در این بخش چند سند را که مربوط به جریانها و جناحهای مختلف و درگیر در جنبش مشروطیت است، با هم مرور میکنیم: سند شماره یک، خواستههای علمای متحصن در حضرت عبدالعظیم را بیان میدارد. سند شماره 2، مربوط به درخواست مجلس شورای صدر مشروطه از شیخفضلالله نوری است برای اصلاح و تکمیل متمم قانون اساسی مشروطیت. سند شماره 3، دفاعیه علمای متحصن در برابر تهمتها و دروغهایی است که جناح سکولار به آنان میبستند. سند شماره 4، اصل پیشنهادی شیخ شهید به مجلس است درباره هیات علمای طراز اول ناظر برقوانین مجلس. سند شماره 5 ، سند ذلت ابراهیم زنجانی (دادستان بدنام دادگاه شیخ شهید) را به نمایش میگذارد که به تمنای اندک احترامی از مقامات دولتی در زنجان از رضاخان درخواست یک دستخط تاییدآمیز را مینماید سند شماره 6 ، که آن را سند بردگی میخوانیم، مربوط به فتوای سراسر ذلت تقیزاده است آنجا که به ایرانیان افاضه میفرماید که باید «ظاهرا و باطن و جسما و روحا، فرنگیمآب شوند و بس.» اما همو که از افراطیترین چهرههای جریان مشروطه سکولار و غربی است (سند شماره 7:) مطابق این سند تقی زاده در اواخر عمر و در دوران پختگی نسبی ، از آن مواضع عدول میکند و در مجله یغما به خطای خویش اعتراف مینماید.
در 7 اکتبر سال 2009 میلادی / 15 مهر 1388 ش. سجاده ای ابریشمین متعلق به دوره صفوی در حراج ساتبیز لندن معرفی و فروخته شد. این سجاده تا به امروز دومین قالیچه ی گرانقیمت جهان شناخته شده است که در این حراج بین المللی به فروش رسیده است. در کاتالوگ حراج با فرض برخی احتمالات، تاریخ این سجاده مقارن دوران حکمرانی شاه عباس اول ذکر شده است. اما بازخوانی متن سجاده و انطباق آن با مستندات تاریخی حقایق دیگری را در بر دارد. در این مقاله ضمن بررسی ویژگی های این سجاده و بازخوانی نشانه های نوشتاری و هنری آن، تاریخ، علت و پس زمینه سیاسی - اجتماعی بافتن آن معرفی می شود. حاصل این پژوهش، از بافتن این سجاده به سفارش میرزا مخدوم شریفی، وزیر شاه اسماعیل دوم برای پناهندگی او به عثمانی و منصوب شدن او به مقام قاضی القضاتی مکه حکایت می کند.
ایرانیان از دیرباز با آئین مسیحیت آشنائی ها و تعاملاتی داشته اند.این دین درپاره ای ازبرهه های تاریخ، دربخشهائی از ایران نیز گسترش یافته بود.امامسیحیت در طول تاریخ یکسان باقی نماند و در سرزمنیهای مختلف ، صورتبندی های گوناگونی به خودگرفت و به فرقه های مختلف تقسیم شد.صورتهای اروپائی مسیحیت با گونه های رایج آن درایران و سرزمینهای همسایه متفاوت بود.در درازای نزدیک به هزارسال، به تدریج، سه فرقه کاتولیک، ارتدکس و پروتستان به همراه شعباتشان به عنوان اصلی ترین بخشهای مسیحیت اروپائی پاگرفتند.دراین پژوهش کوشش شده است تا میزان آگاهی ایرانیان روزگار صفوی به این صورتبندی ، به ویژه نخستین آشنائیهای ایرانیان با نهضت و فرقه پروتستان که همزمان با دوران صفویه شکل گرفت،بررسی شود.
این پژوهش به یکی از موضوعات اجتماعی-اقتصادی در تاریخ معاصر ایران یعنی کارکرد اقتصادی نهاد خانواده در نقاط شهری کشور طی دو دهة پایانی حکومت پهلوی، می پردازد. چنان که سعی شده است تا با تمرکز بر روی برنامه نوسازی حکومت پهلوی دوّم طی دوره زمانی موردنظر، ارتباط و همبستگی این برنامه با تغییر میزان کارکرد اقتصادی خانواده ایرانی را تبیین نماید. واکاوی این مسئله، با کاربرد یک نظریه جامعه شناسی یعنی تئوری مدرنیزاسیون، و از طریق روش پژوهش کمّی یعنی مبتنی بر داده های عمدتاً آماری و عددی انجام گردید، ضمن این که شیوه و ابزار گردآوری اطلاعات نیز مطالعه کتابخانه ای و اسنادی بوده، که با فیش برداری و محاسبة ارقام و داده های خام صورت پذیرفت. یافته های این تحقیق بیانگر این است، که رابطه منفی و معکوسی میان برنامة نوسازی حکومت پهلوی با کارکرد اقتصادی خانواده طی آن زمان وجود داشت، چنان که، هرچه دگرگونی اجتماعی-اقتصادی در ایران روند روبه رشد و افزایشی را طی می نمود، کارکرد اقتصادی خانواده سِیر افولی را سپری می کرد.