مشاهیر معتزلی در زمان سه تن از خلفای عباسی (مامون، معتصم و واثق) از نفوذ زیادی برخوردار بودند. دامنه این نفوذ در زمان متوکل عباسی متوقف گردید؛ چرا که وی برخلاف سیره خلفای قبلی شیوه اهل حدیث را برگزیده و به مخالفت با آراء و عقاید معتزله برخاست و آنها را مورد تعقیب و آزار و اذیت قرار داد. در این دوره سختگیری اهل حدیث نسبت به معتزله در تمام ممالک آغاز شد ولی مجدداً معتزله از زمان شکل گیری آل بویه تا دوره اقتدار آن در ایران از نفوذ زیادی برخوردار شدند. در این عصر شخصیتهای مهم معتزلی مشغول نشر عقاید خود بودند و حتی بعضی از آنها به مناصب بالایی رسیدند که از این نمونه ها می توان به صاحب بن عباد، وزیر دو تن از امرای بویهی و قاضی عبدالجبار همدانی، قاضی القضات ری اشاره کرد.در مقاله حاضر ضمن اشاره به مذهب آل بویه، علل گرایش معتزله به ایشان و چگونگی گسترش فعالیت این جریان فکری، سیاسی درباره آل بویه و نهایتاً افول آنها را به بحث خواهیم گذاشت.
پژوهش حاضر به بررسی آراء، عقاید و اعمال اقتصادی، صنعتی مرتضی قلی خان صنیع الدوله می پردازد. صنیع الدوله در آلمان تربیت علمی یافت و در بازگشت به ایران تحت حکومت ناصرالدین شاه، تلاش کرد، آموخته های علمی خود را برای پیشرفت صنعتی کشور (در عرصه عمل و نظر) به کار اندازد. او با تامل در علل ضعف و واپس ماندگی کشور به بیانات اندیشه های اقتصادی خود مطابق با اصلی ترین نیازهای کشور پرداخت. در رساله راه نجات مزایای ایجاد راه آهن را به طور مبسوط شرح داد و در مقام وزیر مالیه راه تامین مالی آن را نشان داد. او از بانیان فکر صنعتی کردن ایران است و از بزرگترین و خردمندترین متفکران اصلاح نظام مالی روزگار خود به حساب می آید. و در تاریخ نوسازی ایران و توسعه و پیشرفت کشور در مسیر استقلال ملی و فرهنگ خودی یکی از پیشگامان تفکر و کار محسوب می شود.
مانی به عنوان یکی از بزرگترین مصلحان اجتماعی عصر ساسانی می توان یاد کــرد. وی وارث اندیشه های گنوستیگی جامعه بین النهرین و مبتکر تلفیق اندیشه های بزرگ دینی عصر خود چون: زرتشتی، عیسوی و بودایی با یکدیگر بود. مانی با حضور در دربار شاهپور اول ساسانی (273-241) و اعلان رسالت خویش توانست نظر شاه را به دین خود جلب نماید. حمایت شاپور در گسترش و تقویت دین مانی موثر بود. بهرام اول (276-273) که تحت نفوذ کرتیر موبدان موبد زرتشتی قرار داشت به علت مخالفت روحانیون با این دین بعد از محاکمه مانی دستور کشتن وی را صادر کرد. با مرگ مانی پیروانش اندیشه های او را در سرزمینهای مختلف گسترش دادند. دین مانی در امپراطوری روم،آفریقای شمالی و هم چنین در ماوراءالنهر تا سرزمین چین برای خود پیروانی یافت و تا قرن سیزدهم در ترکستان به حیات خود ادامه داد.
وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی باعث ظهور رویکرد شفاهی در تاریخ نگاری معاصر ما گردید، اما برای رسیدن به استانداردی مورد قبول، چون و چراهای زیادی لازم است. دور شدن از ملاحظه کاری های سیاسی برای تاریخ نگاری انقلاب ممکن است توقعی بیش از حد به نظر آید، با این حال از ضرورت آن چیزی نخواهد کاست. همچنین در تدوین تاریخ شفاهی دوران دفاع مقدس، که سرشار از فداکاری و اخلاص و رشادت بوده است، باید از موانعی چون روزمرگی، پراکنده کاری، بی برنامه گی و کمبودهای سخت افزاری گذر نماییم تا بتوانیم حق مطلب را تا حدودی ادا کنیم. محسن کاظمی و محمود جوانبخت، دو تن از متخصصان عرصه خاطره نگاری جنگ و انقلاب، در گفت وگویی صریح و صمیمی، گفتنی های خود را با ماهنامه زمانه در میان گذاشته اند که متن آن را هم اینک پیشروی مبارکتان ملاحظه می فرمایید.
زمانی که نیروهای مذهبی ضرورت انسجام و سازمان دهی را برای همراهی و مبارزه در کنار رهبر و مرجع زمانه خود، یعنی امام خمینی(ره)، احساس کردند و قرار شد به پیشنهاد ایشان برای تشکیل ائتلافی سیاسی مذهبی عمل کنند، دو میراث بزرگ را پشتوانه کار خود قرار دادند؛ یکی راه و روش مبارزاتی و تشکیلاتی فدائیان اسلام، که هنوز یاد رشادت و شهادت آنها از خاطرها پاک نشده و دیگری بهره بردن از دستگاه اقتداریافته و سازمان یافته روحانیت که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) آن را ایجاد کرده بود. نهاد روحانیت در زمان ایشان توانسته بود مجتهدان و عالمان بسیاری تربیت کند که استفاده از آنها برای پیشبرد نهضت کاملاً مؤثر بود. از سوی دیگر وی با ایجاد سیستم وکالت، بازار و اصناف گوناگون را با نهادهای مذهبی در ارتباط نزدیک و کاملی قرار داده بود که این ارتباط پشتوانه های مالی و اجتماعی خوبی برای زمینه سازی و تداوم نهضت فراهم ساخت. هرچند مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) با روش فدائیان اسلام آشکارا مخالفت می کرد، به گونه ای بر نهاد مرجعیت و روحانیت زعامت نمود که به شکلی ریشه ای تر و گسترده تر، زمینه های تجدید حیات آرمان های فدائیان اسلام محقق شد و نیروهای مذهبی توانستند از لحاظ مادی و فرهنگی با دست کاملاً پُر انقلاب شکوهمند اسلامی را به پیروزی رسانند.
در حکومت های استبدادی شاهنشاهی، بررسی روابط خانوادگی یکی از عرصه های مطالعاتی بسیار مهم می باشد؛ زیرا اساساً بنیاد و رشد این قبیل نظام های حکومتی بر نسبت های فامیلی و روابط مشابه استوار است. وابستگی عباس هویدا ــ که بیش از سیزده سال زمام دولت ایران را در دوران پهلوی دوم بر عهده داشت ــ به تشکیلات بهائیت و رابطه او با این فرقه، در همین چارچوب نیازمند بررسی می باشد. نوشتار زیر بر همین اساس تهیه شده است.