آقای شاپور والیپور از عناصر حزب توده و مسئول حزب در دو شهر یزد و اصفهان در سالهای منتهی به کودتای 1332 بوده که با مشاهده فساد، جنایت و خیانتهای حاکم بر حزب، از آن جدا شد. از آنجا که او از نزدیک و بیواسطه شاهد وقایع عجیبی در حزب بوده که بعضا بسیار تکاندهنده و عبرتآموز است، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در زمان حیات وی گفتگویی را با او ترتیب داد که گزیده آن را میخوانید
در جریان مشروطه، افراد بسیاری نقشآفرین بودند. مراجع نجف همچون آیات: مازندرانی و خلیلی تهرانی به زعامت آخوند خراسانی در صف مقدم قرار داشتند. در فضل خراسانی همین بس که مرجع روشنضمیری همچون آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی افتخار شاگردی او را دارد. در گروه سیاسیون و رجال درباری، شخصیتی همچون عضدالملک ، حرکت خویش را بر مدار مرجعیت تنظیم کرده بود. در صفوف مردم نیز مردان شاخصی همچون ستارخان به طور طبیعی بر کشیده میشدند، در میان روشنفکران نیز افرادی همچون علیاکبر دهخدا با مشاهده نتیجه افراطکاریهای خویش، به صف اعتدالیون پیوستند و حساب خود را از تندروها جدا ساختند. در این شماره به معرفی این مردان میپردازیم
اگر بخواهیم مشکلات اساسی و پیچیده مسلمین در جهان کنونی را با نظری دقیق و به دور از شعارهای سطحی، واکاوی و چارهاندیشی کنیم و نیز اگر بخواهیم برای استحکام بخشیدن به اتحاد جهان اسلام علیه دشمنان مشترک، راهکار ریشهای پیدا نماییم، قطعا پرداختن به مساله غدیر و به تبع آن کتاب الغدیر از جمله مهمترین موضوعات خواهد بود و دقیقا از همین منظر بود که متفکران ژرفاندیشی همچون استاد شهید مرتضی مطهری به این موضوع عنایت ویژه داشتند و با نوشتن مقالاتی همچون «الغدیر و وحدت اسلامی» درصدد تبیین صحیح این مساله برآمدند. ما نیز بر آن شدیم تا این موضوع خطیر را در گفتگویی با استاد علی ابوالحسنی (منذر) به بحث و بررسی بنشینیم که خلاصه و گزیده آن را در پی میخوانید.
حزب توده که پس از شهریور 1320 تاسیس شد، در ارتباط وسیع و وثیق با اتحاد جماهیر شوروی (سابق) بود و هر چه ابلاغ میشد اجرا میکرد و بر این وابستگی نیز افتخار میکرد. (سند شماره 1) شوروی مأمن سران حزب توده در مواقع بحرانی بود و حتی اعضای برجسته حزب در مواردی که خطر فوری بود، برای اجتناب از دستگیری به سفارت این کشور در تهران پناه میبردند. شوروی همچنین خدمات گوناگون و متنوع دیگری نیز به تودهایها میداد که آموزش کادرهای حزب از جمله آنها بود.
انسانها در طول زندگی خود با کسان زیادی سروکار دارند که بر آنان تاثیر مثبت یا منفی میگذارند و متقابلا از آنان اثر نیز میپذیرند. در این میان، آنان که شخصیتی برونگرا و منشی انسانی دارند، بیشتر طرف توجه افراد قرار میگیرند و دایره ارتباطات و گستره تاثیرپذیری و اثرگذاری آنان نیز بیشتر و بیشتر خواهد بود. جلال آلاحمد در زمره این افراد شمرده میشود.