مؤلف پنهان و خواننده پنهان از مؤلفه های الگوی ارتباط روایی است که نقش برجسته ای در واکاوی و دریافت عناصر پنهان در متن ایفا می کند؛ ازاین رو، بررسی آن در آثار هنری از لایه های زیرساختی روایت پرده برمی دارد و دریچه های تازه ای را به روی فهم مخاطب می گشاید. افزون بر آن، نشان می دهد که کدام یک از رسانه های رمان یا فیلم، بهتر توانسته است گره های رسانه هم عرض خود را در جهت فهم بهتر مخاطب باز کند. رمان گاوخونی و فیلم اقتباسی آن نیز از جمله آثاری اند که پیرنگ ارائه شده در آنها، نه علّی و معلولی، بلکه درونی و سیال است. مخاطب در چنین فضایی باید با رمزگشایی از نشانه های متنی به بررسی چگونگی شکل گیری نگاه و ذهنیت شخصیت ها بپردازد. اقتباس افخمی از رمان گاوخونی اقتباسی کاملاً وفادار است و همه عناصر داستان در فیلم هم عیناً تکرار شده اند، اما افخمی از این عناصر در جهت ارائه مفاهیم ایدئولوژیک مورد نظر خود سود جسته است. تکرار یکی از این شیوه هاست که هم نویسنده و هم کارگردان از آن برای انتقال مفاهیم به مخاطب استفاده کرده اند. این پژوهش قصد دارد با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد روایت شناختی و میان رشته ای، به بررسی و تحلیل شیوه های بازنمایی مؤلف پنهان و خواننده پنهان در دو رسانه رمان و فیلم بپردازد و ازآنجاکه نویسنده و خواننده هر عصری به درون اثر پرتاب می شوند و مطابق انتظاراتشان معانی تازه ای کشف می کنند، در اینجا نیز معانی تازه ای از متن روایی گاوخونی و فیلم اقتباسی آن برای مخاطب آشکار می شود.
در این نوشتار ضمن بیان اهمیت روانشناسی‘ با استفاده ا زابیات مثنوی‘ دیدگاه مولوی در زمینه تعریف‘وجود‘مبدأ‘ماهیت‘تجرد‘جاودانگی‘مراتب و حدوث روان و نیز رابطه و تأثیر متقابل تن و روان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
لقد احتلّت الفکاهة حیّزاً من أدب العصر الوسیط حیث امتازت بها آثار الشّعراء بأنواعها المختلفة. والشّعوب بمختلف سلائقها تستذوق الفکاهة وتتفاعل معها خاصّة لو ساد علیها الطّابع التّهکّمی السّاخر من الأوضاع الاجتماعیّة والسّیاسیّة. یحاول هذا المقال واعتماداً على مبادئ المدرسة الأمیرکیّة فی الأدب المقارن، أن یقوم بدراسة مقارنة لعنصر الفکاهة فی العصرین المملوکی والمغولی عند الشّاعر والکاتب المسرحی العربی ابن دانیال الموصلی (685 ه ) والشّاعر الفارسی عبید زاکانی (772 ه ). وقد توصّلت الدّراسة إلى أنّ الشّاعرین قد صوّرا مثالب مجتمعیهما فی صور فکاهیة مؤثّرة تشابهت لا لکون أحدهما متأثّرا بالآخر بل للشبه الشّدید بین مآسی المجتمعین واستشراء حالات الفساد الاجتماعی فیهما. ومن المضامین الّتی تطرّق إلیها أدبهما النّثری والشّعری زوال العفّة والشّجاعة والعدل والأخلاق.
نستعرض هذا البحث مبادئ تعلیم اللغه العربیه مع إمکانیه تطبیق المقاربات الغربیه الحدیثه فی ذلک بدء بتتبع تاریخی لها، حیث تجاوز التعلیم فیها حدود المعلومات المقدمه عن قواعد اللغه إلى اکتسابها ممارسه واستثمارا ومشارکه وتفاعلا وتواصلا، وینتهی بنا البحث إلى المقاربه التواصلیه التی من بین رکائزها المنظور الحرکی القائم على اللغه المستخدمه فعلا وتوسیعه لقاعه الدرس لتشمل الفضاء الاجتماعی بدلا من الصف الدراسی، ومن ثم نرید أن نصل بالقارئ إلى الإلمام بمبادئ هذه المقاربات الغربیه فی تعلیم اللغه؛ حیث ما تزال الأبحاث العربیه تفتقد إلى هذه الحلقات فی الدرس التعلیمی للغه العربیه، والتی للأسف مازالت لم تبرح مکانها التقلیدی.