اقدامات صورت گرفته در مورد مذهب در دوره رضاشاه اساساً به دو دسته تقسیم می شود: اقداماتی که مستقیماً با مذهب ضدیت داشت و اقداماتی که فی نفسه ضد دین نبود ولی پیامد و نتیجه ضددینی داشت. در مقاله حاضر این دو نوع اقدام در چهار بخش مورد بررسی قرار می گیرد: اقدامات صورت گرفته در رابطه با حوزه نهادی دین، بعد آموزشی، شعائر و مناسک دینی و رابطه دین و سیاست.
با کنار رفتن رضاشاه از صحنه سیاسی کشور، کلیه نیروهای اجتماعی به یکباره همچون آتشفشانی فوران کردند. جریانهای دینی نیز از خود واکنشهایی نشان دادند که بر اساس منافع طبقاتی و نژادی یا صنفی نبود و نتیجه آن اعاده و بازسازی هویت دینی جامعه بود. جریانهای دینی اسلام سنتی، اسلام معترض و اسلام تجددخواه، در هیات هویتهای مقاومت و برنامه دار به بازسازی هویت دینی جامعه دست یازیدند. هدف نهایی این مقاله، ارائه سنخ شناسی از واکنش جریا نهای مذهبی پس از شهریور 1320 منطبق بر ابعاد خاص چالش هویت دینی جامعه در دوره رضاشاه است.
ترکمانان مجموعه قبایل پراکنده ای بودند که از قرن پنجم به بعد خود را به مناطق شمال شرقی ایران رساندند. در سیر کلی تاریخ ایران این عناصر بخشی از حاکمیت سیاسی ایران را تشکیل می دادند اما در ایام ضعف حاکمیت مرکزی، خودسری و نافرمانی ویژگی عمومی این قبایل بود. در قرن سیزدهم هجری قدرت مرکزی ایران که در اختیار قاجارها بود اکثراً در برابر خودسری این قبایل ناتوان ظاهر شد. در همین ایام پیشروی روس ها در آسیای مرکزی زمینه الحاق بخش هایی از مناطق ترکمن نشین به قلمرو آنها را به دنبال داشت. ساختار قومی و قبیله ای و جغرافیای طبیعی منطقه در کنار شیوه های دفاعی ترکمانان، مجموعه شرایطی را مهیا نمود تا روس ها برای تسلط بر این منطقه در مقایسه با سایر بخش های آسیای مرکزی با دشواری های بیشتری مواجه شوند و به سختی نیروهای خود را در این منطقه استقرار بخشیدند. مقاله پیش رو شیوه های دفاعی ترکمانان و دلایل ناکامی نهایی مقاومت آنها را در برابر روس ها جستجو می نماید.
یکی از مباحث مهم در تحلیل تغییرات اجتماعی، پیامدهای وقوع آن ها می باشد. به بیان دیگر، صرف نظر از منشا تغییرات اجتماعی، چگونگی گسترش و نفوذ آن ها در تاروپود نظام اجتماعی پرسشی اساسی در تبیین فرازوفرودهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. آنچه درخصوص کشورهایی نظیر ایران موضوعیت می یابد مبحث نوسازی می باشد؛ واقعیتی که تدریجا رشد و گسترش یافت و در دوران پهلوی با پشتوانه ای دولتی، صورت جامعه را به کلی دگرگون ساخت. با وجود این، وقوع انقلاب اسلامی حاکی از ناکامی این اقدامات است. بنابراین لازم است برای عبرت آموزی، از یک سو، و شناخت دقیق تر تحولات تاریخی کشور، از سوی دیگر، به این موضوع توجه شود. مقاله حاضر چنین هدفی را تعقیب کرده است.
مشروطه شناسی در شرایط فعلی به عنوان یک نیاز مطرح شده است. رخداد مشروطه از جهات گوناگونی نیازمند تامل و نقد می باشد تا شناخت تحولات تاریخی این مرز و بوم در دوران معاصر، واقع بینانه گردد. شناسایی تاثیرات این انقلاب و فراز و فرود آن در گرو رفع ابهاماتی است که انحراف در تحلیل آن را موجب گردیده است. در این گفت وگو جناب آقای دکتر داریوش رحمانیان، عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران، این نیاز و ملزومات پاسخگویی بدان را مطرح کرده است.
تاریخ فرهنگی جنگ رویکردی بسیار مهم در تاریخ نگاری است که نه تنها زوایای پنهان و نامرئی جنگ را بررسی می کند و کمک فراوانی به درک «روح یک جنگ» توسط ذهن و زبان جامعه جنگ زیسته می نماید، بلکه مواد پژوهشی ارزشمندی را در اختیار سایر رشته های علمی مرتبط با فرهنگ قرار می دهد. همان طورکه کتاب «در قلمرو سوگ و خاطره» نوشته جی وینتر به شرح تاثیرات پیچیده جنگ جهانی اول بر تاریخ فرهنگی اروپا اختصاص یافته است، در عرصه تاریخ مقاومت و دفاع مقدس مردم عزیز و سلحشور ما در جنگ هشت ساله نیز نویسندگان گرانقدری هستند که با این رویکرد مهم به تاریخ جنگ توجه کرده اند.نوشتار زیر به آثار بعضی از این نویسندگان توجه نموده است.