ظلم و تعدی حاکمان محلی استرآباد - که به طور موروثی مقام خود را به دست آورده بودند - باعث نارضایتی ساکنان این ایالت و سوق داده شدن ایشان به سوی مشروطه شد. مشروطیت، شیوه ای مناسب برای مبارزه با حاکمان ستمگر بود که ابتدا در رامیان فندرسک و کتول شکل گرفت و به صورت مقابله مستقیم با عناصر استبداد در استرآباد جلوه کرد.
از سوئی، روسها در آشوراده حضور پیدا کردند و فعالیتهای تجاری و اقتصادی ایالت استرآباد را به انحصار خود درآوردند و به حقوق ساکنان دست یازیدند. این ماجرا همراه با نالایقی حاکمان و دولت وقت، عاملی شد تا با شروع مشروطیت، تجار، علما و سرکرده های محلی، برای اداره امور ایالت استرآباد، دست به تشکیل انجمن ولایتی بزنند.
ترکمنهای مقیم استرآباد نیز به دلیل سوء سیاست دولت مرکزی و قدرت طلبی روسها، اوضاع نابسامانی داشتند. آنها نیز با حمایت از اعتراضات مردمی علیه به توپ بسته شدن مجلس و ماجرای فتح تهران، توانستند با پر رنگ کردن نقش خود در مشروطیت و فرستادن نماینده به مجلس، به سوی آرامش گام بردارند.
با سقوط دولت آل بویه (حک 334-447ق) و با به قدرت رسیدن سلجوقیان (حک429-590ق)، خلیفة بغداد، طغرل سلجوقی (م455ق) خطبه خواند. با آغاز حکومت طغرل، و رویش سیاسی او و کینه های پنهان از دوران حاکمیت آل بویه نزد اهل سنت، رقابت و تعصب مذهبی برخی از شخصیت های آن عصر، زمینة درگیری میان هریک از مذاهب اسلامی، به ویژه شیعیان و اهل سنت را فراهم ساخت. شدت منازعات مذهبی به حدی بود که از آن دوران به «عصر مذهبی و جدلی» تعبیر شده است. اما در عین حال، بر مبنای «الناس علی دین ملوکهم» برخی تعامل ها و همگرایی ها میان شیعیان امامی و حاکمیت اهل سنت وجود داشت. اختلاف های داخلی سلجوقیان و نیاز آنها به نیروهای متخصص برای حفظ قدرت و همچنین تحت فشار بودن شیعیان امامی، موجب شد تا عالمان شیعی امامی در پرتو سیاست تساهل و تسامح حکومت، نقش اساسی را در حفظ و گسترش مذهب تشیع ایفا کنند و فشار مخالفان را بر شیعیان امامی کاهش دهند. این مقاله، نوع، اهداف و انگیزة همگرایی شیعیان امامی با حاکمیت سلجوقی را بررسی کرده و کاربست همگرایی میان آنان را تبیین نموده است.