هدف: سوء مصرف مواد از رایج ترین اختلالات روان پزشکی است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر تغییر باورهای غیرمنطقی و کیفیت زندگی افراد وابسته به آمفتامین انجام شده است. روش: به این منظور 134 بیمار مراجعه کننده به مراکز درمان سوء مصرف مواد شهر اراک به کمک پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز و پرسشنامه کیفیت زندگی بررسی شدند. از این میان 30 بیمار حایز شرایط انتخاب شدند و به صورت جایگزین تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. آنگاه روش گروه درمانی شناختی-رفتاری بر روی گروه آزمایش اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت نمرات گروه درمانی شناختی-رفتاری در مقایسه با گروه گواه در کاهش باورهای غیرمنطقی و افزایش کیفیت زندگی بیماران وابسته به آمفتامین معنادار است. نتیجه گیری: گروه درمانی شناختی-رفتاری برای مدیریت مؤلفه های باورهای غیرمنطقی و کیفیت زندگی وابستگان به آمفتامین مؤثر است.
این پژوهش به بررسی تأثیر آموزش مهارت های غلبه بر سهل انگاری برکاهش سهل انگاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی پرداخته است. به این منظور 46 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی منطقه 1 شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند و آموزش مهارت های غلبه بر سهل انگاری برای آنان اجرا شد. برای سنجش میزان سهل انگاری دانش آموزان از پرسشنامه محقق ساخته 25 سؤالی استفاده شد و برای سنجش عملکرد تحصیلی از معدل نمرات دانش آموزان استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های غلبه بر سهل انگاری باعث کاهش سهل انگاری و نیز افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شده است.
بر مبنای الگوی کیز (2002) سلامت روانی به سه مقوله در حال شکوفایی، در حال پژمردگی و سلامت روانی نسبی تقسیم می شود. این پژوهش با هدف بـررسی این الگو در جمعیت ایرانی انجام شد. یک نمونه 424 نفری (226 دختر، 198 پسر) از دانشجویان دانشگاه تهران، سه مقیاس بهزیستی هیجانی (کیز، 2002)، بهزیستی روان شناختی (ریف و کیز، 1995) و بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) را تکمیل کردنـد. یافته ها آشکار ساخـت که در حـدود 16 درصد دانشجویان در حال شکوفایی، 20 درصد در حال پژمردگی و 64 درصد از سلامت روانی نسبی برخوردار بودند. در الگوی سلامت روانی بین دو جنس تفاوت معناداری به دست نیامد.
"یافته های پـژوهشی حاصل از روش رگرسیون کمترین مجذورهای متداول (OLS) دربـاره غیبت کارکنان، به ویژه به دلیل همبستـگی متغیرهای پیش بینی کننده مـورد انتقاد قـرار گرفتـه است. در این پژوهش نتایـج پیش بینی غیبت کارکنان بر پایه چهار متغیر دلبستگی شغلی، غیبت در مقایسه بادیگران، تنیدگی رویدادهای زندگی و تعداد فرزندان، با دو روش رگرسیونی کمترین مجذورهای متداول (OLS) و تحلیل توبیت (Tobit) مقایسه شد. 197 نفر از کارکنان مرد کارخانه ذوب آهن و فولاد مبارکه اصفهان (با میانگین سنی 28 و انحراف استاندارد 10 سال) به مقیاسهای فهـرست تنیدگی رویدادهای زندگی تویتس (1981)، غیبت در مقایسه بـا دیگران (بابا، 1990)، دلبستگی شغلی (لودال و کجنر، 1965) پاسخ دادند. تحلیل توبیت، غیبت شغلی را نسبتاً دقیق تر و با 13 درصد تبیین واریانس بیشتر (1/42=2R) پیش بینی کرد.
"
شناخت عواملی که زمینه را برای بروز سازگاری زناشویی زوج ها فراهم می کند نقش مهمی در کاهش تعارضات زناشویی و آمار طلاق در جامعه دارد. هدف این پژوهش پیش بینی سازگاری زناشویی از طریق عامل های شخصیتی و طرحواره های ناسازگار اولیه بود. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان شهرستان کامیاران در سال 1393 است. نمونه مورد مطالعه شامل 500 نفر (250 زوج) از والدین بود که به روش خوشه ای دومرحله ای انتخاب شدند و هرکدام پرسشنامه های عامل های شخصیتی (NEO-FFI) سازگاری زناشویی (RDAS)، و طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-SF) را تکمیل نمودند. داده ها با نرم افزار AMOS مورد ت جزیه و تحلیل قرار گرف تند. یافته ها بیانگر رابطه مثبت و معنی دار بین سازگاری زناشویی با عامل های شخصیتی (به جز عامل روان نژند) و رابطه منفی سازگاری زناشویی با طرحواره های ناسازگار اولیه بود. هم چنین نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت بین عامل روان نژند با طرحواره های ناسازگار و رابطه منفی عامل های دیگر با طرحواره های ناسازگار است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عامل شخصیتی افراد و طرحواره های ناسازگار اولیه آنها می تواند پیش بین خوبی برای سازگاری زناشویی باشد. با به کارگیری این دو متغیر در پیش بینی سازگاری زناشویی می توان در کلاس های مشاوره ازدواج میزان سازگاری زوجین را بالا برد.
مقدمه: رضایت زناشویی شاخص مناسبی برای سنجش موفقیت در ازدواج است. افزایش این مولفه می تواند ثبات یک زندگی را به همراه داشته باشد. این پژوهش با هدف مقایسه ی اثربخشی زوج درمانی گروهی مبتنی بررویکرد هیجان مدار با واقعیت درمانی بر تغییر سطح رضایت مندی زناشویی زوجین شهر مشهد انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه ی تحقیق شامل کلیه ی زوجین شهر مشهد بود که در سال 1391 در فرهنگسرای کودک و آینده ثبت نام کرده بودند. از این جامعه 24 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به شیوه ی تصادفی در سه گروه 8 نفری گماشته شدند. داده ها توسط مقیاس رضایت مندی زناشویی انریچ جمع آوری شد. مداخلات از طریق دو رویکرد هیجان مدار به میزان 9 جلسه ی 2 ساعتی هفتگی و واقعیت درمانی به میزان 8 جلسه ی 2 ساعتی هفتگی اجرا شد. گروه کنترل در لیست انتظار بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از میانگین و انحراف معیار در سطح توصیفی و آزمون تحلیل کورایانس و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین افراد گروه های آزمایش و کنترل در متغیر رضایتمندی زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد. اما بین افراد دو گروه آزمایش هیجان- مدار و واقعیت درمانی از لحاظ نمره ی رضایتمندی زناشویی تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد به هم پیوسته بودن اجزای روانی انسان (هیجان، شناخت، و رفتار) در یکسان بودن تأثیر این دو رویکرد بر رضایتمندی زناشویی تأثیر داشته است.
یک گروه شامل 62 زن متاهل و شاغل در دانشگاه اصفهان انتخاب وبه طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند و به پرسشنامه هـای تعارض کار ـ خانواده (نت مه یر ،1996) و باور به خوداثربخشی (سیمون و هنسی، 2005) پاسخ دادند.گروه آزمایشی به مدت 6 جلسـه (دو ساعته) طی یک ماه تحت آموزش برنامه مدیریت تعارض بین کار و خانواده قرارگرفت. نتایج تحلیل کوواریانس کاهش معنادار تعارض کارـ خانواده و افزایش باور بـه خوداثربخشی را درگروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه نشان دادند و تاثیر آموزش را در حل تعارضها برجسته کردند.
مقدمه: پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر واقعیت درمانی به شیوه ی گروهی بر علایم اضطراب اجتماعی، سوگیری تعبیر و روابط بین فردی دانش آموزان دختر پایه ی نهم تحصیلی انجام شد. روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش بالینی شامل تمام دانش آموزان دختر پایه ی نهم شهرستان سبزوار در سال تحصیلی 95-94 بود که از این تعداد بر اساس نمره ی پرسش نامه های اضطراب اجتماعی نوجوانان، تفسیر منفی پیامدهای اجتماعی و روابط بین فردی در پیش آزمون 24 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند که به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمون تحت واقعیت درمانی به شیوه ی گروهی قرار گرفت و گروه شاهد، هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS نسخه ی 21 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که نمرات اضطراب اجتماعی و سوگیری تعبیر و روابط بین فردی در گروه آزمون نسبت به شاهد، تغییر معنی داری داشت (05/0>P). نتیجه گیری: به نظر می رسد که آموزش واقعیت درمانی به شیوه ی گروهی بر اضطراب اجتماعی، سوگیری تعبیر و روابط بین فردی نوجوانان، موثر باشد.