره خلفای پیشین پرداخت.
امارت حج در سال نهم هجری، از مسائل مهم و بحث برانگیز تاریخ اسلام است. بسیاری از اندیشمندان شیعه و سنی بر این عقیده اند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سال نهم هجری شخصی را متصدی این منصب نموده و در سال بعد، در حجةالوداع، شخصاً این مسئولیت را به عهده گرفته است. برخی شیعیان حضرت علی علیه السلام، و بیشتر اهل سنت، ابوبکر را متصدی این امر در سال نهم هجری معرفی کرده اند. در این پژوهش، این مسئله به تفصیل بررسی شده و با بررسی دقیق نظرهای موجود، اثبات شده که بر خلاف قول مشهور، در این سال امیر الحاجی از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم انتخاب نشده و ایشان فقط برای ابلاغ آیات سوره برائت، ابتدا ابوبکر و سپس حضرت علی علیه السلام را متصدی این امر نموده اند. با این حال، هر دو گروه برای مدعای خود، به دلایل متعددی استناد کرده اند که پس از بررسی، در نهایت ثابت خواهد شد که دلایل هر دو گروه ضعیف و دارای اشکالات مهمی است و در مقابل، نص صریح بسیاری از روایات صحیح السند و گزاره های تاریخی موثق خلاف آن را ثابت می کند.
این پژوهش درباره ی اندیشه ی تاریخ نگاری میرزا محمد کلانتر فارس، از شخصیت های دیوان سالار- مورخ عصر زندیه است. یگانه نگاشته ی وی، اثری است؛ موسوم به روزنامه که پژوهشگران درباره گونه شناسی آن، باهم اختلاف نظر دارند. البته آنچه در اظهارنظرها در مورد این اثر و نویسنده آن در نظر گرفته نشده و به نظر نگارنده، منشأ اصلی اختلاف نظرهای موجود درباره ی ماهیت اثر حاضر، شده، آن است که اندیشه و تفکر تاریخی، روش و شیوه تاریخ نگاری و دیدگاه های بعضاً بدیع و پیشروانه سیاسی و اجتماعی کلانتر، موردعنایت قرار نگرفته است. بنابراین در این پژوهش، تلاش می شود تا منظومه ی فکری نویسنده و اندیشه ی تاریخ نگاری وی در پرتو اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر وی واکاوی شود و شاخصه ها و اختصاصات تاریخ نگاری او با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به دست داده شود. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که اثر کلانتر از جهاتی چون سلطنت محوری، ایران مداری، اسلام مداری و اخلاق گرایی در تداوم سنت تاریخ نگاری پیشین و از جهاتی همانند گرایش به ساده نویسی، رویکرد انتقادی به حکومت و حکومتگران و نیز رویکرد اجتماعی جزئی نگر و فردگرایی (مؤلف محوری) دارای رویکردی تازه به شمار می رود که در حوزه ی تاریخ نگاری ایرانی اثری متفاوت است