هدف پژوهش حاضر بررسی اثر نوع مدرسه، رشته تحصیلی و منطقه محل سکونت در ادراکات فعالیت های کلاسی و اهداف پیشرفت دانش آموزان است. بدین منظور، نمونه ای به حجم 571 آزمودنی از دبیرستان های مناطق مختلف تهران انتخاب شدند. آزمودنی های یاد شده ازجهت نوع مدرسه (عادی، دولتی و غیرانتفاعی)، رشته تحصیلی (ریاضی فیزیک و ادبیات و علوم انسانی) و منطقه محل سکونت (شمال و جنوب تهران) تفکیک شدند. پرسش نامه های ادراکات فعالیت های کلاسی (جنتری و همکاران، 2002) و اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران (1998) پس از احراز روایی و پایایی، توسط آزمودنی ها تکمیل شدند. نتایج نشان داد که تمام مولفه های ادراکات محیطی کلاسی (علاقه، لذت، چالش و انتخاب) و اهداف پیشرفت (تبحری ، عملکردی رویکردی و عملکردی اجتنابی) دو به دو با هم دیگر رابطه دارند (01/0>p). با اجرای تحلیل واریانس چند متغیری مشخص شد که میانگین مولفه های علاقه و انتخاب در رشته های ریاضی فیزیک و علوم انسانی، باهم تفاوت داشتند (05/0>p)، اما سایر اثرات ساده معنادار نبود. اثرات تعاملی رشته و منطقه در مولفه های ادراکات محیطی کلاسی (علاقه، لذت، چالش و انتخاب) و اهداف پیشرفت (تبحری، عملکردی رویکردی و عملکردی اجتنابی)، اثرات تعاملی رشته و نوع مدرسه در مولفه های ادراکات محیطی کلاسی (علاقه، لذت، چالش و انتخاب) و اهداف پیشرفت (تبحری)، و نوع مدرسه و منطقه در مولفه های ادراکات محیطی کلاسی (علاقه، لذت، چالش و انتخاب) و اهداف پیشرفت (تبحری)، معنادار بود (05/0>p). سایر تعامل ها معنادار نبود.
امروزه جمعیت عظیمی در دنیا از اینترنت استفاده می نمایند. با وجود مزایای بی شمار این فناوری و تحولات مثبتی که در زمینه ی ارتباطات ایجاد کرده است، متأسفانه برخی از مطالعات، عوارض خطرناکی را به استفاده از اینترنت نسبت داده اند که از جمله مخرب ترین عوارض آن می توان به اعتیاد اینترنتی اشاره نمود. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط مؤلفه های حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی با اعتیاد به اینترنت در جامعه ی دانشجویی انجام شد. تعداد 173 نفر (95 دختر و 78 پسر) از دانشجویان دانشگاه تبریز به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و علاوه بر اطلاعات دموگرافیک به پرسش نامه های حمایت اجتماعی ادراک شده، احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی و اعتیاد به اینترنت پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. بین نمرات افراد در تمام مؤلفه های های حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی با اعتیاد به اینترنت ارتباط معناداری وجود داشت (P
مقدمه: بروز تنشهای شغلی در حرفهی مامایی میتواند باعث افزایش شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و کاهش میزان بازدهی و کیفیت ارایهی خدمات آنها شود. لذا این پژوهش به منظور تعیین میزان شیوع علایم اختلالات اسکلتی-عضلانی در نواحی گوناگون بدن ماماها و بررسی ارتباط میان تنش شغلی و شیوع علایم اختلالات اسکلتی-عضلانی انجام گرفت.
روشکار: جامعهی مورد پژوهش این مطالعهی توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی را تمام ماماهای شاغل در بیمارستانهای دولتی و خصوصی شهر کرمان در سال 1390 تشکیل دادند. 74 نفر از ماماها به روش سرشماری انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد نوردیک و تنش شغلی آلتمایر استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی و مجذور خی) و نرمافزار SPSS نسخهی 16 تحلیل شدند.
یافتهها: در این پژوهش 4/78 درصد افراد مورد بررسی، در 12ماه گذشته حداقل در یک عضو بدن ناراحتی و یا درد را تجربه کردهاند که بیشترین فراوانی علایم اختلالات اسکلتی-عضلانی در سه عضو پاها 2/39 درصد (29 نفر)، زانوها و کمر هر کدام 1/35 درصد (26 نفر) دیده شد. همچنین ارتباط
معنیداری بین اختلالات اسکلتی-عضلانی و تنش شغلی ماماها به دست آمد (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این پژوهش، احتمالا تنشهای شغلی میتوانند باعث تشدید عوارض جسمانی از جمله اختلالات اسکلتی-عضلانی شوند.
همچنین با توجه به شیوع بالای اختلالات اسکلتی-عضلانی بالا، برگزاری
دورههای آموزشی در خصوص اتخاذ وضعیتهای بدنی استاندارد حین انجام وظایف و اجتناب از وضعیتهای بدنی نامناسب، حایز اهمیت هستند.
هدف اصلی این پژوهش، ارائه بینشی سازه گرا/ واقع گرا درباره ویژگی ها و عناصر ماهوی علم بر مبنای تحول تاریخی دیدگاه های فلسفی درباره علم در راستای بازاندیشی درباره آموزش علوم می باشد. برای دست یابی به این هدف از روش پژوهش تحلیل مفهوم ها و نیز ارزیابی ساختار مفهومی بهره گرفته شد. بر مبنای یافته های حاصل از این پژوهش، مدلی دو بعدی در تبیین عناصر علم و ویژگی های ماهوی مرتبط با آنها به دست آمد که در یک بعد آن عناصر چرخه علم شامل مشاهده و تجربه، نظم و نظریه، و سرانجام پیش بینی و در بعد دیگر، ویژگی هایی برای علم بر شمرده شد که برخی ناظر به ویژگی های سازه ای و برخی دیگر ناظر به ویژگی واقعی علم می باشند. بر این اساس، نکته هایی برای بازاندیشی درباره آموزش علوم با تاکید بر نقش فرهنگ در جهت دهی به مشاهده و تجربه، ماهیت تبیینی- استنباطی- ابداعی نظریه ها و ایده های علمی و در نتیجه موقتی و تحول یابنده علم، ماهیت خلاقانه، هنری و روش آزاد علم و آزمون پذیری ایده ها و نظریه های علمی بر اساس ملاک هایی چون انسجام، دقت، میزان سازگاری با وضعیت های تجربی پسین و تقریب های جسورانه و پیچیده مورد نظر قرار گرفت.
"تحقیق حاضر به بررسی ارتباط شخصیت، افسردگی و انجام فعالیت بدنی (ورزش) می پردازد برای این منظور از بین جنبه های مختلف شخصیت، به برون گرائی ـ درونگرائی فرد توجه شده که به وسیله آزمون شخصیت "" آیزینک""، مورد محاسبه قرار گرفته است. همینطور سطح افسردگی آزمودنیها به وسیله آزمون ""بک""
اندازه گیری و مورد مقایسه قرار گرفت. آزمودنیهای تحقیق حاضر در دو دسته 60 نفری ورزشکار و غیرورزشکار از بین دانشجویان پسر دانشگاه سیستان و بلوچستان به صورت تصادفی انتخاب شده اند.
میزان برون گرائی ـ درون گرائی و سطح افسردگی دو دسته آزمودنیهای ورزشکار و غیر ورزشکار توسط آزمون t استیودنت، مورد مقایسه قرار گرفت و مشاهده شد که، بین برون گرائی- درون گرائی دانشجویان پسر ورزشکار و غیرورزشکار، تفاوت معنی داری وجود نداشت. اما بین سطح افسردگی آنها تفاوت معنی دار مشاهده شد. ارتباط بین برون گرائی- درون گرائی و افسردگی آزمودنیها، بوسیله آزمون همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفت و مشاهده شد که بین این دو نیز ارتباط معنی داری وجود ندارد.
"
این پژوهش، با هدف بیان رابطة ابعاد شخصیت و دین داری معلمان و تعیین میزان پیش بینی دین داری توسط ابعاد شخصیت، به روش توصیفی همبستگی انجام گرفته است. از میان جامعه آماری یعنی معلمان شاغل در شهرستان رودان، 274 نفر معلم زن و مرد، با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی متناسب با حجم طبقات انتخاب شدند که به پرسش نامه ویژگیهای جمعیت شناختی، دین داری و شخصیت پاسخ داده اند. تحلیل داده ها به روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام گرفته است. نتایج نشان میدهد که ابعاد شخصیت برون گرایی، توافق و وجدانی بودن با دین داری رابطة مثبت، و روان رنجورخویی با آن رابطه ای منفی دارد. نتایج تحلیل داده ها به تفکیک جنسیت در معلمان مرد نیز روابطی مشابه با همه معلمان را نشان میدهد. اما در معلمان زن روان رنجورخویی با دین داری رابطة معناداری نشان نداد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان میدهد که ابعاد برون گرایی، توافق و وجدانی بودن در همه معلمان به طور مثبت، و بُعد روان رنجورخویی به صورت منفی، دین داری را پیش بینی میکند. اما در معلمان مرد دو بعد برون گرایی وتوافق، و در معلمان زن فقط وجدانی بودن دین داری را پیش بینی کرده است.
" مقدمه: این پژوهش بهمنظور بررسی ارتباط ابعاد فرهنگ سازمانی با فشار روانی شغلی (علایم فشار روانی و منابع فشار روانی) کارکنان شرکت پالایش نفت تبریز انجام شد.روش: از کارکنان شرکت پالایش نفت تبریز، 248 نفر به روش نمونهگیری تصادفی، به عنوان گروه آزمون انتخاب شدند. برای اندازهگیری متغیرهای پژوهش (فرهنگ سازمانی و فشار روانی شغلی) از پرسشنامههای فرهنگ سازمانی و پرسشنامه علایم فشار روانی و منابع فشار روانی شغلی استفاده شد. .
یافتهها: بین فرهنگ سازمانی و فشار روانی شغلی همبستگی منفی وجود داشت (01/0>p). خردهمقیاس فرهنگ سازمانی مشارکتی، 21% واریانس فشار روانی شغلی و خردهمقیاسهای فشار روانی (علایم فشار روانی، سبکباری نقش، تعارض در بین همکاران، بیگانگی، سنگینباری نقش، محیط کار و فقدان کنترل) 32% واریانس فرهنگ سازمانی کارکنان را تبیین کردند. بین میزان فرهنگ سازمانی در ابعاد مختلف آن با ابعاد مختلف فشار روانی شغلی رابطه تعاملی وجود داشت .
نتیجهگیری: با وجود کمبودن فشار روانی، فرهنگ سازمانی مشارکتی در درازمدت میتواند برای جلوگیری از ایجاد فشار روانی مورد استفاده قرار گیرد."
پژوهش حاضر به بررسی رابطه صفات شخصیتی و سلامتِ روان پرداخته است. روش تحقیق همبستگی بود. 142 دانشجوی دوره کارشناسی به شیوه تصادفی چند مرحله ای برای گروه نمونه انتخاب شدند. متغیرهای تحقیق با دو پرسشنامه پنج عاملی نئو و پرسشنامه سلامت عمومی اندازه گیری شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، وظیفه شناسی، برون گرایی و نوروزگرایی سهم معناداری در پیش بینی سلامت روان دارند. افزایش وظیفه شناسی و برون گرایی، و کاهش نوروزگرایی با سلامت روانی بیشتر ارتباط معناداری دارند.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی مشاوره گروهی با تاکید بر روش درمان عقلانی– عاطفی– رفتاری، بر سلامت عمومی و عزت نفس دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان ایلام انجام شد. 300 دانش آموز دختر از میان دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهر ایلام به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های عزت نفس کوپر اسمیت و سلامت عمومی (GHQ-28) استفاده شد. از بین این افراد 40 دانش آموز بر اساس نقطه برش در دو پرسشنامه فوق، به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. روش درمان عقلانی- عاطفی- رفتاری الیس بر روی گروه آزمایش در 12 جلسه اجرا شد. نتایج نشان داد که آموزش مشاوره گروهی، باعث افزایش سلامت عمومی و عزت نفس کلی دانش آموزان دختر در گروه آزمایش شده است.