هدف این پژوهش تعیین نقشِ ادراک ازجهت گیری هدفی والدین، فضای محل زندگی و ناهماهنگی خانه و مدرسه، در تقلب تحصیلی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود. بدین منظور از بین کلیه دانشجویان دانشگاه مذکور که به تعداد تقریبی 6000 نفر بودند، نمونه ای با حجم 404 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری متغییرها، مقیاس های الگوهای یادگیری سازگارانه (PALS) میجلی و همکاران (2000) بود. پایائی ابزارهای اندازه گیری در زیر مقیاس های مختلف متفاوت، ولی همه آنها قابل قبول بودند (بالای 70/. ). داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS، و با روش رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. متغییرهایِ ادراک از اهداف والدین، فضای محل زندگی و ناهماهنگی خانه ودانشگاه، به عنوان متغییرهای مستقل، در مجموع توانستند 12/0 درصد از کل واریانس تقلب تحصیلی را تبیین کنند. از بین متغییرهای مستقل، متغییرهایِ ناهماهنگی بین خانه و دانشگاه و ادراکِ هدف تبحری بودنِ والدین، توانستند رفتار تقلبی دانشجویان را به شیوه معنی دار پیش بینی نمایند. متغییرِ ناهماهنگی بین خانه و دانشگاه با ضریب بتای استاندارد 293/0 بیشترین سهم، و متغییرِ ادراک هدف تبحری بودن والدین، با ضریب بتای124/0، بیشترین سهم بعدی معنی دار را در پیش بینی تقلب تحصیلی دانشجویان داشتند. می توان نتیجه گرفت که هر چقدر ناهماهنگی بین خانه و دانشگاه بیشتر باشد، و نیز هر چقدر ادراک دانشجویان از جهت گیری هدفی والدین تبحری تر باشد، احتمال رفتار تقلب تحصیلی دانشجویان افزایش خواهد یافت
خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزش های فکری است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک زندگی آینده فرد دارد. در این میان حفظ ارتباط مثبت بین والدین و فرزندان باعث انگیزه آنان نسبت به موفقیت تحصیلی می شود. این پژوهش مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مدارس راهنمایی سال سوم شهر ایلخچی بودند که از این جامعه دویست نفر دانش آموز (100دختر و 100 پسر) با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و معدل پایانی دانش آموزان در کلاس سوم راهنمایی به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی استفاده شد. داده ها به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد پیشرفت تحصیلی با سبک فرزندپروری مقتدرانه رابطه مثبت معنی دارو با سبک های فرزندپروری سهل گیر و مستبدانه رابطه منفی و معنی داری دارد. نهایتاً با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام مشخص شد که شیوه تربیتی مقتدرانه پیش بینی کننده قوی برای متغیر پیشرفت تحصیلی است. بنابراین از آنجایی که شیوه تربیتی والدین در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اهمیت بسزایی دارد لذا آموزش والدین درباره شیوه های تربیتی نوجوانان می تواند باعث موفقیت تحصیلی آنان در تحصیل شود.
پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین سبک یادگیری و جهت گیری هدف با فرسودگی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه بستان آباد صورت گرفت. این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان بستان آباد در سال تحصیلی 92-1391 که 2172 نفر بود و از میان آنها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 360 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور و سبک یادگیری کلب استفاده شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین جهت گیری هدف و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود ندارد. در ضمن مشخص شد از میان چهار مؤلفه ی جهت گیری هدف، مؤلفه ی تبحری- اجتنابی رابطه منفی و معنی دار و عملکردی-اجتنابی رابطه ی مثبت و معنی داری با فرسودگی تحصیلی دارند. از یافته های دیگر پژوهش این بود که بین سبک یادگیری و مؤلفه های آن با فرسودگی تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد از بین مؤلفه های پیش بینی کننده، تنها مؤلفه های سبک یادگیری آزمایشگری فعال، جهت گیری هدف عملکردی-اجتنابی و تبحری-اجتنابی و سبک یادگیری مشاهده فکورانه توانستند فرسودگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی کنند.
بنابر این یافته های این تحقیق بر اهمیت بررسی فرسودگی تحصیلی و تأثیر آن بر متغیرهای تحصیلی تأکید دارد.
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش حل مسئله محور بر مشکلات رفتاری دانش آموزان انجام شد. طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. تعداد 120 دانش آموز با میانگین سن و پایه تحصیلی به ترتیب 11 و 5 ، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و با انتساب تصادفی به دو گروه آزمایشی (60 نفر) و گواه (60 نفر) تقسیم شدند. پس از 10 جلسه آموزش یک ساعته به والدین و معلمان، گروه آزمایشی به مدت سه ماه تحت آموزش برنامه حل مسئله خانواده/ مدرسه محور قرار گرفتند، برای جمع آوری داده ها در سه فرم دانش آموزان، والدین و معلمان از مقیاس درجه بندی مشکلات رفتاری (گرشام و الیوت،1990) استفاده شد. طبق گزارش دانش آموزان، والدین و معلمان در سه مرحله پیش آزمون- پس آزمون (فاصله سه ماهه) و پیگیری (فاصله یک ماهه) نشان داد در گروه آزمایشی بین نمرات پیش آزمون- پس آزمون در زیر مقیاس های مشکلات رفتاری تفاوت معناداری وجود داشت، اما بین نمرات پس آزمون - پیگیری در زیر مقیاس های مشکلات رفتاری تفاوت معنادار نبود. بنابراین آموزش حل مسئله خانواده/ مدرسه محور بر مشکلات رفتاری دانش آموزان اثربخش است و آموزش حل مسئله به عنوان یک برنامه پیشگیرانه از اهمیت فراوانی برخوردار است.
به علت اهمیت نقش اساسی راهکارهای آزمون دهی در روند آزمون دهی ،هدف این مقاله بررسی تفاوت آزمون دهندگان زبان انگلیسی در بکارگیری راهکارهای شناختی و فراشناختی در آزمون درک مطلب زبان انگلیسی میباشد. همچنین هدف این تحقیق تفاوت عملکرد آزمون دهندگان در پاسخدهی به آیتمهای آزمون زبان میباشد.به این منظور 130 زبان آموز دختر که بین 19 تا21 سال سن داشتند بر اساس دسترسی به شرکت کنندگان در این بررسی انتخاب شدند. ابزار مورد نیاز برای جمع آوری اطلاعات آزمون درک مطلب، پرسشنامه و مصاحبه بوده است. راهکارهای حدس زدن، دانش قبلی ، ترجمه ، یادداشت برداری، و خط کشیدن زیر کلمات راهکارهای شناختی به کاررفته توسط آزمون دهندگان بود. علاوه بر این، راهکارهای فراشناختی شامل برنامه ریزی، خودمدیریتی و نظارت بود.تحلیل داده ها نشان داد که تفاوت معنادار در استفاده از راهکارهای شناختی و فراشناختی در آزمون درک مطلب زبان انگلیسی میان آزمون دهندگان موفق نیمه موفق و ناموفق وجود نداشت. بااین وجود بر اساس یافته های مطالعه تفاوت معنادار در عملکرد آزمون دهندگان موفق نیمه موفق و ناموفق در پاسخدهی به سوالات(آیتمهای) امتحان درک مطلب وجود داشت. به نظر رسید که آزمون دهندگان موفق نسبت به آزمون دهندگان نیمه موفق و ناموفق در پاسخدهی به سوالات آزمون عملکرد بهتری داشتند