طلاق، به موجب قوانین و مقررات ایران، از اختیارات مرد است و تنها در موارد خاصی زن می تواند از دادگاه درخواست طلاق نماید، که به آن طلاق قضایی گفته می شود.
آن چه که در بحث طلاق قضایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، ماهیت آن است چرا که بر حسب این که چه ماهیتی دارد، آثار متفاوتی بر آن مترتب می گردد. ماهیت طلاق قضایی مورد اختلاف است. گروهی بر این عقیده اند که رجعی است و گروه دیگر آن را باین می دانند، که هر یک از این نظرات ایرادات اساسی و مهمی دارند.دیدگاه سومی که در این نوشتار متناسب با خصوصیات طلاق قضایی مطرح شده، این است که چنین طلاقی را «در حکم باین» بدانیم. این دیدگاه نه تنها عیوب نظرات قبلی را ندارد بلکه گامی اساسی در جهت حفظ نهاد خانواده و احقاق حقوق زنان بوده و راه سوء استفاده های احتمالی مردان را سد می کند.
این مقاله با هدف شناسایی میزان احساس بیگانگی شغلی در میان کارمندان دولتی شهرستان گرمسار، در سال 1388 انجام شده است. فرضیههای این پژوهش، پیرامون مفهوم بیگانگی در ادبیات جامعه شناسی و روان شناسی تدوین و پس از طرّاحیِ ابزار سنجش و گردآوری داده ها به تحلیل آن و ارائه نتایج پایانی پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان آموزش وپرورش و همچنین معلمان مقاطع مختلف تحصیلی در شهرستان گرمسار بود و تعداد 101 نفر(50 نفرازکارکنان و51 نفر از معلمان در سطوح و در مقاطع مختلف سنی و تحصیلی) به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار و پایایی آن مورد آزمون قرار گرفت. تحلیل داده های بدست آمده نشان داد که ارتباط مستقیمی میان درآمد اقتصادی حاصل از کار و احساس بیگانگی شغلی وجود دارد، همچنین میان ارتقاء شغلی واحساس بیگانگی شغلی ارتباط معناداری مشاهده شد. درعین حال این فرض که تکراری بودن کار روزانه ادارات و مراکز دولتی نقش موثری بر بیگانگی شغلی دارد پذیرفته شد.
این پزوهش با هدف بررسی میزان فرسودگی شغلی و ارتباط آن بامتغیرهای جمعیت شناختی در میان اساتید و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزاد شهر اجرا شد. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود و نمونه ای شامل 73 تن از میان 250نفر با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند. حجم نمونه با مراجعه به جدول تعیین اندازه نمونه معرف تعیین گردید. داده ها با بهره گیری از پرسشنامه فرسودگی شغلی گلدارد جمع آوری و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون t برای گروههای مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که تفاوت مشاهده شده بین افراد و زنان و مردان با سنین مختلف و افراد مجرد و متاهل معنی دار نیست
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی امکان پیش بینی موفقیت و شکست رابطه زناشویی در زوج های متقاضی طلاق و عادی با استفاده از سبک های دلبستگی بزرگسالی و نگرش های مذهبی انجام گرفته است.
مواد و روش ها: این پژوهش به روش مورد- شاهد طراحی شد. نمونه شامل 49 زوج (98 نفر) متقاضی طلاق و 52 زوج (104 نفر) عادی بود. در این پژوهش برای انتخاب نمونه طلاق از جامعه زوج های متقاضی طلاق به روش نمونه در دسترس و برای انتخاب نمونه عادی از روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی استفاده شد. همه زوج ها به وسیله پرسش نامه سبک های دلبستگی بزرگسالی Hazan و Shaver و پرسش نامه جهت گیری مذهبی آذربایجانی مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها علاوه بر روش آمار توصیفی، روش تحلیل ممیز به کار بسته شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده، فرضیه پژوهش را مبنی بر توان پیش بینی سبک دلبستگی ایمن، عقاید و اخلاق در پیش بینی موفقیت رابطه زناشویی تأیید کردند. این نتایج الگوی ارایه شده در این پژوهش را با جزئیات آن مورد تأیید قرار داد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش مؤید این است که موفقیت و شکست در رابطه زناشویی را میتوان از طریق متغیرهای سبک دلبستگی و نگرش های مذهبی پیش بینی نمود؛ هر چه زوجین دارای سبک دلبستگی ایمن بالاتر و سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرای پایین تری باشند و همچنین از نظر نگرش های مذهبی در سطح بالاتری باشند، احتمال موفقیت در رابطه زناشویی آن ها بالاتر است.
"یافته های پـژوهشی حاصل از روش رگرسیون کمترین مجذورهای متداول (OLS) دربـاره غیبت کارکنان، به ویژه به دلیل همبستـگی متغیرهای پیش بینی کننده مـورد انتقاد قـرار گرفتـه است. در این پژوهش نتایـج پیش بینی غیبت کارکنان بر پایه چهار متغیر دلبستگی شغلی، غیبت در مقایسه بادیگران، تنیدگی رویدادهای زندگی و تعداد فرزندان، با دو روش رگرسیونی کمترین مجذورهای متداول (OLS) و تحلیل توبیت (Tobit) مقایسه شد. 197 نفر از کارکنان مرد کارخانه ذوب آهن و فولاد مبارکه اصفهان (با میانگین سنی 28 و انحراف استاندارد 10 سال) به مقیاسهای فهـرست تنیدگی رویدادهای زندگی تویتس (1981)، غیبت در مقایسه بـا دیگران (بابا، 1990)، دلبستگی شغلی (لودال و کجنر، 1965) پاسخ دادند. تحلیل توبیت، غیبت شغلی را نسبتاً دقیق تر و با 13 درصد تبیین واریانس بیشتر (1/42=2R) پیش بینی کرد.
"
هدف این تحقیق بررسی مشکلات یاددهی و یادگیری درس زبان انگلیسی دانش آموزان دوره متوسطه شهر اصفهان بود. سؤالات تحقیق با توجه به عوامل واژگان زبان فارسی، نظام آوایی زبان فارسی، دستور زبان فارسی، عوامل آموزشی، فردی و فرهنگی و اجتماعی مشکلات یاددهی ـ یادگیری درس زبان انگلیسی مطرح شده است. این تحقیق چون به بررسی مشکلات یاددهی و یادگیری درس زبان انگلیسی دانش آموزان دوره متوسطه می پردازد، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دبیران شهر اصفهان 398 نفر است که براساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای ساده 105 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشکلات یاددهی و یادگیری زبان انگلیسی با 44 سؤال بسته پاسخ برحسب طیف پنج درجه ای لیکرت بود که روایی آن به صورت صوری و محتوایی مورد تایید استادان با تجربه و متخصص در این زمینه قرار گرفت و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرانباخ 89/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی (فراوانی، درصد و میانگین) و استنباطی (آزمون t) با استفاده از نرم افزار آماری SPSS صورت گرفت. یافته ها نشان داد نقش عوامل فرهنگی ـ اجتماعی، فردی و آموزشی بیش از سطح متوسط است و عوامل نظام آوایی، واژگان زبان فارسی و دستور زبان فارسی تاثیر چندانی در مشکلات یاددهی ـ یادگیری درس زبان انگلیسی در دوره متوسطه نداشته است. همچنین براساس یافته ها تفاوت معناداری بین نظرات دبیران در خصوص مشکلات یاددهی ـ یادگیری زبان انگلیسی برحسب مدرک تحصیلی و سابقه خدمت وجود ندارد، اما این تفاوت برحسب جنسیت در خصوص عوامل فردی معنادار بود.