ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۲۱۸۱.

بررسی مفهوم محیط زیست و طبیعت در باغ ایرانی با استناد به رویکرد محیط شناسی تعهدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۳
دیدگاه معرفتی ایرانیان در طرح ریزی و احداث باغ و پردیس می تواند در بستر رویکردهای گوناگون مورد ارزیابی و بازبینی قرار گیرد که در این میان دو رویکرد «محیط شناسی اقلیمی» و «محیط شناسی تعهدی» از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند. از سویی دیگر ایرانیان هرگز تعامل و نحوه برخورد خویش با محیط را جدای از فرهنگ و دین خود ندیده اند و در بستر همین امر است که معماران باغساز ایرانی در صدد برامده اند تا معنایی تمثیلی از بهشت را در باغ و پردیس سازی ایرانی به نمایش درآورند. بر این اساس در این مقاله در رویکردی تحلیلی تطبیقی و با استناد به آیات قرآن کریم و تفاسیر و روایات تلاش شده است تا با اشاره به دیدگاه قران کریم از بهشت و باغ های بهشتی به تاثیرات این مفاهیم علوی در عناصر و مولفه های باغ ایرانی اشاره شود تا بر این امر صحه گذارد که محیط شناسی تعهدی در باغ و پردیس سازی ایرانی اسلامی تاثیرگذار بوده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که طبیعت باغ ایرانی مفهومی تمثیلی از بهشت دارد که خود را در عناصر باغ های ایرانی بالاخص چهار باغ های عصر صفوی به نمایش می گذارد.
۲۱۸۲.

ادراک روان شناختی وابسته به الگوها و فرم های طبیعی در طراحی معماری با آنالیز مقیاس چندبعدی (MDS)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۹۱
سوال این است که آیا برداشت از طبیعی بودن در معماری با الگوهای بصری عینی ارتباط دارد، و تأثیر الگوهای طبیعی بر ارزیابی زیبایی شناختی عرصه های معماری چیست؟ آزمایش های تجربی آزمایشگاهی نشان داد که الگوهای بصری معماری بیش از نیمی از واریانس ارزش گذاری طبیعی بودن را توضیح داده و مشخص گردید که رتبه های ترجیحی زیبایی شناختی از نزدیک با الگوها در معماری طبیعی ارتباط دارند. روش تحقیق آزمایشگاهی بوده که شرکت کنندگان در مرتب سازی تصویر شرکت نمودند، و آنالیز مقیاس چندبعدی (MDS) بر روی داده ها انجام شده تا ابعاد پنهانی که به قضاوت های شباهت صحنه جهت می دهد مشخص گردد. طبیعی بودن و رتبه بندی ترجیحی هر دو به شدت با بعد MDS ارتباط دارد. ما این بعد را به عنوان نمایانگر برداشت های نهفته از زیبایی شناسی طبیعت گرایانه تفسیر نموده و دریافت شد که این بعد اثرات الگوهای طبیعی واسطه ترجیح طبیعت می باشند. یافته های تحقیق نشان می دهد که الگوهای بصری طبیعت-گرایانه ممکن است نقش مهمی در ارزیابی زیبایی شناختی عرصه های معماری داشته باشند.
۲۱۸۳.

بررسی تاثیرات رشد هوشمند بر ادراک زیست بوم از نگاه شهروندان در شکل گیری قرارگاه های رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۲۷۸
رشد هوشمند از مهمترین مقوله های دنیای امروز است که برنامه ریزی شهری را بر آن داشته است تا به جستجوی شاخص های جدید و کاربردی برای ارتقای کیفیت زندگی بپردازد. همچنین امروزه برنامه ریزی و مدیریت شهرها به نحوی که پاسخگوی پیچیدگی نیازهای فعلی جامعه شهری باشد، مستلزم برنامه ریزی و طراحی برای ایجاد شهرها و جوامع هوشمند بوده و شا کله این شهرها می بایست بر مبنای ایجاد محیط هایی با هدف تسهیل فرایندهای کاری در کنار ارتقای مهارت های شناختی و توانایی یادگیری و نوآوری پایه گذاری گردند. برای حل این مسئله راهکارهایی مانند شهر هوشمند و شهر پایدار، انسان و ارتقای کیفیت زندگی را هدف قرار می دهد. ازسویی دیگر، اهمیت قرارگاه های رفتاری در شهر در برنامه ریزی و طراحی شهری موضوعی است که از سوی بسیاری از صاحب نظران مختلف همچون جیکوبز، لینچ، زوکر ارائه و بیان شده است. روش تحقیق حاضر به صورت کمی و کیفی می باشد که با توجه به ماهیت موضوع، رویکرد حاکم بر این پژوهش روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و به لحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی قرار دارد. به منظور گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانه ای استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که قرارگاه های رفتاری به عنوان یکی از مهمترین عناصر ساخت شهر می توانند تاثیر فراوانی در ارتقا کیفیت سکونتی و زیستی شهرها داشته و البته باید بیان داشت که الگوهای رفتاری موثر بر شکل گیری قرارگاه رفتاری خود میتواند تحت تاثیر عناصر تشکیل دهنده فضاهای شهری که هوشمندسازی در آن ها ایجاد شده است، قرار گیرند و این الگوها در خلق قرارگاه رفتاری موثر خواهند بود. با تعمیم مفاهیم و الگوهای مطروحه می توان به مدل مفهومی ارتباط هوشمند سازی فضای شهری و قرارگاه رفتاری دست یافت که در انتهای مقاله مورد اشاره قرار گرفته است.
۲۱۸۴.

نظریۀ کسر اصنام، مستخرج از زندگی ابراهیم(ع) در قرآن و تبیین کاربست و جایگاه آن در هنر اسلامی، با رویکرد نظریۀ داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۳۷۹
تقلید و واردات شیوه های تولید آثار هنری و مبانی هنر، از تمدن های دیگر، به تمدن اسلامی، در دوران معاصر، سبب تولید انبوهی از آثار، با ویژگی های متفاوت و گاها متناقض با مبانی فکری اندیشه اسلامی گردیده است. هدف پژوهش حاضر، برداشتن اولین گام ها، برای ارائه یک نظریه، مبتنی بر قرآن با تکیه بر شیوه تفکر ابراهیم(ع)، که برخی نیازهای کارکردی و نظری هنرمندان جهان اسلام را مرتفع گرداند، می باشد. ابراهیم(ع) به عنوان شخصیت تاریخی، با پنج ویژگی منحصر بفرد و ناظر بر عقلانیت و تفقه او، یعنی رشدیافتگی فکری پیش از نبوت، الگوی خوب برای مومنان، صاحب بینش، صاحب قلب سلیم و دیدن ملکوت آسمان و زمین معرفی شده و مخالفان استدلالات او نیز، سفیه و کم عقل خطاب شده اند. پژوهش حاضر از نوع کیفی است و با استفاده از روش تئوری داده بنیاد به انجام رسیده است. پس از جمع آوری کلیه دیتاها و انجام کدگذاری باز، محوری و انتخابی، ضمن یافتن پاسخ ها، مکانیزم تفکر ابراهیم(ع) به عنوان فرآیندی عقلانی، که بر اساس نقد مکرر معیارهای پیشین، معیارهای جدید خلق می کند، تحت نام نظریه «کسر اصنام »، استخراج و کارکرد آن در هنر را مشخص شد. سپس به شباهت ها و تفاوت های این نظریه و اندیشه انتقادی که در بستر سوبژکتیویسم به وجود آمده و مبنای هنر مدرن از منظر گرینبرگ معرفی گردیده، پرداخته شد. همچنین عدم هرگونه تنافر یا تناقض این نظریه به اصول، ثوابت و امور لایتغیر و لایزالی که در خلق هنر سنتی، و در قلب آن هنر دینی، ضروری هستند، بررسی و مشخص شد و در نتیجه مکانیزم تولید و ارتقاء معیارهای جدید برای ایجاد محصولات جدید بر اساس نقدهای پیاپی در چارچوب فاصله عبودیت و ربوبیت، بر اساس این نظریه تبیین گردید.
۲۱۸۵.

بررسی فُرم و نقش در نقاب های فلزی اسب های صفوی و عثمانی و انتساب های صورت گرفته به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۵ تعداد دانلود : ۴۲۷
از روزگاران کهن، اسب ها در میدان نبرد پابه پای سربازان و فرماندهان حضورداشته و ساخت پوشش های محافظ، ازجمله نقاب صورت، در دوره های مختلف مرسوم بوده است. علاوه بر نبوغ و علاقه هنرمندان به نقش اندازی، رجزخوانی در میدان جنگ، دلیلی بر افزایش تمایل، جهت هنرنمایی در این نمونه آثار بود. در نقاب های فلزی اسب های دوره صفوی نیز می توان نمونه های جالبی از نقوش را ملاحظه کرد که گاه با نقاب های فلزی اسب های عثمانی اشتراکاتی دارد. هدف از این پژوهش، شناسایی وجوه اشتراک و افتراقِ نقاب های اسب این دو سلسله، دستیابی به دلیلِ این شباهت ها و تفاوت ها و انتساب های صورت گرفته به آن هاست. پرسش مطرح شده این است که: وجوه اشتراک و افتراق میان نقاب های فلزی اسب صفوی و عثمانی چیست؟ و تا چه حد انتساب های صورت گرفته به هر یک را می توان صحیح دانست؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. نتایج حاکی از آن است که باوجود عدم وحدت ظاهری در آثار عثمانی، شباهت ها و تفاوت هایی میان این دو وجود دارد؛ اما نمونه هایی از نقاب های فلزی اسب عثمانی وجود دارد که بسیار به نمونه های صفوی – که وحدت صوریِ خود را حفظ کرده اند - شباهت دارد. در بیشتر نمونه های صفوی، فرم ها دارای خطوط نرم و یکدست بوده و زمینه اثر با نقوش پرکار پوشانده شده؛ اما در آثار عثمانی برخی نمونه ها دارای خطوط نرم و برخی شکسته و خشن است. نقوش، در مواردی پرکار بوده و در برخی، اندک و گاه بدون هیچ نقشی است. همچنین با توجه به شباهت بسیار برخی نمونه های عثمانی به آثار صفوی، نمی توان این مسئله را تنها برگرفته از تبادلات فرهنگی و تأثیرپذیری از هنر یکدیگر دانست و این فرضیه مطرح می شود که نمونه نقاب های فلزی اسب عثمانی، احتمالاً متعلق به فرهنگ ایران بوده و یا به دست هنرمندانِ ایرانی مقیم آن سرزمین، ساخته شده است.
۲۱۸۶.

امکان سنجی حضور رشتۀ دوخت های سنتی در دانشگاه های نسل چهارمِ ایران با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۷ تعداد دانلود : ۳۳۷
رشته دوخت های سنتی به عنوان زیرمجموعه ای از هنرهای صناعی، از گسترده ترین بخش های هنرهای کاربردی و سنت های فرهنگی در تمامی تمدن های طول تاریخ است. این در حالی است که استفاده بی رویه از ماشین طی سده های اخیر در بخش منسوجات و تزیینات وابسته به پوشاک موجب به حاشیه رفتن این هنر شد. با توجه به این که امروزه هنرهای صناعی با بازگو کردن ویژگی های فرهنگی، اجتماعی به عنوان بخشی از صنایع خلاقِ فرهنگی، مکملی برای رشد صنعت گردشگری هستند، احیاء دوخت های سنتی و تولید محصولات در این حوزه، موجب توسعه اقتصادی و ایجاد فرصت های شغلی خواهد شد. لذا پژوهش پیشِ رو با هدف بررسی تأثیر رشته دانشگاهی دوخت های سنتی بر کارآفرینی، اشتغال زایی و گردشگری و با نگاهی بر تداوم این هنر در آینده ؛ به شناخت شرایط و امکانات لازم در فضای آموزشِ رسمی پرداخته و به این سوالات پاسخ می دهد: 1. تأثیر حضور رشته دوخت های سنتی در دانشگاه ها بر اشتغال ، کارآفرینی و گردشگری چیست؟ 2. چه شرایط و امکاناتی برای حضور این رشته در نظام های دانشگاهی نسل چهارم لازم است؟ این پژوهش به لحاظ چیستی، کیفی؛ به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی_تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به روش مطالعات اسنادی، منابع کتابخانه ای، روش میدانی و بر اساس رویکرد آینده پژوهی بوده است. یافته ها نشان می دهد که حضور رشته دوخت های سنتی در دانشگا ه ها، زمینه ایجاد اشتغال و رونق صنعت گردشگری را فراهم کرده به احیاء بسیاری از مشاغل مرتبط با این هنر منجر خواهد شد. از مهم ترین سناریوهای قابل طرح برای تحقق این نتیجه انتشار دانش نامه مدون دوخت های سنتی به عنوان مرجع علمی و منبع درسی این رشته و همسان سازی شیوه آموزش آن در مراکز علمی کشور است. این امر با حمایت مدیران و مسئولان از هنرمندانی که سال ها در حفظ و معرفی این رشته تلاش کرده و تجربیات ارزشمندی را برای انتقال به نسل آینده در اختیار دارند امکان پذیر است.
۲۱۸۷.

تحلیل قالی میناخانی محفوظ در موزۀ بروکلین از منظر ادراک دیداری مکتب گشتالت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۳۶۹
قالی های نفیس و بی نقص بیشتر جهت نگاهداری در موزه ها انتخاب می شوند و کمتر بافته هایی متمایز از منظر طرح و بافت، به نمایش در می آیند؛ اما قالی موردمطالعه در تحقیق پیشرو با وجود طرحی نامتقارن و نامتعارف در موزه بروکلین محفوظ است. مسئله پژوهش درک برهم کنش عدم رعایت اصول سازمان دهی بصری از سوی هنرمند و چگونگی ادراک مخاطب بر اساس نظریه گشتالت است. به نظر می رسد میل به انسجام، یکپارچه سازی و تکمیل در ذهن مخاطب بر پایه اصول گشتالت، ساختار بصری متفاوت و نامتقارن قالی را توجیه نموده است. بر پایه دو مفهوم هم تراز کردن و برجسته ساختن اصول سازمان دهی بصری و قوانین گشتالت قالی میناخانی موزه بروکلین مطالعه شد. پرسش طرح شده این است که قانون کمال پذیری(پرگنانس) در قالی مورد پژوهش چگونه تحلیل می شود؟ کدام یک از اصول هفت گانه گشتالت در قالی میناخانی موزه بروکلین قابل مطالعه است؟یافته ها نشان از آن داشت که عدم قرارگیری ترنج در میانه قالی و خارج از محور تقارن دلالت بر برجسته سازی داشته و گشتالت های مشابهت، مجاورت و تکمیل بسامد بیش تری دارد. نمونه موردمطالعه یک تخته قالی قرن دوازدهم هجری موجود در موزه بروکلین است که به صورت غیراحتمالی گزینش شد. پژوهش به لحاظ هدف، در رسته تحقیقات توسعه ای قرار دارد زیرا اصول سازمان دهی بصری را از یک سو و اصول هفت گانه مکتب روانشناسی گشتالت را از جهتی دیگر تطبیق داده است. مقاله به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است. تجزیه وتحلیل داده ها به شکل کیفی انجام شده و اطلاعات نیز به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. نتیجه مطالعات این که بر اساس دو اصل هم تراز کردن و برجسته ساختن، ساختار قالی با دربرداشتن ترنجی بزرگ نما برجسته سازی می نمایاند. باوجود عدم تطابق توقع بیننده و تعداد خصیصه های ساختاری، ساختار قالی ناهنجار نبوده و ادراک دیداری قالی به دلیل گشتالت هایی قوی چون مشابهت، مجاورت، تکمیل و پیوستگی سهل می نماید.
۲۱۸۸.

شناسایی و اولویتبندی شهرهای مناسب برای ساخت خانههای انرژی صفر با استفاده از روشهای تصمیمگیری چندشاخصه (موردمطالعه: ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۳۰۲
افزایش جمعیت و تقاضای بیشتر در زمینه انرژی، گرم شدن کره زمین و معضلات زیست محیطی، جنگل زدایی، تخریب لایه ازون و بروز مشکلاتی همچون خشک سالی توجه محققان را به روش هایی جدید برای استفاده از انرژی های تجدید پذیر جلب کرده است. احداث ساختمان های انرژی صفر در شهرهای ایران می تواند گام بزرگی در پیشروی اقتصادی و کاهش مشکلات آلودگی کلان شهرها باشد. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی شهرهای مناسب ایران برای ساخت خانه های انرژی صفر است. بدین منظور از روش دلفی فازی و روش های تصمیم گیری چندشاخصه استفاده شده است. با مصاحبه با متخصصین در زمینه معماری، شهرسازی، مدیریت انرژی و آشنا به احداث ساختمان های انرژی صفر و با در نظرگرفتن نتایج حاصل از تحقیقات پیشین و همچنین مشخصات شهرهای مختلف، شهرهایی که برای احداث خانه های انرژی صفر مناسب هستند انتخاب شدند. سپس با استفاده از روش دلفی فازی، شاخص های لازم برای اولویت بندی شهرهای منتخب مشخص شده و وزن آن ها تعیین گردید. پس ازآن با استفاده از روش های مختلف تصمیم گیری چندشاخصه، شهرها اولویت بندی شدند. نتایج نشان داد شهرهای یاسوج، شیراز و تبریز و اراک شهرهای مناسبی برای ساخت خانه های انرژی صفر در ایران هستند.
۲۱۸۹.

روند توسعه فضایی کالبدی حاشیهنشینی و شکلگیری کشمکش های ارضی (اتنوگرافی نهادی حاشیه نشینی در ناحیه منفصل نایسر شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۹۲
ناحیه منفصل شهری نایسر بزرگ ترین ناحیه ای است که بیشترین میزان جمعیت را در شهر سنندج دارا بوده و به موازات آن بیشترین چالش ها و مسائل را به خود اختصاص داده است. ازجمله این چالش ها و مسائل، مسئله مالکیت و مسکن است که علاوه بر برنامه ریزان و مسئولان، ساکنان و مالکان اراضی این منطقه را هم درگیر خود کرده است. پژوهش حاضر، با در نظر داشتن نظریه بازآفرینی شهری و روند کنونی درپی تحلیل چگونگی توسعه فضایی_ کالبدی این ناحیه و کشمکش های ارضی شکل گرفته آن و ارائه حق مالکیت و مسکن به ساکنان این ناحیه است. روش مورداستفاده، روش مردم نگاری نهادی بوده که با استفاده از داده های مصاحبه ی نیمه ساخت یافته با ۲۵ نفر از مدیران و برنامه ریزان شهری و همچنین معتمدین محلی و گردآوری آمار و اطلاعات نهادی مربوط به اقدامات انجام شده به وضعیت موجود پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که به سبب قدرت مالکان و بنگاه داران و همچنین نهادهایی همچون شهرداری، حاشیه نشینان در این کشمکش ها طردشده و مجبور به پذیرش وضع موجود شده اند. مقولات روستایی بودن زیرساخت های شهری، ساخت وساز بی رویه و قاچاق خدمات شهری، نبود برنامه ریزی راهبردی شهری، نبود اعتبارات کافی و عدم تعامل سازمان های ذی دخل شرایط ناپایداری اجتماعی_ اقتصادی این ناحیه را سبب شده است.
۲۱۹۰.

بررسی پیامدهای شیوع بیماری کووید-19 بر استفاده از حمل و نقل همگانی (مطالعه موردی کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۶ تعداد دانلود : ۳۱۲
با شیوع کووید-19 در جهان اقدامات مختلفی برای کاهش تلفات و هزینه های ناشی از این همه گیری در کشورها انجام شد. برای کاهش شیوع، کاهش سفرهای روزانه و عدم حضور در محیط های شلوغ و بسته توصیه شد که هردو سبب کاهش تقاضای استفاده از حمل ونقل همگانی می شود. با حذف برخی سفرهای شغلی از سیستم حمل ونقل همگانی و تجربه سایر شیوه ها توسط شهروندان بیم آن می رود که روند بازگشت مسافران به سیستم حمل ونقل همگانی کند باشد. این عقب افتادگی در بلند مدت می تواند باعث کاهش سرمایه گذاری در سامانه های حمل ونقل همگانی و درنهایت کاهش دائمی سهم این سیستم در حمل ونقل شهری شود. اطلاعات تراکنش کارت بلیت ها نشان می دهد که باوجود کاهش ابتلا به کرونا همچنان سهم قابل توجهی از تقاضای سابق حمل ونقل همگانی به این سیستم بازنگشته است. این مطالعه با استفاده از توزیع پرسشنامه برخط بین گروه های مختلف شغلی و سنی، تغییر شیوه ی سفر کاری افراد پس از شیوع کووید 19 را بررسی می کند. بررسی نتایج یک نمونه 1050 تایی نشان می دهد هم زمان با شیوع کرونا سهم شیوه ی سفر حمل ونقل همگانی از سفرهای شغلی افراد کمتر از نصف شده است. این کاهش در بین زنان و مردان و بین دسته های متفاوت تحصیلات تقریباً یکسان ولی در گروه های مختلف سنی متفاوت است.
۲۱۹۱.

بررسی ارتباط بین فرم شهری و مصرف انرژی در سکونتگاه های شهری (مطالعه موردی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۲۹۸
با توجه به روند گرم شدن کره زمین و افزایش روزافزون میزان انتشار گازهای گلخانه ای و وابستگی افراد به خودروی شخصی، لزوم توجه بیشتر متخصصین شهری بالأخص برنامه ریزان شهری به تأثیر شاخص های فرم شهری و شاخص های اقتصادی- اجتماعی بر مصرف انرژی و رفتارهای ترافیکی شهروندان، بیش ازپیش مشخص می شود. در این میان فرم شهر با شاخص هایی چون تراکم، اختلاط کاربری، طراحی، فاصله تا حمل ونقل عمومی و فاصله تا مرکز شهر یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده در الگوهای سفر ساکنین است. تحقیق حاضر در زمره پژوهش های کاربردی و با 1000 حجم نمونه و به منظور بررسی ارتباط شاخص های فرم شهری و شاخص های اقتصادی- اجتماعی و رفتار سفر خانوار بر میزان فاصله سفر خانوار و VKT[1] در سطح نواحی ترافیکی شهر قزوین انجام شده است. در این پژوهش از روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج تحلیل بیان کننده این است که متغیرهای فرم شهری و متغیرهای اقتصادی- اجتماعی و رفتار سفر خانوار تا 23 درصد بر میزان مسافت طی شده توسط خودروی شخصی، تا 33 درصد بر میزان فاصله سفر خانوار و تا حدود 17 درصد بر فاصله سفر کاری خانوارها تاثیرگذارند. در این پژوهش فاصله تا مرکز شهر (با ضریب بتا،217/0) مهم ترین متغیر فرم شهری بر میزان VKT و عامل مالکیت وسیله نقلیه نیز (با ضریب بتا، 243/0) مؤثرترین متغیر اقتصادی بر میزان VKT می باشد.   [1]. Vehicle Kilometer Travel
۲۱۹۲.

نقش نماهای دوپوسته در ارتقاء حریم دیداری در مجتمع های مسکونی تهران (با تحلیلی بر عناصر مشربیه در معماری گذشته)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۲۹۸
بیان مسئله : یکی از مهم ترین مسائل مورد توجه د ر طراحی مسکن، ایجاد حریم و محرمیت است. نما د ر معماری به عنوان پوسته بیرونی و مؤلفه اصلی پوشش بنا، نقش مؤثری د ر ایجاد محرمیت، حریم د ید اری و جلوگیری از اشراف و د ید به د اخل خانه د اشته است. مهم ترین مسئله د ر نماهای مجتمع های مسکونی معاصر، طراحی نامناسب جد اره های نورگیری با امکان حفظ حریم د ید اری اهل خانه بود ه است. هد ف پژوهش : این پژوهش با بررسی مشربیه به عنوان یک راهکار بومی د ر حوزه کشورهای خاورمیانه، به معرفی پیشینه تاریخی این عنصر کالبد ی- فضایی و بررسی نقش آن د ر ایجاد حریم د ید اری د ر خانه های این منطقه می پرد ازد و با استخراج شاخصه های طراحی مشربیه به عنوان یک جد اره د وپوسته و راهکارهای آن د ر ایجاد حریم د ید اری، این شاخصه ها را د ر مجتمع های مسکونی معاصر تهران بررسی و نحوه بهره برد اری و معاصرسازی این تکنولوژی بومی د ر نماهای این بناها را مورد تحلیل قرار می د هد . روش پژوهش : این تحقیق از نوع کیفی و روش آن، توصیفی-تحلیلی است. روش گرد آوری اطلاعات این جستار به صورت مید انی و اسناد ی (کتابخانه ای) است. د ر این پژوهش با تمرکز بر مجتمع های مسکونی تهران به عنوان نمونه های مورد مطالعه، 15 نمونه از خانه ها با جد اره های د وپوسته د ر نمای اصلی انتخاب شد ه است. د ر اد امه تلاش شد مؤلفه های تأثیر گذار د ر طراحی جد اره های د وپوسته که نقش مؤثری د ر ایجاد حریم د ید اری د اشته است د ر این مصاد یق مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد . نتیجه گیری : نماهای د وپوسته عموماً با هد ف ایجاد آسایش حرارتی استفاد ه می شود . مجتمع های مسکونی معاصر از این قابلیت نماهای د و پوسته، به علاوه امکان های زیبایی شناسی، کارکرد ی و همچنین محرمیت و ایجاد حریم د ید اری برای ساکنین بهره برد ه اند . شکل و فرم، مکان استقرار، نوع بازشد گی، مصالح و فناوری اجرای نماهای د وپوسته نقش مؤثری د ر عملکرد و رفتار آن ها د اشته است. بررسی ها نشان می د هد استفاد ه از مصالح بومی مانند چوب و آجر با قابلیت انعطاف پذیری و امکان کنترل بازشد گی توسط استفاد ه کنند گان می تواند نقش مؤثری د ر پاسخ های عملکرد ی متفاوت و ارتقاء حریم د ید اری نماهای د وپوسته د ر این خانه ها ایفا کند .                                                                                                                     
۲۱۹۳.

بازتعریف راهبردهای واکنش کارکردی–فضایی شهرها در برابرشیوع کووید-19 در ایران با تأکید بر تجربه شرق آسیا (چین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۷۴
بیان مسئله: ساختار فضایی- عملکردی شهر که در یک فرایند تاریخی طولانی توسعه یافته و با مخاطرات بسیاری مواجه بوده، در طی بحران، همواره هم به عنوان مرکز آسیب دیده و هم به عنوان مرکز امدادرسانی در چگونگی واکنش به بحران نقشی اساسی دارد. ساختار تعریف شده جهت مدیریت بحران های شهری در ایران عمدتاً برمبنای مدیریت بحران های ناشی از سوانح طبیعی چون سیل و زلزله شکل گرفته و تجربه کووید 19 نشان داده که در برابر بحران بیماری های همه گیر، برنامه و راهبردهایی از پیش اندیشیده که با تأکید بر جنبه کارکردی-فضایی شهرها به ارائه راهکارهای عملی بپردازد، نداشته است. هدف پژوهش: نوشتار حاضر بر آن است تا دریابد چگونه می توان با استفاده از تجارب موجود، قابلیت کارکردی-فضایی شهرها را در مواجهه با چنین بیماری هایی بالا برد؟ لذا با مرور تحلیلی تجربیات کشور چین و سایرکشورهای شرق آسیا، به دنبال انطباق مدیریت کارکردی-فضاییِ این کشورها بر اساس چارچوبی شامل معرفیِ زمینه ای جهت ظهور، ملزومات ایجاد، تداوم و معیارهای ارزیابی است تا امکان پذیریِ آن ها در شرایط ایران را بر اساس ساختار مدیریتی موجود و روند گسترش بیماری بررسی کند. روش پژوهش : نوشتار حاضر به روش تحلیل محتوا و مرور تحلیلی تجربیات و بسط مفاهیم مرتبط با پرسش پژوهش انجام شده است. نتیجه گیری: تشکیل یک سیستم مداخله ای مبتنی بر مدیریت و حکمرانی یکپارچه شهری اهمیت بسزایی دارد تا بتواند به صورت قوی و منظم قبل از رسیدن وضعیت همه گیری به شهرها کمک کند تا در ابتدا نیروی انسانی و منابع خود را متمرکز کنند و در شرایط غیرقابل کنترلِ همه گیری، با تشکیل ساختار خوشه ای به مناطق همگن از نظر خدمات رسانی و با تأکید بر جامعه محلی، تقسیم کل شهر به مناطق نسبتاً مستقل برای اعزام پرسنل پزشکی و خدماتی اقدام نماید. مهم ترین راهبردهای کارکردی- فضایی شامل مدیریت فضایی مبتنی بر جامعه محلی، مدیریت زمانی-مکانی، مدیریت کنترل هوشمند و حکمرانی و تاب آوری شهری است.
۲۱۹۴.

سنجش ویژگی های ساختاری آرایه های چوبی در دو مسجد قاجاری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۳۵۱
  مسجد، مهم ترین نماد معماری مذهبی در تمدن اسلامی، به عنوان مظهر اندیشه و روح حاکم بر محیط، همواره جایی را در قلب شهر به خود اختصاص داده و از بهترین مایه ها و آرایه ها بهره مند شده است. در سده سیزدهم هجری قمری، مسجدسازی به دو صورت مرمت مساجد جامع و ساخت مساجد نوین اتفاق افتاد و با تأثیر از تحول هنرهای تزیینی، دچار تغییراتی در ظواهر شد. از جمله اُرُسی سازی، به عنوان هنری متشکل از منبت کاری، گره چینی، شیشه بری، قواره بری و...، در مسجدهای شهری جلوه کرد. نقش آفرینی روی درها و طاق های چوبی مساجد تهران به شکل منبت و گره چینی رواج یافت و هنرمندان چیره دست، در تعدادی از بناهای مذهبی با کمک هنر قواره بری و منبت کاری، پهنه چوب بی جان را به صحنه مانای اشکال چشم نواز مبدل نمودند. سنجش، تطبیق سبک و طراحی دو نمونه از آرایه های چوبی در دو مسجد سلطانی و مسجد شیخ عبدالحسین در تهران، نکات ناگفته ای درباره تحول هنر کار با چوب و روند تحول منبت کاری در معماری معاصر ایران بیان می دارد. ماهیت تحقیق حاضر، نظری-کاربردی و از نظر اهداف، از نوع کیفی با رویکرد تطبیقی است که از روش گردآوری داده ها و تحلیل کیفی، گرافیکی و نظرات کارشناسان نیز بهره برده است. پرسش اصلی در این پژوهش آن است که بر اساس بررسی تطبیقی دو نمونه سازه، ویژگی های سبک شناختی آرایه های چوبی مساجد دوره قاجار کدام اند؟ بر اساس یافته های پژوهش، درهای این دو مسجد، دارای سه ویژگی سبک شناختی سنتی، التقاطی و غربی بوده و در هر دو نمونه، شاخصه هنر چوب، تلفیق خلاقانه نمادهای منبت کاری سنتی و الصاق طرح های بیضی و ترنج بر روی کارهای ابداعی است؛ امری که گویای تحول در هنر کار با چوب در دوره قاجار است و طی آن، تزیین رویه چوب با اشکال هندسی، همانند آرایه سازی دیوارها با گچ و کاشی، در معماری تزیینی ایران رایج شد.
۲۱۹۵.

مطالعه قوم نگاری حصیربافی مردم عرب خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۵۰۲
  برای مردمی که در طول تاریخ با درخت نخل زیسته اند، به جز ارزش نمادین این درخت و معناهای مشترک آن، محصولات به دست آمده از این گونه گیاهی نیز، همواره ارزشمند و کاربردی بوده است. این همزیستی دیرینه و نیز تقدس برآمده از ارزش ویژه درخت نخل یکی از دلایلی بوده که نخل داران حصیرباف عرب خوزستان، کمتر از بخش مرغوب نخل که به زبان آن مردم «قلب» نام دارد، در دست بافته های حصیری خود بهره ببرند. در نتیجه عمده محصولات حصیری این مردم، اقلامی است که از بخش نامرغوب یا دورریز نخل به نام «سعف» به دست آمده و بر همین اساس در برخی از مناطق زیست مردم عرب خوزستان از حصیربافی به نام «صنعت سعف» یاد می شود. همچنین در میان دست بافته های حصیری این مردم شیوه ای از بافت متفاوت از برخی دیگر مناطق مختلف کشور رایج است که متأثر از ویژگی فیزیکی برگ درخت نخل این منطقه است، بر این اساس در این پژوهش به سؤالاتی از جنس، چیستی شیوه های بافت حصیر و چگونگی تأثیر مواد طبیعی و باورهای مردم عرب بر روش بافت و نوع  محصولات تولیدی آن پاسخ داده می شود. هدف این پژوهش، شناخت دست بافته های برآمده از مواد طبیعی نواحی مختلف ایران و به اشتراک گذاری تجربیات مربوط به این حوزه است. رویکرد این تحقیق کیفی است که با تکیه بر مطالعات میدانی و منابع کتابخانه ای به شیوه توصیفی و تحلیلی بیان می شود. بر اساس یافته های این مقاله، محصولات حصیری مردم عرب به دو روش اسفافه و اخرازه بافته می شوند که هریک از این دو روش، خود به دو شیوه مختلف اجرا می شوند. بافت خشکوری و نعمانی زیرمجموعه بافت اسفافه و بافت اخرازه و اخرازه لویی زیرمجموعه بافت اخرازه است. تفاوت مهم شیوه بافت حصیر مردم عرب با سایر نقاط کشور، بافت نواری و سپس دوختن نوارها به یکدیگر در برخی از اقلام است. این در حالی است که بافت محصولات مناطق دیگر به صورت یکپارچه و بدون دوخت است. نتیجه اینکه دلیل رواج این نوع بافت، کوتاهی نسبی برگ های نخل مناطق خوزستان است که شاید خود نشئت گرفته از گرمای بسیار شدید در خوزستان و تاب آوری بهتر گونه های برگ کوتاه در مقابل گرما باشد. درحالی که در مناطق دیگر طول برگ نخل بلندتر است. عنصر واسط دوخت در بافت نواری موجب ظرافت کمتر و در نتیجه به هم خوردن نظم مدولار نقوش می شود، درحالی که ظرافت نقش، در بافت یکپارچه بیشتر و دارای کیفیت بصری بیشتری است. 
۲۱۹۶.

ارتباط ترنج و سرترنجِ قالی ایرانی با حقیقت محمدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۳۱۴
بررسی تأویلی و حکمی طرح های قالی ایرانی با ابتنا به اندیشه و آرای حکما و عرفای مسلمان، یکی از مهم ترین روش های تحلیل صورت و محتوای این آثار است. هنرمندان ایرانی به سبب نوع آموزش استادشاگردی، روابط صنفی بر مبنای اصول فتیان، زیست و باورهای مذهبی، همواره متأثر از تفکرات عرفانی و صوفیانه ای بوده اند که در جامعه ایرانی به ویژه در عصر صفوی شکل گرفته است. مغفول ماندن این وجه از هنرهای اسلامی سبب شده است که در بسیاری منابع، رأی بر صرفاً تزیینی و خالی از مفهوم بودن آن ها داده شود. در این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی و به کمک مطالعه و جمع آوری مطالب اسنادی و کتابخانه ای در حوزه نگارگری، قالی و عرفان، به تأثیر اندیشه های صوفیانه بر نگارگران عصر صفوی و بازتاب آن در طراحی قالی ایرانی و به خصوص در این جستار نقش ترنج و سرترنج با حقیقت محمدیه پرداخته شده است. یافته های به دست آمده از این پژوهش بیانگر آن است که هنرمندان نگارگر عصر صفوی که در واقع طراحان قالی های این دوره نیز به شمار می آمدند، به دلیل ارتباط و تعامل از طریق نظام آموزشی، صنفی و اجتماعی آن دوران با متصوفه، تحت تأثیر باورهای عرفانی و صوفیانه بوده اند. همین امر سبب شده است که انعکاس مقوله حقیقت محمدیه را که یکی از مهم ترین ارکان عرفان اسلامی و ولایت تکوینی است، در هیئت ترنج و سرترنج به صورتی رمزی به تصویر کشند و همچنین گردش های دورانی و رفت وبازگشتی نقوش اسلیمی و ختایی را می توان رمزی از دوری بودن زمان در عرفان و تصوف دانست. ازاین روی این مهم در تغییر نگرش درباره صرفاً تزیینی خواندن و باور به فقدان معنا و محتوا در قالی های ایرانی نیز می تواند مؤثر واقع شود.
۲۱۹۷.

چارچوب مدیریت منظر راهبردی شهرهای حرم-مقام (موردپژوهی: شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۳۳
شکل گیری موانع بصری در برابر مناظری که امکان رؤیت بارگاه ائمه معصومین(ع) را به عنوان مهم ترین نشانه شاخص شهر فراهم می آورند، نابودی «مناظر راهبردی» را دربردارد و در مشاهد مشرفه ای که محیط به بارگاهی مقدس هستند به عنوان «شهرهای حرم- مقام»، سبب فقدان هویت می گردد. این امر خود دلیلی بر ازبین رفتن حس تعلق، امنیت، غنا و زیبایی بصری، آرامش ذهنی، خاطره انگیزی و دیگر کیفیاتی است که از نمایش شکوهمند بنای بارگاه در لایه های مختلف شهر حاصل می شود. درحالی که باوجود بی توجهیِ ساخت وساز معاصر به این حریم های مقدس، کماکان از طریق اقداماتی ماهرانه می توان از ارزش آن ها به عنوان ثروت های فرهنگی-تاریخی حفاظت کرد و حتی این گنجینه های ملی و فراملی را بهبود بخشید. در پژوهش حاضر از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، گردآوری اطلاعات کتابخانه ای-پیمایش میدانی و از تکنیک های تعریف هندسی و حفاظت از مناظر برگزیده، طرح های مدیریت بصری، آنالیز ارتفاعی پروفیل در GIS و همچنین ارزیابی بصری کیفی QVA استفاده شده است و با تدوین چارچوب مدیریت منظر راهبردی شهرهای حرم مقام، سندی ارائه شده که به واسطه آن بتوان طی فرایندی کاربردی، سازمان بصری شهر را در مقیاس های کلان، میانی و خرد انتظام بخشید؛ به نحوی که به ارتباط بصری بین عرصه های عمومی شهر و عنصر شاخص بارگاه بیانجامد. پی جویی فرایند مذکور در شهر قم که مناظر راهبردی آن در معرض تهدید قرار دارد، به تعیین مناظر، ارائه راهنمای مدیریت بصری و محاسبه ضوابط ارتفاعی برای حوزه های حساس به ابنیه بلندمرتبه منجر شده است. این پژوهش سند مذکور را متضمن حفاظت و مدیریت مناظر راهبردی شهر دانسته و به منظور مدیریت و سازماندهی بصری دیگر شهرهای حرم مقام هم چون مشهد، کربلا، نجف و ... پیشنهاد می شود سند چارچوب مدیریت بصری به عنوان برنامه ای کارآمد در دستورکار قرار گیرد.
۲۱۹۸.

شناسایی مؤلفه های معنای نماهای آپارتمان های مسکونی از دیدگاه شهروندان؛ مطالعه موردی: آپارتمان های شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۳۹
نما یکی از عناصر تأثیرگذار بر کیفیت بصری یک بنا می باشد و شناخت اولیه هر فرد از بنا از این طریق صورت می گیرد. تابحال ادراک معانی نماها بیشتر در حوزه شهرسازی مورد توجه قرار گرفته و معانی نماها در مقیاس معماری کمتر مورد پژوهش متخصصان عرصه معماری قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر به شناسایی مؤلفه های معنای نماهای آپارتمان های مسکونی اردبیل از دیدگاه شهروندان پرداخته است. از همین رو در پژوهش حاضر تلاش شده است که به این پرسش پاسخ دهد که مؤلفه های معنای نماهای آپارتمان های مسکونی از دیدگاه شهروندان چیست؟ این پژوهش دارای رویکردی ترکیبی بوده است. بخش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری و بخش کمی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته با شهروندان اردبیل بوده است و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخت بوده که روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا و روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که مؤلفه های تأثیرگذار بر معنای نما، شامل نه مؤلفه: عوامل فرهنگی اجتماعی، سبک زندگی، عوامل اقتصادی، عوامل محیطی، قوانین شهری، کیفیت بصری، سابقه ذهنی، رسانه ها، وضعیت اجرا می باشد.
۲۱۹۹.

بررسی عملکرد اقلیمی دودکش های خورشیدی برای خانه های اهواز در اتاق های آفتابگیر جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۹۵
باوجود بحران های زیست محیطی و کاهش ذخایر سوخت های فسیلی نیاز به راهکارهای توسعه پایدار و معماری پایدار به منظور مدیریت مصرف انرژی و کاهش زیان های خطرناک انسانی بیش ازپیش احساس می شود. در این راستا به منظور افزایش آگاهی دانشجویان و طراحان بایستی آموزش های تخصصی معماری پایدار در حوزه دروس دانشگاهی قرار گیرد. ازآنجایی که ساختمان های مسکونی بخش مهمی از مصرف انرژی را در کشور شامل می شوند، بایستی میزان اثربخشی این راهکار بر نحوه طراحی ساختمان های مسکونی در شهر تهران موردبررسی قرار گیرد. این پژوهش از منظر روش شناسی پیمایشی است و دارای دو بخش کیفی و کمی است که در بخش کیفی به بررسی مبانی نظری مربوطه و در بخش دوم پرسشنامه هایی در اختیار 20 نفر از اساتید و دانشجویان معماری به منظور بررسی میزان اثربخشی آموزش های معماری پایدار بر نحوه طراحی خانه های مسکونی شهر تهران گذاشته شده است و برای تعیین اعتباریابی پرسشنامه از نرم افزار Smart PLS2 استفاده شده و به جهت اولویت بندی داده ها از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS استفاده شده است و درنهایت نتایج حاصله بیانگر آن است آموزش های معماری پایدار در سطح اجتماعی (دانشجویان، بالا بردن آگاهی مردم و درنهایت کارفرمایان) بیشترین تأثیر را داشته و در بالا بردن کیفیت محیط داخلی ساختمان به نسبت اثربخشی کمتری داشته است.
۲۲۰۰.

بایستگی بازاندیشی ریشه نگرانه در غیررسمی بودگی شهری با نگاهی نقادانه به اسناد سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۴۰۲
تحلیل دو سند ملی سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری ایران در رویارویی با اسکان غیررسمی، نگرش دوگانه پندار رسمی-غیررسمی را برجسته می سازد، بطوریکه ریشه های چنین نگرشی را می توان در مفاهیم «گفتمان توسعه» ردیابی کرد که همواره از استاندارها و شاخص هایی برای رتبه بندی هایی چون جهان اول/جهان سوم، توسعه یافته/توسعه نیافته یا رسمی/غیررسمی استفاده می کند. هدف از این نوشتار، به چالش کشیدن این نگرش غالب در سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری ایران است که با بهره مندی از «پارادایم انتقادی»، بایستگی بازاندیشی در چارچوب های نظری این اسناد مطرح می شود. همچنین تلاش می شود تا با استفاده از آموزه های برآمده از مرور ادبیات جهانی، نگرش های بدیلی در رویارویی با واقعیت اسکان غیررسمی ارائه شود. الگوواره های فلسفی و اندیشه های برآمده از گفتمان توسعه همچون دوگانه پنداری، از سوی گفتمانی چون «پساتوسعه» به چالش کشیده می شود. آنان برای تولید دانش، جغرافیای جدیدی را تحت عنوان «جهان جنوب» مطرح می سازند تا بدین طریق از دانش اقتدارگرا، مرکززدایی شود. یافته های نظری، بر اهمیت ژرف نگری در سطوح زیربنایی و سازوکارهای مولد رخدادها در سکونتگاه های غیررسمی تاکید دارند که این امر از طریق شناخت و تحلیل زیست روزمره مردم عادی و گذار از گفتمان توسعه می تواند تحقق یابد. براین اساس، چنین شناختی بر مبنای ارتباطات پویا بین کنشگران، نیروهای پیشران و سازوکارهای مولد زیربنایی در رخدادهای زیست روزمره تهی دستان، می تواند سکونتگاه های غیررسمی را نه تنها به عرصه ای برای سکونت و معیشت، بلکه بستری برای نظریه پردازی تبدیل نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان