به رغم ناسازگاریهایی که ظاهراً و در نگاهی کلی میان موضوع "حماسه" و "عرفان" به چشم میخورد، متون "حماسی" و "عرفانی" در زمینههای مختلف با هم سازگار و همسانند. نگارنده بر این باور است چون متون حماسی و عرفانی هر دو زاییده تخیل، قدرت هنری، خلاقیت و ذوق ادیبان هستند، پیش و بیش از آنکه مربوط به حوزههای اندیشه و تفکر گوناگون باشند، فن ادبی و زاییدهای زیبا از توان هنری خالقان ذوقمند به شمار میآیند. این همسانیها ـ لااقل در عرصه ادبیات فارسی ـ به ویژه در آبشخورهای اسطورهای، نماد سازیها و تصویر آفرینیها از آرمانهای بلند انسانی، پیامها و بنمایههای متنوّع خود را نشان دادهاند. افزون بر آن، در مسیر تحول تفکر فلسفی ایرانی، "حماسه عرفانی" یکی از پرمایهترین شاخههای اندیشه در این سرزمین بوده است و آثار سهروردی مـَثـَل اعلی و نمونه کامل آن به شمار میآید. ورود بنمایهها، حتی روایتها و تصویرها و اسطورههای متون حماسی در متون ادبی فارسی ـ از جمله منطقالطیر عطار ـ شواهد دیگری برای اثبات این مدعاست. در این مقاله این تلاقیها و همسانیها به اجمال بازشناسانده شده است.
مقالة حاضر به منظور معرّفی وبیان ویژگی های آزمون آیینی آتش نوشته شده و قصد دارد با تشریح نمونه های موجود این آزمون در ادبیّات فارسی، شکستگی و درهم آمیختگی اساطیر ملّت های مختلف را در آن نشان دهد و بر اساس مدارک موجود، موارد اجرا و آداب و رسوم خاصّی که به هنگام انجام آن مراعات می شده، بازگو نماید. روش بررسی گفتار حاضر، کتابخانه ای بوده و با بهره گیری از فنّ تحلیل محتوا، نتایج به دست آمده به روش توصیفی و تحلیلی طبقه بندی و ارائه شده اند. در این گفتار نشان داده شده که راز آمیزی و شکوهمندی ذات آتش، سبب شده که آزمون آتش به شکل های مختلف در میان ملّت های گوناگون رواج یابد. اعمال این آزمون جنبة نمادین داشته و با آداب و رسوم خاصّی توام بوده است . از این آزمون دشوار، بویژه برای اثبات پاکی و برائت ، مشخّص ساختن حق و باطل ، پاک وپالوده ساختن روان، اثبات حقانیّت کسی که دلیلی در اختیار ندارد، و سرانجام به عنوان معجزه ای الهی استفاده می شده است.
مدت هاست که در مطالعات ترجمه مسئله وفاداری به متن اصلی و معادل سازی صوری مورد بحث بوده است. این مقاله، با استناد به مباحث تازه ای که در باره زبان مطرح شده است، و با استناد به هرمنوتیک به عنوان علم تفسیر و ترجمه و با استناد به دستاورد های فمنیست ها در زمینه ساخت شکنی زبان غالب، به نقش تازه مترجم در پیوند با نویسنده و متن اصلی می پردازد. در این برداشت تازه از نقش مترجم، نویسنده متن اصلی دیگر از بالا و از محور عمودی ارتباطات به پایین و بر کار مترجم نظارت نخواهد داشت، بلکه هر دو بر روی محور افقی ارتباطات با یکدیگر داد و ستد می کنند. بر طبق نظریات نو، مترجم متون ادبی، به همان اندازه نویسنده متن اصلی، صاحب طرح و برنامه است و اهمیت او کمتر از نویسنده متن اصلی نیست.
بوستان " سعدى در میان متون قدیمى ادبیات فارسى از جایگاهى ویژه برخوردار و از دیرباز چه در ایران و چه خارج از آن مورد توجه بوده است. این منظومه ارزشمند به زبانهاى گوناگون ترجمه و بسیارى از محققان و منتقدان آن را تصحیح کرده و یا بر آن حاشیه و شرح نوشته اند. یکى از شرحهایى که بر بوستان نوشته شده، شرح ( سودى بسنوى)، شارح ترک زبان آثار فارسى است که اصل شرح به زبان ترکى در آسیاى صغیر تألیف شده و در ایران به زبان فارسى ترجمه گردیده و به چاپ رسیده است. آنچه موضوع مقاله حاضر است، معرفى و نقد و بررسى شرح سودى بر بوستان مى باشد که بخشى از تحقیق گسترده ترى در قالب پایان نامه دکترى نگأرنده است. در این مقاله با بررسى مهمترین ویژگیهاى شرح سودى کاستیها و اشکالات یا اشتباهات آن مشخص شده است. این نقاط ضعف و اشکال در معنى لغات و ترکیبات و شرح ابیات و بیان نکات دستورى بوستان و موارد دیگر است. با وجود نواقص این شرح بایدگفت سودى در پیروى از شیوه اى معتدل بر اساس شرح لفظى و توجه به جنبه هاى معنوى متن بوستان و تلفیقى از این دو موفق بوده است و نیز با وجود نا آشنایى با دقایق و ظرایف شعر و زبان فارسى توانسته است شرحى ارائه کندکه مانند شرحهاى دیگر او مفیدترین و موفقترین شرح در نوع خود براى غیر فارسى زبانان است.
انوار رخ یار درکنگره زلف نگار تیر نگه و ناوک مژگان دل و جان را گرنیست وصالی چه نیازی دو جهان را درباغ رخت لاله و سنبل نگرانند بر نرگس مستی که زدل برده امان را دوران لسان الغیب حافظ شیرازی ‘ به عارفانی بزرگ پرآوازه گشته است که از آن جمله عمادالدین علی فقیه کرمانی ‘ شاعر عرفانی است که بخاطر رقابتهای ادبی و عرفانی و سیاسی با حافظ شیرازی نامش به نام آن سخنور نامی در آمیخته است و البته کار رقابت سیاسی این دو شاعر بجائی رسیده که حافظ غزل : صوفی نهاد دام و سر حقّه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقّه باز کرد رادرهجای او سروده ‘غزلی که زبانزد خاص و عام درآفاق گردیده است. نگارنده کتابی را درشرح عرفانی قصیده ای نگاشته که برای بزرگداشت عماد در کنگره عماد سروده است کنگره ای که به همّت والای دانشگاه ارجمند کرمان به تاریخ 30 و 31 خرداد 1380 برقرار شد ‘ اکنون این مقاله را در شرح بیت اول از قصیده انوار رخ یار تقدیم می دارد و امید است که مقبول حضرت نگار آید.