ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۰۱ تا ۳٬۱۲۰ مورد از کل ۴٬۵۱۰ مورد.
۳۱۰۱.

بررسی مدل عِلّی گرایش به رفتار پرخطر نوجوانان بر اساس باورهای فراشناختی و سبک های هویت با میانجی گری افکار منفی تکرار شونده و تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۷ تعداد دانلود : ۶۳۶
هدف: شیوع رفتارهای پرخطر در جوامع یکی از موارد جدی تهدید کننده سلامت است. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی مدل عِلّی گرایش به رفتار پرخطر نوجوانان بر اساس باورهای فراشناختی و سبک های هویت با میانجیگری افکار منفی تکرار شونده و تاب آوری بود. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر کرج بودند. 360 نفر از این افراد بر اساس دیدگاه کلاین و به شیوه نمونه گیری دسترس انتخاب شدند. نمونه پژوهش به مقیاس های خطرپذیری نوجوانان ایرانیِ زاده محمدی، احمد آبادی و حیدری، باورهای فراشناختیِ کارترایت-هاتون و ولز، سبک های هویتِ برزونسکی و همکاران ، افکار تکرار شوندهِ مک اوی، مولدز و ماهونی(2014) و تاب آوریِ کانر و دیویدسون(2003) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین باورهای فراشناختی و سبک هویت هنجاری، هویت سردرگم-اجتنابی و افکار منفی تکرار شونده با گرایش به رفتار پرخطر نوجوانان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین یافته ها نشان داد که بین هویت اطلاعاتی، تعهد هویت، تاب آوری با گرایش به رفتار پرخطر نوجوانان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. افزون بر این، نتایج مدل یابی علّی معادلات ساختاری نشان داد که باورهای فراشناختی و سبک های هویت به طور مستقیم و غیرمستقیم با میانجیگری افکار منفی تکرار شونده و تاب آوری با گرایش به رفتار پرخطر رابطه دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش افکار منفی تکرار شونده و تاب آوری می توانند در رابطه بین باورهای فراشناختی و سبک های هویت با گرایش به رفتار پرخطر نقش میانجی داشته باشند.
۳۱۰۲.

طرّاحی و مقایسه ی اثربخشی دو برنامه ی درمانی مبتنی بر اصول درمان روایتی و درمان مبتنی بر آموزه های قرآنی در کاهش تعارض های زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۷ تعداد دانلود : ۵۹۹
هدف: هدف پژوهش حاضر طرّاحی و مقایسه ی اثربخشی دو برنامه ی درمانی مبتنی بر اصول درمان روایتی و درمان مبتنی برآموزه های قرآنی درکاهش تعارض های زناشویی با توجّه به محتوای بستن در ایجاد آن بود. سه گروه برای انجام تحقیق در نظر گرفته شد،که هر گروه شامل (10 =n) نفر بودند. جامعه ی این پژوهش را مراجعانی که به مرکز فوریت های بهزیستی شهرسنندج و کلینیک مرکز مشاوره ی دانشگاه کردستان تشکیل می دادند. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون نامتعادل با گروه کنترل بود. در ابتدا به روش انجام مصاحبه ی اوّلیه و درمیان گذاشتن شرایط کار و توافق با مراجعان به صورت تصادفی ساده درسه گروه (درمان روایتی، آموزه های قرآنی و گروه کنترل) جایگزین شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزه های قرآنی و درمان روایتی تأثیر معناداری برکاهش تعارض های زناشویی افراد داشته است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که گشتالت های ناتمام تأثیر زیادی در ایجاد تعارض های زناشویی به عنوان یک فرآیند ارتباطی صمیمانه دارد . لذا از راهبردهای درمان روایتی و آموزه های قرآنی برای کاهش تعارض ها استفاده شد که نتایج موثّری داشتند#,
۳۱۰۳.

پیش بینی انطباق پذیری مسیر شغلی پرستاران از طریق مولفه های تئوری سیستم انگیزشی فورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۷ تعداد دانلود : ۷۱۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی کننده های انطباق پذیری مسیر شغلی پرستاران است. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه بود. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران بیمارستان های شهر تهران در سال۱۳۹۵ بود(۵۰ هزار نفر) که تعداد ۳۲۰ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه انطباق پذیری مسیر شغلی، مقیاس خودکارآمدی عمومی، پرسشنامه جهت گیری هدف،مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، پرسشنامه خوشبینی یا آزمون بازنگری شده جهت گیری زندگی بود که پس از توزیع و جمع آوری، داده ها توسط روش تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد سه مولفه از تئوری سیستم انگیزشی شامل خودکارآمدی، جهت گیری هدف و خوشبینی پیش بینی کننده انطباق پذیری مسیر شغلی پرستاران است. نتیجه گیری : با اتکا به یافته های این پژوهش می توان مداخلاتی را با هدف افزایش انطباق پذیری شغلی پرستاران طراحی نمود و با بهبود این مولفه های انگیزشی (از قبیل خودکارآمدی، جهت گیری هدف و خوشبینی)، آنها را به منابعی مجهز کرد تا بتوانند خود را به بهترین شکل با شرایط کاری انطباق دهند.
۳۱۰۵.

اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری (CBT) بر نشانه های روانی (افسردگی و بهزیستی روانشناختی) در سالمندان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۵۰۳
مقدمه: سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است و آگاهی از وضعیت روانی سالمندان و مداخلات روان شناختی مؤثر باعث دست یابی به بهداشت روانی این دوره می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر نشانه های روانی (افسردگی و بهزیستی روانشناختی) در سالمندان انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بود. در یک پژوهش نیمه تجربی، 24 نفر از زنان سالمند مراجعه کننده به دو مرکز توانبخشی خانه یاس و آرمان شایان شهر تهران در سال 1396 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی ساده در دو گروه مساوی (هر گروه 12 نفر) جایگزین شدند. گروه مداخله با روش گروه درمانی شناختی رفتاری آموزش دید و گروه شاهد آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های افسردگی سالمندان و بهزیستی روانشناختی بودند. داده ها در نرم افزار SPSS-22 با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که گروه درمانی شناختی رفتاری (CBT) باعث بهبود افسردگی و بهزیستی روانشناختی زنان سالمند شد ( 05 / 0 > P). این یافته بدین معنی بود که مداخله درمانی منجر به افزایش میزان بهزیستی روانشناختی در زنان سالمند شد. از سوی دیگر، نگاهی به مقادیر سطح معناداری، مجذور اتا و توان آزمون نشان داد که مداخله درمانی در گروه آزمایش موثر و معنادار و میزان این اثربخشی برابر با 43/0 درصد بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، گروه درمانی شناختی رفتاری (CBT) با بهبود علائم و واکنش های منفی روان شناختی از قبیل افسردگی، احساس فقدان و تنهایی می تواند منجر به افزایش امیدواری زنان سالمند، معنایابی در فقدان، کاهش اضطراب مرگ و بهبود نگرش آنها نسبت به آینده و خود شود.
۳۱۰۸.

اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر افزایش تنظیم هیجانی و افسردگی زوجین متقاضی طلاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۳ تعداد دانلود : ۵۳۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان محور بر افزایش تنظیم هیجانی زوجین متقاضی طلاق انجام شد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی از لحاظ روش کمی و از لحاظ گرداوری داده ها روش نیمه ازمایشی که با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماریکلیه زوجین متقاضی طلاقی بودند که سال 1396در شهر تهران منطقه 3 به مرکز خدمات مشاوره نیما مراجعه کردند،که از این تعداد 18 زوج با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بر اساس نمره پایین تر از میانگین در مقیاس افسردگی (بک،1976) همتا شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایشی و گروه کنترل جایگزین شدند و به مقیاس دشواری تنظیم هیجان (DERS؛ گرتز و رومر، 2004) و پرسشنامه افسردگی (بک ،1976) در مرحله پیش آزمون و پس آزمون جواب دادند. سپس گروه آزمایش به مدت به مدت 9 هفته زوج درمانی هیجان محور را دریافت نمودند. یافته ها : برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای تحلیل کوواریانس چند متغییری، تک متغیری و تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد زوج درمانی هیجان مدار بر افزایش تنظیم هیجانی و افسردگی زوجین متقاضی طلاق اثربخشی معنادار دارد . نتیجه گیری: زوج درمانی هیجان مدارباعث به آگاهی رساندن ،تجربه و پذیرش هیجانات بهنجا در زوجین متقاضی طلاق می شود و آنها را به سطحی از امنیت می رساند که در پی آن با اعتماد بیشتری به بیان نیازها و خواسته های دلبستگی خود پرداخته و در عین حال برای یکدیگر پاسخگوتر خواهند بود و در نهایت توانایی بیشتری در تنظیم هیجانات خواهند داشت.
۳۱۱۱.

رابطه احقاق جنسی و نارضایتی جنسی با بی رمقی زناشویی: نقش واسطه ای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۳ تعداد دانلود : ۷۲۳
رضایت جنسی می تواند تأثیر شایانی در رابطه زناشویی و رضایت از آن داشته باشد. این پژوهش با هدف شناسایی رابطه میان احقاق و نارضایتی جنسی با بی رمقی زناشویی با نقش واسطه ای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی و مبتنی بر روش تحلیل مسیر در چارچوب مدل سازی معادلات ساختاری بود. ابزار مورداستفاده پرسشنامه های احقاق جنسی هالبرت (1992)، نارضایتی جنسی هادسون (1981)، تعارض زناشویی براتی (1375) و بی رمقی زناشویی پاینز (1996) بود. جامعه آماری پژوهش همه زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره ای شهرستان زاهدان (320 نفر) در زمستان سال 94 که با روش نمونه گیری خوشه ای شمار 150 نفر انتخاب شدند، بود. داده ها با به کارگیری دو نرم افزار SPSS20 و LISREL8.8 تحلیل شد. یافته های پژوهش گویای این است که تعارض زناشویی نقش واسطه ای میان احقاق جنسی و بی رمقی زناشویی (05/0 P
۳۱۱۲.

بررسی نقش پیش بینی کنندگی معنای زندگی در افسردگی دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۱ تعداد دانلود : ۶۱۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم معنای زندگی در پیش بینی افسردگی یک نمونه غیربالینی انجام شد. روش: در یک مطالعه توصیفی 250 نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به پرسشنامه های معنای زندگی (استیگر، 2006)، افسردگی بک (1961) و پرسشنامه متغیرهای جمعیت شناختی پاسخ دادند. داده های پژوهش به کمک شاخص های توصیفی، آزمون تی مستقل، همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نشان دهنده آن است که بین وجودمعنادرزندگی و افسردگی رابطه منفی معناداری وجود دارد (001/0> P)؛ همچنین نتایج حاصل از الگوی رگرسیون گام به گام نشان دهنده آن است که عدم وجود معنادر زندگی و جنسیت در دو گام 36% از واریانس افسردگی را پیش بینی می کند (001/0P<). نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که وجود معنا در زندگی از سازه های مهمی محسوب می شود که توان پیش بینی و تبیین بخشی از تغییرات افسردگی را به طور معنادار دارد.
۳۱۱۳.

مقایسه خودمراقبتی ذهن آگاه، سبک های دلبستگی و راهبردهای حفظ رابطه در متأهلین با و بدون تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۱ تعداد دانلود : ۶۵۳
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک های دلبستگی، خودمراقبتی ذهن آگاه و راهبردهای حفظ رابطه در زنان و مردان متأهل با و بدون تعارض انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع علّی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش در دو گروه شامل کلیه زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران و زنان و مردان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بودند که 183 فرد متأهل (گروه اول: 98 نفر و گروه دوم: 85 نفر) به روش نمونه گیری دردسترس و داوطلب برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. هر دو گروه به صورت انفرادی به مقیاس خودمراقبتی ذهن آگاه کوک کاتن (2015)، پرسشنامه تجارب در روابط نزدیک فرالی، والر و برینان (2000) و راهبردهای حفظ رابطه استافورد (2011) پاسخ دادند. نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) نشان داد که زنان و مردان دارای تعارض زناشویی، در مؤلفه های خودمراقبتی ذهن آگاه و راهبردهای حفظ رابطه نمرات پایین تر و در سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی نمرات بالاتری نسبت به گروه زنان و مردان بدون تعارض زناشویی کسب کردند. وجود تعارضات حل نشده، موجب تضعیف رفتارهای خودمراقبتی، راهبردهای حفظ رابطه و اتخاذ سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی در زوجین می شود، ازاین رو، ارتقای کیفیت رابطه زوجین به کمک آموزش و آگاه کردن آن ها نسبت به استفاده از راهبردهای حفظ رابطه می تواند زوجین را نسبت به رفتارهای خودمراقبتی و اصلاح سبک های دلبستگی یاری نماید.
۳۱۱۴.

پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سبک های کنترل تعارض و سرسختی روانشناختی در زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۶۲۲
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سبک های کنترل تعارض و سرسختی روانشناختی در زوجین بود، روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی و از نوع همبستگی بود.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین شهر کرمانشاه در سال 1396 بود که به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند، نمونه آماری این پژوهش تعداد 200 نفر از زوجین (100 زوج) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه از مراکز مشاوره و کلینیک های روانشناختی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی سخت رویی اهواز (1377) ، پرسشنامه سبک های کنترل حل تعارض موری و اشتراس (1990) و آزمون طلاق عاطفی رزاقی (1387) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و نرم افزار مدلسازی Amos در سطح معناداری 05/0 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد سرسختی روانشناختی رابطه معنی داری با طلاق عاطفی زوجین شهر کرمانشاه دارد و بین سبک های کنترل تعارض و طلاق عاطفی زوجین نیز رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین سبک های کنترل تعارض و سرسختی روانشناختی زوجین نیز رابطه معنی داری بدست آمد همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد دو متغیر سرسختی روانشناختی و سبکهای کنترل تعارض می توانند به شکلی مثبت و معنی دار طلاق عاطفی را در زوجین پیش بینی کنند(P<0.005). نتیجه گیری:. براساس یافته هاسرسختی روانشناختی بالا می تواند از بروز طلاق عاطفی جلوگیری کند و هر چه سرسختی روانشناختی افراد بالاتر باشد کمتر دچار طلاق عاطفی می گردند.
۳۱۱۵.

مقایسه اثربخشی آموزش الگوی چند محوری شفیع آبادی با سازه گرایی ساویکاس بر خودکارآمدی درتصمیم گیری شغلی بیکار شدگان جویای کار تحت پوشش بیمه بیکاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۱ تعداد دانلود : ۳۹۴
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی الگوی چند محوری شفیع آبادی (SMPVC) با نظریه سازه گرایی ساویکاس (SCCT) بر خودکارآمدی در تصمیم گیری شغلی بیکار شدگان تحت پوشش وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیکار شدگان جویای کار بالای دیپلم مراجعه کننده به اداره های کار شهر تهران بود که از بین آن ها 45 نفر به شیوه تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (دو گروه آزمایشی با رویکرد آموزشیSMPVC وSCCT و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات از مقیاس خود کارآمدی در تصمیم گیری شغلی (بتز و همکاران، 1996) استفاده شد. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون و آزمون پیگیری همراه با گروه کنترل بود. گروه های آزمایشی در 6 جلسه90 دقیقه ای تحت آموزشهای مطابق با رویکردها مورد بررسی قرار گرفتند. خودکارآمدی شرکت کنندگان قبل از اجرای مداخله و پس از آن و همچنین بعد از گذشت یک ماه مورد اندازه گیری قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از تحلیل کوورایانس چندمتغیری و اندازه گیری مکرر نشان داد که برنامه های آموزشی بر خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی تأثیر داشت. این تأثیر حتی پس از گذشت یک ماه از ثبات و مانایی کافی برخوردار بود. روش آموزشی SCCT بر زیر مؤلفه های خودارزیابی و اطلاعات شغلی تأثیر بیشتری داشت و SMPVC بر مؤلفه های انتخاب هدف، برنامه ریزی و حل مسأله مؤثر بود. در حالیکه درتمامی مؤلفه های خودکارآمدی در تصمیم گیری شغلی شرکت کنندگان در هر دو شیوه مداخله بطور معناداری نسبت به گروه کنترل از عملکرد بالاتری برخوردار بودند. در مجموع دو رویکرد مداخله ای (SMPVC) و ((SCCT تأثیر ات مطلوبی بر روی ارتقاء خودکار آمدی در تصمیم گیری شغلی داشتند.
۳۱۱۷.

آسیب شناسی روانی و روان درمانی از دیدگاه مولانا: پیش فرض های انسان شناسی، روان شناسی و روش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۴۴۹
نظریه های علمی و از جمله نظریه های روان شناسی مبتنی بر پیش فرض های نظری ویژه ای می باشند که تاثیر قابل ملاحظه ای در بدنه اصلی نظریه ها به جای می گذارند و تفاوت این نظریات تا حدودی منعکس کننده پیش فرض های زیربنایی متفاوت آنها می باشد. به نظر می رسد با تغییر مفروضات پایه و جایگزینی آن ها با مفروضات متافیزیکیِ فرهنگی به منزله مبانی نوین، شاهد تغییر پارادایمی در نظریه های علمی موجود باشیم؛ پژوهش حاضر با هدف قرار دادن این امر، در صدد تعیین پیش فرض های انسان شناسی، روان شناسی و روش شناسی آسیب شناسی روانی و روان درمانی از دیدگاه مولانا می باشد تا چشم انداز تازه ای در این قلمرو ها ترسیم نماید. پژوهش حاضر پژوهشی کیفی و توصیفی - تحلیلی از نوع تحلیل محتواست. در این پژوهش نشان داده شد که مولانا انسان را موجودی آزاد و مختار می داند که می تواند در سرتاسر زندگی تغییر نماید. او معتقد است زبان به عنوان امری بین الاذهانی، تعیین کننده اصلی رفتار به شمار می آید. مولانا به گرایش اصیل آدمی به رشد و کمال اشاره داشته و مسیر رشد را طریق رسیدن به سلامت و نشاط حقیقی می داند. در نگاه او انسان ها عموماً در وضعیت آسیب قرار دارند؛ اغلب وجود اصیل و واقعی خویش را به اشتباه با تعلقات بدنی و گرایش های نفسانی شده یکی گرفته و با برساختن خویشتن کاذب و فرو غلتیدن در دام خیالات، دچار غم و پریشانی می شوند. فربه کردن این خویشتن کاذب، فرد را در معرض آسیب قرار می دهد و بیمار می سازد. فرایند رهایی از آسیب، فرایند از دست دادن و از میان برداشتن این خویشتن و دست یازیدن به"بی خودی" است که مستلزم مواجهه ای سهمناک و تن دادن به سلوکی سرسخت می باشد و با تنش و درد همراه است تا در نهایت فرد به رهایی دست یابد. در دیدگاه مولانا اساساً ذهن آدمی از زبان او جدا نیست؛ زبان، به ویژه قالب داستان، نقش برجسته ای در ساخت دهی به معنا، شناخت و رفتار آدمی دارد و از اینرو خاستگاه آسیب و درمان به شمار می آید. زبان است که فرد را بیمار می سازد و هم اوست که درمان می کند. زبان کاوی و تحلیل داستان هایی که برساخته های زبانی محسوب می شوند، راه و روش مناسبی برای بررسی وضعیت های انسانی و از جمله وضعیت آسیب های روانی و ابزار و شیوه مناسبی برای چاره سازی و درمان می باشند.
۳۱۱۹.

تحلیل مسیر اثر خصوصیات شخصیتی، ویژگی های ارتباطی و بسترهای فرهنگی در وابستگی عاطفی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۴۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خصوصیات شخصیتی، ویژگی های ارتباطی و بسترهای فرهنگی در وابستگی عاطفی زوج های ساکن شهر تهران انجام شد. روش: مطالعه حاضراز نوع همبستگی بود و جامعه آن را کلیه زوج های ساکن شهر تهران در سال 1394 تشکیل می دادند، که از بین آنها 954 نفر (451 زن و 503 مرد) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس ازدواج موفق استفاده شد. داده های بدست آمده با روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بسترهای فرهنگی و خصوصیات شخصیتی، به طور مستقیم و غیر مستقیم (از طریق اثرگذاری بر ویژگی های ارتباطی) بر وابستگی عاطفی زوج ها تاثیر معنادار دارند (05/0> p ). همچنین ویژگی های ارتباطی به طور مستقیم بر وابستگی عاطفی تاثیر معنادار دارد (01/0> p ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وابستگی عاطفی بین زوج ها از عوامل گوناگون، فردی، تعاملی و فرهنگی تاثیر می پذیرد. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند با شناسایی زمینه های ایجاد وابستگی عاطفی در زوج ها، در زمینه مشاوره ازدواج و غنی سازی روابط عاطفی آنها، راهگشای مشاوران و روانشناسان باشد.
۳۱۲۰.

اثربخشی مداخله تلفیقی امید درمانی و درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری بر خودکارآمدی،حس انسجام و شفقت خود در زنان معلول جسمی_حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۹۵۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله تلفیقی امید درمانی و درمان سبک زندگی آدلری بر خودکارآمدی، حس انسجام و شفقت خود درزنان معلول جسمی-حرکتی انجام شد. این پژوهش در چارچوب یک مطالعه آزمایشی تک موردی در دو نفر زن مبتلا به معلولیت جسمی-حرکتی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند انجام شد. قبل از اجرای برنامه مداخله ای 7 جلسه ای، ابتدا پرسشنامه های خودکارآمدی، حس انسجام و شفقت خود برای تعیین خط پایه یک ماه قبل از اجرای پژوهش توسط آزمودنی ها تکمیل شدند و سپس در جلسات اول، سوم، پنجم و هفتم و همچنین یک ماه پس از پایان برنامه مداخله ای نیز برای ارزیابی مجدد، این پرسشنامه ها تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل نموداری، تعیین درصد بهبودی و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان دادند که پیشرفت های بالینی و آماری معنی داری در بهبود خودکارآمدی، حس انسجام و شفقت خود بعد از درمان به دست آمد. در یک ماه پیگیری، نیز پیشرفت های به دست آمده در طول درمان حفظ شد، که نشان دهنده پایداری اثرات درمان بود. با توجه به اینکه سطح معناداری مقادیر F در مورد تفاوت میانگین نمرات کل در شفقت به خود، خودکارآمدی و احساس انسجام پایین تر از 05/0 است (05/0>p). بنابراین می توان گفت مداخله تلفیقی امید درمانی و درمان سبک زندگی آدلری در افزایش شفقت به خود، خودکارآمدی و حس انسجام در افراد با معلولیت جسمانی تاثیر معناداری داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان