کم توان ذهنی، یکی از متداول ترین معلولیت های ذهنی است که حدود 3 درصد از جمعیت جهان را به خود اختصاص داده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش بهر و تعادل ایستا و پویا در کودکان کم توانان ذهنی است. نمونه آماری پژوهش شامل 31 دانش آموز پسر عقب مانده ذهنی که در دوگروه (کنترل 14 نفر با میانگین سن02/3±07/11سال، قد86/7±152سانتیمتر، وزن 08/8±07/44کیلوگرم) و (17نفر تجربی با میانگین سن 95/1±23/11سال، قد 07/7±147سانتیمتر، وزن 85/4±11/38کیلوگرم ) است که به صورت تصادفی هدف دار به عنوان آزمودنی انتخاب شده اند. اطلاعات فردی که شامل: قد، وزن و سوابق پزشکی با استفاده از پرونده پزشکی دانش آموزان جمع آوری گردید. برای ارزیابی نتایج از آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید. نتایج نشان دادند رابطه معنی داری میان هوشبهر و تعادل وجود ندارد (p≤0.05). افراد مبتلا به مشکل کم توان ذهنی در مقایسه با افراد طبیعی دچار تاخیر در رشد حرکتی بوده و دارای سطح IQ پایین تری هستند که به نظر می رسد باعث کاهش تعادل در آنها می شود. همچنین بهبود مهارت های تعادلی از طریق طراحی و اجرای برنامه های تمرینی تعادلی برای کودکان کم توان ذهنی از سوی مربیان و معلمان ورزش به ویژه در سنین کمتر که الگوهای حرکتی آنان در حال شکل گیری است، میتواند مورد تأکید قرار گیرد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسه قابلیت های وایبر و واتس آپ در آموزش و یادگیری از دیدگاه دانشجویانِ کاربر بود. روش پژوهش آمیخته و جامعه آماری کلیه دانشجویانِ کاربر وایبر و واتس آپ دانشگاه پیام نور شهریار در سال 94-1393 بودند. از این جامعه آماری در بخش کیفی 13 نفر و در بخش کمی 143 نفر از دانشجویان با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات و جهت بررسی سؤالات از مصاحبه نیمه ساختار یافته و آزمون محقق ساخته استفاده شد، براساس مبانی نظری، پیشینه تجربی و مصاحبه با متخصصان مؤلفه های تشکیل و مدیرت گروه، چند رسانه ای بودن، جذابیت آموزشی، امنیت و اعتبار و سهولت نصب و اجرا شناسایی و پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 29 سؤال تهیه شد. یافته های پژوهش نشان داد دانشجویان قابلیت تشکیل و مدیریت گروه برنامه وایبر را متوسط، و قابلیت های چند رسانه ای بودن و سهولت نصب و اجرا را مطلوب ارزیابی می کنند، آن ها همچنین وضعیت جذابیت آموزشی و امنیت و اعتبار وایبر را ضعیف می دانند. همچنین دانشجویان وضعیت متغیر جذابیت آموزشی واتس آپ را ضعیف، ولی وضعیت دیگر متغیرها را مطلوب ارزیابی می کنند. همچنین نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد دو برنامه در متغیرهای چند رسانه ای بودن و جذابیت آموزشی با هم تفاوت آماری معناداری ندارند، ولی تفاوت آن ها در متغیرهای تشکیل و مدیریت گروه، امنیت و اعتبار و سهولت نصب و اجرا معنادار می باشد. پیشنهاد می شود با توجه به اهمیت برنامه های پیام رسان موبایل در محیط های یادگیری نرم افزارهای مناسب با در نظر گرفتن استانداردها و اصول طراحی آموزشی تهیه و به صورت هدفمند در محیط های یادگیری مورد استفاده قرار گیرد.
امروزه آموزش هنر یکی از دغدغه های ملی و جهانی نظام های آموزشی است. در این راستا، هدف اصلی مقاله، طراحی الگوی برنامه درسی هنر آموزش های عمومی (دوره ابتدایی و متوسطه اول) به منظور ایجاد یک چارچوب مفهومی در جهت اندیشیدن بیشتر پیرامون مؤلفه های مرتبط با آموزش هنر بود تا مورد استفاده تولیدکنندگان برنامه درسی قرار گیرد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی به سؤالات مرتبط پاسخ داده شد. به منظور طراحی الگو، بر اساس یک قیاس عملی، هدف غایی، درک معنا به عنوان مقدمه اول در نظر گرفته شد. در مقدمه دوم نیز اهداف عام و رویکردهای آموزش هنر قرار گرفتند. اهداف عام شامل: ابراز خود، درگیر شدن در جامعه، فهم جهان، مهارت های ارتباطی، اخلاق حسته و پرورش عواطف و رویکردهای تأثیرگذار در این الگو شامل: رویکرد اسلامی، دیسیپلین محور، دریافت احساس و معنا، رویکرد تلفیقی و چشم بصیرمی باشند. نتیجه این قیاس، شامل: اصول مغایر نبودن برنامه ها با هنر اسلامی، دیسیپلین مداری، تلفیق انگاری، توجه به ویژگی های تحولی، واکاوی معنا، جهت گیری به سوی ادراک فرم، پرورش خلاقیت و تخیل و اصل ارتباط و کاربرد هنر به عنوان گزاره های تجویزی مشخص شدند. در ذیل هر اصل ارتباط آن ها با مبانی، رویکرد یا رویکردها تعیین گردید و همچنین ویژگی ها و روش های دستیابی به هر اصل بیان گردید. طراحی الگوی جامع آموزش هنر جهت بهبود و ارتقاء تربیت هنری در نظام آموزشی نیز پیشنهاد گردید.
یکی از عوامل اثرگذار روحی-عاطفی در محیط های کاری و آموزشی که وجود و اثرات منفی فردی و سازمانی آن کمتر مدنظر قرار گرفته، موبینگ (ترور روحی) است. موبینگ فعالیتهای روحی-عاطفی با نمودهای گفتاری و رفتاری است که فرد (موب کننده) به گونه ای رفتار می کند تا طرف مقابل (قربانی موب شده) در شرایط ناامن قرار گرفته و گاه مجبور به ترک سازمان شود. هدف این مطالعه علمی-مروری از نوع توصیفی و مبتنی بر صبغه کتابخانه ای، آن است که با کاوش مطالعات نظری و میدانی جهانی، به تعریف موبینگ، مراحل و ابعاد آن بپردازد؛ عوامل مرتبط (پیشایندها و پیامدهای) آن را بررسی کند؛ مهم ترین الگوهای مطرح شده، الگوی جامع توسعه یافته عوامل مرتبط با موبینگ و راهکارهایی برای مدیریت و کاهش آن ارایه دهد. نتیجه مطالعه حاضر نشان می دهد در محیط های کاری و آموزشی، رفتارهای موبینگ شامل هفت بعد مختلف، عوامل مؤثر و پیامدهای مخرب (فردی، شغلی، سازمانی، روانی-اجتماعی) است که ضرورت شناخت و مدیریت آنها، انجام مطالعات دقیق میدانی و بومی در هر محیط سازمانی و آموزشی خاص آن را ایجاب می کند. تقویت مربی گری، رفتارهای شهروندی سازمانی، شفافیت سازمانی، اخلاق کاری-حرفه ای، هوش معنوی و هیجانی، مدیریت تعارض و پویایی های تیمی، راهکارهای کاهش موبینگ و هم افزایی فعالیت ها برای تحقق اهداف فردی و سازمانی است.
هدف این پژوهش، مطالعه ابعاد کیفیت زندگی کاری اعضاء هیات علمی تمام وقت شاغل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار بود. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بوده است. جامعه آماری تمامی اعضاء هیات علمی تمام وقت شاغل به تدریس در نیمسال دوم سال تحصیلی
91-1390 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار به تعداد 191 نفر بودند. حجم نمونه پژوهش مطابق با جدول مورگان 127 نفر برآورد گردید. برای انتخاب نمونه پژوهش از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد؛ که نهایتاً 95 نفر در پژوهش مشارکت جستند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه جامع کیفیت زندگی کاری اعضا هیات علمی ساخته نورشاهی (Nourshahi,2010)بود. ضریب پایایی پرسشنامه مناسب و بالاتر از70/0محاسبه شدند. داده های گردآوری شده با بهره گیری از شاخص های آماری نظیر فراوانی، درصد، میانگین، آزمونt، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که اعضاء پاسخگو وضعیت کیفیت زندگی کاری خود را در ابعاد رضایت شغلی، توسعه علمی و بهسازی حرفه ای، شرکت در اجتماعات علمی نامطلوب و پایین و در دو بعد آزادی علمی و اخلاق حرفه ای در حد متوسط ارزیابی نموده اند. دیگر نتایج پژوهش نشان داده است که متغیرهای سن، سابقه خدمت، مدرک تحصیلی و مرتبه علمی اعضاء هیات علمی تاثیری در ارزیابی آنها از ابعاد کیفیت زندگی کاری حاکم بر دانشگاه ندارد. متغیر گروه آموزشی محل خدمت در ارزیابی اعضاء از دو مولفه انجام فعالیت های پژوهشی و مشارکت در اجتماعات علمی تاثیرگذار است.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه نگرش معلمان نسبت به کاربرد فناوری های آموزشی در فرآیند تدریس با انگیزه تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مطالعات کاربردی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره اول متوسطه شهر میرجاوه به تعداد 286 نفر بود. نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 164 نفر و به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند جهت جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه پیشرفت تحصیلی اسدی گنجی(1389)، انگیزه تحصیلی رشید(1391) و کاربرد فناوری های آموزشی ستاری(1390) استفاده شده است. روایی صوری ابزار توسط صاحب نظران و متخصصان مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ به ترتیب برابر 75/0، 78/0 و 71/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون T با دو گروه مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نگرش معلمان نسبت به کاربرد فناوری های آموزشی در فرآیند تدریس با انگیزه تحصیلی، پیشرفت تحصیلی و بین انگیزه تحصیلی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد و بین نگرش معلمان نسبت به کاربرد فناوری های آموزشی در فرآیند تدریس سابقه تدریس تفاوت معنی داری دارد.
هدف: در پژوهش حاضر که از نوع پژوهش های توصیفی است به اضطراب به عنوان اختلالی هم عرض با اختلال های روانی پرداخته شده است و با مراجعه به مقالات و منابع روان شناختی مرتبط با موضوع و مطالعه آنها به جمع بندی و نتیجه گیری در مورد نشانه های اختلال اضطراب در کودکان، علل به وجود آمدن این اختلال ها، دیدگاه های نظری اضطراب و روشهای مداخله اقدام شده است. نتیجه گیری: اختلالات اضطرابی متداول ترین اختلال روان پزشکی و از جمله شایع ترین اختلال در کودکان سنین مدرسه رو می باشد. شیوع این اختلال از 4 تا 19 درصد در نوسان است و اغلب با اختلالات دیگری نظیر افسردگی، اسکیزوفرنی، خودکشی و سوء مصرف مواد همراه است. از جمله نشانه های اختلالات اضطراب در کودکان، مشکل در پاسخ های شناختی، رفتاری و جسمی آنهاست. مهمترین عوامل به وجود آورنده اضطراب عوامل زیست شناختی و جسمی، عوامل محیطی و اجتماعی و عوامل ژنتیکی و ارثی است. در فرآیند درمان اختلالات اضطرابی انواع مختلفی از مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار گرفته شده است که در این مقاله به مداخله ها آدلری، شناختی-رفتاری، عقلانی- هیجانی- رفتاری و گشتالت درمانی پرداخته شده است.