ایل قشقایی یکی از ایلات بزرگ و کهن جنوب ایران است. استان فارس مرکز اصلی زندگی آنها است ولی از آنجا که زندگی عشایر با طبیعت پیوند خورده است، با توجه به فصل سال برای رسیدن به ییلاق و قشلاق کوچ می کنند. در دوران سلطنت فتحعلی شاه این ایل در ایالت فارس به ایلی قدرتمند تبدیل شد و جانی خان و فرزندانش ریاست آن را بر عهده داشتند که از آنها یک سند، شامل شش وقف نامه باقی مانده است. اما وقف نامه ها چه اطلاعات تاریخی در زمینه مطالعات قشقایی شناسی و سندشناسی ارائه می دهند؟ این مقاله با هدف معرفی و تحلیل شش وقف نامه از جانی خان قشقایی و فرزندانش با روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که برخی اسناد در قالب وقف نامه از خاندان شاهیلو باقی مانده اند. محدوده جغرافیایی وقف نامه ها ایالت فارس و در دوره والی گری حسینعلی میرزا فرمانفرما است. وقف نامه ها مشخص می کنند که اسماعیل خان قشقایی علاوه بر دو پسرش به نام های جانی خان و حاجی حسن خان پسر دیگری به نام رضا خان داشته است. در وقف نامه ها سهم پنج نفر از خاندان شاهیلو از املاکشان در شیراز و بلوکات ایالت فارس مشخص شده است. جانی خان و فرزندانش محمدعلی خان و مرتضی قلی خان رقباتشان را وقف کرده اند. موقوفه ها که با انگیزه های مختلفی انجام شده به صورت خاص و عام- خاص هستند. با جستجوی نام شیخ الاسلام ها و عبارت ثبت و محل های سجع های مهرها و نام محرران و ثَبات می توان فهمید که وقف نامه های قشقایی در محکمه اسلامیه شیراز و با روش خاصی تنظیم و ثبت شده اند.
در این مقاله تأثیر رویکرد تفسیری محمد مجتهد شبستری به عنوان یکی از نوگرایان دینی و آیت الله مصباح یزدی به عنوان یکی از نمایندگان جریان اسلام سیاسی فقاهتی بر نوع نگاه آنها به الگوی نظم سیاسی دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است. محمد مجتهد شبستری از روش های جدید برای تفسیر متون دینی استفاده کرده و با اتخاذ روش هرمنوتیک، دین را به گونه ای تفسیر کرده است که قابلیت پذیرش یک نظام دموکراتیک را دارد؛ تا به زعم خودش ایمان مؤمنان متناسب با شرایط روز حفظ شود. حاصل نگرش این اندیشمند دینی پذیرش دموکراسی ارزشی است. همزمان با وی، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی نماینده برجسته جریان فکری اسلام سیاسیِ فقاهتی، با تأکید بر روش فقهی، به حفظ جایگاه دین در حوزه سیاسی و اجتماعی به منظور تأمین سعادت دنیوی و اخروی مسلمانان می اندیشد؛ به همین دلیل وی پرداختن به مفهوم مردم سالاری و تبیین آن براساس اصول اسلامی مورد فهم گفتمان فقه محور را ضروری می داند و ضمن ردّ مردم سالاری لیبرال، از امتناع دین و این نوع از مردم سالاری سخن می گوید. البته وی مردم سالاری روشی را می پذیرد. در این نوشتار، از متدولوژی «کوئنتین اسکینر» در تحلیل فهم این دو اندیشمند از الگوی مردم سالاری بهره گرفته شده است.
از جمله مسائل مهم در امر پزشکی و سلامت جامعه ایران در نیمه دوم عصر قاجار، روابط میان بیمار و پزشک بود. نوع این روابط در آن روزگار از مهم ترین اموری بود که می توانست بر چگونگی معاینه، درمان و سلامتی فردی و عمومی مردم اثرگذاری زیادی داشته باشد. در خصوص روابط میان بیمار-پزشک، تعدادی از جامعه شناسان دنیا به ارائه الگوی نظری پرداخته اند که یکی از آنان تالکوت پارسونز جامعه شناس آمریکایی است. در این مقاله با روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با بهره وری از منابع دست اول، همچون خاطرات و سفرنامه ها به بررسی روابط میان بیماران طبقات فرادست با پزشکان اروپایی بر اساس مدل نقش محور پارسونز پرداخته می شود. سؤالات پژوهش عبارت اند از اینکه آیا بیماران طبقات فرادست در نیمه دوم عصر قاجار شرایط ایفای نقش اجتماعی بیمار را داشته اند، آیا پزشکان اروپایی در این عصر شرایط ایفای نقش اجتماعی پزشک را داشته اند. مبنای این پژوهش بر این فرضیه استوار است که در نیمه دوم عصر قاجار هم بیمار و هم پزشک می توانستند به ایفای نقش اجتماعی خود در فرایند روابط بیمار-پزشک آن گونه که پارسونز مطرح می کند، بپردازند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در نیمه دوم عصر قاجار هم بیمار طبقه فرادست و هم پزشک اروپایی می توانستند به ایفای نقش اجتماعی خود در چرخه روابط بیمار-پزشک بپردازند. اگرچه مسائلی همچون تمارض گرایی بیماران از جمله عوامل اثرگذاری بودند که می توانستند روند طبیعی روابط بیمار- پزشک در این دوره را با اختلال مواجه کنند.
بررسی اخبار فتوح، حاکی از آن است که فرماندهان سپاه عرب های مسلمان در بیش تر مواقع ترجیح می دادند تسلط بر سرزمین ایران را به جای جنگ از طریقِ عقد قراردادهای صلح آمیز به دست آورند. بدین جهت، به شکل های مختلف به اشراف ایرانی و رعایای آنان با وجود داشتن سابقه جنگی و حتی نقض پیمان و شورش، امان می دادند و پای میز مذاکره با آنان می نشستند. با توجه به تکرار این سیاست، این پرسش مطرح می شود که چه انگیزه هایی در ترغیب نخبگان سیاسی نظامی عرب به در پیش گرفتن راهبرد مصالحه و سازش با اشراف ایرانی وجود داشت؟ هرچند رویداد بزرگ فتح ایران توسط عرب های مسلمان از زوایای گوناگون مورد بحث و تحلیل تاریخ پژوهان قرار گرفته است؛ اما تاکنون پژوهشی جامع و مستقلی در پاسخ به پرسش موردنظر، صورت نگرفته است. لذا در جستار حاضر، تلاش بر آن است تا با تکیه بر منابع دست اول و با استفاده از رویکردی تاریخی و روشِ تحلیلی توصیفی به پرسش مذکور، پاسخ داده شود. یافته ها نشان می دهد که عواملی همچون تسهیل پیشروی سپاهیان عرب در سرزمین ایران با مساعدت های حکام محلی، کاهش مقاومت ها و اعتراضات در نواحی مختلف ایران با استفاده از نفوذ قومی و اعتبار خاندان های بزرگ محلی، استفاده از نیروی نظامی اشراف ایرانی در درگیری های داخلی قبایل عرب، استفاده از دانش و تجارب دیوان سالاران و دهقانان ایرانی در اداره نواحی متصرفی، در انعقاد عقد قراردادهای صلح آمیز و استقبال نخبگان سیاسی نظامی عرب ها از راهبرد مصالحه و سازش اشراف ایرانی در فتح سرزمین ایران مؤثر بوده است.
مسأله لغزش مالی در میان کارگزاران حکومتی امری است که در گذر تاریخ، جوامع مختلف بدان مبتلا بوده اند. بنابراین شایسته است که حاکمان چاره ای برای آن اندیشیده تا آسیب زایی آن را مدیریت نمایند. از آنجا که کارگزاران حکومت علوی نیز از این امر به دور نبوده اند به سبب جایگاه امیرالمؤمنین(ع) در نظام اندیشه ای امامیه و الگوگیری از رفتار ایشان، شیوه مواجهه حضرت با این مسأله به عنوان پرسش این جستار مورد واکاوی قرار گرفته است. در بررسی تاریخی داده های اسنادی منابع کهن، اهتمام امام(ع) در پیشگیری بر اموری بسان شایسته گزینی، عنایت به حقوق کافی، ارزیابی نامحسوس و ... بوده و امام(ع) به سادگی از اخبار لغزش مالی کارگزارانش چشم نمی پوشید. در استقراء و بررسی لغزشهای مالی روی داده، از راه کارهای مورد استفاده حضرت نیز می توان به اطلاع رسانی خیرخواهانه، بررسی اخبار لغزش مالی، بازنگاه داشتن مسیر اصلاح، پیگیری و بازگرداندن اموال و مجازات اشاره داشت. اما نکته اصلی آن است که در پیمودن تمامی این مراحل اهتمام اصلی امام(ع) بر موعظه نیکو و اصلاح درونی کارگزار خاطی بوده است
علی رغم وجود مباحث گسترده فقهی راجع به جایگاه احکام تکلیفی در باب عقود، کتب اندیشمندان حقوقی و البته آرای نظام قضایی در این زمینه ساکت است. بی توجهی حقوق دانان به تفاوت احکام وضعی و تکلیفی، در بسیاری موارد موجب از بین رفتن مرز میان حقوق اموال و حقوق تعهدات شده است. برای مثال، برخی از حقوق دانان برای تعهد ناشی از شرط فعل قائل به مالیت شده یا آنکه تعهد به نفع ثالث را موجب حکم وضعی مدیونیت دانسته اند. به این ترتیب پرسش اصلی در پژوهش حاضر تمایز آثار احکام تکلیفی از احکام وضعی و جایگاه هرکدام در حقوق تعهدات است. شناسایی مصادیق احکام تکلیفی در قانون مدنی با توجه به آثار آن ازجمله عدم مالکیت، عدم ایجاد دین و عدم توارث، می تواند در تفسیر مواد قانونی و همین طور آرای دستگاه قضایی مؤثر باشد. در مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای سعی شده است که جایگاه احکام تکلیفی در مواد مربوط به شرط فعل، تفسیر ماده 959 قانون مدنی، غصب و ضمان عهده در پرتو آرای امام خمینی موردبررسی قرار گیرد. تحلیل حکم تکلیفی نشان می دهد متعلق آن ابتدائاً فعل مکلف بوده و ممکن است موضوع آن فعل، مال یا انجام عملی باشد و بخش اخیر بستر طرح حکم وضعی در تعهدات است. شناخت آرای امام در این باب می تواند بستری مناسب جهت قاعده مند کردن ضمان عرفی بر مبنای ضمان عهده باشد.
مهر یکی از ایزدان مهم در آئین زرتشت بود.قبل از پادشاهی گشتاسب که هنوز نامی از زردشت در شا هنامه نیست،کیخسرو با ایزدان زردشتی ستوده می شود. قدیمی ترین سرود اوستا بعد از فروردین یشت، مهر یشت نام داردمهریشت شامل دو بخش است: بخشی که قبل از ظهور زردشت وجودداشته است ویشتی که بعد از ظهور زردشت نوشته شده است. در دوران اشکانی آیین مهر توسط سربازان به آسیای صغیر واز آنجا به اروپا راه یافت و در حدود چهار قرن اروپا را تحت سیطره خود داشت. آیین میترا در اروپا به صورت دگرگون شده ای از آیین مهر در ایران بود. امپراطوران روم مهرابه های بسیاری در اروپا ساختند. افسانه های بسیاری برای تولد مهر ساخته اند. در اساطیر کهن ایران میترا از صخره ای زاده شده است و هنگام زاده شدن خنجری در دست دارد. میترا گاو نخستین را در غاری کشت با کشتن گاو آفرینش شروع می شود. و از تک تک اعضای بدن او گلها وگیاهان وخوشه های گندم روییده می شوند. اما کشتن گاو در نزد پیروان میترا به شدت افراط می شد و زردشت با شعار شکایتگاو نخستین از مردم نزدگشتاسب می رود و گشتاسب با قبول دین زردشت، آیین های مهری را برانداخت.آیین مهر در اروپا با قدرت گرفتن مسیحیت ومسیحی شدن کنستانتین امپراطور روم در قرن چهارم میلادی از میان رفت در حالیکه بسیاری از آداب ورسوم آیین مهر در مسیحیت رواج یافت مساله این پژوهش چیستی مفاهیم نمادین ایزدمهر در اروپا و ایران و هدف آگاهی از مفاهیم نقش این ایزد و چگونگی حضورش در دو منطقه جغرافیایی است.
مغولان در مناسبت های مختلف اقدام به برپایی مجالس جشن و سرور می نمودند که همواره از آداب و تشریفات خاصی برخوردار بود. جشنی را که به هنگام بر تخت نشینی فرمان روایان مغولی ترتیب می یافت، می توان از مهم ترین جشن های مغولان به حساب آورد. جشن های جلوس فرمان روایان در ابتدا بسیار ساده برگزار می شدند و با تثبیت امپراطوری مغولان و افزایش قدرت فرمان روایان آداب و آیین های بیشتری بر این جشن ها افزوده گشت اما باز جشن ها به سادگی گرایید. پس از استقرار حکومت ایلخانی در ایران و با وجود تأثیرگذاری فرهنگ و آداب ایرانی بر آن ها، ایلخانان به همان سنت ها و آداب اجدادی خود به هنگام جلوس فرمان روا عمل می کردند. در پژوهش حاضر سعی شده است ضمن توصیف چیستی و چگونگی آیین و آداب جلوس در دوران فرمان روایی مغولان و ایلخانان، به تغییرات و تحولات این مقوله مهم نیز پرداخته شود. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است و داده ها و منابع اطلاعاتی آن کتابخانه ای و اسنادی است.
Iconology is a type of scientific study in which the worldview of the creation era of visual works is determined. This type of cultural studies includes the description of the visual patterns of the work (pre-iconography), the introduction of the narrative or narratives that are observed in the work (iconography analysis) and finally the interpretation of iconology. The purpose of this study is to examine the written content engraved on Safavid coins using the iconographic analysis method. To fulfill this purpose, all the texts engraved on Safavid coins are described, and then, using the method of iconography or iconography analysis, the narratives about these texts are stated. Moreover, the iconographic analysis of the written content engraved on Safavid coins shows some of the political, cultural and religious developments of this era, such as the position of Hamza Mirza, the son of Shah Muhammad, in the developments of Safavid era, the religious approach of Ismail II, the continuity of Safavid position in Iran's internal developments after Afghan invasion, and the high position of Shiite religion and the Persian language during Safavid era.
دریافت علوم اسلامی بدون شناخت اسلام امکان پذیر نیست. علوم زیادی از مناطق مختلف جهان توسط مسلمانان اخذ و در جهان اسلام نشو و نما گردید. از این رو علوم متعددی در جهان پا به عرصه ظهور گذاشت و مسلمانان توانستند در تمامی علوم از سایرین پیشی جویند و با تأسیس بیت الحکمه های و دانشگاه های اسلامی دانشمندان بزرگی را به دنیا معرفی نمایند. این دانشمندان با تاسی از علوم اسلامی و قرآن آثار متعدد مادی و معنوی از خود به یادگار گذاشتند که امروزه آرایه تمامی موزه های جهان اسلام و غیر اسلامی شده است. گفتار حاضر بر آن تا با رویکرد منطقی و با روش توصیفی تبیینی، تحول علم و دانش و دستاوردهای دانشمندان مسلمان را با تاسی از قرآن در تمامی عرصه مورد بررسی قرار داده و به معرفی آنها بپردازد.
پژوهش یک فرایند قابل مدیریت و نظام دهی است و یکی از پایه های اساسی تمدّن سازی شمرده می شود؛ از این رو طراحی نقشه ی پژوهش هدفمند در مسیر تحقق تمدّن سازی با توجه به بیانیه گام دوم انقلاب ضروری است. در این راستا باید اندیشه های آیت الله خامنه ای را به مثابه اندیشمند و سردمدار تمدّن خواهی نوین اسلامی، مورد توجه و تحلیل قرار داد. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی، با مطالعه تفصیلی بیانات رهبر معظم انقلاب در بازه زمانی 1379 تا 1397، به استخراج اصول و زیرساخت های مسیر پژوهش تمدّن ساز پرداخته و به دو اصل «انطباق پژوهش بر نیازهای جاری و آینده کشور» و «دستیابی به مرجعیت و استقلال علمی» دست یافته است. به دنبال آن، مؤلفه های عملی هر یک را مورد تحلیل و واکاوی قرار داده است؛ در این راستا، چهار مؤلفه برای تحقق اصل نخست و شش مؤلفه برای اصل دوم ارائه کرده و تاکتیک های عملیاتی را پیشنهاد نموده است.
در تاریخ ایران اسلامی، عصر قاجار یکی از دوره هایی است که تأثیرات عمیقی بر ارزش های دینی و فرهنگی ایران از خود به جای گذاشته است. مراسم آیینی که در دوره قاجار به طورکلی بر اساس عقاید و افکار مذهبی سیاسی شکل گرفته بود چنان تداوم و تحول یافت که در کمتر دوره ای از تاریخ ایران، در زمانی چنان کوتاه بدان پایه رسیده است. بررسی و شناخت روند تداوم و تغییر مراسم آیینی و سوگواری در ایالت خراسان عصر قاجار به عنوان یک مسئله بنیادی، از اهمیت زیادی برخوردار است. مسئله تحقیق، بررسی برخی عوامل اقتصادی تأثیرگذار بر روند مانایی و تحول مراسم های آیینی و چگونگی و نحوه تحول آن است. این مقاله به بررسی وضعیت مراسمات در یکی از برجسته ترین ادوار تاریخ شیعیان یعنی قاجاریان در منطقه خراسان با تأکید بر شهر مشهد و علل اقتصادی تحولات آن با روش توصیفی و تبیینی می پردازد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در تداوم و تغییر مراسمات اگرچه عوامل اقتصادی دخالت داشته است اما عوامل وقف و بازیگران اقتصادی تأثیر بیشتری داشته اند.
پس از انقلاب صنعتی، تغییر و تحولاتی برای سرعت بخشیدن به تولیدات مصنوعی و برآوردن نیاز جوامع، نفت بهترین سوخت به جای ذغال سنگ در نظر گرفته شد که از آن محصولات و مشتقات دیگری نیز بوجود می آمد. در این تحقیق، شروع آن با تاریخچه نفت از کشف و استخراج در کشور ایران، رقابت میان بیگانگان برای رسیدن به آن شدت گرفت و اولین امتیاز نفت جنوب ایران توسط مظفر الدین شاه قاجار به ویلیام نوکس دارسی تبعه بریتانیا واگذار کرد و نیز با اشاره به اینکه در آن زمان هیچ حزب سیاسی وجود نداشت و مردم آبادان زیر نظر فردی به نام شیخ خزعل و نواحی بختیاری نشین خوزستان نیز تحت نفوذ سردار اسعد برآن حاکم و هردو شخصیت تحت نفوذ انگلیس ها بودند، اما هرچه بود موقعیت استراتژیکی ایران و وفور و ارزانی نفت آن، مهمترین علت حضور بیگانگان در ایران بود و در این فاصله انقلاب شوروی، روسیه را از ادامه جنگ و رسیدن به پیروزی و آرزوهای تزار به مدت کوتاهی از نفوذ آنان بر ایران کاست.
هدف از نگارش مقالۀ حاضر آن است که دو فرضیۀ مهم دربارۀ رستم التواریخ را با روش ابطال پذیری مورد وارسی قرار دهیم. رستم الحکما از آن دست مورخانی است که تاکنون قضاوت های متعارضی دربارۀ او، شخصیت و نوع تاریخ نگاری اش شده است؛ چنان که شماری از تاریخ پژوهان نوشته های او و به ویژه رستم التواریخ را نمونه ای از «توهم» و «هذیان» دانسته اند و در مقابل، شماری از دانش پژوهان علم سیاست او را از جمله اندیشه ورزانی تلقی کرده اند که برخی از اندیشه های اساسی انقلاب مشروطیت آتی همچون «عرفی سازی» و «عنایت به توده های مردم» را در در مطاوی آثارش جای داده بود. نگارندۀ مقاله حاضر سعی کرده است با استفاده از روش ابطال پذیری، فرضیه های متناقض فوق را به بوتۀ آزمون این روش بگذارد و میزان علمی بودن آنها را از منظر این روش ارزیابی کند. نگارنده روشن ساخته است که فرضیۀ نخست با روش استقراء صورت بندی و در چارچوب این روش دارای اعتبار است، ولی از منظر یک ابطال گر تاریخی، فرضیه ای «ابطال پذیر» به شمار می آید. حال آنکه فرضیه دوم به دلیل ماهیت آناکرونیستی و فقدان گزاره هایی مؤید آن فرضیه، از منظر روش پوپری، ابطال ناپذیر و در نتیجه غیرعلمی است.
با وجود آنکه گیلان از توانایی اقتصادی و تولیدی در سایر محصولات اقتصادی نیز برخوردار است، اما به جهت اهمیت ابریشم در اقتصاد گیلان و ایران، به ویژه صادرات این محصول به کشورهای خارجی، سبب توجه حکومت های مرکزی ایران و سایر کشورها به ابریشم گیلان شد. دوران اوج تجارت ابریشم ایران و گیلان، عصر صفویه بود؛ با این حال، در دوره قاجاریه نیز هنوز ابریشم بخش عمده ای از کالاهای صادراتی ایران را تشکیل می داد. مهم ترین عاملی که موجب توجه بیشتر اروپاییان در این دوره به ابریشم گیلان شده بود، رواج بیماری کرم ابریشم در اروپا و کمبود این محصول در آنجا بود. اما به جهت تسلط روسیه بر مناطق ابریشم خیز شمال ایران، انحصار تجارت این کالا عملا در اختیار روس ها بود. انگلیسی ها نیز تلاش داشتند با واسطه بر این کالای ارزشمند دست یابند؛ از این رو، سایر کشورهای اروپایی قادر به تجارت ابریشم ایران در این دوره نبودند. انحصار تجارت ابریشم توسط روس ها و انگلیسی ها موجب شد تا معیشت بازرگانان و تولیدکنندگان ابریشم ایرانِ عصر قاجار به نوعی وابسته به تجارتخانه ها و سیاست های این دو دولت شود. هدف از پژوهش پیش رو، تحلیل نقش صنعت ابریشم گیلان و تأثیر آن بر روابط انگلستان و روسیه با ایران عصر قاجار، با تکیه بر مطالعات اسنادی و تاریخی است. یافته های پژوهش نشان می دهد، با توجه به اهمیت ابریشم، برخی از کشمکش های سیاسی دولت های روسیه و انگلستان در ایران، جهت کنترل بر اقتصاد و تجارت این محصول بوده است. این تجارت انحصاری موجب شد تا سایر کشورها قادر به رقابت با این دو قدرت جهانی در زمینه تجارت ابریشم نباشند. در نهایت سیاست های دو کشور یاد شده زمینه های ضعف ابریشم گیلان را فراهم نمود.
ارمنستان در جهان باستان به ویژه در دوره ساسانی جولانگاه ابراز قدرت دو ابر قدرت جهان ایران و روم بوده که در اغلب دوره ها وابستگی آن به حکومت ایران بیشتر بوده است. در واقع رویدادهای تاریخ سیاسی و فرهنگی ارمنستان در دوره باستان همواره متاثر از ایران بوده است. آثار و منابع تاریخی ارمنی در بازشناسی تاریخ ایران باستان که همواره از کمبود منابع مکتوب دست اول ایرانی و پراکندگی منابع به زبان های دیگر رنج می برد از اهمییت ویژه ای برخوردار است و غنای آن آثار می تواند فقر منابع تاریخ ایران را در این زمینه تا اندازه ای جبران می نماید. با ابداع الفبای ارمنی در قرن پنجم میلادی سنت تاریخنگاری ارمنی وارد دوره طلایی خود گردید. غنا و فراوانی تاریخ ارمنیان از جمله آثار آگاتانژ، لازار فاراپی، موسی خورنی، سبئوس در این قرن و قرن های بعد روشنی بخش گوشه های تاریک تاریخ ساسانی شده است. نظر به اهمییت منابع ارمنی در تاریخ ساسانی، این مقاله بر آن است تا با بررسی آثار مورخان ارمنی از جمله آگاتانژ، ازنیک کلبی، پاستوس بوزند، یغیشه، موسی خورنی، لازار فاراپی، سبئوس به دیدگاه های تاریخ نگاری این مورخان درباره ی تاریخ ایران در دوره ساسانی پی ببرد.
همواره پدیده ای به نام انتساب در مورد کتاب، اثر تاریخی، سفرنامه، شعر وغیره گویای وجود شبهه می باشد. انتساب جلد دوم کتاب ارشاد القلوب به محدث و واعظ شیعی قرن هشتم، حسن بن محمد دیلمی یکی از این موارد است. شباهت های ظاهری و استنادات محققان به جلد دوم باعث قوت بخشیدن اصالت این تألیف شده است. درحالی که تفاوت های محتوایی آن با سایر آثار دیلمی و تردید برخی محققان در انتساب این اثر، نگارندگان این مقاله را بر آن داشت تا با روش توصیفی و تحلیل محتوا زوایای تاریک قضایا را روشن نموده و با استدلال های علمی و منطقی و به طور متقن انتساب جلد دوم ارشاد القلوب را به دیلمی رد کنند. به نظر می رسد این نوشته در اوایل عصر صفوی و در راستای سیاست رسمیت بخشیدن و ترویج مذهب تشیع تدوین شده باشد. مختصات ارشادالقلوب از جمله جاذبه واقبال عامه مردم به آن و وثاقت علمی مؤلف ازعوامل انتساب این اثر به دیلمی می باشد.