فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۲۱ تا ۴٬۳۴۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
مقایسه بهداشت روانی و کارایی خانواده بین خانواده های معتادان شرکت کننده و غیر شرکت کننده در جلسات گروه های خودیاری
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش حاضر مقایسه ی بهداشت روانی و کارایی خانواده، بین خانواده های معتادان شرکت کننده و غیر شرکت کننده در جلسات گروه های خانواده ی معتادان گمنام (نارانان) شهر کرمانشاه بوده است. روش: در این طرح علی-مقایسه ای تعداد30 نفر از بین اعضای خانواده های معتادان شرکت کننده در جلسات خانواده ی نارانان که به مدت یکسال یا بیشتر در این جلسات شرکت داشتند به روش تصادفی ساده انتخاب شد و تعداد 30 نفر دیگر از میان خانواده های دارای معتاد، که در این جلسات شرکت نکرده بودند و با بیمارشان به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می کردند انتخاب شدند. پرسشنامه های سلامت عمومی و سنجش خانواده در هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: بین خانواده های دارای معتاد شرکت کننده و غیر شرکت کننده در جلسات نارانان تفاوت معناداری در هر دو متغیر مشاهده شد. نتیجه گیری: شرکت در جلسات گروه های خانواده ی نارانان می تواند به ارتقاء بهداشت روانی و کارایی خانواده، در خانواده های معتادان کمک کند.
اثزبخشی تعاملی هوش معنوی و آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روانی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
رابطه هویت مذهبی، نگرش مذهبی و سرسختی روان شناختی با سلامت روان در معتکفان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی رابطه «هویت دینی»، «نگرش مذهبی» و «سرسختی روان شناختی» با «سلامت روان» معتکفان شهر رشت، تعداد 96 نفر از معتکفان مرد، در مسجد قدس و زن در مسجد امام رضا(ع) در شهر رشت به شیوه تصادفی ساده برای تحقیق انتخاب شدند، معتکفان، پرسشنامه های هویت دینی، نگرش مذهبی، سرسختی روان شناختی و سلامت روانی را به همراه پرسشنامه جمعیت شناختی تکمیل کردند. داده های استخراج شده با آزمون t یک گروهی و دو گروهی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که آزمودنی های تحقیق از لحاظ هویت دینی، نگرش مذهبی، سرسختی روان شناختی و سلامت روانی از وضعیتی مناسب تر از جمعیت عادی برخوردارند و در حد مطلوب قرار دارند. بین مؤلفه های هویت دینی، نگرش مذهبی و سرسختی روان شناختی با سلامت روان رابطه معنا دار وجود دارد. از بین متغیرهای تحقیق، متغیر هویت دینی توانسته است سلامت روانی آزمودنی های مورد مطالعه را پیش بینی کند. پژوهش حاضر همگام با تحقیقات زیادی که با محوریت دین انجام گرفته نشان می دهد که معتکفان از لحاظ ویژگی های مورد مطالعه در وضعیت مطلوب هستند؛ بنابراین حمایت و برنامه ریزی بیشتر برای اعتکاف جوانان پیشنهاد می شود.
بررسی رابطه «جهت گیری مذهبی» با «ویژگی های شخصیتی» دانشجویان دختر و پسر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه «جهت گیری مذهبی» با «ویژگی های شخصیتی» دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی می باشد. به این منظور از ابزارهای «مقیاس جهت گیری مذهبی» و «مقیاس شخصیتی NEOPI-R» استفاده شد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در مطالعه حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی است که در سال تحصیلی 89‐88 در این دانشگاه به تحصیل اشتغال داشته اند. حجم نمونه،120 نفر از دانشجویان (60 دختر و 60 پسر) می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمونt ، دو گروه مستقلو تحلیل واریانس استفاده شد. براساس یافته ها معلوم شد جهت گیری مذهبی با متغیرهای شخصیتی رابطه مثبت و معنادار دارد ( 01/0 ≥ P). همچنین بین دانشجویان دختر و پسر از نظر جهت گیری مذهبی و از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معنادار به دست آمد (05/0 > P).
خواب طبیعی
حوزههای تخصصی:
ان. ال. پی
وبلاگ های شادکامی
6 داروی اعتیاد آور
حوزههای تخصصی:
مقایسه سطح تنیدگی ورزشکاران و غیرورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با هدف اندازه گیری تنیدگی در دانشجویان، تعداد 200 دانشجـوی (100 زن و 100 مرد) ورزشکار با میانگین سنی 19 سـال و 300 دانشجوی (150 زن و 150 مرد) غیرورزشکار با میانگین سنی 18 سال از دانشگاه آزاد اسلامی منطقه پنج انتخاب شدند و به پرسشنامه تنیدگی (دایر، 1987) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس نشان دادند که دانشجویان غیرورزشکار تنیدگی بیشتری را نسبت به گروه ورزشکار تجربه میکنند. تفاوت تنیدگی در دو جنس معنادار نبود. نتایج براساس نقش فعالیت جسمانی در کاهش سطوح تنیدگی دانشجویان تفسیر شدند.
رابطه باورهای غیرمنطقی با کمال گرایی مثبت و منفی در دانش آموزان شهرستان نوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باورهای غیرمنطقی میانجی گرحالات هیجانی هستند و می توانند به عنوان علت اصلی پریشانی هیجانی تجربه شوند.این باورها همچنین به عنوان عامل علی در شکل گیری کمال گرایی مطرح شده اند. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه باورهای غیرمنطقی با کمال گرایی مثبت و منفی در دانش آموزان بود.280 دانش آموز دختر دبیرستانی از پایه دوم و سوم به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. از آزمودنی ها خواسته شد به پرسشنامه باورهای غیر منطقی جونز و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی پاسخ دهند. روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. نتایج نشان داد بین نمره کل باورهای غیر منطقی و تمام خرده مقیاس های آن با کمال گرایی منفی، رابطه مثبت معنادار وجود دارد به جز خرده مقیاس کمال گرایی که برخلاف انتظار، رابطه منفی معنی دار با کمال گرایی منفی داشت. درباره کمال گرایی مثبت بین نمره کل باورهای غیر منطقی با کمال گرایی مثبت، رابطه منفی معنادار وجود داشت. همچنین بین کمال گرایی مثبت با خرده مقیاس های باورهای غیرمنطقی شامل نیاز به تاییددیگران، واکنش به ناکامی، بی مسئولیتی عاطفی و اجتناب از مشکلات، رابطه منفی معنادار وجود داشت. بین تمایل به سرزنش و کمال گرایی مثبت نیز، رابطه مثبت معنادار به دست آمد. بین سایر خرده مقیاس ها با کمال گرایی مثبت رابطه معنادار حاصل نشد.تحلیل رگرسیون گام به گام، که به تفکیک برای کمال گرایی منفی و مثبت، انجام شده بود، نتایج آن نشان داد بهترین متغیر پیش بینی کننده کمال گرایی منفی به ترتیب نگرانی زیاد توام با اضطراب، انتظار بالا از خود، بی مسئولیتی عاطفی، درماندگی نسبت به تغییر و اجتناب از مشکلات و بهترین متغیر پیش بینی کننده کمال گرایی مثبت به ترتیب، بی مسئولیتی عاطفی، تمایل به سرزنش و واکنش به ناکامی است. نتایج این پژوهش ضمن دارا بودن تلویحات ضمنی مهم در خصوص تفاوت کمال گرایی مثبت و منفی در نوع باورها، می توان از آن در درمان بالینی کمال گرایی استفاده کرد.
بررسی جایگاه معنویت در الگوهای عمده سلامت روان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار با روش تحلیلی، به نقد و بررسی سه الگوی پیشین «سلامت» پرداخته است که با بروز بحران در حوزه سلامت دچار چالش شده اند. پدیدآیی بحران ها، نشانگر زمان مناسب برای روی آوردن به الگوهای پیشرفته تر «سلامت» است. الگوهای نظری «سلامت روان» که همواره تابعی از الگوهای نظری سلامت بوده اند نیز در تبیین واقعیت های مرتبط ناکافی هستند. بنابراین، جریان علمی روان شناسی نیز با بی توجهی به ابعاد روحانی و معنوی در الگوهای پیشین سلامت روان، نتوانسته است برای توصیف، تبیین و انحلال بحران های سلامت روان کافی باشد. در نتیجه، تاسیس الگویی با توجه به ابعاد معنوی ضروری است. البته پرهیز از التقاطی نگری و به کارگیری سازه های ناهمگون و ناسازگار با ابعاد روحی و معنوی و در نهایت توجه به تفاوت ماهوی مفاهیم «روان»، « نفس» و «روح» نیز ضروری است.
تفکرات انطباق ناپذیر و رفتارهای منفی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تفکر به منزله زیربنای رفتار انسان جایگاه ویژه ای دارد و برای تقویت، اصلاح و آسیب شناسی رفتار، لازم است تفکرات را شناسایی کرد. با توجه به اینکه تفکر، محوری سازنده، ضروری و مفید دانسته شده است، مسئله مطرح در این پژوهش این است که آیا هر اندیشه ای را می توان مفید و سازنده ارزیابی کرد یا تفکرات ویرانگر و زیانبار نیز وجود دارد که باید آنها را شناسایی و مزاحمتشان را در فرایند تفکر، مهار کرد؟ هدف این پژوهش این است که به تفکرات آسیب زا و مضر، همچون تفکر بسته، تفکر خرافی و تفکر و ذهنیت های منفی که از آنها با عنوان تفکرات انطباق ناپذیر یاد می شود، بپردازد و حد و مرز، انواع و راه های مقابله با آن را تبیین کند. روشی که در این پژوهش به کار رفته است، روشی تحلیلی، توصیفی و متکی به متون دینی و روان شناسی است و یافته این پژوهش نشان می دهد که تفکرات انطباق ناپذیر، انسان را از حقیقتی که در عالم روی می دهد، دور می کند و بیراهه ها را راه نشان می دهد و سرابی می شود که انسان را به خطر می اندازد. بنابراین، باید با ظهور و بقای چنین تفکراتی مقابله کرد. راهکارهای مقابله با تفکر مزاحم، به نوع تفکر و مقایسه باورهای معقول و نامعقول ارتباط دارد که انسان ها می توانند باتمرکز بر نقاط قوت، به حذف یا کنترل آن اقدام کنند.
سازوکارهای روان شناختی فرایند درونی سازی ارزش های اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شیوه تحلیل محتوا و با صرف نظر ازویژگی کمی آن، به بررسی سازوکارهای فرایند درونی سازی اخلاقی در رویکردهای روان شناختی عمده می پردازد.رویکرد روان تحلیل گری، مبدء این فرایند را فشارهای اجتماعی برای مبادرت به اعمال مورد پذیرش جامعه می داند و همانندسازی و تکوین فرامن، با انگیزه پرهیز از از دست دادن عشق والدین را سازوکارهای اصلی می داند. بر حسب رویکرد شناختی- اجتماعی، هنجارهای اخلاقی در اصل پدیده ای بیرونی و اجتماعی بوده و از طریق فرایندهای تجربه تنبیه، الگوبرداری، تقویت خود، خود نظم دهی و احساس همدلی در خزانه رفتاری فرد جای می گیرند. از دیدگاه شناختی- تحولی، ارزش های اخلاقی یک نظام استدلال در درک روابط اجتماعی می باشند. سازوکارهای اساسی این فرایند را تعارض شناختی، کنش های مکمل جذب و انطباق و در نهایت، تعادل جویی تشکیل می دهند. رویکرد شناختی- عاطفی، تحول درونی سازی اخلاقی را از خلال فنون نظم دهی، پردازش های شناختی و سطح بسنده انگیزش فرد صورت تبیین می کند. هر چند همه رویکردها بر تعامل تعیین کننده های درونی و محیطی تاکید می ورزند، اما میزان مشارکت آنها در درونی سازی متفاوت است. رویکردهای روان تحلیل گری و شناختی- اجتماعی، نقش پدیده های اجتماعی ـ برونی را مؤثرتر می دانند و دیدگاه های شناختی- تحولی و شناختی- عاطفی بر تعیین کننده های درونی، تاکید بیشتری دارند.