ابن فارض مصری عارف و شاعر بزرگ قرن ششم و هفتم مصر را قصیده ای معروف است در عشق خالق ازلی و بادة وجودی لم یزلی‘که در نوع خود بی همتا و بی نظیر است . و در طول تاریخ بزرگان ادب و عرفان شروحی بر آن نگاشته اند. از آن جمله نورالدین عبدالرحمن جامی کتاب لوامع را و امیر سیدعلی همدانی ملقب به علی ثانی کتاب مشارب الاذواق را. نگارندة این شرح منظوم روشی ابتکاری را در شرح این قصیده پیش گرفته است. ضمن ترجمه و تفسیر ابیات‘بکشف رموز و اسرارآن پرداخته و موضوع قصیدة خمریه را با وقایع اسلامی و یاد پیغمبر مصطفی(ع) و ولیّ مرتضی(ع) و واقعة کربلا و قهرمانان آن که نمایانگر عشق پاک الهی هستند تطبیق کرده است . و پیش از شرح منظوم‘مقدمه ای دربارة ابن فارض ومعانی بادة عرفانی و شروح خمریّه گفته آمد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
هوشنگ گلشیری یکی از نویسندگانی است که پابه پای نوشتن داستان های مدرن و تکنیک محور، با نوشتن مقالاتی چند پیرامون رمان و شعر، کوشید تا مبانی نظری کارش را نیز به خوبی شرح کند. جان مایه ی فکری و نظری مقالات گلشیری، به اومانیسم و فرمالیسم گره خورده است. در روزگاری که جریان چپ و نویسندگان طرفدار حزب توده، هنر متعهد را تنها در رئالیسم سوسیالیستی می جستند، گلشیری کوشید تا مفهوم تعهد را از تنگناهای حزبی نجات دهد و طلیعه دار مفاهیمی چون انسان گرایی و فردیت باشد. هرچند در بسیاری از نوشته های گلشیری توجه به تکنیک و فرم، وجه غالب است، اما این تکنیک گرایی، به تکنیک زدگی نینجامیده است؛ چرا که برخورد دیالکتیکی اومانیسم و فرمالیسم در اندیشه های گلشیری او را به سنتزی راهبر شده که هم تعهد را تاب می آورد و هم تکنیک را. باری، در این پژوهش کوشش شده تا با توجه به مقالات هوشنگ گلشیری، بنیان های فکری او در پیوند با ماهیت و فلسفه ی ادبیات، مورد نقد و داوری قرار گیرد.