در بررسی تاریخ سیاسی حکومت بنی اردلان در کردستان، خاندان های متعددی در دستگاه قدرت آنان صاحب نفوذ بودند که طبق گزارش منابع محلی، در برخی برهه ها، دایره نفوذ کسانی از این خاندان ها چنان افزایش می یافت که گاه والی اردلان به آلت فعل آنان و به قدرتی در سایه تبدیل می شد. در محدوده زمانی1193 1217ق. خاندان وکیل یکی از مهم ترین خاندان های مقتدر محلی کرد بود که با گسترش نفوذ خود، افزون بر قدرت سیاسی، نبض حیاتِ اقتصادی و اجتماعی کردستان را گاه از آنِ خود ساخت و در راستای دست یابی به اهداف خویش، قدرت خاندان اردلان را متزلزل نمود. اما این قدرت یابی ها در زمان امان الله خان بزرگ درهم شکست و از خاندان وکیل در این برهه تنها اسمی به جا ماند. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی رابطه خاندان وکیل و اردلان در دوره امان الله خان بزرگ و علت تیرگی روابط اعضای این دو خاندان با یکدیگر بررسی شده است. یافته پژوهش نشان داده است که قدرت طلبی خاندان وکیل و تضاد منافع آنان با خاندان اردلان از عوامل مهم اختلاف میان آنان و تضعیف موقعیت خاندان وکیل در دستگاه قدرت امان الله خان اردلان بوده است.
در دوره ساسانیان که دین و پادشاهی همچون دو برادر همزاد انگاشته می شدند، پادشاهان ساسانی به ویژه پس از تاج گذاری و یا پیروزی در نبردها، پیشکش های شاهانه ای به آتشکده ها و پرستشگاه های زردشتی می بخشیدند و این خود گواه نگرشِ نیک آنها به دینِ کهنِ زردشتی همچون دین ملّی ایرانیان هم بود. شگفت این که اردشیر بابکان (224-240 م.)، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، پس از نبردهایی پیروزمندانه سرهای بریده هماوردان خود در شهر مرو خراسان را به آتشکده خدابانو آناهیتا در اصطخر پارس فرستاد. پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ساسانیان چندان به این رخداد نپرداخته اند و آگاهی های کنونی ما درباره این که چرا اردشیر سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش می دهد، بسیار ناچیز است. در این پژوهش پیوند اردشیر بابکان و خدابانو آناهیتا در یک بافت گسترده تر نگریسته خواهد شد و خواهیم دید که بخشیدن چنین پیشکش هایی به آناهیتا با ویژگی های جنگجویانه این خدابانو پیوستگی داشته است، چراکه در آبان یشت اوستا، آناهیتا نه تنها خدای آب ها و باروری، که خدای جنگ و جنگاوری است و پادشاهان و پهلوانان ایرانی را در نبردها کامیابی می بخشد. اردشیر بابکان، سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش داده بود تا ستاینده راستین این خدابانوی جنگ و جنگاوری باشد؛ خدایی که دوشادوش اهورامزدا، شهریاری را به تخمه ساسانیان بخشیده بود.
شاه عباس اول سیاست خاصه سازیِ ممالک را که به شکل محدودی از زمان اسلافش شروع شده بود برای بهبود وضع مملکت و تمرکز گرایی به کار گرفت. جانشینانش نیز به رغم برخی آثار زیانبار آن، این شیوه را ادامه دادند چنان که در زمان شاه عباس دوم تبدیل ممالک به خاصه شکل وسیعی به خود گرفت. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا در عهد شاه عباس دوم تبدیل ممالک به خاصه سیر صعودی داشت؟ روش تحقیق مقاله از نوع پژوهش تاریخی و روش انجام آن کتابخانه ای است. نتایج به دست آمده نشان می دهد زیاده خواهی و زورگویی حکام ایالات و به تبع آن شکایات مکرر ساکنان این مناطق و حیف و میل عایدات، نیاز مبرم و روزافزون دربار به منابع مالی، جلوگیری از قدرت طلبی و عصیان امرای قزلباش، تمرکز گرایی، تأمین سریع آذوقه و نیاز های مردم هنگامِ رخداد بلایای طبیعی، رفع ظلم از مردم و بهبود شرایط آن ها از جمله زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بودند که شاه عباس دوم را ترغیب به تداوم و توسعه خاصه سازی اراضی موسوم به «ممالک» کرد.
پژوهش در امور مالیو اداری در زمره موضوعاتی است که به دلایلی مانند کمبود اسناد، مدارک تاریخی و منابع تحقیقی کمتر مورد توجه محققان مسائل دوره صفویه قرار گرفته است. شمار چنین تحقیقاتی نیز به مراتب کمتر از بررسی ها در زمینه تشکیلات اداری و مالی می باشد. مسئله پژوهش حاضر فهم کاربرد و جایگاه اقتصادی اصطلاحات مالی ایران عصر صفویه است. در این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی موجود و با تکیه بر شیوه توصیفی- تحلیلی، اصطلاحات مالی عصر صفوی در سطوح مختلف اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دستگاه مالیاتیِ ایران عصر صفوی با برخورداری از یک نظام سلسله مراتبی، بر قریب به اکثریت زمینه های اقتصادی و درآمدزای جامعه عصر خود نظارت داشته است. چنین نظارتی به وسیله حضور و فعالیت کارکنان و عمّال حکومتی در مراتب و درجات مختلف دیوان سالاری ممکن می شد. همچنین بخش زیادی از اصطلاحات مالیْ مختص نظام اقتصادی شهری بود. حوزه هایی چون مشاغل و مواجب دیوان سالاری، هزینه های تشریفات درباری، پیشه های بازاری و اصناف، امور نظامی و لشکری و راهداری و گمرک از مهم ترین حوزه های اقتصادیِ شهری آن عصر بودند که اصطلاحات مالی و مالیاتی آن ها به همراه میزان مخارج یا دیگر هزینه هایشان در دفترهای دیوان استیفا به ثبت می رسید. دو جامعه روستایی و کوچ نشین نیز با توجه به کارکرد اقتصادی خود، بخشی از اصطلاحات مالی را که شامل مالیات های مربوط به کشاورزی، دامداری و تأمین نیروی نظامی بود به خود اختصاص می دادند. پژوهش در امور مالیو اداری در زمره موضوعاتی است که به دلایلی مانند کمبود اسناد، مدارک تاریخی و منابع تحقیقی کمتر مورد توجه محققان مسائل دوره صفویه قرار گرفته است. شمار چنین تحقیقاتی نیز به مراتب کمتر از بررسی ها در زمینه تشکیلات اداری و مالی می باشد. مسئله پژوهش حاضر فهم کاربرد و جایگاه اقتصادی اصطلاحات مالی ایران عصر صفویه است. در این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی موجود و با تکیه بر شیوه توصیفی- تحلیلی، اصطلاحات مالی عصر صفوی در سطوح مختلف اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دستگاه مالیاتیِ ایران عصر صفوی با برخورداری از یک نظام سلسله مراتبی، بر قریب به اکثریت زمینه های اقتصادی و درآمدزای جامعه عصر خود نظارت داشته است. چنین نظارتی به وسیله حضور و فعالیت کارکنان و عمّال حکومتی در مراتب و درجات مختلف دیوان سالاری ممکن می شد. همچنین بخش زیادی از اصطلاحات مالیْ مختص نظام اقتصادی شهری بود. حوزه هایی چون مشاغل و مواجب دیوان سالاری، هزینه های تشریفات درباری، پیشه های بازاری و اصناف، امور نظامی و لشکری و راهداری و گمرک از مهم ترین حوزه های اقتصادیِ شهری آن عصر بودند که اصطلاحات مالی و مالیاتی آن ها به همراه میزان مخارج یا دیگر هزینه هایشان در دفترهای دیوان استیفا به ثبت می رسید. دو جامعه روستایی و کوچ نشین نیز با توجه به کارکرد اقتصادی خود، بخشی از اصطلاحات مالی را که شامل مالیات های مربوط به کشاورزی، دامداری و تأمین نیروی نظامی بود به خود اختصاص می دادند.
فتح مصر توسط هخامنشیان و استقرار و استمرار حکومت آنان بر این سرزمین باستانی، توجه مورخان آن دوره را بر انگیخته است؛ و به همین سبب، هریک با توجه به داده ها و نیز تمایلات سیاسی خود، ارزیابی و گزارشی از این رویداد بزرگ ارائه داده اند. مسئله مورد توجه این است که رویکرد هخامنشیان به میراث متنوع و گسترده مصریان چه بوده است و آیا حضور آن ها تغییری در ساختارِ اداری و اقتصادی جامعه مصر ایجاد کرده است. این مقاله با استفاده از یافته های باستان شناسی و نیز مطالعات تاریخی جدید، به اثبات نقش اثرگذار هخامنشیان در تحول ساختار اداری و اقتصادی مصر می پردازد و روایت دقیق تری از رویارویی این دو تمدن باستانی ارائه می دهد، که با گزارش برخی مورخین باستانی هم خوان نیست. همچنین با بررسی و تطبیق نوشته های این دو گروه، رویکرد هخامنشیان به میراث مصریان، که در منابع یونانی تا حدودی با سیاه نمایی توأم بوده، را با تحلیل یافته های جدید مثبت ارزیابی می کند و قدری از ابهامات برجای مانده درباره عملکرد فرمانروایان هخامنشی در مصر، که در قرون متمادی بنا به دلایلی به آن دامن زده شده است، روشن می شود.
ارمنستان در جهان باستان به ویژه در دوره ساسانی جولانگاه ابراز قدرت دو ابر قدرت جهان ایران و روم بوده که در اغلب دوره ها وابستگی آن به حکومت ایران بیشتر بوده است. در واقع رویدادهای تاریخ سیاسی و فرهنگی ارمنستان در دوره باستان همواره متاثر از ایران بوده است. آثار و منابع تاریخی ارمنی در بازشناسی تاریخ ایران باستان که همواره از کمبود منابع مکتوب دست اول ایرانی و پراکندگی منابع به زبان های دیگر رنج می برد از اهمییت ویژه ای برخوردار است و غنای آن آثار می تواند فقر منابع تاریخ ایران را در این زمینه تا اندازه ای جبران می نماید. با ابداع الفبای ارمنی در قرن پنجم میلادی سنت تاریخنگاری ارمنی وارد دوره طلایی خود گردید. غنا و فراوانی تاریخ ارمنیان از جمله آثار آگاتانژ، لازار فاراپی، موسی خورنی، سبئوس در این قرن و قرن های بعد روشنی بخش گوشه های تاریک تاریخ ساسانی شده است. نظر به اهمییت منابع ارمنی در تاریخ ساسانی، این مقاله بر آن است تا با بررسی آثار مورخان ارمنی از جمله آگاتانژ، ازنیک کلبی، پاستوس بوزند، یغیشه، موسی خورنی، لازار فاراپی، سبئوس به دیدگاه های تاریخ نگاری این مورخان درباره ی تاریخ ایران در دوره ساسانی پی ببرد.
مهر یکی از ایزدان مهم در آئین زرتشت بود.قبل از پادشاهی گشتاسب که هنوز نامی از زردشت در شا هنامه نیست،کیخسرو با ایزدان زردشتی ستوده می شود. قدیمی ترین سرود اوستا بعد از فروردین یشت، مهر یشت نام داردمهریشت شامل دو بخش است: بخشی که قبل از ظهور زردشت وجودداشته است ویشتی که بعد از ظهور زردشت نوشته شده است. در دوران اشکانی آیین مهر توسط سربازان به آسیای صغیر واز آنجا به اروپا راه یافت و در حدود چهار قرن اروپا را تحت سیطره خود داشت. آیین میترا در اروپا به صورت دگرگون شده ای از آیین مهر در ایران بود. امپراطوران روم مهرابه های بسیاری در اروپا ساختند. افسانه های بسیاری برای تولد مهر ساخته اند. در اساطیر کهن ایران میترا از صخره ای زاده شده است و هنگام زاده شدن خنجری در دست دارد. میترا گاو نخستین را در غاری کشت با کشتن گاو آفرینش شروع می شود. و از تک تک اعضای بدن او گلها وگیاهان وخوشه های گندم روییده می شوند. اما کشتن گاو در نزد پیروان میترا به شدت افراط می شد و زردشت با شعار شکایتگاو نخستین از مردم نزدگشتاسب می رود و گشتاسب با قبول دین زردشت، آیین های مهری را برانداخت.آیین مهر در اروپا با قدرت گرفتن مسیحیت ومسیحی شدن کنستانتین امپراطور روم در قرن چهارم میلادی از میان رفت در حالیکه بسیاری از آداب ورسوم آیین مهر در مسیحیت رواج یافت مساله این پژوهش چیستی مفاهیم نمادین ایزدمهر در اروپا و ایران و هدف آگاهی از مفاهیم نقش این ایزد و چگونگی حضورش در دو منطقه جغرافیایی است.
پس از استیلای اعراب در خراسان و ماوراءالنهر و سایر قلمرو سرزمین ایران، جنبش های آزادی خواهی و استقلال طلبی رواج پیدا کرد. این جنبش ها منجر به پیدایش دولت های ملّی طاهریان، صفاریان و سامانیان شد. در تحکیم استقلال دولت های مذکور زبان فارسی نقش ویژه ای داشت. سامانیان از جمله حکومت هایی بودند که در راستای زنده کردن سنّت های باستانی به ادبیات پارسی توجه نشان دادند و ثمرات خوبی بر جای گذاشتند که شاهنامه حکیم توس نمونه ای از آن است. در این مقاله به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی، راهبرد فرهنگی سامانیان و نگرش به دوره باستان در ادبیات آن دوران بررسی می شود. یافته پژوهش نشان می دهد که سامانیان بسترهای لازم را برای رویکرد به باستانگرایی در عرصه ادبیات و فرهنگ را در زمانه خویش فراهم کردند.
گفتمان مجموعه ای از نشانه هاست که به صورت فراگیر به شکل دهی رفتارهای فردی و اجتماعی جامعه می پردازد. در هر نظم گفتمانی مجموعه ای از قوانین و قراردادها وضع می شود که به ساختاربندی اصول گفتمانی می پردازد. کنشگران اجتماعی با هدف های ایدئولوژیکِ مدنظر خود اقدام به واردکردن نشانه ها در چارچوب گفتمانی خود می کنند و اینجاست که زبان به عنوان بخش مهمِ سازنده گفتمان وارد عرصه می شود و به صورت نرم افزاری به تثبیت معناهای مدنظر کنشگران می پردازد. محمد رضا پهلوی نیز با استفاده از سازوکارهای زبانی در سطح روابط بین الملل، واقعیت های سیاسی را بازنمایی می کرد و متناسب با سیر تحولات سیاسی و اجتماعی و فضای حاکمِ دوران خود به تثبیت نشانه ها در چارچوب گفتمان سیاست خارجی خود می پرداخت. در یک الگوی نشانه شناختی از این گفتمان، محوری ترین نشانه در مرکز قرار گرفته و سایر عناصر در پیوند با آن قرار می گیرند. این پژوهش توجه خود را به چگونگی کارکرد برجسته سازی و حاشیه رانی در گفتمان سیاست خارجی شاه معطوف کرده و از این طریق نشانه های مسلط شده و غالب در گفتمان شاه را مشخص می کند. در این پژوهش، پنج دوره تاریخی براساس مفصل بندیِ نشانه های مسلط و ویژگی های غالب گفتمانی برای گفتمان سیاست خارجی شاه به این شرح تعیین شده است: دوره یکم: 1320-1324، دوره دوم: 1325-1332، دوره سوم: 1333-1344، دوره چهارم: 1345-1352 و دوره پنجم: 1353-1356. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد که شرایط و رویدادهای حساس تاریخی در هر برهه زمانی منجر به جا به جایی نشانه ها و تغییر چارچوب گفتمانی شاه نیز می شود.
بسیاری از مکتوبات حوزه خلقیات ایرانیان با تأکید بر تلازم میان ساختار استبدادی و ویژگی های خلقی جامعه ایرانی، معتقد است حاکمیت های استبدادی در طول تاریخ این سرزمین، موجبات حاکمیت ارزش های خودمدار و عدم شکل گیری ویژگی های مقوم توسعه از قبیل مسئولیت پذیری، مشارکت و روحیه جمعی و دیگرخواهی را سبب شده است. آیا ریشه بسیاری از مشکلات امروز را باید در ریشه های تاریخی و خلقیات ایرانیان در گذشته جست؟ پاسخ به این سؤالات جز با رجوع به تاریخ و منابع مردم شناسی به دست نمی آید. این مقاله با رویکردی تاریخی و مردم شناختی و روش اسنادی یکی از عمومی ترین و فراگیرترین عناصر فرهنگی و هویتی جامعه ایرانی یعنی آیین عزاداری از نگاه سفرنامه نویسان را در مرکز توجه قرار داده است. بر پایه یافته های تحقیق به نظر می رسد به کارکرد نظریه های یادشده که حاکی از تلازم میان استبداد حاکمان و اخلاق ملت ها هست باید به دیده تردید نگریست.
دانش نجوم در ایران همانند برخی نقاط جهان پیشینه طولانی دارد. بنا به گزارش منابع داخلی و سفرنامه های سیاحان اروپایی، نجوم از علوم مورد توجه دولتمردان صفویه بود و در همه امور، اعم از مسائل کشوری، لشکری، اعیاد و مراسم سوگواری، تأثیر داشت. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای منابع دست اول تاریخی و سفرنامه های سیاحان اروپایی به بررسی فاصله نجوم ایرانی با انقلاب علمی در دوره صفوی می پردازد و در پی یافتن پاسخ این پرسش است که نجوم ایرانی در دوره صفوی چه نسبتی با انقلاب نجومی داشت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که در دوره صفوی تحول سیاسی و مذهبی مهمی در تاریخ ایران رخ داد اما همه جنبه های زندگی ایرانیان دچار تحول و ترقی نگردید. معاصر با انقلاب علمی اروپا با محوریت نجوم، نجوم دوره صفویه دچار تحول چشم گیری نشد و ادامه سنت نجومی اسلامی و ایرانی قرون گذشته بود.
بعثت رسول اکرم(ص) به ارائه گفتمان توحیدی انجامید که در اساس و بنیان با گفتمان بت پرستی رایج و هژمونی شده در جامعه عرب قبل از اسلام متفاوت بود. عدم سنخیت و همگرایی گفتمان های مذکور در جامعه مکّی، زمینه های تقابل گفتمانی آنان را در ابعاد گفتاری و عملی بالا برد. مقاله پیش رو قصد دارد تقابل گفتمانی سران قریش با پیامبر(ص) را در شیوه های گفتاری مورد تحلیل قرار داده و به این پرسش ها پاسخ دهد که تقابل گفتمان توحیدی و بت پرستی در شیوه های گفتاری سران قریش با پیامبر(ص) چگونه بود؟ و چه تأثیری بر اشاعه و هژمونی گفتمان توحیدی گذاشت؟ تبیین پرسش های مذکور با استفاده از نظریه تحلیل گفتمان «ارنستو لکلوئو و شنتال موفه» که گفتمان را فراتر از ابعاد زبانشناسی در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مطرح کرده اند، امکان پذیر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گفتمان توحیدی برای اشاعه و تثبیت معنا و گفتمان شرک برای بقاء و تداوم، به تقابل پرداختند که در نتیجه آن گفتمان توحیدی با بهره گیری از فضای رقابت گفتمانی و شکستن ساختار گفتمان شرک به بستر سازی مناسب جهت هژمونیک کردن گفتمان خود مبادرت ورزید.
با تأسیس ﺳﻠﺴﻠﮥ صفوی، تشیع مذهب رسمی ایران اعلام شد و تغییر مذهب در قالب اصل سیاست مذهبی صفویان در این دوره پیگیری شد و به اجرا درآمد. در اجرای این منظور، شاهان صفوی با گسترش فرهنگ وقف و ایجاد موقوفات 2، بقاع متبرکه را در جایگاه مکانی برای اشاﻋﮥ فرهنگ شیعه توسعه دادند و رونق بخشیدند. آستاﻧﮥ مقدس امام رضا(ع) در مشهد، در حکم تنها آرامگاه از امامان شیعه در ایران، مهم ترین آستاﻧﮥ مذهبی تلقی شد و در مرکز توجه صفویان قرار گرفت. شاهان صفوی به شیوه های مختلف شامل اختصاص بودجه های دولتی، وقف و اعطاء سیورغالات و صدقات به گسترش آن اهتمام ورزیدند و منافع متعددی را از آن مدنظر قرار دادند. از نتایج مهم عملکرد آنان، افزایش موقوفات حرم امام رضا(ع) بود که در راستای ایجاد مرکزی برای اشاﻋﮥ فرهنگ شیعه، رونق و تداوم آن ادامه داشت. هدف این مقاله بیان کارکرد توسعة موقوفات حرم حضرت رضا(ع) است. رویکرد مقاﻟﮥ حاضر این است که هدف عمدﮤ سیاست مذهبی صفویان برای اشاﻋﮥ فرهنگ شیعه، با توﺳﻌﮥ اماکن مذهبی و ایجاد وقف و گسترش موقوفات تأمین شد. اجرای این سیاست در ارتباط با حرم امام رضا(ع) که با حمای ت درخور توجه سیاستمردان صفوی همراه شد، در کوتاه مدت و در آن عصر افزایش فضا، امکانات، سازمان اداری حرم و گسترش خدمات به زائران و مجاوران را به همراه داشت و در درازمدت، پایایی و پویایی این سازمان را برای آینده تضمین کرد. در این مقاله، داده های منابع شامل وقف نامه ها و نسخه هایِ خطی استخراج شده اند؛ همچنین به نتایج پژوهش های منتشرشده در موضوع موقوفات حرم امام رضا(ع) توجه شده است و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، با نگرش تاریخی، گسترش موقوفات حرم امام رضا(ع) بررسی شده است.
در گسترش اسلام اقشار گوناگون نظیر نظامیان، بازرگانان، عالمان و عارفان هر کدام به نوعی ایفای نقش نموده اند. از این میان عارفان و صوفیان در رواج اسلام در شبه قاره هند نقش بارزی سرزمین داشته اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی شباهت های اصول و مبانی آموزه های اسلام با آیین ها و مکاتب فلسفی هند می پردازد تا یکی از عوامل موفقیت صوفیان را در جذب هندوان به طریقت های صوفیانه واکاوی نماید. یافته های تحقیق نشان می دهد که به دلیل ویژگی های روحی وطبع ظریف و نرم خویی ساکنان این منطقه بسترهای لازم برای گسترش تصوف و آیین های صوفیانه فراهم بوده و قرن ها پیش از ورود اسلام به آن سرزمین، هندوان با برخی اصول عرفانی نظیر ریاضت، تهذیب نفس، سیر و سلوک و فنا در ادیانِ باستانی خود آشنایی داشته اند و این شباهت اندیشه های آنها یکی از عوامل گرایش هندوان به مشایخ صوفیه و طریقت های صوفیانه بوده است.
برنامه ریزی به منظور توسعه در ابتدای قرن بیستم و به دنبال تحولات بین المللیِ میان دو جنگ جهانی و پس ازآن از سوی غالب کشورهای توسعه نیافته پیگیری شد. در ایران پیدایش اندیشه برنامه ریزی و تجربه تلاش در عملی ساختن آن در مقطعی کوتاه، پیش از گرایش گسترده در سطح بین المللی، طی حکومت رضاشاه به منصه ظهور رسید. به دنبال تحولات بین المللی و داخلیِ پس از جنگ جهانی دوم بازآفرینی اندیشه برنامه ریزی در میان جامعه و دستگاه حاکمه ایران شکل گرفت و گرایش به آن پیگیری شد. تلاش در تدوین نخستین برنامه و استقرار نظام برنامه ریزی در این زمان چهار سال به طول انجامید. طی این دوره استفاده از دانش تخصصی شرکت های مشاوره ای آمریکا به توصیه بانک بین المللی ترمیم و توسعه موجب شده تا استقرار نظام برنامه ریزی در ایران در راستای منافع نظام سرمایه داری ارزیابی گردد. پژوهش حاضر مسئله ی چگونگی پیدایش نظام برنامه ریزی در ایران را با سؤال استقرار نظام برنامه ریزی در ایران حاصل اندیشه و نیاز داخلی بوده یا برنامه ه ای تحمیلی در راستای منافع نظام سرمایه داری مورد بررسی قرار داده و این فرضیه که: هرچند اندیشه برنامه ریزی در ایران سابقه ای طولانی دارد، اما هدایت و استقرار آن پس جنگ جهانی دوم متأثر از شرایط بین الملل از سوی ایالات متحده، در راستای اهداف و مطامع نظام سرمایه داری صورت گرفت، را تحلیل و ارزیابی می کند. این پژوهش به روش تاریخی و با تکیه بر اسناد و منابع نو، منشأ و سرچشمه ایرانی نظام برنامه ریزی را اثبات می نماید.
هجرت امامزادگان از دیار اصلی خود و اقامت ایشان در مناطق مختلف ایران، از رخدادهای مهم تاریخ اسلام است که منشأ آثار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و موجب نضج و گسترش ایمان و امان مردم منطقه گردید. این نوشتار به روش تاریخی تحلیلی با رویکرد جامعه شناسانه و بر پایه نظریه اسلام تمدنی، در صدد واکاوی کارکرد امنیت بخشی امامزادگان در ایران است. با توجه به تأثیر هویت شیعی بر رفتار سیاسی حاکمان جمهوری اسلامی ایران و نیز نوع نگاه و باوری که توده مردم نسبت به امامزادگان داشته و دارند، به نظر می رسد این مزارها در انسجام بخشی هموندان جامعه با یکدیگر از یک سو، با حاکمان از سوی دیگر و ایجاد روحیه استغناء و غیرگریزی که شاخص عمده امنیت شمرده می شود، از سوی سوم نقش ایفا می کنند. دستاورد پژوهش آن است که امامزادگان، عامل مهمی در توسعه و تعمیق امنیت ملی هستند.
فارس در طول تاریخ خود به عنوان حلقه اتصال خلیج فارس با مناطق داخلی ایران در داد و ستدهای تجاری ایفای نقش کرده است. این نقش در دوره افشاریه به دلیل افول اقتصاد و تجارت در ایران و تغییرات بنیادی در مناسبات تجارت جهانی از اهمیت دو چندانی برخوردار می گردد. مسئله اصلی این مقاله چرایی و چگونگی تجارت فارس با نقاط برون مرزی و مناطق پیرامونی اش و جایگاه و اهمیت فارس در این چارچوب جدید است. روش تحقیق این مقاله توصیفی-تحلیلی براساس منابع کتابخانه یی و استناد به اسناد و داده های تجاری موجود می باشد.این پژوهش نشان می دهد که گرچه فارس در این دوره کارکرد تاریخی اش را تداوم می بخشد، اما نشانه های آشکاری را از تغییر جهت تجاری صادرات-واردات به وجه غالب واردات می توان دید.
اسلام دینی کامل و جهان گستر است و رهبران واقعی مذهبی اسلام ائمه بودند که امامت مسلمین را بر عهده داشتند و تمام سعی و تلاش خود را برای ترویج دین اسلام به کار گرفتند.امام صادق (ع) یک مکتب اسلامی را راه اندازی کردند که آموزه های اسلامی به طور کامل و جامع در آن مکتب مورد بررسی قرار گرفت. احادیث و سخنان امام صادق (ع) که مکتب نوینی را بوجود آورد در تعالیم اهل بیت جایگاه بسیار والایی داشتند و ائمه بعد از امام صادق(ع) از این احادیث و مکتب به نحو احسن بهره گرفته و شاگردان خویش را تعلیم دادند.امام صادق(ع) از طریق مکتب خویش از همه جنبه ها مردم را راهنمایی می کردند، از جمله از نظر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با این آموزه ها ائمه توانستند پیروان خود را به خوبی راهنمایی کنند.
انقلاب کبیر فرانسه(1789م)پیامدهای بسیاری در زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به دنبال داشت، پیامدهایی که تا آن زمان جوامع انسانی و اروپا به خود ندیده بود. پیامدهایی که جامعه بشری تا کنون مدیون و مرهون بسیاری از آنهاست و خواهد بود! ازجمله اثربخش ترین این نتایج؛ پایان تسلط نظام فئودالیته و روی کارآمدن نظام بورژوازی، مدرنیته و تشکیل «ملت» در فرانسه و سپس اروپا و جهان بود. به عبارت دیگر این انقلاب، سرآغازی بود برای پایان دادن به نظام فئودالیته و قدرتگیری نظام بورژوازی در جهان. انقلاب فرانسه دوران تازه ای را در اروپا و جهان رقم زد به گونه ای که این زمان را آغازی شد برای تاریخ معاصر اروپا و جهان. از پیامدهای اساسی و مبنایی این انقلاب یکی قدرتگیری طبقه بورژوازی بود، که مناسبات تازه ای را در جهان رقم زد. دیگر اینکه مردم و اقوام مختلف فرانسه، برای اولین بار در جهان به شکل عملی به واژه ی «ملت» و ملی معنا بخشیدند! به عبارت دیگر اینکه تا این زمان، واژه ی ملت-naion – به صورت غیر تئوریک وجود نداشت! پیامد اساسی دیگر : شکست مناسبات فئودالیته در اروپا، همچنین آغاز شکست کلیسا، پاپ و در نهایت امپراتوری مقدس روم و ژرمن بود. از این زمان اروپا و به دنبال آن جهان وارد مناسبات سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی تازه ای شدکه با مناسبات پیشین کاملاً و اساساً متفاوت بود. به استناد این دگرگونی های متعدد و تغییرات اساسی بود که، زمان این انقلاب، آغاز تاریخ معاصر اروپا و جهان غرب قرارگرفت.