مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجارب هیجانی زیر آستانه ای در قضاوت اخلاقی شخصی و غیرشخصی بود. روش: 35 نفر (20 نفر مؤنث و 15 نفر مذکر) از دانشجویان دانشگاه خوارزمی با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به صورت انفرادی در معرض القاء تجارب هیجانی خنثی، مثبت و منفی زیر آستانه ای قرار گرفتند. پس از هر مرحله القاء هیجان، آزمودنی ها به دو داستان اخلاقی شخصی و غیر شخصی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با تدابیر مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که القاء تجارب هیجانی زیر آستانه ای مثبت و منفی منجر به غیر سودگرایی در قضاوت اخلاقی شخصی می شود، اما بر قضاوت اخلاقی غیرشخصی تأثیر ندارد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر نقش بارز تجارب هیجانی در فرایندهای شناختی مبتنی بر قضاوت اخلاقی است.
مقدمه:نظریه ذهن یکی از مهمترین مباحث شناخت اجتماعی می باشد و از آنجا که پیش نیازی برای درک محیط اجتماعی و درگیری در رفتارهای اجتماعی رقابت آمیز است، در عرصه روان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. در این راستاهدف اساسی پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های ارتباطی بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن کودکان بود. روش: پژوهش از نوع پژوهش های آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری است که جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دخترعادی 9-8 سال شهر کرمانشاه بوده است. برای این منظور30 دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی گمارش شدند. آزمون 38 سؤالی نظریه ذهن به عنوان ابزار جهت به دست آوردن داده ها استفاده گردید. گروه آزمایش تحت آموزش مهارت های ارتباطی طی هفت جلسه قرار گرفتند.داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی(تحلیلکوواریانس چند متغیره) تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون از لحاظ میزان نظریه ذهن تفاوت معناداری در سطح (001/0>p) وجود داشت. نتیجه گیری: آموزش مهارت های ارتباطی موجب ارتقاء سطوح نظریه ذهن کودکان شدو از آنجا که فعالیت های آموزش داده شده براساس روش درمانی عقلانی هیجانی عاطفی آلبرت آلیس بود و بین شناخت اجتماعی و هیجان ارتباط نزدیک وجود دارد تأثیرات قابل مشاهده بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن کودکان گروه آزمایش قابل تبیین است.
"هدف از این پژوهش مقایسه ی اولویت های ارزشی دانش آموزان دوره ی متوسطه ی استان لرستان، و والدین و آموزگاران آن ها، و هم چنین میزان هم خوانی و توافق پاسخ گویان در اولویت بندی ارزش ها است. بدین منظور، با نمونه گیری خوشه یی چند مرحله یی، 1474 دانش آموز از دبیرستان های استان لرستان به هم راه والدین و آموزگاران آن ها گزیده شدند و به آزمون ارزش سنج منصور پاسخ دادند
یافته ها نشان داد میان نسل جدید (دانش آموزان)، نسل میانه (آموزگاران)، و نسل گذشته (والدین)، جز در ارزش های «شاگرد خوب بودن» (P=0.229)، «هم دردی با دیگران» (P=0.115)، و «دفاع از منافع خود» (P=0.289)، در دیگر ارزش های بررسی شده تفاوتی معنادار در سطح P?0.01 دیده شد.میان دانش آموزان دختر و پسر، جز در ارزش های «دلیری»، «خوش سیمایی»، «ورزیدگی دست ها»، «حرف شنوی»، «دفاع از منافع خود»، در دیگر ارزش های بررسی شده تفاوتی معنادار در سطح P?0.05 دیده شد.دانش آموزان و والدین آن ها بیش ترین میزان هم خوانی را در اولویت بندی ارزش ها داشتند هر سه گروه پاسخ گویان، «اعتقاد به خدا» را مهم ترین ارزش و اولویت نخست، و «پول داری» را کم اهمیت ترین ارزش و آخرین اولویت از ارزش های بیست گانه دانستند.پنج اولویت نخست همه ی پاسخ گویان چنین بود: «اعتقاد به خدا»، «تربیت و فرهنگ»، «راست گویی»، «هم دلی با پدر و مادر»، و «نظم و ترتیب». پنج اولویت آخر پاسخ گویان نیز چنین بود: «ورزیدگی دست ها»، «خوش سیمایی»، «نیرومندی»، «سرزبان داشتن»، «پول داری».
"
به منظور بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه دوسوگرایی نگرش نسبت به جنس مخالف(ASI)، 400 دانشجو (291 دختر و 109پسر) از میان دانشجویان منطقه یک دانشگاه آزاد اسلامی به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه، پرسشنامه دوسوگرایی نگرش نسبت به جنس مخالف(ASI) بوده است. داده ها از راه تحلیل عامل به شیوه مولفه های اصلی و ضریب آلفای کرونباخ و ضریب اعتبار بازآزمایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل عامل از وضعیت ساختار دو عاملی حمایت کرده و پس از انجام اعتبار همگرا، ضرایب آلفا، بررسی ها نشان می دهد که پرسشنامه دوسوگرایی نگرش نسبت به جنس مخالف از پایایی و اعتبار مطلوبی جهت انجام پژوهش های روانشناختی برخوردار است و از آن می توان در پژوهش ها، به خصوص پژوهش های متکی به جنسیت استفاده نمود.
از دیرباز نوشتن روی کاغذ و در و دیوار و وسایل چوبی مدارس و اماکن عمومی، به عنوان ابزاری برای بیان ناکامی ها، آرزوها و خواسته های بشر و با هدف دیده شدن و آگاه کردن دیگران از دیدگاه ها و نگرشهای نویسنده، به کار رفته است. اگرچه یکی از ابعاد این نوشته ها برقراری نوعی ارتباط میان نویسنده و خوانندگان بوده است، اما از دیدگاه آسیب شناسی اجتماعی نوعی خرابکاری اموال عمومی نیز به شمار می آید و می تواند پیامهای متعددی را نیز همراه داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزنوشته های کلاسهای دبیرستانهای شهرستان کرج انجام گرفته است. جامعه پژوهش، تمام دبیرستانهای شهرستان کرج بودند که به طور تصادفی از 5 منطقه جغرافیایی شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکزی شهرستان، یک مدرسه دخترانه و یک مدرسه پسرانه انتخاب شدند. روش پژوهش کیفی توصیفی و ابزار پژوهش، اسنادی بود که به صورت عکسهایی بودند که از میزنوشته ها گرفته شده بود. برای تهیه نمونه پژوهش، ابتدا از نوشته های روی میزهای کلاسهای این 10 مدرسه، عکس برداری، سپس محتوای نوشته ها فیش برداری شدند و برگه ها بر اساس مقوله های اجتماعی (امید به زندگی، عشق، تقلب، رابطه دختر و پسر و ...) به دسته هایی تقسیم شدند. نتایج بررسی میزنوشته ها نشان داد که دختران بیشتر از پسران روی میزها می نویسند و پسران در مقایسه با دختران بیشتر میزها را خط خطی و زخمی می کنند. محتوای نوشته ها بیشتر عشق و مفاهیم مربوط به آن بود که در مدارس دخترانه بیشتر به چشم می خورد. مفاهیم ناهنجاریهای اجتماعی (فحش، هتک حرمت و ...) نیز در همه مدارس بیشتر به زبان انگلیسی نوشته شده بود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین باورهای غیر منطقی، و اهمالکاری تحصیلی با نگرش به سوء مصرف مواد در دانش آموزان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود که بر روی نمونه ای مشتمل بر 254 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرکرمانشاه انجام شد. روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی بوده و پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، اهمالکاری تحصیلی سولومن و راثبلوم (1984) و نگرش به مصرف مواد رحمتی (1380) بر روی نمونه انتخابی اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین باورهای غیرمنطقی و اهمال کاری تحصیلی با نگرش به مواد رابطه مثبت وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد باورهای غیرمنطقی و اهمالکاری تحصیلی در مجموع 9/38 درصد از واریانس نگرش به مواد را پیش بینی می کنند. بحث و نتیجه گیری: می توان گفت اهمال کاری تحصیلی وباورهای غیرمنطقی از جمله عوامل زمینه ساز اعتیاد می باشند که باید در درمان وپیشگیری از اعتیاد ملحوظ نظر باشند.
این مطالعه با هدف بررسی نقش نگرش به خواندن والدین در پیش بینی نگرش و خودپنداره مثبت دانش آموزان به خواندن و همچنین پیشرفت در ادراک خواندن دانش آموزان پایه چهارم و پنجم ابتدایی انجام گرفت. بدین منظور روش تحقیق همبستگی مورد استفاده قرار گرفت و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه خودپنداره دانش آموزان ، نگرش خواندن دانش آموزان و نگرش خواندن والدین جمع آوری شد و نمره درک مطلب دانش آموزان (از متن ادبی سواد خواندن پرلز 2006)برای446 نفر از دانش آموزان پایه چهارم و پنجم شهرستان اراک، به روش نمونه گیری خوشه ای جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مسیر تحلیل گردید. نتایج نشان داد که اثر مستقیم نگرش والدین به خواندن در پیشرفت خواندن و درک مطلب دانش آموزان و همچنین بر نگرش و خودپنداره دانش آموزان مثبت و معنادار است. اثر مستقیم نگرش خواندن دانش آموز در عملکردش در درک مطلب مثبت و معناداراست. اثر مستقیم خودپنداره دانش آموز با عملکرد او در درک مطلب مثبت و معنادار است. همچنین بررسی اثر غیر مستقیم نگرش والدین به خواندن با واسطه دو متغیر نگرش و خودپنداره دانش آموز به خواندن در عملکرد درک مطلب دانش آموز نیز مثبت و معنادار است. درمجموع نتایج مطالعه نشان داد نگرش مثبت والدین به خواندن و ارزش بالایی که به سواد خواندن و نوشتن می دهند، پایه و اساسی برای سواد خواندن اولیه فراهم کرده، و نقش مهمی در رشد نگرش مثبت کودکان، خودپنداره، و مهارتهای خواندن دارد،که به نوبه خود منجر به پیشرفت تحصیلی بالاتر می گردد.
اهداف: تنظیم خانواده بهعنوان راهکاری برای مقابله با افزایش جمعیت از سوی اکثر کشورها پذیرفته شده است. یکی از عوامل موفقیت برنامههای تنظیم خانواده، آموزش اهداف آن به دانشجویان است. این مطالعه بهمنظور بررسی تاثیر آموزش درس «جمعیت و تنظیم خانواده» بر آگاهی و نگرش دانشجویان پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد انجام شد.
روشها: این مطالعه، نیمهتجربی و از نوع قبل و بعد است. روش نمونهگ ی ر ی غ ی رتصادف ی ساده و در دسترس بود که 195 پسر مشغول به تحصیل در رشتهها ی مختلف در مقاطع کاردان ی و کارشناس ی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه در دو مرحله جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS 13 و روشهای آماری توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T و ضریب همبستگی استفاده شد.
یافتهها:3% دانشجویان سابقه انتخاب مجدد این واحد درسی را داشتند. میانگین نمره آگاهی دانشجویان قبل از آموزش 2/3 از 15 امتیاز قسمت آگاهی پرسشنامه بود که بعد از آموزش به 67/9 افزایش یافت (001/0= p ). همچنین میانگین نمره نگرش دانشجویان قبل از آموزش 75/4 از 15 امتیاز قسمت نگرش پرسشنامه بود که بعد از آموزش به 29/8 افزایش یافت (002/0= p ). بین سن، وضعیت تاهل، نوع رشته تحصیلی، سابقه انتخاب این درس، سال ورود به دانشگاه، مدرک تحصیلی والدین، مدرک و رشته تحصیلی همسر با آگاهی و نگرش دانشجویان اختلاف معنیداری وجود داشت (05/0>p).
نتیجهگیری: ارایه خدمات تنظیم خانواده بهواسطه آموزش واحد درسی «جمعیت و تنظیم خانواده» در دانشگاهها برای ارتقای سطح آگاهی و نگرش دانشجویان و در نتیجه بهبود عملکرد آنان نسبت به تنظیم خانواده موثر است