مقاله حاضر حاصل کنکاشی ذهنی در مورد تفاوت ها یا مشابهت های احتمالی موجود بین پدیده های محیطی در جوامع و فرهنگ های مختلف است مقاله در پاسخ به این سئوال بزرگ می گردد که شهر در فرهنگ و تاریخ سرزمین ما در چارچوب فارسی چه مفهومی داشته است تا بتواند مقدمه ای باشد بر سئوال دیگری که آیا شهر در فرهنگ تاریخ وجامعه ما با آنچه که در میان جوامع دیگر وجود دارد یکی است ؟ برای راهیابی به پاسخ سئوال اول در این مقاله مفهوم کلمه شهر عمدتا با اتکا بر لغت نامه وزین و ارزشمند مرحوم دهخدا ریشه ها و مترادف ها ی آن در زبان فارسی مورد بحث قرار گرفته اند همچنین سعی شده است ارتباط بین این مفاهیم نیز تا آنجا که در وسع نگارنده است مورد توجه قرار گیرد این مقاله فتح بابی است برای آنکه کشف کنیم ( یا دوباره کشف کنیم ) که شهر در جامعه ما چه بوده چه هست و چه باید ( می تواند ) باشد
شناشیل، میراث ماندگار اقلیم گرم و مرطوب و یکی از گنجینه های فرهنگی ایرانیان محسوب می شود. در واقع شناشیل ها ماحصل فرهنگ و طراحی اقلیمی منطقه می باشند که طی نسل ها بوجود آمده و در عراق و کشورهای حاشیه خلیج پهناور فارس نیز رشد و توسعه یافته اند. پرداختن به موضوع شناشیل از دیدگاه معماری، علاوه بر آشکار نمودن گوشه های مبهم روند تکنولوژی بومی در این سرزمین، خود می تواند بهانه ای برای پیشبرد توسعه فرهنگی، اقتصادی به حساب آید. این پژوهش در پی آن است که به چند سؤال پاسخ دهد و فرضیه هایی را که دربارۀ سابقه، فن ساخت و ویژگی عنصر بومی شناشیل را شناسایی کرده، تحلیل کند. سپس در هر بخش با تکیه بر نگرش درون فرهنگی راه حلی برای بکارگیری آن در بناهای معاصر ایران ارائه شود. بر این اساس، سه معیار در هندسه نظری، هندسه عملی و نقش ساختمانی برای تشخیص نمونه ها تبیین می گردد. در این پژوهش، کوشش شده که به اهمیت و جایگاه شناشیل به صورت تاریخی و توصیفی تحلیلی نگریسته شود و با تکیه بر اطلاعات میدانی، کتابخانه ای و آتلیه ای به تحلیل بپردازد. از آنجاییکه هدف کلی پژوهش پیش رو، دستیابی به شناختی صحیح از شناشیل است. این مقاله ضمن مطالعه و بررسی تکنولوژی شناشیل در فرهنگ ایرانی و تاثیر آن بر منظر محیطی، با هدف بسط دانش و تکنولوژی شناشیل و نگرشی نو بر آن در عصر حاضر، چگونگی احیاء و نوآوری این دستاورد اقلیمی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.
یکی از این عناصر شهری که سبب جلب توجه شهروندان می شود، مبلمان شهری است. مبلمان شهری ازعواملی است که در ایجاد هوّیت،زیبایی و خوانایی شهر بسیار اهمیّت دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مبلمان شهری در سرزندگی پیاده راه های بافت تاریخی انجام گرفته است. که برای انجام این پژوهش، پیاده راه های خیابان شهرداری و خیابان حافظیه شیراز به عنواننمونه موردی،مورد مطالعه قرار گرفته است.شیوه تحقیق در این پژوهش به صورت ترکیبی می باشدو روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و مشاهده غیر مستقیم است،که در روش غیر مستقیم،دو نوع پرسش نامه مربوط به دو مکان تاریخی تهیه و تنظیم و بین 118 فرد پیاده(58 نفر در خیابان شهرداری شیراز و 58 نفر در خیابان حافظیه) به صورت تصادفی توزیع گردیده است.داده های بدست آمده توسط آزمون ضریب همبستگی (همبستگی اسپیرمن) و آزمونT تک نمونه ای مورد بررسی قرار گرفته است.و ارزش گذارى آنها با استفاده از طیف 5 گزینه اى لیکرت صورت پذیرفته است. بررسى پایایى پرسش نامه با استفاده از روش آلفاى کرونباخ مورد سنجش قرارگرفته که مقدار آن870.0 به دست آمده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد، ایجاد سرزندگی با استفاده از مبلمان شهری مناسب در مکان های تاریخی سبب کاهش فرسودگی آن مکان ها می شود. و با بررسی عوامل مؤثر دیگر در این پیاده راه می توان گفت که عواملی از جمله آرامش و آسایش محیطی و خود بناهای تاریخی عواملی دیگری هستند که در این مکان های تاریخی سرزندگی ایجاد می کنند.این موارد خود نشان از این موضوع دارد که عواملمؤثر بر سرزندگی از جمله مبلمان شهری نیز با فضای شهری و جذب گردشگران رابطه مؤثری دارد.
به دلیل توسعه شهرها و به ویژه تراکم بافت های مسکونی و شبکه های دسترسی، حرکت افراد پیاده در امتداد بزرگراه های شهری برای انجام سفرهای روزانه و استفاده از مراکز حمل ونقل عمومی چشم گیرتر از گذشته است. در این مورد، منظر بزرگراهی برای مسافران پیاده، به نوعی طبیعتِ روزانه است که شهروندان همه روزه به واسطة رفتن به محل کار ، منزل یا انجام فعالیت خاص با آن مواجهند. البته، مفهوم طبیعت روزانه و آنچه در منظر روزانه درک می شود، از مفهوم یک پارک یا فضایی تفریحی، سرگرمی، ورزشی و هواخوری زمانبندی شده متفاوت است.
در این مقاله، مسئلة چگونگی بهسازی مسیرهای پیاده در امتداد محورهای بزرگراه درون شهری و جنبه های کیفی برنامه ریزی و طراحی آنها بررسی شده است. این موضوع با تکیه بر نمونه موردی قطعه ای از بزرگراه رسالت حدفاصل پایانه های بیهقی و سیدخندان به عنوان یکی از مهم ترین مناطق اسکان جمعیت و حمل و نقل شهر تهران که مسایل زیادی درزمینة تردد پیاده حاشیه بزرگراه دارد، بررسی و آسیب شناسی شده است. چارچوب نظری با ابتناء بر مفهوم اکولوژی منظر فرمن و منظر روزانه کاپلان تدوین شده است. روش کار نیز، نوعِ تلفیقیِ راهبرد نمونه موردی-ترکیبی (synthesizing case) است. در این روش بررسی از طریق طراحی و موردپژوهی است که به شناخت موضوع، برنامه ریزی و جستجوی راه حل می پردازد. در این مورد، جمعبندی کلی حاصل تلفیق مفروضات به کمک متون تخصصی و بررسی های میدانی و به ویژه مطالعه موردی است که متکی بر فهم تجربه های پیشین به روش های کمی و کیفی است.
دستاوردها و نتیجه نهایی نشان می دهد که در برخی نقاط خاص از شهر، امتداد بزرگراه فرصت مناسبی برای سفرهای کوتاه روزانه به صورت ایمن و سریع است. همچنین در محدوده مورد مطالعه، برای ارتقاء ایمنی، آرامش جسمی - روانی و کیفیت پیاده روی در امتداد نمونه موردی و حدفاصل پایانه ها، ایستگاه مترو و مراکز فعالیت، می تواند مسیر پیاده ای با توجه به مفاهیم منظر روزانه به صورت ترکیب پل، پیاده روهای موجود و اتصال لکه های سبز ایجاد شود. در پایان، تدوین شاخص هایِ چگونگی شناساییِ نیاز به بهسازی و همچنین معیارهای چگونگی بهسازیِ قابل تعمیم به مسئله های مشابه در موقعیت های دیگر نیز ارایه شده است.
امروزه برای جبران صدمات انقلاب صنعتی برطبیعت، بشر ناگزیر به اقداماتی شده است که براصول توسعه پایدار مبتنی باشد. این درحالی است که درسرزمین ما همانند بسیاری از نقاط دارای تمدن کهن اندیشه های مبتنی بر تعامل اندیشمندانه با طبیعت تا پیش از ظهور وبروز مظاهر مدرنیسم وجود داشته است. ساخت بناهای متناسب بااقلیم وبدون نیازبه استفاده از انرژی های فسیلی برای سرمایش وگرمایش با دستاورد حفظ محیط زیست ازجلوه های همین تعامل محسوب می گردد. مقابله با وضعیت آب وهوایی حاد خوزستان مهم ترین دغدغه معماران ودست اندر کاران ساختمان سازی از گذشته تا حال این دیاربوده است. بررسی و تحلیل یکی از روش های سنتی مقابله با این معضل اقلیمی را می توان مسئله اصلی شکل گیری این مقاله دانست. شوادون (Shavadoon)اززمان باستان یک مأمن مناسب برای فرار از تنگنای شدید اقلیمی بوده که تازمان معاصر استفاده از آن در دزفول رایج بوده است به طوریکه درهرخانه یک شوادون حفرشده است. این نوشتاردر ابتدا با بیان و معرفی بخش های مختلف شوادون ها نظیرصحن؛"کت"؛"دریزه"؛"تال" وپله پهن خصوصیات ویژه هریک را تبیین می کند. سپس با تجزیه و تحلیل عملکردهای متعدد آن، عواملی را که موجب خنکی آن شده مورد بررسی قرار می دهد و درنهایت نکاتی راکه طراحان ودست اندرکاران می توانند از شوادون وخصوصیات اقلیمی آن اقتباس نمایند پیشنهاد می گردد.
آموزش طراحی معماری منظر می تواند به شیوه های متفاوتی انجام پذیرد. دلیل این امر از یک سو تنوع در روش های طراحی و از سوی دیگر تنوع در روش های آموزش است. از طرف دیگر می توان به این موارد، عدم شکل گیری زیربنای هنری دانشجویان پیش از ورود به گرایش طراحی منظر و نوع یادگیری دانشجویان را نیز اضافه نمود که موجب پیچیدگی بیش از حد آموزش طراحی منظر می گردد. از این رو نیاز است تا به گونه ای تاثیر روش های طراحی و همچنین روش های آموزش آن بر دانشجویان معماری منظر بررسی گردد تا بتوان بر اساس روشی که متناسب با اهداف تعریف شده برای طراحی معماری منظر است، عمل نمود. در این نوشتار، «رویکرد سیستماتیک» و «رویکرد شهودی»، به عنوان چارچوب های نظری برای آموزش طراحی معرفی می گردند که شیوه طراحی «تکه انگاری» به عنوان روشی از چارچوب نظری «رویکرد شهودی» مورد بررسی قرار می گیرد. روش انجام این تحقیق بررسی روند و محصول نهایی دانشجویان گروه معماری منظر دانشگاه تهران، دانشکده معماری، در ترم یک می باشد که با شیوه تکه انگاری به طراحی پرداخته اند. برای تحلیل نتایج نیز به بررسی نظر دانشجویان در مورد مزایا و معایب این شیوه پرداخته شده است. در نهایت بر اساس نتایجی که در این نوشتار به دست آمد مشخص گردید که شیوه تکه انگاری به عنوان شیوه ای برای شکوفاسازی خلاقیت از طریق ایجاد اعتماد به نفس و همچنین ایجاد جرقه های ذهنی می تواند در طراحی کاربرد داشته باشد.
کاظم چلیپا از اولین هنرمندانی است که نامش به عنوان نقاش انقلاب در حافظه تاریخ هنر این مُلک ثبت شده است. وی در دوران دانشجویی در دانشکده هنرهای زیبای تهران در رشته نقاشی زیر نظر اساتیدی همچون هانی بال الخاص به آموختن و کسب تجربه پرداخت. از آنجا که در خانواده ای مذهبی و هنرمند رشد کرده بود، با ظهور اولین حرکت های انقلابی به جمع هنرمندانی پیوست که به هنر متعهد و اجتماعی معتقد بودند و همراه و همگام با آنها به خلق آثاری پرداخت که تأثیرات خود از جامعه را به شکل هنرمندانه به جامعه برم یگرداند، راهی که در دوران جنگ و پس از آن ادامه داده است. هدف از انجام این تحقیق، بررسی بازتاب جنگ در آثار کاظم چلیپا با تأکید بر پیکره زن در آثار وی بود. فرضیه تحقیق عبارت بود از : به نظر می رسد چلیپا در خلق آثار خود با پیکره زن، قصد دارد به نقش اجتماعی زنان در اتفاقات اجتماعی معاصر همچون انقلاب و دفاع مقدس بپردازد. به همین دلیل در مقاله حاضر، بعد از نگاهی به آرا و نظرات این هنرمند در خصوص نقاشی انقلاب و دفاع مقدس، دوازده پرده از آثار وی که بازتاب جنگ در آنها دیده شد، بررسی شد و سه پرده با محوریت نقش زن/ مادر برای مطالعه عمیق تر با تکیه بر روش شناسی آثار هنری اروین پانوفسکی انتخاب شد. روش انجام این تحقیق، تحلیل محتوا و روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخان های و میدانی بود. بررس یها نشان داد که چلیپا هنرمندی مرد منگار است، وی از نشان هها و نمادهای متعددی استفاده کرده که از میان آنها می توان به اینها اشاره کرد : نماد گیاهی مثل گل های لاله و شقایق و درخت سرو و نخلستان، نماد مذهبی قرآن و پرچم، نماد انقلابی مثل چفیه و پیشان یبند، نماد جنگی مثل تانک و شمشیر، نماد حیوانی مثل اسب، موش و پرستو در آثارش بهره برده است. ردپای پررنگ نقاشی قهوه خانه ای در آثار چلیپا به خوبی قابل مشاهده است. موضوعاتی که در پرده های چلیپا دیده شد عبارت بودند از : شهید، حضور نیروهای مردمی، نقش امام خمینی )ره(، رزمنده، سودجویان زمان جنگ، آواره های جنگی، زندگی بعد از جنگ و شهدای مفقودالاثر و البته موضوع بسیاری از مهم ترین آثارش، زن/ مادر است. چلیپا این زنان را در سنین مختلف جوان، بزرگسال و میانه سال تصویر و تلاش کرده تعلق آنها به قوم و منطقه خاص را نشان دهد؛ ضمن اینکه قصد اصلی وی تأکید بر نقش اجتماعی زن و روحیه حمای تگر وی طی اتفاقات اجتماعی معاصر ایران همچون انقلاب و دفاع مقدس بوده است.
معماری هر زمان به منزله آینه ای است که می توان در آن تمام خصوصیات باطنی آن زمان را مشاهده کرد. آثار کهن و ارزشمند معماری ایران، از پیشرفته ترین تکنولوژی زمان خود بهره برده اند، اما از اوایل قرن چهاردهم شمسی تاکنون معماران ایرانی کمتر موفق به نظریه پردازی و ابداعات اصیل شده و آنچه در ایران روی داده، غالبا به سبب عدم شناخت عمیق، به شکل نوعی تقلید بوده است. تکنولوژی همواره جزجدایی ناپذیر معماری است. انسان در طول تاریخ سعی در شناسایی و ارزیابی محیط پیرامون خود داشته است و بر اساس همین معیار تلاش نموده به نحوی با دنیای طبیعی و محیط خود ارتباط برقرار کند. اما براستی محیط و دنیای طبیعی چیست و رابطه انسان با آن چگونه است؟ اکنون پس از گذشت قرنی از تجربه معماری مدرن و در کنار دستاوردها و تحولات با ارزش حاصل از آن مشکلات پیچید ای در عرصه مسائل زیست محیطی رخ می دهد. در امتداد تغییرات حاصله، مفهوم جدیدی با عنوان توسعه پایدار مطرح گردیده و در نتیجه آن به علت نقش مهم محیط ساخته شده توسط انسان در جریان توسعه پایدار، معماری پایدار مورد توجه صاحب نظران و مسئولین مربوطه قرار می گیرد. مقاله حاضر در نظر دارد تا با تاکید بر اهمیت به کارگیری تکنولوژی در کیفیت فضای معماری و چگونگی تاثیر آن بر معماری پایدار بپردازد و ایجاد شهرهای پایدار نه تنها می تواند حصول به خطرات آینده را کم رنگ کند، بلکه توانایی بهبود امنیت اقتصادی و اجتماعی جوامع را دارد. پژوهش فوق با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد. هدف از این مقاله، ایجاد شهرهای پایدار نه تنها می تواند حصول به خطرات آینده را کم رنگ کند، بلکه توانایی بهبود امنیت اقتصادی و اجتماعی جوامع را دارد. بر اساس یافته های تحقیق می توان گفت در مقیاس شهری، طراحی پایدار بر سه محور اصلی زیر می باشد؛ منابع محیط(شامل ریز اقلیم، فضای سبز، آب و زباله و انرژی)، مهارت طراحی و فن آوری و ارزش های اجتماعی که برای دستیابی به معماری پایدار در طراحی محورهای فوق باید لحاظ شود.
امروزه امنیت در فضاهای شهری یکی از مهم ترین شاخص های کیفیت زندگی و کیفیت فضا محسوب می شود و به رغم اینکه مسأله امنیت در هر جامعه یک مقوله پیچیده و دارای ابعاد متنوع و متعدد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است، در تأمین این نیاز نمی بایست از نقش و تأثیر شهرسازی و عوامل محیطی غافل شد. تبیین نقش کالبدی شهر بر کاهش جرائم، موضوع با اهمیتی است که در قالب نظریه های نوین شهرسازی مورد بحث قرار گرفته است. این امر از آن جهت دارای اهمیت است که فرآیندهای طراحی فضاهای شهری کمتر به پتانسیل های بالقوه مناطق شهر و ساختمان ها در کاهش یا جلوگیری از جرائم توجه می شود. رویکرد CPTED در طراحی و برنامه ریزی محیط و منظرشهری، در تلاش است تا با رعایت استانداردهای ویژه ای در ساخت سیمای محیط کالبدی، به ارتقاء ایمنی در شهر دست یافته و از این راه به احساس امنیت ساکنین شهر کمک نماید. استراتژی CPTED در ارتباط با طراحی محیطی و با هدف کاهش جرم شامل اصول بنیادین است که عبارتند از: تعیین قلمرو، افزایش امکان نظارت طبیعی و مراقبت طبیعی، روشنایی، منظرسازی، امنیت فیزیکی، کنترل دسترسی، فعالیت پشتیبانی و نگهداری که بدون دانستن آنها نمی توان از این تکنیک استفاده نمود. این پژوهش با تکیه ی بر روش تحلیلی-منطقی و با توجه به اطلاعات موجود به تعریف واژه امنیت و تعریف مفهوم امنیت و نظریه های مربوط به کانون های جرم خیز در فضای شهری پرداخته است و در ادامه به رویکرد CPTED می پردازد و در نهایت راه کارهایی را در راستای بهبودی و ارتقاء امنیت برای کاهش جرائم فردی و اجتماعی در محیط شهری و محیط معماری ارائه شده است.
بین اسلام و زندگی شهری، رابطه خاصی وجود دارد و ترویج اسلام با توسعه و ترویج زندگی شهری متجلی شده است. تاریخ اسلام، با پی ریزی و ایجاد انواع مختلف شهر آغاز شده است. اماکن مذهبی در شهرهای اسلامی از عناصر بنیادی اسکلت شهری و فرهنگ اسلامی به شمار می آیند.
شهرها به مرور زمان رشد و توسعه می یابند و با این توسعه دائما در حال تحول و تغییرند . لازمه هر گونه تحول و تغییری به هم ریختگی و عدم توازن است . به این به هم ریختگی و عدم توازن « مسئله » گفته می شود . چنانچه این عدم توازن ضعیف ، متوسط یا شدید باشد ، می توان بدون اطلاق « مسئله » ، آن را « بحران » و نهایتا « فاجعه » نامید . ساکنان شهرها و خصوصا مجموعه مدیریت شهری آن به اشکال گوناگون روزمرگی و برنامه ای در صدد حل و فصل این به هم خوردگی و عدم توازن اند . ...
رویکردهای مختلف نوسازی در فرانسه، در دوره های تاریخی نشان دهنده موارد استفاده و چگونگی برخورد با مقوله هایی چون ""بازسازی""، ""بهسازی"" و ""مرمت"" است. بررسی این تجربه ها نشان می دهد تعاریف متفاوت از مفاهیم، چگونه می تواند با رویکردهای متفاوت اتخاذشده توسط مدیران در رابطه ای دوجانبه باشد. این ارتباط، در راستای سیاست های دولت های مختلف سبب ایجاد تعاریف گوناگونی در این حوزه نیز شده است. چنانچه در هر دوره یک لغت یا تعریف خاص مصطلح شده و تفکر آن دوره به آن نام شناخته می شود. در فرانسه این دوره ها را می توان به دو بخش سیاست های بهسازی_تخریب و سیاست های حفاظتی و مرمتی تقسیم کرد. در بخش نخست، سیاست های تخریبی از دوران امپراتوری دوم با مبارزه با مسکن ناسالم آغاز شد. این سیاست از یک قرن بعد با تفکرات مدرنیستی و با اسکان ساکنان بافت های تخریب شده در مجتمع های بزرگ ادامه یافت و از سال 2003 به بعد با تخریب همان مجتمع های مسکونی دوره قبل پایان یافت. پایان این دوره همزمان با دو رویکرد و سیاست عمومی دیگر در برخورد با معضلات مسکن بود. سیاستی برخاسته از تفکرات کمونیستی که قانون ""همبستگی و باززنده سازی شهری"" را مطرح می کرد و قانون دوم که با عنوان ""تعهد ملی برای مسکن"" توسط وزیری میانه رو مطرح شد. به موازات این سیاست ها، رویکردهایی نیز در زمینه ""مرمت"" در ابعاد مختلفش توسط دولت دنبال می شد. رویکرد مدرنیستی، که به حفاظت محدود برخی آثار معماری می پرداختند، رویکرد بعدی که به حفاظت از پهنه های شهری پرداخت و رویکرد سوم که با کمک های مالی دولت یا سیاست هایی تسهیلی سعی در نگاه داشتن ساکنان در بافت های مسئله دار داشت. در مجموع می توان رویکردهای مختلف فرانسه در بهسازی، نوسازی یا مرمت بافت های شهری هم با ""تخریب"" و هم با ""مشارکت ساکنان"" درگیر دانست. بدین ترتیب اصطلاحات رایج هر دوره از طرفی نماینده تفکر آن دوره و از طرف دیگر هدایت کننده رویکردها و سیاست های مورد نظر سیاستمداران شهری بوده است.