هدف این تحقیق بررسی تاثیر رهبری کوانتومی برتعهد به تغییر از طریق کیفیت ارتباطات درک شده از تغییر وآمادگی برای تغییر بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارکنان شاغل دردانشگاه آزاد اسلامی واحداصفهان به تعداد1000تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 287 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد رهبری کوانتومی شلتون(2003) و پرسش نامه استاندارد تعهد به تغییر فدور و همکاران(2009) و پرسش نامه استاندارد ارتباطات درک شده از تغییر ارائه شده توسط میلر و مانگ(1985) و پرسش نامه استاندارد آمادگی بر تغییر ارائه شده توسط هولت و همکاران(2007) بودند روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب پرسشنامه رهبری کوانتومی (93/0) و پرسش نامه تعهد به تغییر(81/0) و پرسش نامه ارتباطات درک شده از تغییر(85/0) و پرسش نامه آمادگی بر تغییر(92/0) برآورد شد . تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که رهبری کوانتومی از طریق آمادگی برای تغییر بر تعهد به تغییر تاثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 39/0 می باشد ولی از طریق کیفیت رابطه بر تعهد به تغییر تاثیر معناداری ندارد همچنین تاثیر مستقیم بر تعهد به تغییر نیز معنادار نمی باشد.
حجم بالای مطالعات مرتبط با حوزه سبد برند و مفاهیم مشتق از آن از یک طرف و طیف گسترده و گاهاً متعارض یافته های حاصل آن ها از طرف دیگر، نویسندگان را بر آن داشت تا ضمن مرور نظام مند مطالعات انجام شده در این حوزه (به ویژه در بحث استراتژی سبد برند)، به دسته بندی و تجمیع یافته های حاصله پرداخته و مفهوم، ابعاد، پیش آیندها و عوامل مؤثر بر آن را تبیین نمایند. بر این اساس، مبتنی بر الگوی چهار مرحله ای مرور نظام مند، استراتژی جستجوی مقالات تدوین و فرآیند جستجو در پایگاه های استنادی برتر آغاز گردید و مقالات برتر و واجد شرایط به منظور بررسی عمیق تر و پاسخ به سؤالات پژوهش انتخاب شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مفهوم استراتژی سبد برند، از تعابیر هویت گرایانه به تعابیر سیستمی و در ادامه به سوی مفاهیم ساختارگرایانه و سلسله مراتبی در حال تغییر و تحول می باشد. همچنین، گستره ی برند، ارتباط بین برندهای سبد و عناصر بصری سبد برند ازجمله مهم ترین ابعاد استراتژی سبد برند هستند که توسط عوامل درونی چون عوامل مرتبط با برند و عوامل عملکردی و عوامل بیرونی چون عوامل مربوط به مصرف کننده و عوامل مربوط به رقبا تحت تأثیر قرار می گیرند.
ناتوانی در انجام حرکات عملکردی از مهم ترین عوامل ایجاد آسیب های عضلانی اسکلتی است. در تحقیق حاضر، مطالعه شد که تمرین حرکات بنیادین ثبات بخشی پویای عصبی عضلانی[1]، چه اندازه موجب بهبود انواع حرکات عملکردی می شود. نمونه تحقیق شامل 34 دانشجوی دختر بود که به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. سن، قد و وزن گروه تجربی به ترتیب 68/0± 8/18، 63/5± 4/160 سانتی متر و 41/14±4/61 کیلوگرم و گروه شاهد 91/0± 9/18، 16/3± 5/160 سانتی متر و 10/12±2/61 کیلوگرم بود. گروه شاهد تمرینات معمول و گروه تجربی پروتکل مطالعه را 3جلسه 50 دقیقه ای در هفته به مدت شش هفته انجام دادند. از پنج آزمون حرکتی به عنوان نشانگرهای اثربخشی تمرینات استفاده شد. تحلیل واریانس برای اندازه های تکراری بیانگر وجود تعامل معنادار در هر پنج آزمون حرکتی به نفع گروه تجربی بود (29/0 ≤ƞ2 و 001/0 P≤ و 13/4 ≤(32و1)F). براساس ضرایب مجذور اتا، کمترین و بیشترین تفاوت ضریب پیشرفت به ترتیب در آزمون های تعادلY و غربالگری حرکات عملکردی مشاهده شد. یافته ها مؤید آن است که می توان از تمرین حرکات بنیادین برای بهبود حرکات عملکردی استفاده کرد. بهبود کمتر حرکات عملکردی تخصصی تر نشان می دهد که آنها احتمالاً علاوه بر حرکات بنیادین به تمرین تخصصی حرکت نیز نیاز دارند.
بررسی و شناسایی ریشه های پیدایش تاریخ اساطیری و تاریخ حماسی در تطبیق تاریخ و اسطوره و تفکیک آنها از یکدیگر، می تواند بخش قابل توجهی از حقایق تاریخی را برایمان روشن سازد. نگارندگان در این مقاله با توجه به پژوهش هایی که تا کنون صورت گرفته است و همچنین مطابقت دوره های زمانی و مکانی میان عصر اساطیری و تاریخی، سعی بر یافتن دلایل اسطوره ای شدن بخشی از تاریخ شفاهی جنوب شرقی ایران (سیستان) دارند و این احتمال را می دهند که تاریخ شفاهی ایران در دورهٔ پارتی توسط گوسان ها حفظ گردیده، سپس در طول زمان و به قولی در انتقال سینه به سینه به نسل های بعد، اغراق های تمثیلی بدان افزوده گردیده است که در نهایت در دوران اسلامی، زمانی که فرهیختگان ایرانی تلاش بر گردآوری تاریخ نیاکان خویش داشتند، به صورت مکتوب درآمده و در آخر نیز توسط فردوسی در شاهنامه جاودان شده است. البته در روند این جاودان سازی نباید دلاوری و مداخله های خاندان های فئودالی به ویژه خاندان سورن را نادیده گرفت.
یکی از موضوعات مهم در بررسی تاریخ معاصر ایران، نفت و مسائل مربوط به آن است. با وجود پژوهش های فراوان در زمینهٔ تاریخ نفت ایران، امّا حوزهٔ نفت شمال تحت الشعاعِ نفت بخش های جنوبی ایران، نسبتاً کمتر مورد ارزیابی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی بسترها و زمینهٔ توجه قدرت ها به نفت شمال و عوامل و نیروهای دخیل در اکتشاف و استخراج نفت این منطقه انجام شده است. مقاله در پی پاسخ گویی به پرسشِ عوامل اثرگذار بر اهمیت یافتن نفت شمال و شرکت های فعال در عرصهٔ نفت میادین نفتی حوزهٔ دریای خزر خواهد بود.. پژوهشگران ضمن بررسی اسناد و مدارک بازمانده نسبت به موضوع با بهره گیری از روش کتابخانه ای و اسنادی در صدد تجزیه و تحلیل داده ها و تبیین مسائل مطرح شده در پژوهش خواهند بود. یافته های بررسی نشان می دهد که مطالعات در حوزهٔ نفت شمال پاره ای جدا از حوزهٔ نفت جنوب و تحولات کلی در عرصه بین المللی نبوده است. رقابت های استعمار کشورها در دورهٔ قاجار و دگرگونی هایی که در قرادادهای فی مابین به وجود آوردند زمینهٔ حضور بیشتر شرکت ها را در نفت شمال فراهم کرد.
در سنگ برجسته ها و حکاکی های هخامنشی، اغلب نماد مردی با بال های گشاده با حلقه دیده می شود. این نماد ترکیبی از نیم تنهٔ مرد و قرص خورشید بالدار است. در ترکیب این دو عنصر، شمایل های گوناگونی پیدا شده؛ گاهی نیم تنه وسط حلقه نشسته (شکل ۳) و گاه در نوک حلقه است (شکل ۱، ۲، ۴). در موارد مختلف، فضایی که برای حک نماد اختصاص داده شده متفاوت است و این موضوع باعث می شود که نمادها در جزئیات یکسان نباشند. آستین لباس مرد آویزان و نقطهٔ اتصال نیم تنه با حلقه را پوشانده است (Jacobs 1991, 62-63 شکل ۱، ۶-۱۰).
سرمایش یکی از تاثیرگذارترین فاکتورهادر تامین آسایش حرارتی است. سیستم های خنک کننده منفعل برای فضاهای مسکونی می توانند به مصرف منابع طبیعی غیر قابل تجدیدکمک کند. هدف این پژوهش بررسی عملکرد تلفیق بادگیرودودکش خورشیدی،صرفه جویی در میزان مصرف انرژی وکاهش مشکلات زیست محیطی می باشد.این مطالعه با بررسی انجام گرفته روی خانه رسولیان در شهر یزد به عنوان نمونه موردی و شبیه سازی، شیوه عملکرد بادگیر و تاثیر الحاق دودکش خورشیدی در بهبود عملکرد تهویه طبیعی، وتاثیرآن بر میزان آسایش حرارتی مورد بررسی قرار گرفته است . نتایج نشان میدهد که الحاق دودکش خورشیدی و ایجاد مکش هوابه صورت طبیعی و بهره گیری ازآب در مسیر حرکت هوا، تاثیر بسزایی برروی دماورطوبت نسبی، بصورت طبیعی وبدون استفاده از هرگونه انرژی غیر طبیعی، به ایجادآسایش حرارتی در آن مکان داشته است .
در جامعه شناسی دین، مطالعه شاخص ها و گونه های دین ورزی و تجارب دینی اهمیت ویژه دارد. بر این اساس، تمایز بین گونه های مختلف زیارت و به بیان دیگر، سنخ شناسی انواع تجربه های زیارت، محور اصلی این مطالعه تجربی کیفی بوده است. برای این مطالعه، از تکنیک مصاحبه و مشاهده میدانی استفاده شده است. 28 مصاحبه با زایران حرم امام رضا (ع) انجام شد. در چارچوب مفهومیِ پژوهش از نظریه ویلیام جیمز در تعریف تجربه دینی، و در تعریفِ وجوه مختلفِ مفهوم تجربه زیارت بر اساس تلفیقی از مدلهای بومی سنجش دین داری، سه بعد اندیشه ها (باورها)، کنش ها (اعمال) و احساسات و عواطف در نظر گرفته شده است. یافته ها نشان دهنده تنوعی از تجربه های دینی در هر سه بعد تجربه زیارت بوده است. بر این اساس پنج سنخ «زیارت سنت گرا- عادت گرا»، «زیارت شریعت گرا- مناسک گرا»، «زیارت عاطفه گرا-معناگرا»، «زیارت مبادله گرا-کارکردگرا» و «زیارت عقلانیت گرا-بازاندیش» بر اساس میزان حضور و بروز شاخص های مختلف تجربه زیارت، شناسایی و از هم متمایز شدند.
عصر جدید با ظهور و درخشش انسان به معنای مدرن آن، در عرصه معرفت شناخته می شود. اندیشه و تکاپوی شناختی انسان تعیین کننده آرایش معرفتی این عصر است و همه مقولات علم مدرن به نوعی بر محور و مدار انسان می چرخد. نظریه ماتریالیسم تاریخی مارکس، علاوه بر مبانی هستی شناختی، مبنای انسان شناختی پررنگی دارد و بر مبنای تلقی خاصی از انسان پی ریزی و صورت بندی شده است. مارکس، وجهی از هستی اجتماعی انسان؛ یعنی «کار» را محور و مبنای تحلیل دیالکتیکی خود قرار داده که هم مادی و هم اجتماعی تاریخی است. بر اساس نظر مارکس، جهان انسانی، یعنی همه نماد ها و نمود ها، اشکال آگاهی و نهادهای اجتماعی تاریخی، با همه اشکال و صور مختلف آن، صرفاً محصول و برایند عمل و کار انسانند؛ جلوه ها و تبلوراتی که در هر مرحله از تاریخ به گونه ای عینیت یافته و مختصات هر دوره تاریخی و اجتماعی را شکل داده است. این نوشتار، ضمن تقریر اجمالی نظریه ماتریالیسم تاریخی مارکس، سعی دارد مهم ترین مفروضات انسان شناختی آن را مورد بررسی تحلیلی و انتقادی قرار دهد.
مطالعه تاریخ سیاسی معاصر جهان و مناسبت های موجود در اقتصاد جهانی گویای این است: خطراتی که امنیت و رفاه آینده جوامع بشری را تهدید می کند نه چندان خطراتی چون برخوردهای بین المللی و تجاوز بوسیله یک قدرت خارجی، بلکه بی ثباتیهای اقتصادی، اکولوژیک و اجتماعی بخصوص پدیده ناامنی غذایی است. ناامنی غذایی از جمله عواملی است که می تواند ارزشهای حیاتی و در نتیجه امنیت ملی یک کشور را به مخاطره بیاندازد. امنیت غذایی که به مفهوم دسترسی به غذای کافی در حال حاضر و آینده می باشد با رشد سریع جمعیت جوامع موجودیت خود را از دست داده است و در بخشهایی از کره زمین اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ویژه ای پدید آورده است که نه تنها سرنوشت سیاسی کشورهای نیازمند بوسیله کشورهای صنعتی رقم می خورد، بلکه زندگی روزمره آنها به تصمیمات کشورهای سلطه گر بستگی یافته است و رهایی از این وابستگی و رسیدن به استقلال ملی و پیشرفت اجتماعی جز با توسعه پایدار میسر نیست و محور توسعه پایدار، توسعه کشاورزی است. توسعه کشاورزی جز با بهره گیری از روشهای علمی و دستاوردهای تکنولوژیک امکانپذیر نیست. با عنایت به این موضوع، در نوشتار حاضر نقش و جایگاه امنیت غذایی در امنیت ملی، اقتصاد مقاومتی و توسعه پایدار و نیز وضعیت امنیت غذایی کشور در دو سطح کلان و خرد و همچنین چالش ها و فرصت های آن بررسی، تحلیل و راهکارها ارائه شده است.
ظهور دولت اسلامی (داعش) در خاورمیانه، آغاز جنگ داخلی در سوریه و عراق، و تداوم منازعات در افغانستان باعث تشدید روند بحران مهاجرت در اروپا شده است. ماهیت این بحران از محوریت موضوعات اقتصادی و اجتماعی به موضوع هویتی و متعاقب آن، امنیتی تغییر پیدا کرده است. بر این اساس، در حوزه سیاست داخلی، احزاب راست رادیکال روند رو به رشدی را آغاز کرده و توانسته اند از طریق مخالفت با مهاجرت و هشدار در مورد تهدید هویتی توجه بسیاری از رأی دهندگان را به خود جلب کنند. پژوهش کنونی در صدد است به بررسی تأثیر بحران مهاجرت بر قدرت گرفتن احزاب راست رادیکال در اروپای غربی، و به صورت موردی حزب جبهه ملی فرانسه طی سال های 2008 – 2017 بپردازد. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می هد که در سال های مورد مطالعه، بحران مهاجرت همراه با بحران اقتصادی اروپا و ناکامی های اتحادیه اروپا، فرصت رشد و توسعه احزاب راست رادیکال را فراهم کرده است. حزب جبهه ملی فرانسه به عنوان یکی از قدرتمندترین احزاب راست رادیکال در اروپای غربی از طریق امنیتی کردن مساله مهاجرت توانسته است به موفقیت های چشمگیری در عرصه های انتخاباتی دست یابد و به یکی از احزاب تأثیرگذار در صحنه سیاسی فرانسه تبدیل شود.
جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر، فشارهای مختلفی را برای تبعیت کامل از هنجارهای حقوق بشر جهانی متحمل شده است. بررسی خاستگاه سرمایه دارانه چالش های حقوق بشری ایران و تحول ابزارهای فشار علیه این کشور مطابق با نظریه نئوگرامشی، مسئله اساسی مقاله حاضر است. نتایج پژوهش نشان می دهد که حقوق بشر نقش رهبری فکری و اخلاقی را در سرمایه داری جهانی دارد. در این راستا، با تداوم مناسبات سرمایه دارانه پس از انقلاب اسلامی در ایران، استقلال نسبی روبنای سیاسی، فرهنگی و حقوقی، به این کشور امکان مخالفت و عدم تبعیت از رژیم حقوق بشر جهانی را می دهد. همزمان با دگرگونی ها در نظام سرمایه داری جهانی، فشارها علیه ایران ماهیت اقتصادی گرفته و هژمون سرمایه داری با دو ابزار زور (وضع و اجرای مؤثر تحریم ها از سوی دولت ها و سازمان های جهانی و منطقه ای) و رضایت (اقدامات شبکه حامی برای افزایش ریسک تجارت، چانهزنی با شرکت ها برای انصراف از کسب و کار و برقراری انواع مکانیسم ارزیابی حقوق بشری بر فعالیتهای اقتصادی بینالمللی با ایران) به ترغیب این کشور در تبعیت از حقوق بشر جهانی میپردازد.
این مقاله با بهره گیری از نظریه ثبات هژمونیک درصدد پاسخگویی به این پرسش بوده است که «راهبرد آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001 چگونه بر مناسبات دو کشور هند و چین اثر گذاشته است». نویسندگان با روش توصیفی- تحلیلی این فرضیه را مورد آزمون قرار داده اند که ایالات متحده آمریکا از رهگذر بالا بردن وزنه هند در منطقه ایندوپاسیفیک و تلاش برای مهار چین درصدد تداوم هژمونی خود در این منطقه برآمده است؛ زیرا باور داشته که چین تهدیدی نزدیک و هند تهدیدی دوردست به شمار می رود. بر این اساس و با این اندیشه که هند به عنوان قدرت متوسط در آینده ظرفیت به چالش کشیدن منافع آمریکا را در منطقه مزبور ندارد، درصدد کنترل چین از طریق تقویت هند برآمده است. نگارندگان این مقاله ضمن تبیین نظریه ثبات هژمونیک و تشریح سیاست آمریکا در منطقه ایندوپاسیفیک به تجزیه وتحلیل تأثیر آن بر سیاست ها و مناسبات هند و چین پرداخته اند.
به طور کلی دغدغه محیط زیستی دغدغه ای است پسا مادی که خود محصول توسعه است و از بین بردن شکاف های اقتصادی و طبقاتی که یکی از مهم ترین نمودهای آن توزیع برابر درآمد است از نمودهای اقتصادی توسعه است. حال اگر این حلقات زنجیروار تحلیلی را معکوس کنیم در می یابیم که توزیع نابرابر درامد یعنی عدم توسعه یافتگی و این همه یعنی افت کیفیت محیط زیست. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تأثیر نابرابری درآمد بر کیفیت محیط زیست در ایران است. سؤال اصلی مقاله این است که نابرابری درآمد چه تأثیری بر کیفیت محیط زیست در ایران دارد؟ برای پاسخ گویی به سؤال اصلی سؤالات فرعی دیگری نیز در این مقاله مطرح می شود از جمله این که وضعیت محیط زیست در ایران چگونه است؟ و این که مؤلفه های توسعه از جمله توزیع درامد در ایران در چه سطحی قرار دارند؟ به طور کلی یافته های این مقاله نشان می دهد که در بازه های زمانی مختلف سیاست های توزیع برابر درآمدی باعث کاهش آلودگی زیست محیطی برای ایران می شود؛ به عبارت دیگر در ایران، گرایش به تخریب محیط زیست در افراد ثروتمند بیشتر از افراد فقیر است و باز توزیع درآمد می تواند منجر به کاهش آلودگی سرانه شود. از طرف دیگر و در سطح کلان بین کنترل آلودگی و برابری اقتصادی یک ارتباط متقابل و دوجانبه وجود دارد به نحوی که با افزایش سرمایه گذاری برای کنترل آلودگی و بهبود کیفیت محیط زیست، منابع مالی کمتری جهت بهبود توزیع درآمد و برابری اقتصادی در دسترس خواهد بود. با توجه به این مقدمه در این مقاله تلاش خواهد شد به تحلیل اثر نابرابری درآمد بر کیفیت محیط زیست در ایران پرداخته شود. بدین منظور از داده های آماری دوره ۱۳95-۱۳۴۹ استفاده شده است. هم چنین با استفاده از مدل خود توضیح با وقفه های توزیعی (ARDL) روابط کوتاه مدت و بلندمدت بین متغیرهای مدل برآورد شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. هم چنین ضریب جمله تصحیح خطا نشان می دهد که در هر دوره 38 درصد از عدم تعادل تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک می شود. آزمون های ثبات ساختاری نیز نشان دهنده باثبات بودن ضرایب تخمین در طول دوره مورد مطالعه هستند.
معضلات و چالش های زیست محیطی موجود در روستاهای کشور ضرورت و اهمیت ارتقاء شاخص های زیست محیطی قبل از هر گونه برنامه ریزی را بسیار ضروری ساخته است. با توجه به اهمیت مشارکت مردمی در ارتقاء شاخص های توسعه به ویژه بعد زیست محیطی ( طبیعی ) در مناطق روستایی، تحقیق حاضر سعی دارد راهبردهای مشارکت ساکنین را برای ارتقاء شاخص های زیست محیطی روستا در دهستان های بخش مرکزی ملارد شناسایی و به اولویت بندی آن ها بپردازد. سؤال اصلی مقاله این است که چگونه می توان زمینه مشارکت ساکنین نواحی روستایی دهستان های بخش مرکزی ملارد را برای بهبود شاخص های زیست محیطی فراهم نمود؟ و اینکه راهبردهای اولویت دار برای افزایش مشارکت مردمی در بهبود محیط زیست نواحی روستایی دهستان های بخش مرکزی ملارد کدامند؟ تحقیق حاضر کاربردی است و به روش توصیفی - پیمایشی انجام شده است. روش گردآوری داده ها، میدانی و با استفاده از پرسشنامه است و با مدل SWOT و آزمون T به سؤالات پاسخ داده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بیشترین تمرکز صنایع فعال در دهستان های بخش مرکزی ملارد بوده که 92/25 درصد از کل واحدها را به خود اختصاص داده است، علاوه بر این مشکلات زیست محیطی ناشی از تولید زباله های خانگی، فضولات حیوانی مانند دیگر روستاهای کشور گریبان گیر این دهستان است. در بین عوامل درونی و بیرونی مؤثر، عامل O<sub>6</sub> (آموزش و اطلاع رسانی به روستائیان) با مجموع امتیاز نهایی 2658/0 در اولویت اول قرار دارد. این در حالی است که عامل T<sub>7</sub> (تغییر الگوی مصرف) با مجموع امتیاز نهایی 0169/0 کمترین میزان تأثیر را در افزایش مشارکت مردمی دهستان های بخش مرکزی ملارد در راستای ارتقای زیست محیطی به خود اختصاص داده است. موقعیت قرار گیری عوامل درونی و بیرونی در ماتریس 9 خانه ای نشان می دهد که باید برای ارتقای وضعیت زیست محیطی راهبردهای تهاجمی را مورد توجه و در اولویت اول قرار داد.