ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۸۰۱ تا ۴۲٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۲۸۰۱.

گره افکنی و بحران سازی در عناصر روایت رمان آناکارنینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۴۳۷
«تعلیق و انتظار» کیفیتی ناظر بر پیچیدگی، بحران و گره خوردن حوادث داستان است که خواننده را به پرسش و پیگیری ادامه داستان وامی دارد. این صفت ازجمله تکنیک ها و عناصر حذف ناشدنی داستان های مدرن است. تعلیق کلیدی ترین عنصر داستان و رمان نو است که خواننده یا شنونده را در مقام انتظار نگه می دارد و کشش ادامه متن را به او القا می کند. رمان آناکارنینا اثر تولستوی، نویسنده نامدار روس، رمانی است واقع گرا و محصول دورانی که نوشته های تولستوی رنگ وبوی اخلاقی به خود گرفته و از تب وتاب، شور و تقابل حالات و شخصیت ها در رمان هایی چون جنگ و صلح و رستاخیز افتاده است. رمان، داستان بانویی اشرافی به نام آناست که در طی حوادثی گرفتار عشقی ممنوعه می شود و برخلاف این که تصور نمی کرده است زمانی از فرزندش جدا شود، همسر و فرزندش را ترک می کند و به دنبال عشقی تجربه ناکرده می رود و در ادامه، سرانجامِ بد خودکشی او را در چنبره خود گیر می اندازد. کشش و انتظار در این رمان با ظرافت هرچه تمام همچون گردی بر تمام داستان پاشیده شده است. خواننده ای که مرحله به مرحله داستان را پیگیری می کند با تعلیق و انتظار از نوع فرمی و بیشتر مربوط به ساختار رمان روبه روست. در این نوع تعلیق ها، شخصیت ها همگی دارای نوعی کشش و ابهامند، چه در اصل و چه با تغییراتی که در طول زمان در آنها ایجاد می شود. حوادث، پیرنگ، فضا و مکان نیز تعلیق و کشش دارند. در اصل باید گفت تولستوی که استاد تقابل سازی در شخصیت و موقعیت است، با تعلیق در ذهنیت، فضا و کنش محتوای اثرش را جذاب تر ساخته است.
۴۲۸۰۲.

بررسی و تحلیل «دنیای مطلوب» از منظر عین القضات همدانی و روزبهان بقلی با توجه به نظریه انتخاب «ویلیام گلاسر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۵۴۵
«دنیای مطلوب» در نظریه انتخاب ویلیام گلاسر، مجموعه ای از ایماژهای هستی است که انسان برای بهتر زیستن در ذهن دارد؛ این ایماژها نشان دهنده جهانی است که انسان آرزو دارد در آن زندگی کند. این مدل ایماژها از دنیای مطلوب، همان نوعی است که عرفای پیشین ما با برداشت از کتب مقدس و کشف و شهود شخصی به تصویر کشیده اند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی «دنیای مطلوب» از دیدگاه عین القضات همدانی و روزبهان بقلی با توجه به نظریه انتخاب ویلیام گلاسر پرداخته است. «دنیای مطلوب» در گفتمان ادبی عرفانی از این نظر و در پاسخ به این مسأله حائز اهمیت است که عرفا با ترسیم دنیای آرمانی خود، پیروانشان را به سمت دنیایی قابل دسترس هدایت کرده اند؛ گاه نیز دنیای مطلوب آنان، دنیایی انتزاعی و غیرقابل دسترس است. عین القضات و روزبهان با زبانی استعاری تجربیات زیسته خود را تصویرگری کرده و با متونی واقع گرایانه، دنیایی فرا واقع گرایانه را تفسیر کرده اند و کیفیت دنیای مطلوبی را که در آن وصال حقّ تعالی و فنای فی الله محقق می شود را در مقام تشبیه به «کبریاء الله»، «وجه الله»، «صحرای جبروت»، «ازل»، «گلستان ازل» و «جهان سرمد» تعبیر کرده اند. این دو عارف با استفاده از انواع روش های توصیفی، تصاویر ذهنی افراد را تغییر داده و آنان را به دنیایی مطلوب ولو انتزاعی که در آن مطلوب های ذاتی و روان شناختی مانند آرامش و معنایافتگی حاکم است، رهنمون ساخته اند.
۴۲۸۰۳.

Analyse méthodologique de discours culturel dans le manuel Alter ego+ 1(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۵۶۳
La didactique du FLE a essayé, depuis des années, de se concentrer sur la problématique de l’interculturalité. On constate bien que peu de manuels ou ressources pédagogiques sur le marché s’y réfèrent avec profondeur. Depuis les années 50 avec l’arrivée des premiers manuels du FLE, les recherches se sont développées sur le contenu de langue étrangère à travers des manuels et les représentations culturelles que construisent leur discours permettant de montrer les rapports sociaux dans la société française (et parfois francophone). Cet article a pour but de présenter une analyse méthodologique de discours culturel de manuel Alter ego + 1 destiné aux adultes pour le niveau débutant (A1). En nous basant sur certaines approches comme environnementale, anthropologique, communicatives et actionnelles et une grille d’analyse méthodologique de Ch. Puren (2014), nous avons pour objectif de montrer comment les particularités du contexte socioculturel iranien exigent que le discours culturel prenne en compte les réalités du terrain, pour en créer une représentation interculturelle facilitant le processus d’enseignement/apprentissage. Il faudrait donc un scénario pédagogique permettant une compréhension interculturelle afin d’améliorer la didactique du FLE dans les contextes culturels éloignés et hétérogènes.
۴۲۸۰۵.

بررسی و تحلیل شخصیت چندگانه در رمان مدرن و پسامدرن فارسی (مطالعه موردی: سرخی تو از من و آزاده خانم و نویسنده اش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۶۴۰
شخصیت چندگانه شخصیتی است ازهم گسیخته، که از کنارهم قرارگرفتن چند شخصیت فرعی تشکیل شده و یک شخصیت واحد را ساخته است. در این پژوهش، چگونگی بروز شخصیت چندگانه، ویژگی ها و هدف از بروز آن در رمان مدرن سرخی تو از من و رمان پسامدرن آزاده خانم و نویسنده اش مورد مطالعه قرار گرفته است. برای نیل بدین مقصود شخصیت های اصلی این دو رمان که عنوان شخصیت چندگانه را می توان بر آن ها اطلاق کرد، مورد توجه قرار گرفته و شخصیت های فرعی که مکمل شخصیت اصلی بوده اند تحلیل شده اند. نتایج به دست آمده بیانگر این است که شخصیت چندگانه در رمان مدرن مذکور معطوف به ذهن است و پاره های مختلف شخصیت، ذهنی هستند. شخصیت چندگانه در رمان پسامدرن مذکور معطوف به مسائل هستی شناسی و تداخل واقعیت و خیال است و پاره های مختلف شخصیت مربوط به سایر متون هستند و از طریق رابطه بینامتنی با یکدیگر پیوند می خورند. شخصیت چندگانه علاوه براینکه حائز سایر ویژگی های شخصیت در رمان های مدرن و پسامدرن است، در تقویت عنصرغالب معرفت شناسی، در رمان مدرن مذکور، و عنصرغالب هستی شناسی، در رمان پسامدرن مذکور، مؤثر است. همچنین شخصیت چندگانه می تواند نوع جدیدی از شیوه های شخصیت پردازی به شمار رود و به عنوان یک ویژگی، در کنار سایر ویژگی های رمان مدرن و پسامدرن قرار بگیرد.
۴۲۸۰۶.

گونه شناسی ساخت های قالبی در رباعیات مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۵۲۹
گفتار قالبی شده یا کلیشه های زبانی، از جمله امکانات زبان عامیانه برای بیان مطلب هستند که به ویژه در محاوره های عادی روزمره، کاربردی گسترده دارند. بسامد کاربرد عبارت ها و گزاره های قالبی در متون ادبی (نظم یا نثر) با عامیانگی کلام پیوندی مستقیم دارد؛ از این رو، می توان با بررسی متون از چشم انداز چنین کاربردهایی، میزان عوامانگی گفتار را در آن ها سنجید و اغراض به کارگیری چنین زبانی را کشف کرد. در پژوهش پیش رو ساخت های قالبی در رباعیات مولوی، بررسی و تاثیر آن بر عامیانگی سخن وی، مشخص گردیده است. آمار به دست آمده نشان می دهد کنایه با بیش ترین کاربرد، زبانی کنایی را برای متن، رقم زده؛ شیوه ی استدلال و بیان مطلب مولوی بر تمثیل پردازی استوار است که با بعد آموزگاری شخصیت وی و تلاش او برای تفهیم مطلب، بسیار سازگار است. گزاره ی دیگر، تعارف است که با رابطه ی کلیشه ای عاشق و معشوق شعر سنتی فارسی پیوند می یابد؛ تهدید نیز افزون بر کاربرد تعلیمی آن، به کار نمایان ساختن چهره ی پرخاش جوی معشوق در رباعیات، آمده است؛ ضمن آن که تعلیم مریدان بی ذوق یا تمایل به حماسه ی عرفانی نیز مولوی را به رجزخوانی (از زیرگونه های تهدید) واداشته است. کاربرد القاب کلیشه ای نیز تیپ سازی های اجتماعی شاعر را رقم زده است. دشنام، دعا و نفرین نیز به ترتیب، در رده های پایین تر طرف توجه مولوی بوده اند و هریک به اغراضی خاص، در رباعیات او به کار گرفته شده اند.
۴۲۸۰۹.

حکایات تمثیلی در اشعار اخوان ثالث، مبتنی بر نظریات تحلیل گفتمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۳۶۸
یکی از قدیمی ترین و در عین حال، مؤثرترین ابزارهای ادبی، بیان مطلب در قابل یک حکایت تمثیلی است. در این شیوه، شاعر تلاش می کند تا معنای باطنی را که در تصور آورده و در واقع مشبه یک ساختار تشبیهی است، با ظاهری داستانی بیان کند که در جایگاه مشبهُ به آن ساختار قرار دارد. در پژوهش حاضر که از نوع بنیادی است و داده های آن از طریق مطالعات کتابخانه ای به دست آمده و این داده ها با روش تحلیل و توصیف، مبتنی بر نظریات تحلیل گفتمان و خصوصاً تحلیل گفتمان انتقادی بررسی شده اند، به دلایل و چگونگی بهره گیری مهدی اخوان ثالث، شاعر معاصر فارسی زبان، از این شیوه بیانی پرداخته شده است. اخوان که محتوای بسیاری از اشعار او را مسائل اجتماعی روزگار خویش تشکیل می دهد، به دلایل مختلف، از جمله: افزونی تأثیرگذاری بر مخاطب و نیز رعایت احتیاط سیاسی-اجتماعی از حکایت تمثیلی استفاده کرده است. در بسیاری از اشعار او که مبتنی بر حکایت تمثیلی است، مشبهٌ به ساختار گسترده تشبیهی، مسائلی همچون فقر، تنهایی، شرف، بی عدالتی و ارزشمندی فرهنگ ایرانی است، حال آنکه مشبه آن را حکایتهایی با موضوعات، وضعیت و شخصیتهای مختلف شکل می دهند. دست یابی نظام مند و هدفدار به مشبهُ به از طریق مشبه، با استفاده از روش سه مرحله ای فرکلاف کاملاً میسر است و می توان آن را به عنوان راهی برای تأویل صحیح حکایتهای تمثیلی پیشنهاد کرد، مشروط به آنکه مانند اشعار زمستان، میراث و مرد و مرکب اخوان، متن به عنوان یک کل یکپارچه از چنین تأویلی حمایت کند.  
۴۲۸۱۲.

سیمای شبلی در منطق الطیر و دیگر آثار عطار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۶۹۱
موضوع این مقاله «سیمای شبلی در منطق الطیر عطّار و دیگر آثار وی» می باشد. عطّار برای بیان افکار و اندیشه های عرفانی خود، از عرفا و شیوخ در قالب داستان و حکایت بهره می گیرد و همگان به خصوص سالکان راه را به پیروی از احوال و اقوال آنها تشویق می کند. در این مقاله به معرفی شبلی، صوفی و عارف قرن سوم و چهارم، که مورد توجه و احترام بزرگان تصوف بود پرداخته شده است. وی عاشق مجنون و عارف بلند مرتبه ای است که در حال و علم بی همتا بود. نکته ها و اشارات و رموز و عبارات و ریاضات و کرامات فراوانی از وی نقل شده است. عطار در منطق الطیر و دیگر آثار خود به ذکر حکایاتی از زبان وی می پردازد و بدین ترتیب اندیشه ها و باورهای عرفانی خود را گاه به زبانی ساده و گاه رمزی بیان می کند. در این مقاله کوشش شده تا به تفسیر، تحلیل و شرح داستان ها که هرکدام تقریباً یک تمثیل رمزی می باشند توجه شده و به رمزها و نمادهای  نهفته در آنها  اشاره شود. هرکدام از این حکایت ها به گونه ای با اصول و سیر و سلوک عرفان  گره می خورند و عطار با شگردی خاص از زبان شبلی برای بیان مسایل خود استفاده می کند که در این مقاله به آنها اشاره شده است.
۴۲۸۱۳.

فرایند فردیت در منظومه خورشید و مه پاره، بر اساس نظریه کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۵۳۷
در قرن بیستم و با شکوفایی نظریه اسطوره ا ی و کهن الگویی یونگ، پس از آنکه پیش تر، انسان شناسان برای مطالعات انسان شناسانه خود از اسطوره ها و ادبیات سود می جستند، در این مرحله بیشتر نقد کهن الگویی و اسطوره ای بود که آثار ادبی و اسطوره ای را از منظر کهن الگویی تحلیل می کرد. بنابراین، نقد کهن الگویی رویکردی میان رشته ای است که به کشف و تبیین و تأثیر اسطوره ها و کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. «فردیت» از برجسته ترین کهن الگوهای نظریه کهن الگویی یونگ است. در داستان خورشید و مه پاره ، خورشید به منزله قهرمان داستان، برای رسیدن به معشوق خویش با عقبه ها و مشقت های فراوانی مواجه می شود که از جمله آن ها می توان به ارغوان جادوگر، عین بلای حیله گر، زنگیان آدم خوار، مرزبان رقیب، دریای طوفانی و... اشاره کرد. در این منظومه، علاوه بر پدیده های کهن الگویی چون جادو و جادوگری و اعمال خارق العاده و نمادهای کهن الگویی، کهن الگوهای سفر، فردیت، خواب، مادر، قهرمان و ... دیده می شوند . این امر سبب شده است تا فرایند فردیت در این منظومه را از زاویه نظریه کهن الگویی یونگ بررسی و تحلیل کنیم. بر این اساس، «خورشید» قهرمان این منظومه، پس از طی سفری قهرمانی و غلبه بر سایه ها و آنیمای منفی، به وصال می رسد و فردیت خویش را به مدد دستگیری پیرخرد و جوهر عشق محقق می سازد و تولدی دوباره می یابد. روش تحقیق در پژوهش حاضر، روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی است.
۴۲۸۱۴.

جستاری تطبیقی بر داستان های «سیاوش» و «اتللو»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۵۸۰
تفاوت نگاه انسان ها به جهان، ضرورت مطالعه در آثار ادبی را دو چندان می کند تا از این رهگذر شناخت انسان و پیوندهای ادبی- فرهنگی ملل میسّر شود. ادبیّات تطبیقی راهی علمی برای این شناخت و تأثیرگذاری است. فردوسی و شکسپیر ستارگان ادبیّات سرزمین خویش و جهان هستند که در خاستگاه اندیشه شرق و غرب آثار بی نظیری خلق کرده اند. اگرچه در بدو امر، داستان سیاوش، روایتی تراژیک همچون اتللو به نظر نمی رسد، لکن، بررسی اثر، انطباق آن با ویژگی های تراژدی را نشان می دهد که نوشتاری دیگر می طلبد. هدف مقاله حاضر که با روش تطبیقی-تحلیلی انجام یافته، بررسی درون مایه داستان سیاوش از شاهنامه فردوسی و اتللو نوشته شکسپیر است که ضمن بررسی مضامین دو اثر و واکاوی داستان ها، وجوه مشترک و بعضاً متفاوت آن ها آشکار گردید. یافته های تحقیق مبیّن این مطلب است که دو شاعر اساس داستان های خود را بر توصیف ویژگی های اخلاقی بنا نهاده اند. در این دو اثر وجود شباهت ها بیش از تفاوت هاست و «حسادت» عامل مشترک وقوع حوادث بوده است. همچنین نتایج حاصله نشان دهنده این نکته مشترک در هر دو تراژدی است که جدال قهرمان و سرنوشت بیش از هر چیز عرصه تجلّی خصایصی انسانی، نظیر صداقت و عاطفه است. با این حال تفاوتی مهم که در این قرائت دریافت گردیده حاکی از آن است که شخصیّت های دو داستان انطباق دقیق با همزاد مشخّص خود در تراژدی دیگر ندارند؛ به گونه ای که شخصیّت سیاوش از برخی جهات منطبق با ویژگی های اخلاقی دِزدمونا و گاهی یادآور ویژگی های اتللوست. 
۴۲۸۱۵.

نقالی های مکتوب به عنوان یک ژانر ادبی در نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۷۱۰
«نقالی های مکتوب»، داستان های بلند عامیانه ای هستند که در طی سنّت نقالی و داستان گزاری از شکل شفاهی - با حفظ برخی ویژگی های زبان مردم- به شکل مکتوب درآمده اند. سنّت داستان گزاری، سنّتی دیرپا در ایران بزرگ است که همواره منابع لازم برای آفرینش آثار ادبی ارزشمند را فراهم نموده است. داستان-هایی که از قلمرو ادبیات شفاهی به قلمرو ادبیات مکتوب وارد شده اند، دارای ویژگی ها و خصلت های منحصر به فرد محتوایی و ساختاری، تاریخی و فرهنگی هستند و هویت جداگانه ای دارند. این هویت جداگانه ما را ترغیب می کند تا این داستان ها را ذیل یک نوع یا ژانر ادبی خاص قرار دهیم. دانش انواع ادبی، زمینه را برای پژوهشگران فراهم می کند تا در یک چارچوب منظم، آثار ادبی را مطالعه کنند. پیش تر برخی محققان، «نقالی های مکتوب» را زیر انواع ادبی «رمانس»، «حماسه منثور»، «رمان شهسواری- قهرمانی» و «افسانه» قرار داده اند. در این مقاله سعی شده است با استفاده از سه متغیر درون متنی «محتوا، فرم و وجه» و چهار متغیر برون متنی «کارکرد، بافت، مخاطب، روابط بینامتنی»، «نقالی های مکتوب» به عنوان یک ژانر ادبی جداگانه با ویژگی های خاص معرفی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان