خوابنامه ها، یکی از انواع متون ادبی هستند که گاه در قالب تعبیر خواب و زمانی به صورت شرح یک خواب نگاشته شده اند. یکی از دوره های تاریخی در خور توجه از بعد خوابنامه نویسی، عصر قاجاریه است. خوابنامه های عصر قاجار، مضامین انتقادی، سیاسی و اجتماعی را در خود جای داده اند. در میان این خوابنامه ها می توان به آثاری چون خلسه ی اعتماد السطنه، رؤیای صادقه ی سید جمال الدین واعظ اصفهانی، رؤیای صادقه محمد حسن تاجر کاشانی و خواب شگفت از ملافتحعلی اصفهانی اشاره کرد. مقاله ی حاضر که بر مبنای تحقیقات تاریخی ساماندهی شده و به شیوه ی توصیفی-تحلیلی به پرسش های پژوهش که دلایل رویکرد نویسندگان به قالب خوابنامه نویسی و وجوه اشتراک و تمایز خوابنامه ها است پاسخ دهد. دستاورد های این بررسی نشان می دهد که به رغم وجود برخی تفاوت ها و اختلاف نظر های جزئی نویسندگان خوابنامه ها، صبغه ی انتقادی داشته و ضمن به چالش کشیدن نظم سیاسی- اجتماعی عصر خویش، مروج افکار نوگرایانه بوده اند. این نویسندگان برای مصونیت از فضای استبدادی نظرات انتقادی خویش را در قالب خواب مطرح نموده اند.
مقالة حاضر یک نگاه نشانه شناختی به مبدا پیدایش و چگونگی خلق آثاری با الگوی فراز و فرود است که خود الگویی ذاتی برای تمامی پدیدارها در کائنات و از جمله گوهری نهفته در ذات آدمی است. تجلی این الگو در آثار هنری اسلامی خود از معانی متعالی تری خبر می دهد و نشان از سیر وحدت به کثرت و خلوت به جلوت است و گویای این مطلب است که آفرینش های هنری تماماً بر اساس القائات رحمانی و ربانی است. جلوه گاه حقیقت در هنر، عالم غیب و حق است. هنرمند به واسطه ""حضور"" از عالم غیب آگاهی می یابد و حقایق روحانی مربوط به عالم و معارف حقیقی و علوی را درک کرده و دست به خلق آثاری می زند که همگی نشان از بندگی دارد. در این تحقیق تلاش شده است تا با بررسی مفاهیم نظری و رویکردهای تحلیلی و مطالعه نمادهایی چون ""طاق"" ، ""گنبد"" و ""فواره"" و آفریده های از این دست، که با نگاه به آنها دل و جان و چشم هر بیننده را مسحور می نماید و روح انسان را به سوی عالم بالا سوق می دهد و در نتیجه احساس آرامش و اطمینان را القاء می نمایند، خبر از صعود به عالم علوی و سیر در ملکوت و پس ازآن فرود به عالم سفلی می دهد که نشان از قیام، رکوع و سجود است که همانا نماد "" عبادت و بندگی"" است.
در پی حمله اعراب مسلمان به سرزمین های امپراطوری ساسانی، شهرهای مناطق مختلف ایران به تناوب طی زمان-ها و شیوه های مختلف فتح شدند. در این میان، شوش که یکی از شهرهای مهم امپراتوری ساسانی محسوب می گردید توسط اعراب فتح گردید. تنوع روایات در زمینه چگونگی این فتح، سبب ایجاد این پرسش شده است که از میان روایات نقل شده در منابع تاریخی فوق، کدامیک، نزدیک ترین روایت را درباره فتح شوش بیان داشته است؟ فرضیه ای که مطرح می شود این است که به علت وقوع جنگ جلولا، قبل و جنگ نهاوند، بعد از فتح شوش و نقل و انتقال سپاهیان در این بین، روایات مربوط به فتح شوش متفاوت شده است. یافته ها نشان از آن دارند که رویارویی های همزمان سپاهیان ساسانی و عرب در چند منطقه مختلف به زمان فتح شوش بر اختلاف روایات تاثیرگذار بوده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی روایات مربوط به فتح شوش براساس گزارشات، طبری، بلاذری و ابن اعثم کوفی و دستیابی به روایتی صحیح در مورد فتح این شهر به روش توصیفی-تحلیلی می باشد.