فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۲۱ تا ۵٬۷۴۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
کارناپ و نظریه معرفت
ادراک بسیط و ادراک مرکب در نظر ملاصدرا و در فلسفه لایب نیتس
حوزههای تخصصی:
فلسفه: گسترش آغازین مسیحیت (3)
حوزههای تخصصی:
فلسفه تکنولوژی
زندگی و اندیشه فیلون
آینده ادیان
خدا و مساًله شر
گفت و شنود (دیالوگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۷۹ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
گفت و شنود از نظر صلاح عملى یک نظریه شناخت است و توجه به این فرض دارد که گفت و شنود در فعالیت انسان در زندگى اجتماعى به این یا آن شکل خود عملى مىشود یا این که خود یک دانش نظاممند نیست، مىتواند جبرانى باشد بر ناکامیابى سیستم تک گویى در چالشهایى که شناخت علوم طبیعى و اجتماعى پیش آورده است. گفت و شنود مىتواند پلى باشد براى غلبه بر شکافى که بین «ماده» و «روح» در پهنه علوم اجتماعى دیده مىشود و بخشى از یک گرایش اجتماعى در تفکر مدرن، نوعى معرفتشناسى براى همسویى بهتر با دگرگونیهاى ذهنى و مدل متحول جهان است که در عالم علوم انسانى زمینه یافته است. در واقع انعکاس کوششى استبراى تدوین نظریه شناخت در دورانى که نسبیتبر علوم طبیعى چیره گردیده و ابهام در برخى رشتههاى آن مسایل جدیدى در باب وجود عینى شناخت مطرح کرده است.
یورگن هابرماس و دموکراسی مشورتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۷۹ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
هابرماس ضمن آسیبشناسى جوامع مدرن، سرمایه دارى متاخر را تحقق ناقص عقل در تاریخ و بهرهگیرى متناقض و ناهماهنگ از آن مىداند. او با کاربست مفاهیم جهان زیست، کنش ارتباطى و شناسایى متقابل، بر آن است تا با زبانى کردن قداستها و داعیههاى اعتبار، زمینههاى شکلگیرى همکارى و تشریک مساعى، قطعیات و یقینیات مشترک و توافق ارزشهاى فراگیر را هر چه بیشتر فراهم آورد.
به نظر او، گفتگو و استدلال تلاشى براى ترمیم توافقهاى از هم فروپاشیده در جوامع سنتى و ماقبل مدرن است. اما نباید انتظار داشت که استدلال بطور روزمره منتجبه توافق باشد. بلکه سخن بر سر آن است که نمىتوان بر هیچ چیزى جز هنجارهایى که در خود فرایند استدلال وجود دارد، اتکا نمود. در این رابطه، دموکراسى مشورتى پروژه نهادینه کردن حقوق و وظایفى است که براى تداوم عمل استدلال ضرورى است. این نوع از دموکراسى کانون توجه را از نتایج نهایى به ویژگى فرایندهایى که این نتایجبه وسیله آنها قابل دستیابى هستند، تغییر مىدهد.
بدین سان، در میان تکثر، تعارض و تنوع زندگى مدرن انگیزشى ارتباطى به سوى حل و فصل وجود دارد. بدون این انگیزش، جایگزینى عقلانى براى خشونت و اعمال فشار به عنوان روشهاى تشکیل ارادههاى جمعى و حل منازعه وجود نخواهد داشت.