ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۸۸۱ تا ۴۵٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۵۸۸۲.

بررسی مضامین دو مجموعه شعر کودکانه محمود کیانوش با رویکرد مخاطب شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۳۴۹
محمود کیانوش از پیشگامان شعر کودک در ایران به شمار می رود. اشعار وی، علاوه بر سادگی ساختار و روانی جملات، دارای محتوایی متناسب با جهان بینی مخاطب است. وی با گذر از «منِ» واقعی(انسان بزرگسال) و انتخاب زبان کودک، بر اساس مقتضای حال مخاطب سخن گفته است. در این جستار، با بررسی محتوای دو مجموعه شعر طوطی سبز هندوستان(گروه های سنّی الف و ب) و بچه های جهان(گروه های سنّی ج و د)، در پی پاسخگویی به دو سوال محوری زیر هستیم: - آیا کیانوش در به کارگیری مضامین شعر کودک به گروه سنّی و رشد ذهنی مخاطب توجّه داشته است؟ - با توجّه به گروه های سنّی مختلف، در دو مجموعه ی مورد پژوهش، کدام مضامین بیشترین کاربرد را دارد؟ آشنایی کیانوش با نیازهای فکری و توجه به درک محدود کودک باعث شده است نگاه کودکانه را در اشعارش برگزیند و جهان را از دریچه ی چشم کودکان بنگرد و بر اساس این، سخن خود را با اقتضای سنّی کودک تطبیق دهد؛ البته کیانوش به همه ی گروه های سنّی کودکان نگاهی یکسان ندارد؛ بلکه با افزایش گروه سنّی، مفاهیمی از قبیل خود محوربینی و عینی گرایی تبدیل به تعامل گروهی و مفاهیم انتزاعی شده، و به تبع آن، مضامین اشعار او نیز تغییر یافته است.
۴۵۸۸۳.

تردید در اصالت غزلی از خاقانی شروانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۴۵۰
انتساب شعری به دو یا چند شاعر در تاریخ ادبیّات سابقه دارد. از دیرباز ادبای ما برای تعین صحّت انتساب اینگونه اشعار به یک شاعر شیوه هایی اتخاذ کرده اند که بر معیارهای شخصی و ذوقی استوار بوده است. امروزه با گسترش دانش های سبک شناسی و زبان شناسی، ابزارهای تازه ای در اختیار آمده است که با استفاده از آن ابزارها می توان متون گذشته را ارزیابی کرد و گوینده واقعی شعری را به طور مشخص بازشناخت. از جمله غزلیّاتی که به دو گوینده نسبت داده شده است، غزلی است که در دیوان خاقانی شروانی و دیوان میرزا جلال الدّین اسیر شهرستانی آمده است. مقاله حاضر با معرفی عواملی که چنین التباسی را پیش آورده اند، غزل را از منظر نسخه شناسی و سبک شناسی بررسی کرده و صحّت انتساب آن را به میرزا جلال الدّین اسیر نشان داده است. در پایان نیز با توجّه به ساخت تلمیحی، برای یکی از ابیات غزل، تصحیح و صورت جدیدی ارائه شده است.
۴۵۸۸۴.

واکاوی اسطوره شناختیِ زمان درشیوه روایتگری میرچا الیاده (مطالعه موردی: داستان دوازده هزار رأس گاو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۴۵۰
   میرچا الیاده، اسطوره شناس و دین پژوه رومانیایی معاصر، در کشور خود به عنوان یک داستان نویس برجسته شناخته می شود؛ بیان مباحثی توسط او چون گذار از زمان خطی تاریخی به زمانِ قدسی و ورود به لحظه ازلی و نوزایی، بخش هایی ناشناخته از اساطیر کهن را برای بشر امروزی قابل درک کرد. وی نگارش و خوانش داستان را راهی برای گذر از زمانِ پراضطراب خطی تاریخی و ورود به زمانِ بی اضطراب و آرام قدسی می داند. بررسیِ یکی از آثار داستانی خود الیاده، دوازده هزار رأس گاو فرصتی است برای دست یافتن به یک شیوه روایتگری ویژه و تحلیل زمان در آن از دیدگاه پژوهش های اسطوره شناختی. در این شیوه روایتگری، داستان با یک زمانِ دَوَرانی در بخش هایی که اضطراب قهرمان به بالاترین حد می رسد به یاریِ گونه ای گذشته نگری، او را وارد زمان قدسی می کند. داستان در فضای پر اضطرابِ جنگ و بمباران بخارست رخ می دهد و نویسنده از خلال روایت این داستان می کوشد زمانِ اضطراب زای تاریخ را به بازی بگیرد و با تاریخ ستیزی در بستر درکی اساطیری از زمان، یأس را در میانه روایتی ویژه، به امید تبدیل کند.
۴۵۸۸۶.

بازتاب ادبیات تعلیمی در شعر بهار

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۴۷۶
استفاده از شعر در عرصه ی تعلیم و تربیت در ادبیات کهن ما از دیرباز رایج بوده و در دوران مشروطیت با همه ی تنوع و گستردگی در شعر ملک الشعرای بهار نمود می یابد تا جایی که دیوان بزرگ ترین شاعر معاصر را باید در زمره ی ادبیات تعلیمی به شمار آورد که بیانگر خوش بینی او نسبت به نسل آینده ایران است. او آگاهانه و دل سوزانه از توانایی کم نظیر خود در عرصه ی شعر بهره می برد تا مفاهیم و ارزش های اخلاقی جهان شمولی - که ریشه در فرهنگ اسلامی و تاریخ ایران باستان دارد - را در قالب داستان، تمثیل و ... به مردم خویش ارایه کند. نظر به تنوع مخاطب، این آموزه ها گوناگون و رنگارنگ اند و اغلب ارزش های ملی و دینی را در بر می گیرند. با این وجود مضامینی چون ترغیب به دادگری، آزادگی،       وطن دوستی، دانش اندوزی و مهربانی به خلق را می توان محور این اندرزها دانست.
۴۵۸۸۷.

سنجش روایت های 10گانه داستان مَثَل «کاشتن درخت برای دیگران»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۴۳۲
زبان پهلوی و پارسی و جنبه های تعلیمی آن در نهضت ترجمه عهد اموی از منابع اصلی مترجمان بوده و بسیاری از حکمت ها و تعلیمات اخلاقی ایرانی به عربی ترجمه شده و سپس از طریق ترجمه به فارسی، دوباره در منابع ایرانی، بازتولید شده و از راه بینامتنیت تا به روزگار ما رسیده است. در این نقل و انتقال، هر نویسنده به فراخور سیاست نوشتارش، چیزهایی بدان افزوده است. روایت شناسی که در اصل بررسی دستور زبان حاکم بر روایت است با الگوبرداری از زبان شناسی به مطالعه روایت به مثابه ژانر به حرکت از فُرم به طرف معنا می پردازد و گفتمان روایی را پارول یا نمودی متمایز از نظام لانگ مانند داستان می داند و مقولات اصلی زبان (شخص، زمان، وجه و نمود) را در داستان بازیابی می کند و می کوشد که نظام مشترک حاکم بر تمام روایت های داستانی را بیابد. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به سنجش و تحلیل مقایسه ای روایت های «دیگران کاشتند، ما خوردیم، ما بکاریم، دیگران بخورند» از راغب اصفهانی تا بهار پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که موضوع اغلب منابع یکسان است، اما مضامین و پیرنگ های آن ها با یکدیگر تفاوت دارد. چگونگی و تفاوت رابطه شاه و رعیت، ایرانی گرایی یا عربی گرایی، نمایش دانایی رعیت و تعریض به ناآگاهی و ناکاردانی شاهان در برخورد با مردم، تسلط گفتمان دین مدار یا دنیامدار حاکمان، کار مولد و اهداف پاداش دادن و میزان آن و پیوند آن با خزانه دولتی و خراج و... نکاتی هستند که در این داستان ها مطرح شده و تفاوت گفتمان ها را رقم زده اند.
۴۵۸۸۸.

تحلیل کارکرد تعلیمی روان شناختی کهن الگوی «جهان» در اشعار ناصرخسرو بر پایه نظریه ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۴۶۶
کهن الگوی «جهان» از جمله قدیمی ترین تصاویری است که از ابتدای شعر فارسی در شعر برخی شاعران وجود داشته و تا اواخر قرن هشتم بازتاب یافته است. تصویری که ناصرخسرو در ارتباط خود با جهان ترسیم کرده ، عمدتاً حائز صفات ناپسندی همچون ناسازگاری و دشمنی و کینه جویی و... بوده است. وی از جمله شاعرانی است که با چشم انداز تعلیمی و با هدف برحذر داشتن انسان از دلبستگی به جهان و گوشزد کردن آفات و خطرات آن، به وفور از این کهن الگو در شعر خود بهره می برد و از طریق «امر به معروف» و تمرکز بر «نهی از منکر» صفات منفی جهان را به نمایش می گذارد و آن ها را در ساختار تخیلات و منظومه فکری تعلیمی خود به کار می گیرد. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از آراء ژیلبر دوران، نظریه پرداز و انسان شناس مشهور فرانسوی، در زمینه ساختار تخیلات، نشان دهد بین مفهوم روان شناختی گذر زمان و نزدیک شدن به مرگ و واکنش شاعر در مهار زمان، ارتباط مستقیم و تنگاتنگی وجود دارد و آفرینش تصاویر تعلیمی از سوی شاعر، اساساً نوعی جدال برای کنترل زمان و رهایی از مرگ و ترس ناشی از آن است و بسامد این گونه تصاویر در دیوان ناصرخسرو، اثبات کننده این موضوع است که ترس از گذر زمان در وجود شاعر رخنه کرده و منجر به خلق ایماژهایی شده که اغلب به صورت پند و اندرز در کلامش آمده است. نکته ای که در نظریه دوران مغفول مانده و این مقاله به آن توجه داشته، تبیین و تحلیل جنسیت مؤنث در شکل گیری تصویر کهن الگوی جهان بوده است.
۴۵۸۸۹.

روایت شناسی داستان های معاصر بر اساس الگوی روایت گری سیمپسون (با نگاهی به آثار جلال آل احمد، غلامحسین ساعدی و محمود دولت آبادی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۳۷۷
این مقاله، بر اساس مدل پیشنهادی سیمپسون 1993 م. به واکاوی دیدگاه روایت گری در داستان های سه نویسنده معاصر پرداخته است که در این الگو، روایت و زاویه دید از دیدگاه زبان شناختی بررسی می شود. او چهار دیدگاه اصلی زمانی، مکانی، روان شناختی و ایدئولوژیکی را مطرح کرده است و با تحلیل موضع راوی، به دیدگاه ایدئولوژیکی نویسنده می پردازد. این پژوهش سعی دارد به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از الگوی مورد نظر و تطبیق آن با سه داستان از سه نویسنده مورد نظر، اندازه و شیوه استفاده این نویسندگان از هر یک از این دیدگاه ها، جایگاه راوی و نقش او را در پیشبرد داستان ها و درنهایت، دیدگاه ایدئولوژیکی آن ها را در داستان مشخص کند. در این پژوهش، داده ها بر مبنای ابزارهای مطرح شده در نظریه سیمپسون ارزیابی می شود. راوی در داستان آل احمد، از نوع اول شخص و در داستان های ساعدی و دولت آبادی، از نوع سوم شخص بازتابگر است که افکار و احساسات درونی شخصیت اول داستان را شرح می دهد. وجهیت غالب در داستان ها مثبت است که نشان از دیدگاه مطمئن راوی درباره موضوعات داستان است. در قسمتی از داستان دولت آبادی شاهد وجهیت منفی هستیم که ابهام و تردید راوی را نشان می دهد. بررسی این سه داستان از سه نویسنده که دغدغه های فرمی و محتوایی متفاوت و مختلفی را در عرصه نویسندگی دارند می تواند تفاوت های سبک نویسندگان را بر مبنای تحلیل شیوه های روایی آن ها نشان دهد.
۴۵۸۹۰.

تحلیل عامل پیش برنده روایت در داستان فریدونِ شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۵۵۲
در این مقاله با توجه به زیرساختِ کینه جوییِ اهریمنانه و کین خواهیِ دلیرانه که به عنوان قطعیت و انگاره ای اسطوره ای به شمار می رود داستان فریدون در پیوندی که با داستان جمشید و ضحاک می یابد، مورد تحلیل قرار گرفته است. آن چه سبب تحوّل داستان به سوی فاجعه مرگ نخستین قهرمان ملی، ایرج می شود اگرچه در ظاهر داستان آزمندیِ سلم و تور است، امّا با توجه به ویژگی های شخصیتیِ آن دو برادر که کینه جویی اهریمنی است، ژرف ساخت داستان رقم می خورد و سرانجامِ کینه جویی آن دوگانه به مرگ برادری خردمند می انجامد؛ دلیری مهربان که از هر جهت با آن دو بسیار متفاوت است. از این رو باید گفت یکی از زیرساخت های داستان های شاهنامه به ویژه این داستان، کینه جویی و کینه کشی است که ریشه در باورها و وجه شخصیتی قهرمانان دارد. نکته مهم در این تحلیل، تضاد دیرینه و همیشگی اسطوره خوبی اهورایی و بدی اهریمنی است که سرانجام در نبرد فریدون با توران و روم به تضادی سرزمینی و سیاسی و ملی بدل می گردد و پس از آن نیز این وجه ادامه می یابد.
۴۵۸۹۱.

Christian Images in Justin Kurzel’s Macbeth (2015)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۴۴۹
Justin Kurzel’s film, Macbeth (2015) demonstrates a large number of Christian symbols and images. This comparative study seeks the relation between the Protestantism discourse of the Elizabethan era, and the religious visualizations and images used in Kurzel’s movie including the Cross, paintings, costumes and mise-en-scene. By applying Linda Hutcheon’s theory of adaptation to exploring the film, the meaning of these images can be found through contextualization. How Kurzel creates a new way to visualize the main socio-historical ideas of the original text will be examined. Stam’s model of intertextual dialogism helps a better understanding of how these images relate to the original setting. While Kurzel features an authentic medieval Scottish setting, he employs new visual ways to convey the socio-cultura context of the Shakespearean Macbeth. Concerning Macbeth (2015), it could be argued that there are still similar examples of the justification of violence and war in our contemporary era. By voicing the marginalized Macbeths, Justin Kurzel relates to similar unjust conditions in the contemporary time and place.
۴۵۸۹۲.

فرّخی یا مختاری؟... تکمله، توارد، اقتباس یا انتحال؟ (تحقیق پیرامون هویت سراینده اصلی شهریارنامه و تعیین کیفیت ارتباط متن اول و دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۹۴
شهریارنامه ، از حماسه های شاخص فارسی است که با وجود 138 سال تحقیقات، هنوز در موردش ابهامات بنیادین پابرجاست. از انتساب غلط به یک تا چند شاعر مشهور، از حدس سده ششم تا انتهای صفویه و از فرضیه دو بخش ادامه دار تا دو تحریر کوتاه و بزرگ که تحریر بلند، متن را اول توسّع بخشیده است، جملگی نظریات متفاوت پژوهشگران بوده اند که در این جستار نقد شده اند. این جستار، برای نخستین بار، اصل چهار نسخه شهریارنامه را به طور کامل بررسی کرده، کوشیده است، به یک قرن ابهام ناشی از عدم وجود مستندات خاتمه دهد. بنا بر دو دسته شواهد برون متنی- درون متنی، روشن شد، سراینده اصلی شهریارنامه ، شاعری به نام فرخی در سده های نه- ده، یا قبل از آن، در دربار امیری به نام محمود بوده، وقایعی که هنوز روشن نیست، باعث شده، بعد از مرگ فرّخی، اثرش به دست شاعر دیگری برسد که نامش احتمالاً مختاری بوده است. مختاری با کاهش حجم منظومه و تکرار عینی بخشی از ابیات، بخش بیشتری از ابیات را با تغییراتی مختصر یا شدید در سطوح واژگانی، نحوی یا تصویری بازسرایی کرده، ضمن تلخیص متن، اثر فرّخی را عملاً سرقت کرده، به عنوان اثری جدید به خود بازبسته و به فرزند امیر پیشین، به نام مسعود، اهدا کرده است.
۴۵۸۹۳.

بررسی معنی شناختی فعل «رفتن» در غزلیات حافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۳۳۷
رفتن در لغت به معنای حرکت کردن از جایی به جایی دیگر است؛ امّا در زبان فارسی با توجّه به بافت جمله، معانی مختلفی می یابد. این پژوهش، معانی متعدّد این فعل را در غزلیات حافظ مورد بررسی قرار می دهد و برای تبیین بهتر از نظریه ی طرح واره های تصویری در حوزه ی معنی شناسی شناختی کمک می گیرد. در غزلیات حافظ به جز چند مورد، فعل رفتن اغلب در معنایی غیر از «حرکت فیزیکی از جایی به جای دیگر» به کار رفته است. مفاهیم انتزاعی بیان شده با فعل رفتن عبارتند از : مردن، گذر زمان، وجود داشتن و متحمّل شدن، عاشق شدن، طلب معشوق، وصال، آغاز و اتمام کار، رد کردن و ثبات. کاربرد فعل رفتن در هریک از موارد مذکور تبیین کننده ی دیدگاه ها و اندیشه-های حافظ است که به مواردی از جمله نگاه مثبت به پدیده ی مرگ، توجه به کیفیت گذر زمان، گذرا بودن سختی ها و ماهیت پویای عشق و برگشت-ناپذیری و جبر موجود در آن می توان اشاره کرد.
۴۵۸۹۶.

Thomas Pynchon’s Southern Californian Literary Heterotopology: Decompression Heterotopias in "Inherent Vice"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۳۷۳
Looking back at the early 1970s socio-cultural upheavals, Thomas Pynchon’s Inherent Vice (2009) generates a discursive construct of Los Angeles that captures the transition from a Fordist culture to a Post-Fordist one. This essay holds that around this watershed moment, literary heterotopias specific to Southern California are being made. Michel Foucault defines heterotopias as realized utopias, emplacements that simultaneously represent, contest, and invert the normal space. This study reads Inherent Vice , using Foucault’s archaeological method of analysis to develop literary heterotopology. A discursive analysis of Pynchon’s novel reveals heterotopias’ discontinuous nature, which this study proposes as the seventh principle for heterotopology. Furthermore, Pynchon uses a new vehicle, Decompression Heterotopias, to reshape globalization in his retro-production of Los Angeles. Ultimately, the essay shows how the Fordist and Post-Fordist waves of globalization aspire to affect Angeleno’s lives by compressing the time-space spectrum. Pynchon’s decompression heterotopias, however, resist the status quo and propose reconfiguring globalization’s compression forces.
۴۵۸۹۷.

تحلیل نقش نحوی «قید و صفت» در تبیین سبک شاعر (مطالعه موردی:گونه ادبی منظومه های ظهر روز دهم، صدای پای آب و قصه شهر سنگستان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۴۶۶
گونه ادبی «منظومه» نقش مهمی در برقراری ارتباط با مخاطب دارد ودرحفظ و انتقال تاریخ و فرهنگِ یک ملت نقش مهمی ایفا می کند. منظومه های ظهرروزدهمِ امین پور، قصه شهر سنگستانِ اخوان ثالث وصدای پای آبِ سپهری متن مبنای تحلیلِ این مقاله است. پژوهش حاضر بر مبنای این مساله اساسی شکل می گیردکه درپیوند میانِ فرایند ساختارزبانی سه منظومه، نقش نحوی و معنایی«قید وصفت»، در انتقال اندیشه و باور شاعر چگونه است و مؤلفه های سبکی شعرکدامند؟ این تحقیق، بر پایه روش توصیفی-تحلیلی وبا استفاده از مقوله «وجهیت در قید و صفت» مورد بررسی قرار می گیرد تا با واکاوی چگونگی کاربرد قید و صفت درمتن، مقداربازتاب اندیشه شاعر در متن و میزان موضع گیری او سنجیده شود. دستاوردهای مقاله عبارتنداز؛ اندیشه های آرمان گرایی، واقع گرایی و مرگ اندیشی در این منظومه ها جریان دارد. این گونه های تازه ادب غنایی را می توان «زیرنوع و ازمتفرعات نوع ادبی غنایی» به شمار آورد. صورت سبکی شعرصدای پای آب و ظهر روز دهم «واقع گرا و عاطفی» است، اما قصه شهر سنگستان، فقط «واقع گرا» است. جهت گیری امین پور نسبت به موضوع شعر، موضِع آشکار است، اما جهت گیری سپهری و اخوان، موضعِ آشکار و پنهان است.
۴۵۸۹۹.

«لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست» تصحیح یک ترکیب (گنج قناعت) در غزلیات حافظ و ابیاتی از دیگر شعرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۵۱۵
نگداشتن نقطه و سرکج (سرکش) در نسخ قدیمی از طرف کاتبان، هم برای کاتبان و هم برای مصححان و محققان دردسرهایی را خلق کرده است. این علاوه بر تغییر تعمدی شاعرانی چون حافظ در اشعار خود و دستبرد تعمدی کاتبان امانت خوار در اشعار شعراست. نگذاشتن سرکج در دیوان حافظ در دو موضع و چند بیت مورد ادعای نگارنده در متن شعرای دیگر، باعث به اشتباه افتادن مصححان گردیده است. به خاطر همین موضوع (نگذاشتن سرکج)، در دو جا تعبیر «گنج قناعت» در دیوان حافظ به شکل «کنج قناعت» تصحیح و ثبت شده است. اما با توجه به شرایط کتابت و با در نظر گرفتن معنا و شرایط شعری در متن و همچنین در نظر گرفتن سابقة رواییِ ترکیب که در چندین حدیث به شکل «القناعه کنزٌ» آمده است، ترکیب درست همان «گنج قناعت» است که در دیوان حافظ در یک مورد برای جناس سازی و در یک مورد وجود عبارت هم شکل «کنج دنیا» باعث تصحیح سقیم گردیده است. این معضل (کنج قناعت) در چند موضع از شعرای دیگر هم وارد شده است.
۴۵۹۰۰.

ساختارشکنی و نامحدودسازی در اشعار حافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۲۸۵
حافظ شیرازی شاعر کمال گریی است که جنبه فعّال بی-نهایت وجود و اندیشه اش، محدودیّت موجود در ساختار کلمات، مفاهیم، مضامین، تصاویر و قالب شعر را برنتافت. از این رو، او برای جاری ساختن محتوای ذهنیِ گسترده و بی-کرانه خود در ساختمان شعر، در پی طرّاحی بستر مناسبی بود که قابلیّت و گنجایش پذیرش این حجم نامحدود را داشته باشد. حافظ با ساختارشکنی در ساختمان شعر و غزل، فضای دیوان اشعارش را نامحدود ساخت و با قطع وابستگی ناگزیر میان ابیات غزل، ساختمان هر بیت را تکامل بخشید. او در طرّاحی ساختاری جدید، با ایجاد پیوند میان عناصر درونی شعر، بین ساختار کل (دیوان، غزل) و جزء ( بیت، مصراع، واژه) روابط نامحدودی برقرار ساخت. در این مقاله، به روابط میان غزل ها و ابیات پرداخته شده و انواع ارتباط میان دو مصراع یک بیت که موجب تکامل ساختار آن گشته؛ مانند: علّت و معلول، کنش و واکنش، نقصان و جبران، جمع اضداد و ... مورد بررسی قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان