امید و ناامیدی از ویژگی های مهم انسان است که با تنگناها و گشایش های زندگی او نمود می یابد. درباره این دوگانه، نظریه های گوناگونی در عرصه های مختلفی چون فلسفه، اخلاق، روان شناسی، علوم اجتماعی و... وجود دارد. امید و ناامیدی با یکدیگر دیالکتیک دارند و رنج به عنوان نمودی از ناامیدی، بستری برای زایش امید است. این دوگانه دارای دو بعد فردی و اجتماعی است که در ارتباط مستقیم با یکدیگرند. فرد به مثابه اجتماع است؛ بنابراین امید یا ناامیدی فردی و حتی یأس فلسفی غالباً تحت تأثیر وضعیت اجتماعی است. با توجه به اینکه انسان سوژه اصلی رمان است، می توان بازنمایی امید یا ناامیدی را در رمان بررسید. «یکلیا و تنهایی او» نوشته تقی مدرسی از جمله اولین رمان های تمثیلی پس از کودتای 28 مرداد است که به صورت غیر مستقیم سعی در بازنمایی وضعیت جامعه ایران دارد. جستار حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به تحلیل دوگانه امید و ناامیدی و ساخت های اندیشگانی آن در این اثر می پردازد؛ با این پیش فرض که هرچند ناامیدی گفتمان این رمان است، نوعی امید در بطن آن نهفته است. بنابراین می توان به «یکلیا و تنهایی او» از دریچه امید نیز نگریست و آن را منعکس کننده صرف یأس و شکست ندانست.
نقد ترجمه به تحلیل و ارزیابی کیفیت ترجمه از طریق بیان نقاط مثبت و منفی می پردازد. یکی از شیوه های نقدی به کارگیری نظریه ها است. نظریه ای که در این پژوهش برای نقد ترجمه رمان «فرانکشتاین فی بغداد» نوشته احمد سعداوی به کار گرفته شده، نظریه گارسس است. این نظریه در سال ۱۹۹4 توسط کارمن گارسس اسپانیایی پیشنهاد شده که مبتنی بر چهار سطح «معنایی- لغوی»، «نحوی- واژه ساختی»، «گفتمانی- کارکردی» و «سبکی- عملی» است که هر سطح دارای زیرگروه های مرتبط به خود است. در این الگوی پیشنهادی با کمک این زیرگروه ها می توان افزایش، مانش (حفظ) و کاهش اطلاعات زبان مبدأ در زبان مقصد و همچنین ویژگی های مثبت و منفی ترجمه را بررسی کرد. در نهایت طبق نظریه گارسس بررسی کفایت و مقبولیت هر ترجمه، بستگی به ویژگی های مثبت و منفی آن دارد. در واقع هرچه تعداد ویژگی های مثبت ترجمه ای بیشتر باشد، ترجمه از کفایت و مقبولیت برخوردار است. این جستار با روش توصیفی- تحلیلی به ارزیابی همه بخش های ترجمه أمل نبهانی از رمان «فرانکشتاین فی بغداد» در هر چهار سطح نظریه گارسس پرداخته است. طبق بررسی های این پژوهش که با جای گذاری نمونه های قابل تطبیق ترجمه با زیرگروه های نظریه گارسس به دست آمده در سطح اول (معنایی- لغوی) و سطح دوم (نحوی- واژه ساختی) نظریه، بیشترین نمونه ها از ترجمه این رمان یافت شد و به دلیل داشتن ویژگی های مثبت که پرشمارتر از ویژگی های منفی است این ترجمه ازکفایت و مقبولیت برخوردار است.
L’objectif du présent article est de comprendre la notion du plurilinguisme littéraire à la lumière du roman Soraya dans le coma de l’auteur iranien Ismail Fassih et de mettre en contexte la place et le rôle du plurilinguisme, sa fonctionnalité et son mode d’insertion dans ce roman. Nous nous intéresserons tout d’abord et à travers un bref aperçu théorique au plurilinguisme et à sa définition en littérature. Nous étudierons ensuite la nature plurilingue de Soraya dans le coma ainsi que les motivations de ce plurilinguisme et ses effets textuels au sein d’un texte littéraire vacillant entre d’un côté l’hétérogénéité du plurilinguisme et de l’autre l’homogénéité du monolinguisme. Cette étude nous permettra notamment d’analyser ce roman iranien comme un cas particulier où la langue du roman dévoile un jeu de force constant entre le plurilinguisme en tant que l’élément déclencheur de l’effet d’étrangeté et de l’autre, la traduction comme la volonté d’un narrateur cherchant à contribuer à la lisibilité du monolinguisme.
تقدس درخت و گیاه از دیرباز تا امروز سبب شده است تا در اساطیر، ادبیات و فرهنگ عامه بر جلوه های گوناگون آن اشاره شود. در فرهنگ مردمان کهگیلویه و بویراحمد، بن مایه های اساطیری درخت و گیاه مانند اعتقاد به درمانگری آن، سوگند خوردن، آیین خوشبو کردن خانه ها و نماد مرگ و زندگی بودن آن در اشعار محلی و آیین های این مردمان نمودی آشکار دارد. هدف این پژوهش، تحلیل بن مایه های اساطیری گیاه و درخت در فرهنگ مردمان کهگیلویه و بویراحمد و توجه به جنبه های ادبی این بن مایه ها در اشعار محلی آن هاست. این پژوهش به شکل بنیادی، بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوا انجام شده است. بسیاری از بن مایه های گیاهی مانند گیسو بُران ، معطر کردن خانه با دود گیاهان، اعتقاد به شفابخشی گیاهان در فرهنگ مردمان کهگیلویه و بویراحمد، نمودی اساطیری دارند که در فرهنگ ایران باستان یافت می شوند. عمل سوگند خوردن به درخت، بیشتر از سوی کشاورزان و با تأکید بر سبزی آن و در اثبات درستی سخن خود است. آن ها برای خوشبو کردن فضای خانه ها و همچنین، برای درمان بیماری ها از گیاهان کوهی استفاده می کنند که سبب دور شدن شیاطین به اعتقاد این مردمان می شود. زنان این مردمان در مراسم سوگواری، موی سر خود را برای مرگ عزیزان پس از گشودن بریده و در زیر درخت دفن می کنند که نمادی از مرگ است. پس از گذشت یک سال و با رشد موهایشان امکان ازدواج مجدد را برای خود فراهم می کنند. همچنین، آن ها موی سر و ناخن خود را زیر درخت بلوط برای باروری، دوری از بیماری و جادو دفن می کنند.
عالم مثال یا عالم برزخ یکی از عوالم موجود درهستی است که حد فاصل بین عالم ماده وعالم عقول است و از زمان افلاطون تا کنون مورد بحث، استدلال واثبات گرفته است. این عالم از یک طرف شبیه عالم ماده است ، زیرا دارای مقدار وشکل است واز طرف دیگر شبیه عالم عقول است زیرا مجرّد از ماده و فاقد جسم است. عالم مثال ظرف ومحل بروز و ظهور تمثّل است ؛ تمثّل ، تصّور کردن صورتهای مثالی بدون تغییرماهیت درآنها است و تنها درعالم مثال امکان پذیراست. تمثّل از جمله مباحث مطرح شده در قرآن وحدیث است که به تبع آن درآثارعرفانی راه یافته است. تمثّل در باور عین القضات بسیار پراهمیت است و کارکردهای متنوع ومتفاوتی دارد .تمثّل درمجموع راهی شگرف برای شناخت حق تعالی و حقایق عوالم وجود محسوب می گردد.