این مقاله یک دهه تحقیقات در موضوع تقلب در مؤسسات آموزشی را مرور می کند. در این تحقیق نشان داده شده که تقلب موضوعی رایج در مؤسسات آموزشی است که بعضی از اشکال آن در سی سال اخیر به شدت افزایش پیدا کرده است. این تحقیق همچنین پیشنهاد می کند که اگر چه هم عوامل فردی و هم عوامل زمینه ای یا بافتی بر تقلب تاثیر می گذارد، عوامل بافتی از قبیل ادراکات دانشجویان یا دانش آموزان از رفتار هم سالان آن ها (همکلاسان) بیشترین میزان تاثیر را داشته است. بعلاوه برنامه ها و سیاست های صداقت آموزشی از قبیل مقررات افتخار، می تواند تاثیر معناداری را بر رفتار دانشجویان داشته باشد. سرانجام پیشنهاداتی برای مدیریت تقلب از نقطه نظر دانشجویان و اساتید ارائه شده است.
هدف این پژوهش، تعیین نقش ویژگی های شخصیتی و هدف گرایی در پیش بینی سازگاری دانشجویان با دانشگاه بود. روش پژوهش، همبستگی و جامعة آماری پژوهش کلیة دانشجویان دورة کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان بود. برای انجام پژوهش، 523 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامة فرم کوتاه پنج عامل بزرگ شخصیت گلدبرگ (خرمایی و فرمانی، 1393) ، اهداف پیشرفت (الیوت و مک گریگور، 2001) و سازگاری دانشجویان با دانشگاه (بیکر و سیریک، 1984) بود. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی و هدف گرایی با سازگاری دانشجویان با دانشگاه، رابطة معنادار وجود دارد. به طورِکلی، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که ویژگی های شخصیتی و هدف گرایی ، 37 درصد از واریانس سازگاری دانشجویان با دانشگاه، 24 درصد از سازگاری تحصیلی، 25 درصد از سازگاری اجتماعی، 36 درصد از سازگاری شخصی- هیجانی و 20 درصد از دلبستگی مؤسسه ای را تبیین کنند. این نتایج نشان می دهند، ویژگی های شخصیتی و هدف گرایی نقش مؤثری در سازگاری دانشجویان با دانشگاه ایفا می کنند.
هدف تحقیق حاضر تعیین رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمایی بود. روش تحقیق از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 309 نفر از دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر ابهر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزار سنجش خانواده (FAD)، مقیاس سنجش نگرش نسبت به والد و معدل تحصیلی دانش آموزان استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون تحلیل و فرضیه های تحقیق آزمون شدند. نتیجه نشان داد بین اختلال در عملکرد خانواده و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس وجود دارد. بین تعارض والد-نوجوان و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس وجود دارد. نتیجه تحلیل رگرسیون نشان داد که حدود 13درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی را در دانش آموزان متغیرهای عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان تبیین می کنند. نتیجه تحقیق حاضر می تواند اشارات کاربردی برای دست اندرکاران امر آموزش و پرورش و خانواده ها داشته باشد.
هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطه متغیرهای شناختی، فراشناختی و عاطفی با عملکرد دانش آموزان در حل مسئله های کلامی ریاضی و تعیین سهم هر یک از این متغیرها در تبیین واریانس آن می باشد. به منظور دستیابی به این هدف، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، نمونه ای با حجم 450 نفر از میان دانش آموزان مدارس راهنمایی مناطق 3 و 18 شهر تهران انتخاب شد. ابزارهای گردآوری اطلاعات عبارت بودند از: آزمون حل مسئله های کلامی ریاضی، آزمون بازنمایی گزاره ای، پرسشنامه دانش فراشناختی، آزمون نظارت فراشناختی، پرسشنامه باورهای فراشناختی و آزمون هوش کتل. داده های گردآوری شده، با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد که همه متغیرهای پیش بین، با عملکرد دانش آموزان در حل مسئله های کلامی ریاضی، رابطه معناداری دارند و 3/41 درصد از واریانس آن را تبیین می کنند. تحلیل دیگری به منظور تعیین سهم اجزای متغیرهای فوق در پیش بینی متغیر ملاک انجام و نشان داده شد که از میان متغیرهای شناختی، خرده آزمون ترجمه آزمون بازنمایی، خرده آزمون زنجیره های هوش کتل؛ خرده آزمون های ارزشیابی، برنامه ریزی و پیش بینی نظارت فراشناختی، طبقه راهبرد دانش فراشناختی و زیرمقیاس ماهیت حل مسئله پرسشنامه باورهای فراشناختی با متغیر ملاک، رابطه معناداری دارند و 7/44 درصد از واریانس آن را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که متغیرهای فراشناختی، شناختی و عاطفی، نقش معناداری در پیش بینی عملکرد حل مسئله های کلامی دارند، ولی سهم متغیرهای فراشناختی بیش از متغیرهای شناختی و عاطفی و سهم متغیرهای شناختی هم بیش از متغیرهای عاطفی است.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش رفتارهای سالم بر سبک های حل مسئله و راهبردهای مقابله ای سازنده در دانش آموزان ناحیه 2 آموزش وپرورش زاهدان بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه بودند. یکی از دبیرستان ها به صورت تصادفی ساده انتخاب و پیش آزمون در پایه سوم اجرا گردید. سپس 50 نفر از دانش آموزانی که کمترین نمره را کسب کرده بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. گروه آزمایش آموزش رفتارهای سالم با تأکید بر حل مسئله را در 10 جلسه 90 دقیقه ای (دو ماه) دریافت نموده و گروه گواه در این مدت هیچ آموزشی را دریافت نکردند. پس از اتمام جلسات، پس آزمون و دو ماه بعد از اتمام جلسات، پیگیری اجرا گردید. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس سبک های حل مسئله (PSS) و مقیاس راهبردهای مقابله ای نوجوانان (ACS) استفاده شد. داده ها با بهره گیری از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش رفتارهای سالم با تأکید بر حل مسئله در مرحله پس آزمون و پیگیری در افزایش سبک های حل مسئله سازنده و مقابله سازش یافته مؤثر بوده است (01 (P <0/00.\nهدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش رفتارهای سالم بر سبک های حل مسئله و راهبردهای مقابله ای سازنده در دانش آموزان ناحیه 2 آموزش وپرورش زاهدان بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه بودند. یکی از دبیرستان ها به صورت تصادفی ساده انتخاب و پیش آزمون در پایه سوم اجرا گردید. سپس 50 نفر از دانش آموزانی که کمترین نمره را کسب کرده بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. گروه آزمایش آموزش رفتارهای سالم با تأکید بر حل مسئله را در 10 جلسه 90 دقیقه ای (دو ماه) دریافت نموده و گروه گواه در این مدت هیچ آموزشی را دریافت نکردند. پس از اتمام جلسات، پس آزمون و دو ماه بعد از اتمام جلسات، پیگیری اجرا گردید. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس سبک های حل مسئله (PSS) و مقیاس راهبردهای مقابله ای نوجوانان (ACS) استفاده شد. داده ها با بهره گیری از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش رفتارهای سالم با تأکید بر حل مسئله در مرحله پس آزمون و پیگیری در افزایش سبک های حل مسئله سازنده و مقابله سازش یافته مؤثر بوده است (01 (P <0/00.
مقدمه: پرخاشگری یکی از مشکلات مهم دوره نوجوانی است که همه ی ابعاد رشد و سلامت نوجوانان را تحت تأثیر قرار می دهد و پیامدهای منفی همچون تصویر ذهنی منفی در میان همسالان و آموزگاران، طرد از سوی همسالان، افت تحصیلی، مصرف مواد، مشکلات ارتباطی با خانواده و بزهکاری را در پی دارد. هدف: لذا پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه ی گشتالت درمانی بر کاهش تهاجم و کینه توزی دانش آموزان پسر دوره دبیرستان صورت گرفت. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. از میان مدارس پسرانه دوره دبیرستان از طریق نمونه گیری خوشه ای یک مدرسه انتخاب و با اجرای پرسشنامه پرخاشگریAGQ، ۲۴ نفر از دانش آموزان انتخاب و به صورت تصادفی در ۲ گروه آزمایش (12نفر) و کنترل (12 نفر) جایگزین شدند. ۸ جلسه گشتالت درمانی گروهی بافاصله زمانی یک هفته برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: پردازش داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل واریانس انجام گرفت که نتایج نشان داد بین گروه های موردمطالعه تفاوت معناداری وجود دارد. (p<۰/۵) نتیجه گیری: مشاوره ی گروهی به شیوه ی گشتالت درمانی بر کاهش تهاجم و کینه توزی مؤثر بوده است.
مطالعة حاضر با هدف بررسی پیش بینی کننده های شناختی- اجتماعی سازگاری با دانشگاه در دانشجویان سال اول انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی (الگویابی علّی) بود. جامعة آماری پژوهش حاضر شامل همة دانشجویان تازه وارد مقطع کارشناسی دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی93-92 بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 330 نفر (187 دختر و 143 پسر) انتخاب شدند و به پرسش نامه های حمایت های محیطی، انتظارات خودکارآمدی، انتظارات پی آمد، پیشرفت هدف و پرسش نامه سازگاری با دانشگاه پاسخ دادند. داده ها با روش الگویابی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان دادند که داده های به دست آمده برازش مناسبی با مدل تئوریکی شناختی اجتماعی دارد و مدل مورد نظر در نمونة اخیر مدلی روا و معتبر است.
بررسی ضرایب مسیر نشان داد که تمام مسیرهای علّی به طرف سازگاری با دانشگاه مثبت و معنا دار هستند. در این میان از بین متغیرهای آزمون شده در مدل، متغیر منابع و حمایت های محیطی بهتر و نیرومندتر از سایر متغیرها قادر به پیش بینی و سازگاری دانشجویان با دانشگاه است و می توان از آن برای ارتقای سطح سلامت روان و بهزیستی دانشجویان بهره گرفت.
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی مبتنی بر مدل فلنر بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان قربانی قلدری با توجه به نقش جهت گیری اهداف اجتماعی بود.طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه شامل دانش آموزان دختر قربانی قلدری در مدرسه بود که در پایه هفتم و هشتم دوره اول مقطع متوسطه مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 96 دانش آموز قربانی قلدری بود که با توجه به نوع جهت گیری اجتماعی به طور تصادفی در گروه های آزمایش وکنترل منسوب شدند (گروه آزمایش= 48 نفر، گروه کنترل= 48 نفر). برای جمع آوری داده ها از مقیاس قربانی قلدری کالیفرنیا، جهت گیری اهداف پیشرفت اجتماعی و سازگاری اجتماعی استفاده شد. آموزش کفایت اجتماعی برای گروه آزمایش در 12 جلسه به مدت شش هفته ارائه گردید و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری دو راهه نشان داد که آموزش کفایت اجتماعی بر افزایش سازگاری دانش آموزان قربانی قلدری اثربخش است و این افزایش در گروه های تبحری اجتماعی و عملکردگرایی اجتماعی بود اما در افزایش سازگاری اجتماعی گروه عملکردگریزی اجتماعی تأثیری دیده نشد. در مجموع نتایج حاکی از آن است که می توان ازآموزش کفایت اجتماعی مبتنی بر مدل فلنر برای افزایش سازگاری دانش آموزان قربانی قلدری استفاده کرد.