باباطاهر همدانی، شاعر نام آشنای ادب فارسی در قرن پنجم است که به دلیل متصل نشدن به جریان شعر درباری روزگار خود، و عریان مانند از همه تعلقات دنیوی، آن گونه که بایست در نظام پژوهش های ادبی ما به او توجه نشده است، هرچند که عامه مردم، شعرهای بسیاری را از او به یاد و خاطر خویش دارند. در مقاله حاضر، میزان تأثیرگذاری این شاعر را در شعر شاعران پس از خود- به ویژه در دوره سبک عراقی- از سه زاویه ترکیب سازی، شباهت های لفظی و همانندی های معنایی نشان داده ایم. اگر حتی این همانندی ها از روی «توارد» هم باشد، باز نشان می دهد که فکر و بیان باباطاهر از گونه ای است که در شعر دوره بعد، مورد توجه و به کارگیری شاعران دیگر هست.
طنزنویسان معمولا از زبان ادبی که با ظرافت ها و نوآوری های زبانی درآمیخته می شود، سود می جویند. از این رو، طنز هرچه هنجارشکن تر و از عنصر آشنایی زدایی بهره ورتر باشد، قدرت جذب مخاطبانش افزایش می یابد. در این میان، به نظر می رسد ویژگی هایی چون کوتاهی جملات و ایجاز، سادگی بیان، چینش خاص واژگان، استفاده از زبان محاوره، بیان اغراق آمیز، بازی های زبانی بیانی وانواع شیوه های هنجارگریزی زبان و شگردهایی، چون آشنایی زدایی، غافلگیری، عکس و اجتماع نقیضین، به همراه ظرافت های بیانی که در آن ها نهفته است، با استفاده از شیوه های مرسوم بلاغت سنتی در شکل گیری زبان طنز و مطایبه کاریکلماتورها موثر افتاده اند، شیوه هایی که حاصل جستجو در ظرفیت های بالقوه، بی انتها و پنهان زبان است و از جذابیت و تاثیرگذاری خاصی بر مخاطبان برخوردار است. بررسی زبان طنز کاریکلماتور در این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی صورت گرفته، ضمن این که باعث آشنایی با برخی از ویژگی های این شکل ادبی می گردد، موجب درک بهتر آثاری از این دست نیز خواهد بود. این ویژگی ها با اندک تفاوت در زبان سایر کاریکلماتور نویس ها نیز دیده می شوند، اما آنچه زبان طنز شاپور را از دیگر کاریکلماتور نویس ها ممتاز می سازد، تاثیری است که بر روی نویسندگان پس از خودگذاشته است. روش تحقیق دراین پژوهش بر اساس شیوه های سندکاوی توصیفی تحلیلی است.