فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۱٬۶۵۶ مورد.
نوجوانان و جوانان را دریابیم
حوزههای تخصصی:
نقش الگوها در تربیت
منبع:
پیوند ۱۳۷۰ شماره ۱۴۸
حوزههای تخصصی:
تحلیل تربیتی بر: روابط دختر و پسر در ایران
منبع:
تربیت ۱۳۷۰شماره ۵۹
حوزههای تخصصی:
رشد اخلاقی در کودکان
حوزههای تخصصی:
تربیت شخصیت نوجوان
منبع:
پیوند ۱۳۷۸ شماره ۲۴۱
حوزههای تخصصی:
بررسی عوارض ناشی از محرومیت از پدر و چگونگی رابطه مادر - کودک)
منبع:
تربیت ۱۳۷۵ شماره ۱۱۰
حوزههای تخصصی:
با نوجوانمان چگونه رفتار کنیم؟
حوزههای تخصصی:
کودک، قربانی خشم خانواده
منبع:
تربیت ۱۳۷۶ شماره ۱۱۷
حوزههای تخصصی:
تأثیر گرایش ها آسیب زای عاطفی با جنس مخالف در پسران بر عملکرد تحصیلی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر گرایش ها آسیب زای عاطفی دانش آموزان پسر (پایه ی اول دبیرستان) با جنس مخالف برافت تحصیلی آن ها هست. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ی اول دبیرستان های پسر شهر مرند در سال 93- 1392 است که از این جامعه آماری تعداد 60 نفر (30 نفر بدون گرایش عاطفی و 30 نفر دارای گرایش عاطفی) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در پژوهش شرکت داده شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع علّی- مقایسه ای (پس رویدادی) هست. ابزار جمع آوری داده ها شامل؛ معدل (پیشرفت تحصیلی) دانش آموزان در دروس ریاضی، زبان انگلیسی و علوم زیستی و بهداشت و پرونده های مشاوره ای بوده است که از طریق دفتر مشاوره تهیه شده است. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از روش های آمار توصیفی (درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی t مستقل جهت مقایسه گروه ها استفاده شده است. نتایج حاصله از تحقیق نشان داد؛ میانگین نمرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای گرایش عاطفی (1/27) کمتر از میانگین نمرات پیشرفت تحصیلی (7/54) دانش آموزانی است که دارای گرایش عاطفی به جنس مخالف ندارند. درعین حال هرچقدر گرایش ها آسیب زای عاطفی دانش آموزان پسر (پایه ی اول دبیرستان) با جنس مخالف بیشتر بوده بر افت تحصیلی آن ها (در دروس ریاضی، علوم زیستی و بهداشت و زبان انگلیسی) افزوده شده است.
اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر سبک های هویت دانش آموزان دوره ی متوسطه شهرستان مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر جهت بررسی تأثیر مشاوره ی گروهی مبتنی بر واقعیت درمانی بر سبک های هویت (اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم، تعهد) دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی ناحیه تبادکان مشهد انجام شده است. 14 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه تبادکان مشهد به همراه مادرانشان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. بعد از اجرای پیش آزمون بر روی همه دانش آموزان، گروه مداخله با رویکرد واقعیت درمانی تحت مشاوره قرار گرفت و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در پایان بر روی هر دو گروه پس آزمون اجرا گردید. داده های حاصل که با استفاده از کوواریانس چند متغیری تحلیل گردید نشان داد که در مقایسه دو گروه واقعیت درمانی و کنترل در سبک های اطلاعاتی (03/0p= ) و مقیاس تعهد (009/0(p= تفاوت معنادارمی باشد؛ اما در سبک هنجاری (25/0p= ) و سبک اجتنابی (15/0p= ) تفاوت معنادار نیست. یافته ها حاکی از آن است که روش مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی در افزایش سبک های هویت نوجوانان دختر مؤثر است.
نیمرخ رفتاری والدین پسران پرخاشگر بررسی تحول وثبات رفتار تربیتی در یک مطالعه طولی 6 ساله
حوزههای تخصصی:
به منظور شناسایی الگوهای تربیتی والدین پسران پرخاشگر وبررسی ثبات وتحول آنها در طول زمان‘51پسر پرخاشگر همراه والدین خود هر 2سال یکبار به مدت 6ماه مورد مطالعه قرارگرفتند. تعاملات والد- کودک درشرایط کنترل شده حل مسئله(آسان-دشوار)مورد مشاهده قرار گرفت .نتایج نشان داد که والدین(پدر-مادر)پسران پرخاشگر سخت گیر‘پذیرنده ودارای کنترل کامل بر رفتار فرزند خودهستند. رفتارتربیتی والدین در طول زمان نسبتاً ثابت وقابل پیش بینی میباشد.نتایج تفاوت معناداری را بین رفتار تربیتی پدر ومادر نشان نداده است . تحلیل داده ها بیانگر رفتار مشابه پسران با پدر ومادر است . پسران دارای رفتار مستقل(خلاق وفعال)وروحیه همکاری ومشارکت هستند.
بزهکاری کودکان و نوجوانان
منبع:
تربیت ۱۳۷۴ شماره ۱۰۰
حوزههای تخصصی:
جوان و نیروهای جوانی
تأثیر الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی بر کاهش افسردگی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه گویی به عنوان روشی غیرمستقیم برای ارائه چهارچوبی برای آموزش و ارتقاء خودفهمی، کارآیی و وحدت دادن به تجارب، می تواند در سلامت کودکان و نوجوانان نقشی مؤثر داشته باشد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی بر کاهش میزان افسردگی کودکان دبستانی سال چهارم و پنجم ابتدایی بود. از مقیاس افسردگی کودکان (CED-DS؛ وایزمن و اورواشل، 1980) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. ابتدا آزمودنی ها بر اساس نمره افسردگی به طور جفتی همتا شدند و سپس هر یک از جفت ها به تصادف در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. گروه نمونه شامل 31 نفر از داوطلبان شرکت در کارگاه قصه گویی، بودند. طرح آزمایشی طی 12 جلسه اجرا و دو هفته بعد از اتمام جلسات پس آزمون و 6 ماه بعد، آزمون پیگیری اجرا شد. نتایج نشان داد که تغییر سبک کودکان بر افسردگی آن ها مؤثر است و الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی، باعث کاهش میزان افسردگی کودکان و پایداری اثر آن بعد از 6 ماه شده است. بنابراین استفاده از این الگوی قصه گویی می تواند بر کاهش افسردگی کودکان تأثیر نسبتاً پایداری داشته باشد.