مطالعات تمدن اسلامی دارای ماهیتی بین رشته ای است. رویکرد های متعددی درحوزه تمدن شناسی وجود دارد که از آن جمله می توان به رویکرد های تاریخی، جامعه شناختی، روانشناختی، جغرافیایی و رویکرد الهیاتی اشاره نمود. مسئله اصلی این مقاله ظرفیت سنجی کاربرد رویکردهای مختلف در مطالعات تمدن اسلامی است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که کاربرد انحصاری هریک از این رویکرد ها در مطالعات تمدن اسلامی تنها وجهی از وجوه چند لایه تمدن اسلامی را روشن می سازد. اما توانمندی تحلیل برای پوشش سایر ابعاد پیچیده مطالعات تمدنی را نخواهد داشت. در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از روش تحلیلی، چگونگی کاربرد رویکرد های متفاوت در مطالعات تمدن اسلامی مورد نقد و تحلیل قرار گیرد.
طرح نظریه «اقتصاد مقاومتی» توسط مقام معظم رهبری، به عنوان اقتصادی درون زا، پویا و مبتنی بر اقتضائات دینی و ملی، طرحی است اساسی در جهت نوزایی اقتصاد داخلی و خروج کشور از رکود و وابستگی به بیگانگان. سیره عالمان شیعی در دو سدة اخیر، که کشور بارها آماج هجوم بیگانگان و دست خوش مداخلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنان بوده است، می تواند ما را در تعیین راهبردها و راه کارهای اجرایی کردن منویات رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی راهنمایی کند. این تحقیق کوشیده است به روش «داده بنیاد» اندیشه و سیره اقتصادی رهبران دینی دورة قاجار و اوایل دورة پهلوی را تحلیل کند و با استخراج مؤلفه های بنیادین افکار و رفتار سیاسی و تبلیغی آنان، الگویی کاربردی برای تبیین بهتر مفهوم اقتصاد مقاومتی مبتنی بر تاریخ و تمدن اسلامی کشور ارائه دهد.