در تعاریف مختلفی که برای شعر و دسته بندی انواع شعر از آغاز تا به امروز صورت گرفته است، معیارهای مختلفی مد نظر بوده است. شعر جدول ضربی، شعری است که شفیعی کدکنی اعتقاد دارد که در آن، واژگان بدون هیچ فکر و اندیشه ای و بنا بر تصادف با ظاهری متفاوت کنار هم قرار می گیرند که در حوزه ی اصل رسانگی، مفهوم خاصی را بیان نمی کند. شاعرانی که شعرشان از نظر شفیعی کدکنی عنوان شعر جدول ضربی را یدک می کشد و مستقیم به آن ها و شعرشان اشاره داشته است، یدالله رؤیایی و سهراب سپهری هستند که از جمله شاعران جدی شعر معاصر فارسی به شمار می روند. نگارندگان در این پژوهش با روش توصیفی– تحلیلی و بررسی منابع کتابخانه ای به این نظریه پرداخته اند، همچنین تحلیل شاهد مثال هایی که به زعم دلایل شفیعی کدکنی جدول ضربی محسوب می شوند، مانند: گزینش واژگان به صورت تصادفی، نامتناسب بودن واژگان یک بند شعری و تصادفی بودن این اشعار را با دیدگاهی انتقادی مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که عنصر تناسب و ارتباط واژه ها و نشانه ها در محور همنشینی و جانشینی باعث می شود، انجسام طولی و عرضی اثر ادبی بیشتر شود. از طرفی انتخاب ناخودآگاه واژه ها برای ترکیب ها در سطح شعر بدون پشتوانه ی فکری و اندیشه ای نیست و اندوخته های فرهنگی و زبانی در گزینش واژگان دخیل است.
ارزش و اعتبار «تاریخ بیهقی» به عنوان یک متن ادبی و تاریخی بر کسی پوشیده نیست. در این اثر، «نامه ها» از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند و بررسی آن ها با رویکرد میان رشته ای می تواند افق های تازه ای بر روی پژوهشگران بگشاید. از آن جا که امیر مسعود در بافت های موقعیّتی مختلف، مکاتباتی با افرادی با جایگاه های سیاسی متفاوت داشته؛ تحلیل این گونه مکاتبات به روش علمی، افزون بر آشکار نمودن برخی زوایای پنهان آن، چگونگی بهره برداری صاحبان قدرت از امکانات زبانی برای سلطه گری و اهداف سیاسی را نشان می دهد. نظریه «کنش گفتار» که نخستین بار توسط «آستین» از فلاسفه مکتب آکسفورد مطرح شد و سپس توسط «جان سرل» تکمیل شد؛ به ویژگی های کارکردیِ پاره های گفتاری کلام تأکید دارد. از این رو، در مقاله پیشِ رو، نامه های صادره امیرمسعود که در جلد اوّل کتاب تاریخ بیهقی ذکرشده، با روش توصیفی- تحلیلی ، بر مبنای طبقه بندی سرل، ابتدا به صورت مجزّا و سپس به صوت مقایسه ای و در نهایت به صورت کلّی از حیث کنش گفتار بررسی و تحلیل شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، گویای تناسب و هماهنگی کاربست هریک از این کنش گفتارها با اهداف امیرمسعود است. چنان که فراوانی کنش اظهاری در این پیکره زبانی، می تواند نمادی از قدرت وی در کلام باشد. همچنین فراوانی کاربست کنش ترغیبی درچارچوب همین خواسته بوده و البتّه درصد قابل توجّهی از کنش عاطفی به عنوان سومین کنش پرتکرار در یکی از نامه ها دیده می شود. کارکرد سایر کنش های گفتاری در این نامه ها در مبحث نتیجه گیری نشان داده شده است.
تمثیل یکی از اصطلاحات رایج در ادبیات ایران و جهان است که علیرغم بسامد بالا و پیشینه غنی، به سبب برخی شباهت ها با دیگرآرایه های ادبی نظیر نماد، رمز، کنایه و حتی تشبیه و استعاره، درخصوص معرفی دقیق آن میان صاحب نظران و ادبیان اختلاف نظرهایی وجود دارد. ازاین روی باید اذعان داشت که در دوره های مختلف و براساس مکتب های فکری و شعری موجود، کارکرد و تعریف تمثیل دچار دگرگونی ها و به تبع آن آفرینش آثار گوناگون شده است. در این جستار به روش تحلیلی- توصیفی به بررسی کارکردهای تمثیل در شعر سهراب، نیما و اخوان پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که نمود نمادگرایی و بهره گیری از تشبیه و استعاره که زیرمجموعه های تمثیل هستند در آثار سهراب و اخوان در مقایسه با آثار نیما پررنگ تر است؛ زیرا این دو شاعر اغلب از تمثیل برای بیان دردهای اجتماع و ناملایمات جامعه بهره گرفته اند.
Comme il est évident que tout le titre donne des informations à propos de son contenu. Le titre du roman joue un rôle très important pour attirer les attentions des lecteurs. L’un des sujets de recherche importants à cet égard est la titrologie ; donc, dans cette écriture scientifique, nous allons étudier les aspects littéraires et sociaux du titre du roman Au revoir là-haut du point de vue sociocritique et en base de la théorie de Claude Duchet d'une manière bibliographique et analytique. Le roman Au revoir là-haut a traité le sujet de la grande guerre mondiale. L’auteur choisit un titre qui évoque la lettre d’un soldat français à son épouse, au nom de Jean Blanchard, au début de la première guerre mondiale. En étudiant chaque œuvre littéraire, Claude Duchet estime qu'il faut étudier et analyser les différentes fonctions qui se concentrent sur l’objet, le destinataire et le message. Selon ce penseur contemporain, chaque titre est porteur d'un message littéraire et social à la fois. Nous allons répondre à cette question fondamentale : comment le social est intégré dans le titre du roman Au revoir là-haut de Lemaître ? L'étude sur des titres des chapitres, de la première page et du roman ainsi que la couverture sont également étudiés dans le domaine de la titrologie.
زبان پدیده ای اجتماعی و مهمترین ابزار ارتباطی است. جامعه انسانی بر اساس پاره ای امتیازات خاصّ آدمیان، خواه ناخواه – هرچند نانوشته- به طبقات متنوّعی تقسیم می شود و هر طبقه ملازم شأن اجتماعی خود، در مواجهه زبانی با واژه هایی مخاطب قرار می گیرد و این امر به صورت ساختارهای ویژه و متمایزی نمایان می شود. این پژوهش به بررسی ساختار زبان احترام آمیز در تاریخ بیهقی اشاره دارد. پس از بررسی متن تاریخ بیهقی زبان احترام آمیز او به چهار زیرمجموعه ساختاری طبقه بندی شده است: 1. همراه کردن اوصافی به واژگان و مفاهیم مرتبط با فرد مورد احترام؛ 2. نسبت ندادن مستقیم فعل به فرد مورد احترام؛ 3. افزودن صفاتی مثبت به نام فرد مورد احترام؛ 4. افزودن دعاهایی در آغاز و میانه سخن با فرد مورد احترام یا درباره او. در نهایت، با عنایت به چگونگی و بسامد داده های به دست آمده در این چهار زیرمجموعه، نتیجه پژوهش تبیین سبک تاریخ بیهقی در زمینه ساختار زبان احترام آمیز بوده است. سبکی که خبر از عزّت نفس مؤلّف به عنوان یک مورّخ درباری می دهد و تبیین آن راه را برای مقایسه های بینامتنی و دستیابی به نتایج گسترده تر فرهنگی باز می کند.
Cet article se penche sur l’étude analytique d’une autobiographie relatant la vie d’un père de deux handicapés mentaux où les termes de parentalité du handicap sont associés à l’humour et à l’ironie. C’est le cas de Jean-Louis Fournier, auteur de Où on va papa ? (2008), celui qui, oscillant entre réalité et imagination, établit un lien entre deux situations qui semblent inconciliables, tant il paraît évident que la première soit déprimante et la deuxième amusante. De surcroît, puisqu’il se voit tout le temps confronté à différentes réactions des gens : pitié, moquerie, dédain et hypocrisie, il ne peut guère donner une pause à sa pensée toujours penchée sur le destin de ses fils. La question à laquelle nous essayons de répondre, c’est de vérifier si l’humour et l’ironie servent de remède à ces conditions difficiles. Pour ce, outre les extraits du livre qui font part de divers aspects de la vie de ce père et de ses deux fils infirmes et témoignent des moments très délicats même insupportables qu’ils traversent, nous recourons aux définitions de ces deux éléments linguistiques ainsi qu’aux travaux des psychanalystes, nous déduirons que la présentation humoristique de cette vie, à savoir se ridiculiser et ridiculiser les autres sont des « mécanismes de défense » qui aident ce père à survivre.
مسأله اصلی این تحقیق، تحلیل گفتمان زیست محیطی حاکم بر فضای داستان به روش توصیفی و تحلیل محتوا است. در رمان دکتر داتیس، نویسنده، ضمن مرور خاطرات دندانپزشک جوانی که مناطق حاشیه ای تهران را برای نخستین تجربه شغلی خود برگزیده است به مسائل متعدد بحران حاشیه نشینی و شهرکهای حاشیه ای می پردازد؛ اما پررنگترین مشکل مطرح شده در داستان، آنتروپی طبیعت و زندگی حاشیه نشینی و تخریب زیست محیطی است. نتایج تحقیق گویا است که گفتمان زیست محیطی رمان، هم چنانکه منتقد و تحلیلگر عوامل مخرب طبیعت از سیاستهای مدیریتی، فرهنگ و اقتصاد است، داعیه دار مبارزه در مسیر احیای طبیعت نیز هست؛ هم چنین در این گفتمان از عناصری چون نوستالژی، نمادپردازی، کهن الگوهای طبیعت و اسطوره های باستانی و حماسی برای تبیین اصالت و حقوق طبیعت و نیز تقویت جنبه ادبی و بار عاطقی و غنایی داستان به نفع طبیعت استفاده شده است.
ادبیات داستانی معاصر ایران در محدوده جنوب غربی کشور-خوزستان- جلوه ویژه ای دارد. به دلیل وجود تنوع فرهنگ ها و جغرافیای خاص، نویسندگان این خطه به نوعی تشخص سبکی دست یافته اند که برخی صاحب نظران آن را «مکتب خوزستان» نامیده اند. از میان داستان نویسان نسل جدیدِ خوزستان می توان به نسیم مرعشی، نویسنده رمان «هرس» اشاره کرد. او با آشنایی دقیق و عمیق از عناصر بومی جنوب غربی ایران به روایت داستان خویش می پردازد. مقاله حاضر با روش تحلیلی-توصیفی، شاخص های ادبیات اقلیمی مانند گویش، پوشش، غذا، آب و هوا، آداب و رسوم و باورها را در «هرس» مورد بررسی قرار داده است. نتیجه بررسی نشان می دهد رئالیسم، جغرافیا و هویت اقلیمی سبب موفقیت مرعشی در روایت بخشی از تاریخ سرزمینی است که دومین جنگ طولانی قرن بیستم را در حافظه دارد. او به این ترتیب توانسته است «نوشتن از جنگ» را به سه گونه ادبیات اقلیمی جنوب (نوشتن از دریا، نوشتن از محیط صنعتی، نوشتن از محیط روستایی) بیفزاید.
تحلیل ساختاری آثار ادبی به دلیل بررسی عناصر درون متنی و کشف الگوی حاکم بر آن ها، به درک و دریافت شایسته تر آثار ادبی منجر می شود و با کمک نتایج حاصل از این تحلیل ها می توان به شگردهای خلق آثار مختلف دست یافت و الگوهای مناسب تحلیل هر اثر را کشف کرد. یکی از روش های تحلیل ساختاری آثار ادبی، الگوی روایی آلژیرداس گریماس است. کاربرد فرایندها و الگوهای روایت شناسی و نشانه – معنا شناسی گریماس در شناسایی ساختار کلی روایت و هم چنین تحلیل متون منثور و منظوم فارسی امری ضروری به نظر می رسد و می توان در متون مختلف با نگاهی نقادانه در پی اثبات یا رد این الگوها در جریان تولید معنا نتایج قابل ملاحظه ای ارائه داد. بسیاری از داستان های شاهنامه بر اساس نظریه گریماس بررسی شده اند. شماری از این داستان ها، در برگیرنده جلوه های جادو و جادوگری هستند و در این زمینه نیز مطالعات فراوانی صورت گرفته؛ اما تا کنون پژوهشی در خصوص دستور زبان روایت جادو و جادوگری در شاهنامه انجام نشده. هدف از این پژوهش، بررسی ساختار طرح و تحلیل الگوهای کنشی و شناخت سازوکارها و عناصر شکل گیری تولید معنا در روایت جادو و جادوگری در داستان رستم و اسفندیار و بررسی چگونگی تأثیر جادو بر ساختارهای این روایت است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد آن جا که پای کنش گران غیرانسانی (جادویی) به داستان های شاهنامه باز می شود، این کنش گرها نقشی اصلی در شکل گیری و پیش برد روایت ایفا می کنند و کنش گران انسانی را به حاشیه می رانند و در حقیقت یک دستورزبان ویژه برای آثار حاوی جادو، خلق می کنند. کشف و شناخت این دستورزبان خاص و ویژگی های منحصر به فرد سبک نویسنده، می تواند محققین را یاری کند تا بتوانند سره یا ناسره بودن برخی از آن چه به صاحب اثر نسبت داده شده است را ثابت کنند
چمبرز از نظریه پردازان حوزه ی ادبیات کودک و نوجوان است که نظریه ی خواننده ی نهفته در متن را برای بررسی ارتباط نویسنده و خواننده مطرح کرده است. براساس این نظریه، نویسنده هنگام نوشتن متن، خواننده ای را در ذهن خود تصور می کند و متن خود را بر پایه ی آن روایت می کند. به اعتقاد وی، نویسنده برای ارتباط با خواننده از چهار عنصر سبک، دیدگاه، طرفداری و شکاف های گوبا کمک می گیرد و با استفاده از آن ها، خواننده را به درون متن می کشد. در تحقیق حاضر سعی شده است با استفاده از شیوه ی توصیفی تحلیلی، ضمن شناسایی ویژگی های نوجوان، خواننده ی نهفته در رمان های هستی و زیبا صدایم کن را بررسی کرده و به این سؤالات پاسخ ده یم که خواننده ی نهفته ی این آثار کیست (کودک، نوجوان یا بزرگ سال)؟ و چه ویژگی هایی دارد؟ نویسنده در آفرینش خواننده ی نهفته، از کدام یک از شیوه ها یاری گرفته است؟ براساس نتایج پژوهش، مخاطب آثار حسن زاده نوجوان بوده و خواننده ی نهفته ویژگی های نوجوان را دارد. نویسنده از هر چهار شیوه برای آفرینش خواننده ی نهفته استفاده کرده است.
Семантика форм сослагательного наклонения в русском и персидском языках отличается. В контрфактивной ситуации в русском языке контрфактивное значение может относиться и к прошедшему, и к настоящему времени. Контрфактивное значение в персидском языке выражается четырьмя формами условных предложений с использованием двух глагольно-временных форм: прошедшего длительного времени (имперфекта) (گذشته استمراری) изъявительного наклонения и преждепрошедшего времени (плюсквамперфекта) (گذشته دور) изъявительного наклонения, в зависимости от временных отношений протасиса и аподосиса.
از شیوه های ادامه حیات اسطوره ها، تغییر یافتن آنها به صورت قصه و داستان، به ویژه قصه های عامیانه است؛ بختیارنامه یکی از این گونه داستان هاست که بازتاب دهنده اندیشه های اساطیری و آداب و رسوم آیینی گذشته است. در این مقاله مفاهیم اسطوره ای و نمادین باب دهم این کتاب با عنوان «شاه حجاز و عجز بشر در مقابله با قضا و قدر» به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. فرض نگارندگان بر این بوده است که در ژرف ساخت این داستان می توان ردّپای مفاهیم اسطوره ای و نمادین را مشاهده کرد. که با تحلیل محتوای داستان، این فرضیه اثبات شده است. مفاهیم اساطیری و نمادین مانند آشناسازی، انزوا در مکان نمادین، مرگ و تولّد دوباره، آزمون های سخت، شکنجه، راهنما، کوه، چاه، شیر،اعداد مقدس و... را می توان در داستان مذکور مشاهده کرد. علاوه بر این، سرنوشت پسر شاه حجاز، او را با کودکان طرد شده پیوند می دهد که پیشگویی کشتن پدر، رانده شدن، بزرگ شدن به وسیله عیار و نهایتاً نبرد با پدر و رسیدن به تخت پادشاهی او کاملاً در ارتباط با سرنوشت این گونه کودکان است.
نسخه پژوهی و تصحیح متون از دشوارترین و ظریف ترین زمینه های پژوهشی در گستره زبان و ادبیات فارسی است. در زمینه شاهنامه از زمان اولین تصحیح ناقص «لامسدن» تا کنون تلاش های مشکوری صورت گرفته است؛ یکی از ارجمندترین و بی شک بهترین تلاش ها، متن مصَحَح خالقی مطلق است. امکانات وسیع این تصحیح نمودار کسانی است که در زمینه تصحیح دست به پژوهش می یازند. در این تصحیح با وجود محاسن بی نظیر، گاه اندک ضعف هایی نیز به چشم می آید. اعتماد حداکثری به نسخه فلورانس، تصحیح های قیاسی غیرضروری، بی توجهی به برخی تصحیف ها در نسخه فلورانس، عدم دریافت معنای بیت و بی توجهی به فضای روایت گاه باعث شده است، وجهی نادرست و سقیم برای متن مصحح برگزیده شود. در بخش رستم و سهراب که حدود پژوهش حاضر است، نمونه ضعف های بالا بررسی شده و با مقایسه ضبط های دیگر و بررسی یادداشت های مصحح و شروح دیگر بر داستان رستم و سهراب، ضبط اصح پیشنهاد شده است و علل سقیم بودن گزینش خالقی مطلق ذکر شده است. در این پژوهش مشخص شد که در تصحیح شاهنامه، اعتماد به اقدم و اکثر نسخ مکفی نیست و گاه ضبط منحصر به فرد یک نسخه متأخر می تواند مشکل گشا باشد.
در عهد عتیق و قرآن کریم، آدم، نخستین نمونه انسانی آفریده خدا، ابتدا در بهشت زندگی می کرد، اما به دلایلی از بهشت به زمین فرستاده شد. ماجرای بیرون رفتنِ آدم از بهشت در متون کهن فارسی بازتاب وسیعی داشته و برداشت ها و تفسیرهای متعدد و متفاوتی از آن شده است. در مقاله حاضر، علت بیرون رفتنِ آدم از بهشت در تعدادی از مشهورترین متون تفسیری و عرفانی و دیوان های شاعران برجسته فارسی تا قرن هشتم بررسی شده است. به این منظور، دلایل خروج آدم از بهشت از منابع مختلف استخراج و براساس شباهت ها و تفاوت ها دسته بندی، مقایسه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در متون قدیم فارسی، اعم از متون تفسیری و عرفانی و دیوان های شاعران، هبوط آدم یا نتیجه خشم خدا بر آدم به دلیل نافرمانی او از فرمان خداست، یا از پیش تقدیر شده و آدم مسخر اراده الهی است؛ یا به اختیار آدم و با آگاهی او صورت گرفته است. درهرحال، برای بیرون رفتن آدم از بهشت هدف یا هدف هایی تصور شده است.
یکی از عمده ترین موضوعات شعری شاعران قرن نهم و دهم هجری قمری موضوعات مذهبی، مدحی و منقبت است. تقلید و نظیره گویی در بین شاعران این دوره به شدت رواج یافت و قالب ترکیب بند برای سرودن اشعار مذهبی با شعر محتشم کاشانی شاعر قرن دهم به اوج و شکوفایی رسید. در سرتاسر جهان کمتر مسلمان شیعی است که ترکیب بند محتشم کاشانی را نشینده یا زمزمه نکرده باشد ، از آنجایی که این دو شاعر مدتی از عمر شاعری خود را در سرزمین هند سپری کرد هاند و این ترکیب بند از جهات گوناگون ساختاری و محتوایی ترکیب بند آذری اسفراینی شاعر قرن نهم را تداعی می کند. این پژوهش به مقایسه سبک شناسی بین این دو ترکیب بند در سه سطح زبانی، ادبی و فکری پرداخته و سعی نموده که تفاوت ها و تشابهات این دو را برشمرد و دلایل تفوق و برتری هر یک را در حد امکان روشن ساخته است.
شعر مشروطه آئینه تمام نمای انقلاب مشروطه است. کمتر موضوعی در انقلاب مشروطه قابل تصور است که نشانی از آن را در شعر این روزگار نتوان یافت. به تعبیری شعر مشروطه، موضوع و موضع نهضت مشروطه را آینگی می کند و حضور بی سابقه ء مفاهیم و موضوعات نوین در محتوای آن نقشی از این آینگی است. - مفاهیم و موضوعات و وقایعی که عمدتاً ماهیت حقوقی دارند و شعر این دوره گزارش سریع و صریح آن ها را رسالت خود شمرده، بی آنکه نسبت به پردازش هنری و تصرفات شاعرانه در آن اهتمامی بایسته بورزد. - نتیجه چنین رویکردی، غیبت نسبی عنصر خیال در شعر مشروطه بوده است. غیبتی که به حضور پدیده ای کم نظیر در ساخت و صورت شعر مشروطه انجامیده که می توان از آن به «جانشینی موضوع به جای مضمون» تعبیر کرد. جستار حاضر به روش تحلیلی و توصیفی ضمن سنجش سازواری این روایت با موازین تجدد ادبی، وجوه پیدا و پنهان ویژگی یاد شده و ساحت های پدیداری آن را در شعر مشروطه نشان داده و سرانجام نقش ویژه گفتمان حقوق عمومی را به مثابه محتوای اساسی شعر این دوره، در حاشیه نشینی خیال و مآلاً تکوین پدیده ء مورد بحث تبیین نموده است.