این مقاله با تکیه بر اصول نقد اخلاقی - که از شاخه های نقد محتوایی است - تنظیم و تدوین شده و پس از تعاریفی مفهوم شناختی از مقوله اخلاق، مصادیق و مظاهر آن - که به منزله شاخه های روییده بر تنه درخت تلقی شده اند - از شش دفتر مثنوی کشف و استخراج و بر اساس طبقه بندی مفهومی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند.مفاهیم محوری مورد بحث در این مقاله را می توان به شرح زیر فهرست بندی کرد:1- مفاهیم ایجایی (اخلاق ایجایی)، که خود به دو بخش قابل تقسیم است:1-1 اخلاق فردی، شامل مفاهیمی از قبیل: خودباوری، وسعت نظر و اخلاص عمل2-1 اخلاق اجتماعی شامل مفاهیمی چون: اغتنام دوستی و قاطعیت و تحذیر2- مفاهیم سلبی یا اجتنابی (اخلاق اجتنابی) مانند: اجتناب از اعمال نسنجیده و اجتناب از عیب جویی و عیب گویی3- فلسفه اخلاق: در این بخش به نمونه هایی ازادبیات مثنوی - که رنگ و لهجه مکاتب فلسفی داشته و قابل انطباق با اخلاق مکتب کلبی است - اشارت شده است.
طبقه بندی آثار ادبی به گونه ها، مثل: حماسه یا تراژدی، را نگرش نوعی به ادبیات می نامند. از زمان ارسطو تا کنون، نگرش نوعی از مفاهیم عمده نظریه ادبی بوده است. بخش اعظم ادبیات جهان و نقد آن بر پایه اعمال طبقه بندی نوعی هر اثر ادبی و تعیین درجه سازگاری آن اثر با ویژگی های نوعی بوده است. گویی بدون طبقه بندی نوعی یک اثر ادبی، خواننده یا ناقد راهی به درون آ ن نمی یابد.اما در دهه های اخیر، طبقه بندی انواع با توجه به روشهای بیانی نوین و ظهور وسایل ارتباطی چون تلویزیون و فیلم و غیره که خود علاوه بر به کارگیری انواع سنتی ادبی، مبتکر دیگر انواع بیانی نوین هستند، طبقه بندی سنتی را که منشا آن ارسطویی است - مورد شک و تردید قرار داده است. این امر باعث پدیدار شدن تفاسیر و برداشت های جدیدی از هر کدام از انواع ادبی گشته و طبقه بندی تازه ای را به وجود آورده است. این تحول نه تنها دیدگاه سنتی را دچار چالش و دگرگونی کرده است، بلکه مباحث تندی را در باب مفاهیم کلیدی این روش به ویژه پدیده تداخل و ترکیب انواع گوناگون در یک اثر ایجاد کرده است. امروزه انواع ادبی دیگر مطلق و ثابت تلقی نمی شوند، بلکه تحت تاثیر تحول و تکامل تاریخی، نظام های نوعی در ادبیات، جامعه شناسی انواع، و رابطه انواع ادبی با جنسیت مورد بحث قرار می گیرند. نتیجتا، در عصر حاضر ویژگی های نوعی آثار ادبی به عنوان پدیده های تاریخی و نسبی تلقی می شوند.
از تعریف معروف شمس قیس و ویژگیهای آن در مورد شعر امروزه تنها جنبه خیال انگیزی آن است که اعتبار خود را حفظ کرده است. از این ویژگی در ساده ترین شکل آن، یعنی تشبیه، می شود استفاده کرد و سرودن شعر را به کودکان مستعد یاد داد و همان کاری را کرد که کن نت کوچ (Konneth Koch) آمریکایی و نیما یوشیج، شاعر ایرانی انجام داده اند. انسان اگر ذهنش را از پیش دانسته ها در مورد امور و طبیعت خالی کند و خیال آفرینش گر خود را به کار اندازد و آن ها را به چیزهایی تازه تشبیه کند، وارد قلمرو شعر شده است. نیما روستائیان گنبد ندیده را در شعری با گنبد روبرو می کند و کن نت کوچ دانش آموزان خود را با گل سرخ، برکه ابر. آن ها با تشبیه کردن این امور به چیزهایی دیگر تصاویر شاعرانه بدیعی می آفرینند ما نیزمی توانیم چنین کنیم . از آن ها می خواهیم در برابر طبیعت و اشیا قرار بگیرند و آن ها را به هر چه می خواهند تشبیه کنند و بر کاغذ بیاورند و بدین ترتیب آنها را به قلمرو شعر می کشانیم که اساس شعر در ابتدا بر خیال انگیزی استوار است و در ساده ترین شکل آن بر تشبیه و بعد بر...