به پادشاهی رسیدن طغاتیمورخان در عصر ایلخانان رقیب (756-736ه.ق) را باید پدیده ای جالب و استثنایی در تاریخ مغولان دانست. زیرا او از تبار جوجی قسار برادر چنگیزخان بود؛ در حالی که بر اساس سنت سیاسی مغولان تنها فرزندان و نوادگان چنگیزخان می توانستند به پادشاهی (خانی) برسند. این در حالی است که طغاتیمورخان از میان هم مدعیان سلطنت (ایلخانی) نسبی روشن تر و مشخص تر دارد. لذا ادعای نسب چنگیزخانی نکرده است و همین امر مشروعیت حکومت او را نزد مورخان آن عصر محل بحث و گفت و گو قرار داده است.
این مقاله درصدد است، زندگی علاءالدین محمد هفتمین رهبر اسماعیلیان نزاری را از منظری متفاوت بازخوانی کند. شخصیتی که ضمن سرپرستی دین و دنیای نزاریان به بیماری مالیخولیا گرفتار آمد و زندگی اش پرتنش، بحرانی و متلاطم شد. درباره سلامت روانی و عقلانی وی تحلیل های متفاوتی عرضه شده است؛ اما این مقاله می کوشد با رویکردهای روانشناختی و جامعه شناختی، علل و عوامل بروز این بیماری و تجلیات آن را در زندگی پرفراز و فرود این امام اسماعیلی بررسی نموده، آثار و پیامدهای آن را تحلیل کند.
به دنبال وقوع انقلاب 1917م روسیه، نخستین فرستاده دولت جدید به ایران اعزام شد. این فرد کارل براوین نام داشت. براوین تلاش کرد با محافل سیاسی ایران ارتباط برقرار سازد و سطح روابط دولت جدید را با دولت های ایران ارتقاء بخشد. اما نه وی توانست در این زمینه، کاری انجام دهد و نه جانشین بلافصلش. مقاله زیر تلاش دارد علل و عوامل این ناکامی را بررسی کند و نقش انگلستان را در آن، مورد بازکاوی قرار دهد. تبعات و نتایج این سیاست ها از دیگر محورهای مقاله حاضر است. در این مقاله، جناحبندیهای سیاسی ایران مقارن این تحولات هم بررسی شده اند
جریانهای سیاسی ــ اجتماعی همواره می کوشند در جهت تثبیت و تعمیق موقعیت عمومی و اجتماعی خود از مفاهیم و نظریاتی استفاده کنند که ضمن بیان افکار و اندیشه های آنها، بتوانند در مواجهه با مسائل گوناگون و دیگر جریانها، پاسخی اقناع کننده ارائه نمایند. نکته اساسی در این فرایند، چگونگی تشخیص و به عبارت بهتر جهت گیری نظام ادراکی و معنایی نخبگان هر یک از جریانها در تعیین قوت و تجانس اندیشه های مورد استفاده می باشد. جریان ملی ــ مذهبی ها، به عنوان شاخه ای از روشنفکری جامعه ایران، از اندیشه هایی مدد جسته است که تناسب و تجانسی با فرهنگ بومی ندارد و لذا از نفوذ و دوامی که از یک جریان سیاسی ــ اجتماعی انتظار می رود بهره مند نگردیده است.
امیدهای مصدق به مساعدت دولت امریکا برای مواجهه با مشکلاتی که پدرخوانده آن کشور، یعنی انگلستان، برای ایران به وجود آورده بود، او را با شرایط دشواری مواجه نمود. مصدق گمان می کرد امریکاییها از ترس سلطه کمونیسم بر ایران، حمایت از او را بر مناسبات دوستانه با انگلیس ترجیح خواهند داد اما هم خطر کمونیسم در ایران بدان حد که مصدق درباره آن غلو می کرد نبود و هم اهمیت استراتژیک هم پیمانی با انگلیس برای امریکا، کمتر از اهمیت خطر شیوع کمونیسم در ایران به نظر نمی رسید.به هرحال شکست مصدق در کسب مساعدت امریکا، برای آن کشور نیز یک شکست بی سروصدا و مزمن به همراه داشت و آن این که اعتماد و محبتی که ایالات متحده توانست به پشتوانه سیاست عدم مداخله در امور کشورها و نیز برخی حمایتها از ایران در برابر شوروی، در دل ایرانیان برای خود ایجاد کند، دیگر از بین رفت.
شیوه های گوناگون استعمارگران برای حضور و نفوذ در بافت اجتماعی کشورهای تحت سلطه، خود موضوعی جالب و در خور توجه است و یکی از بهترین راههای مطالعه آن، بررسی عملکرد کنسولها و کنسولگریهای آنها در مناطق تحت نفوذ است. حتی در سخت ترین شرایط جنگی هم کارگزاران استعمار به دنبال اهداف و منافع درازمدت خود در کشورهای تحت سلطه و اشغال بودند و به همین خاطر از راهکارهای بلندمدت فرهنگی غافل نمی شدند. در این مقاله با شیوه عملکرد کنسولگریهای خارجی در منطقه خراسان در زمان اشغال ایران توسط متفقین آشنا خواهید شد.
روابط سیاسی کشورها با یکدیگر، به طور تدریجی موانع و فرصتهایی فراروی آیندگان هر واحد سیاسی در قلمرو سیاست خارجی فراهم می سازد. مقاله پیش رو که روابط ایران و عثمانی را در دوره محمدشاه قاجار بررسی کرده است، نشان می دهد چگونه دخالتهای بیگانگان به این روابط جهت می بخشد و نیز تا چه اندازه تاثیرات این دخالتها، به مثابه میراثی از گذشته، آینده روابط سیاسی این کشورها را تحت الشعاع قرار داده است.
اگر ادبیات یک جامعه را آینه ای برای انعکاس حال و روز آن جامعه بدانیم، چاره ای نیست جز اینکه برای شناختن ابعاد انقلاب مشروطیت ایران و برای دانستن حال و روز ایران عصر مشروطه، ادبیات سیاسی آن روزگار را نیز با دقت و جدیت مورد توجه و تامل قرار دهیم. هر تحول اجتماعی و سیاسی، خواه ناخواه همه شئون جامعه از جمله ادبیات را تحت تاثیر قرار می دهد که این امر در مورد انقلاب مشروطه نیز صدق می کند. تازگیهایی که ادبیات ایران عصر مشروطه پیدا کرده بود، هم از لحاظ مضامین و هم از لحاظ شیوه بیان، نشانگر آن بودند که مشروطیت یکی از ماندگارترین تاثیرات خود را بر جامعه ایران گذاشته است. ادبیات در عصر مشروطه تاحدزیادی مردمی شد و از مغلق گوییهای خاص مجالس رسمی و ادبی رهایی یافت و نیز به یک ابزار مهم و موثر در مبارزه سیاسی تبدیل گردید؛ چنانکه مشروطیت یکی از سیاسی ترین دوره های ادبی ایران را به خود اختصاص داد.
فوری ترین تاثیر انقلاب اسلامی در قلمرو سیاست، وارد ساختن عموم مردم در چرخه قدرت و موسع نمودن عرصه سیاسی و تصمیم گیری سیاسی بود. آزادسازی پتانسیل نیروهای اجتماعی و سیاسی، از یک سو، و افزایش جمعیت توام با رشد آگاهی، از سوی دیگر، شرایط خاصی را در تعاملات و ارتباطات سیاسی در کشور پدید آورد که بر اثر آن جریانهای مختلف با تنوع در میزان فراگیری و نفوذ اجتماعی پدیدار شدند که این امر فضایی پرتلاطم در زمینه های سیاسی ایجاد نمود. اکنون با گذشت نزدیک به سه دهه و استقرار آرامش فراگیر در کشور، فرصت لازم برای مطالعه جریانها به وجود آمده است. علاوه بر این، بررسی نظری و تحلیلی جریانها نیازی ضروری به منظور ساماندهی صحیح آنها در جهت منافع ملی است. در این مقاله ضمن کوشش در ارائه سامانه ای نظری برای این بحث، سابقه جریانهای سیاسی در دوران پهلوی دوم، در قالب طرح کامیابی ها و ناکامیابی های آنان بررسی گشته است که می تواند مقدمه مناسبی در شناخت سابقه فعالیت جریانهای سیاسی در ایران معاصر و تحولات آن در دوران پس از پیروزی تلقی گردد.
از نگاه ایرانشهر راه رهایی ایران در متن سه انقلاب مهم نهفته بود: انقلاب در نظام سیاسی، انقلاب در عرصه ادبیات و انقلاب در حوزه افکار و عقاید. این مقاله درصدد بررسی تحلیلی زوایای اندیشگی مجله ایرانشهر در عرصه انقلاب فکری و تحول در باورها و نگرش های ایرانیان است. انقلابی که خواه ناخواه سبب دگرگونی در نظم سیاسی می شد و جامعه ایران برای تحقق آن نیازمند بسط علوم و معارف جدید در کنار نظام تعلیم و تربیت نوین بود تا در پرتو آن مبارزه ای گسترده با فساد اخلاقی صورت پذیرد؛ حیات مادی و معنوی زنان ایرانی متحول گردد؛ باورها، آموزه ها و اعتقادات مذهبی مورد بازنگری قرار گیرد و راه برای توسعه و پیشرفت ایران هموار گردد. با بررسی تحلیلی مسایل یاد شده، این مقاله می کوشد نگرش ها و چاره اندیشی های این مجله را برای نجات ایران در معرض قضاوت قرار دهد.