مجموعه بناهای حضرت رضا(ع) در مشهدمقدس- که برای مسلمانان ‘ بویژه شیعیان ایران از اهمیت فراوانی برخوردار است – یکی از مهمترین مجموعه بناهای مذهبی است. این مجموعه باشکوه‘تقریبأ25 بنای مهم راشامل می شود و هر یک از آنها از نظر ویژگیهای معماری وهنری ارزش والایی دارد. احداث این مجموعه در طول زمان شکل گرفته و کاملتر شده است. مقبرة حضرت رضا(ع) مربع شکل واندازه ضلع آن ده متر است . این مرقد با گنبد دوپوش بسیار زیبا که روکشی از طلا دارد ‘ مظهر و سمبل مجموعه بناهای حرم است . طبق کتیبه ای که روی صندوق قدیمی مقبره وجود دارد‘ صندوق در سال 1022 هجری یعنی زمان شاه عباس صفوی ساخته شده و کتیبة روی آن را هنرمند معروف علیرضا عباسی نوشته است ‘البته صندوق فعلی قبر از سنگ مرمر است بدنة گنبد با کتیبه های متعددی تزیین شده است . این کتیبه ها در زیر و ساقه گنبد در زمان شاه عباس و شاه سلمیان صفوی ‘ به خط هنرمندان معروف آن دوره‘علیرضا عباسی و محمدرضا امامی‘در فاصله سالهای 1010تا1086 هجری به شیوة ثلث با رنگ سفید برزمینه ای آبی نوشته شده است . ازاره های حرم نیز با کاشیهای زرین فام ‘ در طرحهای بسیار جالب تزیین شده که بر بعضی از کاشیها تاریخ 612 و 720 هجری دیده میشود. مجموعه حرم حضرت رضا(ع) ‘ در طول یک هزار سال‘ توسط هنرمندان معروف ‘ امیران و شاهان تکمیل شده است ‘ برای مثال درسالهای 1262 و 1271 .هق در زمان محمدشاه قاجار صحنی جدید با کاشیکاریهای زیبا به مجموعه اضافه شد. مجموعه معماری حرم حضرت رضا(ع) که شامل بناهایی متعدد و زیبا چون حرم‘مسجدهای گوهرشاد‘دودر‘بالاسروپریزاد‘صحن قدیم و جدید‘دارالسلام‘دارالضیافه‘دارالسرور‘سقاخانه‘موزه‘کتابخانه‘توحیدخانه‘حمام‘گنبدمعروف به حاتم خانی‘گنبدمعروف به الله وردیخان‘آرامگاه شیخ بهائی‘صحن جمهوری اسلامی و دیگر بناهای وابسته است ‘در زمره شاهکارهای هنری جهان شمرده می شوند. بسیاری از شاهکارهای هنری دوره اسلامی‘در موزة شاهکارهای آستان قدس نگهداری می شوند که متأسفانه هنوز مورد بررسی کامل قرار نگرفته اند. درباره این مجموعه بسیار زیبا ‘هنوز از نظر معماری و هنرهای وابسته و همچنین تزیینات آن‘ تحقیقات کامل صورت نگرفته است . سزاوار است دانشجویان درباره این مجموعه هنری و اشیای موزه ای به تحقیقی بپردازند.
شناسایی آسیب ها که می توانند در حال اجرا و یا در طول زمان بهره برداری بر یک ساختمان وارد شوند از جمله مسائلی است که در کشور ما – بر خلاف بسیاری از کشورها – به آن کمتر بها داده شده است. آسیب هایی که می توانند موجب بروز ناهنجاریهایی شوند که علاوه بر صرف هزینه های گزاف نگهداری ساختمان را با مشکل مواجه سازد و گاه به عدم قابلیت بهره برداری از ساختمان منجر شود. در هر حال از آنجا که ساختمان به عنوان یک سرمایه ملی تلقی می شود، حفظ و نگهداری آن از نکاتی است که در نگرش ها و برنامه ریزی های کلان کشور بایستی مورد توجه قرار گیرد. در برقراری تداوم موجودیت یک ساختمان ، پی در پی سازی آن دارای نقشی اساسی است و شناخت آسیب های وارده بر اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این یادداشت به دو جنبه تغییر تعادل خاک و مسایل اجرایی پرداخته شده و با ذکر نمونه هایی برای هر یک از موارد آسیب، امکان بروز آنها مورد تأکید قرار گرفته است.
طی سه دهه اخیر قرن بیستم، در سیاست ها، نگرش ها و طراحی بخش مسکن ، تحولی سریع و ناگهانی به چشم می خورد. در همین دوره، مناطق تاریخی شهری ، در سطح جهانی مورد عنایت خاص قرار گرفته اند. بر همین اساس سیاستمداران ، نهادهای دولتی، سازمان های غیر دولتی، مهندسان ، معماران و شهرسازان و غیره در زمینه برنامه ریزی و طراحی ساخت و ساز جدید، نوسازی ، مرمت، بازسازی و بهره برداری مجدد از این مناطق، اقداماتی اتخاذ کرده اند. از این عده نه تنها از تخریب مناطق مسکونی سنتی به منظور احداث برجهای رفیع« نوگرایانه» جانبداری نمی کنند، بلکه خواهان حفاظت از این مناطق بوده و درصددند تا در زمین های بایر این مناطق تاریخی ، اقدام به ساخت و ساز کنند. چنانچه برنامه های مسکن در مقیاس کلان در دو نمایشگاه بین الملل ساختمان سازی در برلین،«محله هانزا» در سال 1957 و «طراحی مسکن از طریق ساخت و ساز در مناطق تاریخی شهری » برلین مرکزی و در طول مرز برلین شرقی سابق در سال 1987 را با هم مقایسه کنیم؟، بیشتر متوجه این تغییر نگرش می شویم. به طور کلی مقاله حاضر علاوه بر درج تجربیات آموختنی از برلین، بر مسائل و امکانات طراحی مسکن مدرن در بافت قدیم شهری تأکید داشته و روش های برنامه ریزی و طراحی ، کاربرد مناسب فنون ومصالح ساختمانی، ابعاد مالی و معماری آن را مطرح خواهد کرد.
تشکیل دولت صفوی در قرن دهم هجری (17 میلادی) سبب می گردد تا حیات عقلی شیعی به اوج خود رسد، تشیع اثنی عشری به هویت سیاسی و فرهنگی مستقلی دست یابد و این هویت و شخصیت را به عنوان خمیرمایه فرهنگی همه شئون زندگی پس از خود قرار دهد و زمینه را برای شکفتن آراء حکمی اشراقی ، فلسفی و عملی مهیا سازد. این حکمت در سراسر عصر صفوی در عراق، سوریه و هندوستان ، که پیوندهای بسیار نزدیک با ایران داشتند، رواج یافت اجمالاً مکتب اصفهان نامیده می شود. مرکز این حکمت نه تنها اصفهان پایتخت صفویان بلکه شهرهایی چون شیراز، کاشان، قزوین و تیریز بوده است. استقرار دولت صفوی در اصفهان فرصتی است که این دولت آرمانشهر خود را بر مبنای آراءحکمی و فلسفی بنیان گذارد و به شهر چون نماد و تجسم و تجسد کالبدی فضایی این مفاهیم بنگرد. برنامه ریزی ، طراحی و اجرای شار جدید اصفهان به مدت 25 سال، بیانی روشن از این نمادگرایی و سازماندهی فضایی است. این بیان فضایی و نمادگرایی آن چنان محکم ، روشن و ظریف است که بی هیچ تردیدی در زمینه هنر شهرسازی مکتبی را پایه می گذارد که بنا به خاستگاه حکمی و فلسفی اش می توان مکتب اصفهان در شهرسازی نامیدش. و آن کس که شاید در شهرسازی چنین مکتبی را پایه نهاد کسی دیگر نبود جز شیخ بهاءالدین عاملی(شیخ بهائی) که بر آن شد تا سایه ناکجاآبادهای اساطیری ، مذهبی و فلسفی را بر زمین نقش زند و چون از پایه گذاران مکتب اصفهان در حکمت و فلسفه بود، در شهر نیز بر آن شد تا بحث آن را با منطق آغاز کند و با مفاهیمی عارفانه در پرتو تجدید و اشراق عقل بر پایش سازد. این وطن مصر و عراق و شام نیست این وطن شهری است کان را نام نیست ای خوش آن کو یابد از توفیق بهر کاورد رو سوی ایت بی نام شهر