مقاله حاضر بر مبنای نظریه «گرامشی» و به شیوه تحلیل محتوا نوشته شده است و هدف آن، تحلیل گفتمانِ «بهار» در جمهوری نامه اوست که توأمان هم هژمونی و هم ضد هژمونی را تولید می کند. بهار به عنوان یکی از روشن فکران حقیقی در مرکز تقابل گفتمان های جمهوریت و ضد جمهوریت قرار دارد که شدیداً یک تقابل گفتمانیِ ایدئولوژیک است. ایدئولوژی، زبان را به شیوه های مختلف و در سطوحی متفاوت پنهان می سازد. نویسندگان در این جستار نشان خواهند داد که زبان ایدئولوژیک بهار، چگونه در پسِ ساختار بیرونی شعرش پنهان شده است. هژمونی، نوعی از رهبری فکری و فرهنگی است که طبقه حاکم آن را بر اکثریت جامعه اعمال می کنند. در این میان، گروه های ضد هژمونیک نیز از گفتمانی برخوردارند که با ارزش های عموماً پذیرفته شده حکومت در تعارض قرار می گیرد. گفتمان حاکم برای پیشبرد پروژه های خود به دنبال کسب هژمونی است و گروه های حاشیه ای نیز راهبردهایی را برای هژمونیک کردن گفتمان خود طراحی می کنند. بهار در این شعر که در بردارنده دو معنای کاملاً متضاد است، در ظاهر با گفتمانِ جمهوریت رضاخان موافقت دارد؛ اما در باطن با کمک شگردهای زبانی، نظم سیاسیِ جدید او را به چالش کشیده است. آیرونیک بودن ساختار معنا در شعر مورد مطالعه، به مسئله «تناقض متنی» انجامیده که مورد توجه نویسندگان این جستار قرار گرفته است.
در روایات و منظومه های داستانی ادبیات فارسی از زنانی جنگ جو و مستقل یاد شده است که به صورت گروهی در کنار هم و به دور از مردان می زیسته اند و اداره امور زندگیشان در دست خودشان بوده است. از این زنان در بیشتر اسکندر نامه ها اثری دیده می شود. در سام نامه نیز اشاره مختصری بدان وجود دارد. این مقاله در صدد است تا با نگرشی تطبیقی، داستان شهر زنان را که درونمایه و مضمونی مکرر در ادبیات داستانی است در متون مختلف در کنار سام نامه واکاود؛ بدین منظور می کوشد تا با بررسی چهره و نمود این شهر در میان آثار موردنظر و تحلیل ویژگی ها و بنیادها و مضامین مطرح شده در آن ها و مقایسه این موارد با خصایص و بن مایه های تبیین شده در سام نامه؛ تفاوت ها و شباهت ها و سرچشمه آن ها همچنین یکسانی یا تفاوت منشأ این روایات را روشن سازد. در نهایت آنچه را فرا دست می آید، می توان به گونه ای مختصر چنین نگاشت که در شهر زنان سایر متون (اسکندر نامه ها) تمایلی برای کامجویی از پهلوان و قهرمان داستان دیده نمی شود، لیک در شهر زنان، سام نامه تمایلات کامجویانه از سوی زنان و پریان این شهر مبالغه آمیز است. می توان پیگیری منشأ و ریشه های این داستان را در جایی بیش از اسکندر نامه ها و آمازون ها در اساطیر یونان و روم پیشنهاد و به تبع آن، بنیاد این داستان را در اساطیر ایرانی پی جویی کرده و یا در نهایت آن را تلفیقی از اساطیر ایران و یونان در نظر گرفت که هر دو مورد قابل بحث هستند.
بسیاری بر این باورند که ترجمه آثار ادبی کودک و نوجوان، کاری بس سهل است که تنها با جایگزین کردن کلمات و رعایت نسبی ساختار جمله بندی ها می توان ترجمه ا ی خوب از آثار کودک و نوجوان ارائه کرد. اما این امر درست نیست چرا که ترجمه فرآیندی بسیار پیچیده و متاثر از عوامل بسیاری از قبیل نوع و شیوه بیان متن اصلی، قابلیت مترجم در انتقال مفهوم و از همه مهم تر لحن است. از اینرو، در پژوهش حاضر سعی شده است تا با مقایسه ترجمه های کتاب «شازده کوچولو» با قلم محمد قاضی و احمد شاملو، مسأله لحن در ترجمه آثار کودک و نوجوان بررسی شود. نتایج نشان می دهد که مترجمان در انتخابِ لحنِ مناسب برای مخاطبِ کودک و نوجوان، دچار ضعف بوده اند. چرا که در اکثر جمله ها قاضی از جملات بسیار رسمی و مناسب رده سنی بزرگسال استفاده کرده است. از طرف دیگر، شاملو از جملات شکسته و زبان محاوره استفاده کرده است که مناسب رده سنی کودک و نوجوان نیست.