فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۱٬۹۹۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، پیش بینی سبک زندگی براساس نگرش مذهبی و تعهد اخلاقی در افراد دارای تجربه طلاق و افراد بدون تجربة طلاق است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان متقاضی شهر اصفهان (متقاضی طلاق و غیرمتقاضی طلاق) بود که 103 نفر از میان افراد متقاضی طلاق و 102 نفر از میان افراد غیرمتقاضی طلاق، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسش نامة نگرش سنج مذهب، پرسش نامة تعهد زناشویی و پرسش نامة سبک زندگی به عنوان ابزار پژوهش، مورد استفاده قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان داد که افراد دارای تجربة طلاق و نیز افراد بدون تجربة طلاق، تنها نگرش مذهبی می تواند به طور معناداری سبک زندگی را پیش بینی نماید. بنابراین، می توان گفت: صرف نظر از تجربه یا عدم تجربة طلاق، نگرش مذهبی یکی از عوامل مهم مرتبط با سبک زندگی محسوب می شود.
آموزش بر پا داشتن نماز به کودکان بر اساس نظریه شناختی - اجتماعی در روانشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
نقش عمل به باورهای دینی در پیش بینی خودکارآمدی و امید به زندگی زنان مطلقه(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش عمل به باورهای دینی در پیش بینی خودکارآمدی و امید به زندگی زنان مطلقه می باشد. طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری کلیه زنان مطلقه شهر کرج در سه ماهه اول 1394 بود که به مرکز مشاوره طلاق دادگاه خانواده شهر کرج مراجعه نموده اند که از بین این افراد 278 نفر با روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شده و به آزمون امید به زندگی، مقیاس خودکارآمدی عمومی و پرسش نامه معبد پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده به وسیله آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که رفتار مذهبی جمعی، رفتار عملی و رفتار دینی با خودکارآمدی رابطه مثبت دارند. همچنین 1/8 درصد از واریانس خودکارآمدی را رفتار عملی، رفتار مذهبی جمعی و رفتار دینی پیش بینی نمودند. همین طور باورهای مذهبی، رفتار مذهبی شخصی، رفتار مذهبی جمعی و رفتار عملی با امید به زندگی رابطه مثبت دارد و 9/16 درصد از واریانس امید به زندگی را رفتار عملی، رفتار مذهبی شخصی و رفتار مذهبی جمعی پیش بینی می نماید. مناسب است که مشاوران و درمانگران یا نهادهای مرتبط با امور زنان، به راهکارهای تقویت باورهای دینی بپردازند تا در موقعیت های دشواری مثل طلاق، امید و خودکارآمدی ایشان افت آسیب زا نداشته باشد.
بحثی مقدماتی پیرامون ‹‹مبادی›› دانش روان شناسی در اسلام
حوزههای تخصصی:
روان شناسی اسلامی را می توان به ‹‹مطالعه منظم آثار‘ پدیده ها‘ و عملکرد نفس انسانی از تکوین جنینی تا حیات پس از مرگ با استفاده سنجیده از روش های متناسب›› تعریف نمود. منظور از ‹‹مطالعه منظم ›› کسب اطلاعات جدید در این رشته از معارف اسلامی‘ با بهره وری از روش های شناختی متفاوت‘ اعم از کمی و غیر کمی‘ است و بدین سان به اهداف سه گانه زیر می اندیشیم: تولید اطلاعات و آگاهی های نوین‘ تحلیل‘ نقد و امعان نظر در آنها‘ و نهایتاً قابلیت نشر‘ توزیع‘ و عرضه این یافته ها به مجمامع علمی. موضوع روان شناسی اسلامی روح یا نفس انسانی است و آیاتی چون آیه شریفه ‹‹فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعواله ساجدین›› و جز آن نشان از آن دارد. با تعیین موضوع‘ مسائل و محتوای روان شناسی اسلامی را می توان بر بنیان دو محور نیازهای عمدتاً طبیعی و جسمی نفس از یکسو‘ و شؤون و جودی آن از سوی دیگر شناسایی کرد. رهایی از ‹‹روان شناسی وارداتی›› کنونی می تواند یکی از می تواند یکی از مهمترین و اساسی ترین فواید و اغراض باشد. همچنین در تعریف و موضوع ارائه شده از مسأله چنان ظرفیتی نهفته است که می تواند ما را به شناختی واقعی از انسان و مدرکات و قابلیتهای وی رهنمون گردد و زمینه ساز حل مشکلات و مسائل بسیاری باشد که در قلمرو زندگی بشری مطرح اند و با توجه به ظهور تردیدها و بحران های حاد در علوم انسانی معاصر‘ روان شناسی اسلامی می تواند به صورت یک ‹‹انتخاب›› یا طرح جانشین مورد توجه قرار گیرد.
اثربخشی آموزش مهارت های کلامی با تأکید بر منابع اسلامی بر بهبود عملکرد خانواده(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ازدواج مهم ترین و اساسی ترین رابطه بشری توصیف شده است؛ زیرا بنای رابطه خانوادگی و تربیت نسل آینده را فراهم می سازد. از طرفی بهترین وسیله ارتباط انسان ها گفت وگو و مراودات کلامی است؛ زیرا انسان ها می توانند از این راه نیاز ها و خواسته های خود را به یکدیگر انتقال دهند. هدف از این پژوهش بررسی میزان اثربخشی آموزش مهارت های کلامی با تأکید بر منابع اسلامی بر سطح عملکرد خانواده است. روش انجام این پژوهش از نوع آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. شرکت کنندگان در این پژوهش به پرسش نامه عملکرد خانواده مک مستر پاسخ دادند. جامعه آماری این پژوهش از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای از میان تمام زنان متأهل منطقه 15 شهر تهران که از سطح عملکرد خانوادگی خود رضایت نداشتند، انتخاب شدند. داده های به دست آمده با روش آمار استنباطی تحلیل کوواریانس بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که آموزش مهارت های کلامی مبتنی بر منابع اسلامی در افزایش سطح عملکرد خانواده و خرده مقیاس های حل مشکل، ارتباط، نقش ها، همراهی عاطفی، آمیختگی عاطفی، کنترل رفتار و عملکرد کلی تأثیر داشته است. همچنین نتایج نشان می دهد که متغیر های جمعیت شناختی، تحصیلات، سن و سن ازدواج تأثیری بر بالا بردن سطح عملکرد خانواده در نمونه آماری نداشته است. در نتیجه، این بسته آموزشی با مداخله و ایجاد تغییر در آشنایی همسران با الگو های دینی رفتار کلامی و غیرکلامی در تعامل با یکدیگر و رسیدن به بهترین سبک ارتباط، یعنی سبک صریح و محترمانه، توانسته است در فرایند ارتباط زوجین و عملکرد خانواده تغییرات مثبتی به وجود آورد.
وظایف زن در زندگی زناشویی و نقش آن در استوار ساختن بنیاد خانواده از دیدگاه فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین اسلام جایگاه والایی را به خانواده بخشیده است. ازاین رو برای هریک از همسران در راستای استواری این نهاد وظایفی قرار داده است. هدف پژوهش حاضر بررسی وظایف زن در زندگی زناشویی از دیدگاه فقه اسلامی و تأثیر آن بر استوار ساختن بنیاد خانواده است. پژوهش توصیفی- تحلیلی است و با به کار بستن تحلیل محتوا به انجام رسیده است. داده های پژوهش بر پایه ی روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. استوار ساختن بنیاد خانواده به معنای رعایت حقوق متقابل میان همسران، فراگیری اصل عدالت و حاکمیت اخلاق برای برآورده ساختن هدف والای آفرینش آدم و به تکامل رسیدن او، برخورداری از جامعه سالم و ایمن و توانمند و سرانجام تداوم نسل است. تفحص داده ها نشان داد وظایفی که زن بر عهده دارد عبارت است از: پیروی و فرمان برداری؛ حُسن معاشرت و خوش رفتاری؛ خودآرایی و آرایش؛ محافظت از منزل و اموال در غیاب همسر؛ حفظ کرامت؛ تعاون و همکاری در تربیت فرزندان؛ خروج از منزل با کسب اجازه و نیکی به والدین و خویشان. بر پایه برآیندهای این پژوهش می توان گفت که از پیامدهای رعایت وظایف یادشده برپایی آرامش و مودّت در خانواده، پایداری دل بستگی و همدلی میان همسران و سرانجام جلوگیری از روی دادن اختلافات خانوادگی است؛ بنابراین، آموزش این وظایف و تأثیر آن ها در آرامش و استواری خانواده، در برنامه ها و کاربست های مشاوره و روان درمانی خانواده پیشنهاد می گردد.
شخصیت
رابطة بین هوش معنوی و شادکامی به واسطه بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مطالعه تبیین نقش واسطه گری بهزیستی روان شناختی در رابطه ی بین هوش معنوی و شادکامی بود. در این مطالعه 258 (170 دانشجوی مذکر و 88 دانشجوی مؤنث) دانشجوی کارشناسی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد مرودشت در سال 93-92 انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه هوش معنوی، مقیاس شادکامی آکسفورد و سیاهه بهزیستی روانشناختی را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر از اثر واسطه ای کامل بهزیستی روان شناختی در رابطه ی بین هوش معنوی و شادکامی حمایت کرد. در این مقاله، دلالت های این یافته مورد بحث قرار گرفته است
تطبیق مراحل رشد انسان در روان شناسی و نهج البلاغه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵
129-140
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: خلقت انسان از نطفه تا مرگ از نظر روان شناسان رشد دارای مراحلی چون جنینی، کودکی، نوجوانی، جوانی، میان سالی و پیری است. این مراحل علاوه بر ویژگی های زیستی و شناختی دارای اصول تربیتی خاصی است که فرد را به کمال و شکوفایی کامل می رساند. ائمه (ع) اهتمام خاصی به توصیه های تربیتی برای سنین مختلف با توجه به ویژگی های خاص آنها داشته اند. در این میان سفارش های حضرت علی (ع) درباره ی نحوه ی برخورد با کودکان، نوجوانان و جوانان نشان دهنده ی آگاهی ایشان از تفاوت در ویژگی های جسمی - شناختی و روان شناختی و نیز اقتضائات سنی خاص افراد است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تطبیق مراحل رشد انسان در روان شناسی و نهج البلاغه صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش از نوع تحلیلی - کتابخانه یی است که پس از مطالعه و بررسی کتب مختلف روان شناسی و کتاب نهج البلاغه، مراحل رشد انسان و ویژگی های آن بررسی شد. برای جمع آوری داده ها از کتاب های حوزه ی علوم اسلامی و دینی به ویژه کتب مرتبط با سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه، کتب حوزه ی علوم روان شناسی تحولی و رشد و همچنین مقالات مرتبط با حوزه ی دینی و روان شناسی استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها : یافته های روان شناسانی چون پیاژه و اریکسون در دوره های مختلف جنینی، کودکی، نوجوانی، جوانی و پیری با بیانات حضرت علی (ع) در نهج البلاغه تطابق بسیار دارد و از دیدگاه ایشان هر کدام از مراحل رشدی دارای حساسیت ویژه ی خود و نیازمند توجه است. نتیجه گیری: طی بررسی مراحل رشد به عوامل وراثتی، محیط اجتماعی، روان شناختی، جسمانی و... پیش و پس از تولد اشاره شد. برای اینکه افراد مراحل رشد را با موفقیت طی کنند علاوه بر تغذیه ی مناسب و محیط غنی، نکات تربیتی و آموزشی بسیار تأثیرگذار است؛ در نهج البلاغه جز راهکارهای روان شناختی، به مواردی چون روابط والدین با کودک، دوست یابی، ازدواج و ارتباط با کهنسالان نیز اشاره شده است.
A Shiite innatist conception of reason, and what it can do for religious education (RE)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this study I have argued for a theoretical foundation of a coherent and defensible religious education (RE). It has been said that for RE to be accepted as a reasonable subject matter it should be researchable. But for a subject to be researchable، or research based، it needs to be supported by reason، a kind of reason that have a public and universal character. On the other hand we need a conception of religion being capable of giving this conception of reason، and adapting itself with its teachings. I have argued that the Shiite idea of innatism is a good base for providing a theory of reason upon which reason، while having an important role in human life، and an intrinsic connection with religion، has some limitations that can only be compensated by appealing to divine aspect of life and the path of God، namely religion. To show that the Shiite innatist conception of reason can be a good starting point I have argued that، this concept of reason comes from the Shiite belief that humans have a shared nature upon which they have the same emotional and cognitive view. So I have discussed the place and the weight of reason in Islam and Shiism، the idea of innatism، the innatist conception of reason، and connecting reason and religion by suggesting the innate human nature as the same root for both of them. By suggesting the same divine nature for reason and religious belief، I argued that rational principles are at the same time the divine rules for having the best sort of life. That is reason and religion have the shared tasks for following the intrinsic virtues. So we can conclude that a true religious belief، which is supported by reason، as Shiite belief seems to be، can be a reasonable base for making a religious education system. In this work I have referred mostly to Allamah Tabatabaei and Morteza Mutahhari، as the most influential contemporary Shiite scholars، to explain the Shiite's belief as to the nature of reason and religion.
رفق و مدارا در تربیت دینی کودکان
منبع:
پیوند ۱۳۸۶ شماره ۳۴۱
حوزههای تخصصی:
نقش مذهب بر بهداشت روانی، روان درمانی و روان شناسی بالینی
حوزههای تخصصی:
روانشناسی در خدمت دین
حوزههای تخصصی:
نقش ویژگی های تحصیلی و جنسیت در تغییرات هوش معنوی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای هوش معنوی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به تفکیک جنسیت و پایه تحصیلی بود. بدین منظور 220 دانشجو به شیوه تصادفی منظم انتخاب شدند تا به پرسشنامه 24 سؤالی هوش معنوی کینگ SISRI (کینگ، 2007) که دارای چهار خرده مقیاس تفکر انتقادی وجودی (CET)، تولید معنای شخصی (PMP)، آگاهی متعالی (TA) و توسعه حالت هوشیاری (CSE) بود، پاسخ دهند. نتایج به دست آمده از تحلیل واریانس چندمتغیره و تی نشان داد که هوش معنوی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری ندارد (05/0<P)، اما در مؤلفه تفکر انتقادی تفاوت معناداری میان دوجنس مشاهده شد (05/0>P) و میانگین مردان در این مؤلفه بالاتر از زنان بود. هم چنین تفاوت میانگین ها در مقاطع مختلف تحصیلی در هوش معنوی و مؤلفه های ایجاد معنای شخصی و آگاهی متعالی معنادار بود. اما در سایر مؤلفه های هوش معنوی تفاوت معناداری میان مقاطع مختلف تحصیلی یافت نشد. همچنین رابطه معناداری میان هوش معنوی و سن به دست نیامد.
ارزیابی کیفی و کمی مفهوم خرد بر اساس تحلیل عاملی غیرخطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی مفهوم خرد در میان عامه مردم بود. بدین منظور پژوهش حاضر در دو مرحله طراحی شد. در مرحله یک، یک پرسشنامه باز پاسخ به آزمودنی ها ارائه شد تا خردمندترین شخصی را که می شناسند نام برده و ویژگی های آن را بگویند. اطلاعات به دست آمده مورد تحلیل محتوا قرار گرفت. در مرحله دو، پرسشنامه به دست آمده از تحلیل محتوای مرحله یک به 558 آزمودنی داده شد. تحلیل عاملی انجام شده چهار عامل را نشان داد: درست کرداری و اخلاق مداری، کمال گرایی، اندیشمندی و مردم دوستی. دانش کامل تر در مورد خرد به طور بالقوه می تواند در درک موضوعاتی که روان شناسان جامعه به آن علاقه مندند، سودمند باشند.