ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۵٬۱۶۱ تا ۵۵٬۱۸۰ مورد از کل ۵۳۲٬۲۷۸ مورد.
۵۵۱۶۱.

راهبرد برند در هویت بصری موزه های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۴۴۴
بیان مسئله: موزه ها از جمله مکان های ارزشمند در دنیا هستند. شهر تهران نیز دارای موزه های غنی تاریخی، فرهنگی، علمی، تفریحی و گردشگری است. بخش تعیین راهبرد هویت بصری موزه ها بر عهده طراحان گرافیک است. طراحی گرافیک برای موزه ها با نمایش اطلاعات تصویری در قالب طراحی هویت بصری و گرافیک محیطی، به وسیله ابزارهای ارتباطات و تبلیغات نمایان می شود. پژوهش های انجام شده در این حوزه، بیشتر به مباحث حوزه بازاریابی موزه و مطالعه گرافیک محیطی پرداخته اند. لذا این پژوهش با مطالعه راهبرد برند در هویت بصری موزه های تهران به تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق در چند نمونه از هویت بصری موزه های دنیا و موزه های تهران پرداخته است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش مطالعه و کمک به تدوین راهکارهای راهبردی در طراحی گرافیک برای مکان های فرهنگی-گردشگری مانند موزه ها در تهران با روش کیفی است. این پژوهش در پاسخ به این سؤال ها انجام شده که هویت بصری موزه های تهران از منظر طراحی گرافیک چیست؟ و دیگر اینکه، موزه های تهران از چه راهبرد هایی برای هویت بصری خود استفاده کرده اند؟روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در تطبیق نمونه هایی از هویت بصری موزه های تهران، با استناد به منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است.نتیجه گیری: موزه های تهران در طراحی هویت بصری خود، از راهبردهای استفاده از نام اصلی برند، بهره گیری از تصویر بنای موزه، استفاده از تایپوگرافی در طراحی نشان موزه، تمایز و پای بندی به اصول طراحی خدمات، رویکرد نگاه ملی و همچنین نگاه به سنت، بهره برده اند. همچنین موزه های تهران از منظر طراحی گرافیک، قوانین لوگوگاید را رعایت کرده اند و از تایپ فیس و خانواده بریف حروف منحصربه فرد، برای هویت بصری برند خود بهره گرفته اند. این پژوهش، نمایان گر اهمیت تدوین، برنامه ریزی و اجرای راهبرد همه جانبه در مسیر یکپارچگی هویت بصری طراحی گرافیک موزه های تهران است.
۵۵۱۶۲.

گونه شناسی خانه های اعیانی کوشکی دوره پهلوی اول در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۳۷
بیان مسئله: با تأسیس کارخانجات صنعتی دوره پهلوی اول، طبقه اعیانی اجتماعی جدید کارخانه دار به خانواده های اعیانی سنتی (تجار، روحانیون درباری، ملاکین، وابستگان حکومت) اصفهان افزوده شدند. با توجه به تحولات آن دوره و خواسته های جدید مالکان کارخانه دار و نیز تجار و برخی وابستگان حکومت، سبک جدیدی در خانه های اعیانی اصفهان به صورت کوشکی ایجاد شد. امروزه این خانه ها، بدون هیچ گونه اسناد مکتوب، تخریب شده یا در معرض تخریب قرار دارد. هدف پژوهش: این مطالعه با هدف تحلیل و مستندسازی میراث معماری مسکونی معاصر اصفهان، به گونه شناسی خانه های مورداشاره، انجام شده است. روش پژوهش: روش انجام این پژوهش، تاریخی - تفسیری و براساس یافته های میدانی، اسنادی و شفاهی بوده است و گونه شناسی خانه های اعیانی کوشکی شهر اصفهان در دوره پهلوی اول، براساس ترکیب توده – فضا و نحوه قرارگیری در زمین، چیدمان عناصر فضا - ورودی و محورهای اصلی و فرعی بنا، نما و تزیینات انجام شده است. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که خانه های کوشکی شهر اصفهان در دوره پهلوی اول را می توان در سه گونه شناسایی کرد، گونه اول: با سازمان دهی فضایی توسط یک پلکان (غالباً دوطرفه) در وسط پلان و سایر عناصر فضایی که در طرفین آن شکل می گیرد، گونه دوم: در سازمان دهی فضایی این گونه، تالار در مرکز قرار گرفته و بقیه عناصر فضایی در کنار آن جا می گیرند. گونه سوم: در این گونه، فضاهای خدماتی در طبقه همکف توسط یک راهرو از دیگر فضاها، جدا شده است. عنصر راهرو در مرکز پلان قرار گرفته و بقیه عناصر در کنار آن شکل گرفته اند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که در فضاهای داخلی خانه های موردمطالعه، حجم و تنوع تزیینات، نسبت به دوره قاجار کاهش یافته، ولی نماهای رو به حیاط و گذر، تزیینات بیشتری (آجرکاری، کاشی کاری و فلزکاری) دارند؛ مضامین تزیینات، بیشتر هندسی و واقع گراست؛ مصالح سنتی اصفهان در ساخت آنها به کار رفته و سقف های تخت با تیرهای چوبی، جایگزین طاق های سنتی شده است.
۵۵۱۶۳.

سطوح اثربخشی ساختار قدرت بر معماری دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۳۶۷
بیان مسئله: معماری از دیرباز پیوندی مستحکم و دوسویه با عوامل تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی داشته و تحولات بروزیافته در این زمینه ها، اثرات مشهودی را بر معماری گذاشته است. در این رهگذر، پهلوی اول به دلیل تحولات گسترده در زمینه های متفاوت، به عنوان یکی از شاخص ترین دوره های تاریخی ایران در نظر گرفته شده که گرایش ها و تفکرهای خود را به واسطه معماری بیان کرده و به عنوان بازتابی از یک دوره سیاسی، قابلیت قرائت و تحلیل دارد. از سویی بررسی پژوهش های گذشته نشان می دهد که در این حوزه صرفاً به تشریح عوامل تأثیرگذار بر معماری و تحولات در وجوه مختلف جامعه به صورت مستقل پرداخته شده و نقش ساختار قدرت به عنوان مهره کلیدی و سطوح اثربخشی آن بر معماری به واسطه جریان های فکری غالب و مؤلفه های تأثیرگذار بر این ایدئولوژی ها، مغفول مانده است. هدف پژوهش: در این راستا، این پژوهش به بررسی شبکه ساختار قدرت و سطوح اثربخشی آن بر معماری دوره پهلوی اول پرداخته و در پی یافتن پاسخ به این پرسش ها است که مؤلفه های کلیدی تأثیرپذیر از ساختار قدرت دوره پهلوی اول چیست؟ و سطح و نحوه اثربخشی آن ها بر معماری دوره پهلوی اول چگونه است؟ روش پژوهش: بر این اساس این پژوهش از نوع کیفی با چارچوبی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، اسنادی و مرور فشرده ادبیات نظری است. نتیجه گیری: یافته های این جستار بیانگر آن است که ساختار قدرت با بهره گیری از مؤلفه های کلیدی نظیر سلطه رضاشاه در دولت و ارتش، اهمیت به ایران باستان، نفوذ سیاست های غربی از طریق حضور متخصصان اروپایی و افراد واقف بر توسعه یافتگی غرب و رشد تکنولوژی با نحوه و میزان سطوح مداخله متفاوت در معماری بناهای حکومتی و شخصی، اعمال نفوذ کرده است. در این راستا می توان اذعان کرد که ساختار قدرت، نقش کلیدی را در نوگرایی معماری ایران در دوره پهلوی اول به واسطه ایجاد زیرساخت های شهری، اجتماعی و فعالیتی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در سه سطح کلان، میانه و خرد ایفا کرده است.
۵۵۱۶۴.

بازیابی فرم ادوات جنگی دوره ایلخانی بر اساس نگاره های منابع تاریخی این دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۲۶۰
ساخت ادوات جنگی به منظور دفاع، تثبیت و گسترش قدرت حاکم همواره مورد توجه نهادهای قدرت در اعصار مختلف بوده است. ایلخانان نیز برای اعتلای حکومت خود نیازمند ساخت تجهیزات نظامی بوده اند. امروزه، علی رغم کاوش های باستان شناسی در محوطه های ایلخانی، اطلاعات چندانی از این جنگ افزارها به دست نیامده است. در این میان، نگاره های دوره ایلخانی، به دلیل پرداختن به صحنه های رزمی، از منابع دست اول جهت آگاهی از انواع ادوات جنگی این دوره به حساب می آیند. بر همین اساس، در این مقاله با بررسی و تحلیل نگاره های دوره ایلخانی، انواع ادوات جنگی مورد استفاده این دوره مورد مطالعه قرار می گیرد و طرحی از آن ها نیز جهت آشنایی بیش تر ارایه می شود. هدف، بررسی فرم، تزیین و کاربرد سلاح های دوره ایلخانی است. شیوه گردآوری اطلاعات با استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانه ای انجام شده است. پژوهش حاضر به روش تاریخی، توصیفی- تحلیلی درصدد است بر اساس نگاره های نسخ خطی و با استفاده از منابع مکتوب تاریخی به این پرسش ها پاسخ دهد که: در دوره ایلخانی از چه نوع ادوات جنگی استفاده می شد و این ادوات جنگی دارای چه فرم و تزییناتی بوده اند؟ آیا فرم و نقوش ادوات جنگی این دوره، نشان از رده نظامی افراد دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که، در این دوره مجموعه ای از انواع شمشیر، گرز، نیزه، تیر و کمان، سپر دفاعی، زره، کلاه خود و منجنیق در طی لشکرکشی در میدان های کارزار، مبارزه تن به تن، شکار و مراسم دربار مورد استفاده قرار گرفته است که طرح آن ها در بدنه اصلی مقاله ارایه خواهد شد. زره و کلاه خود این دوره نشان از رده نظامی دارد و برخی از جنگ افزارها دارای نقوش اسلیمی، هندسی، گیاهی و حیوانی هستند.    
۵۵۱۶۵.

بررسی خاستگاه، فرم و مضمون در کتیبه های دارای صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸ تعداد دانلود : ۳۶۸
کتیبه های دارای صورت در قرون میانه دنیای اسلام با شکل های مختلف به خصوص در اشیای فلزی به کار رفته اند. مسئله اصلی این است که  نگاه به آن ها بیشتر به شکل نوعی خوشنویسی تفننی یا جزیی از  نقش واق بوده و هیچ گاه به شکل جامع و دقیق به نمونه های گوناگون و تفکرات احتمالی بانیان و هنرمندان توجه نگردیده است. هدف این پژوهش بررسی خاستگاه، مضامین و فرم های گوناگون آن جهت پی بردن به دلایل احتمالی استفاده از این نوع خطوط و بررسی نام های گذاشته شده بر روی این کتیبه ها است. بر این اساس پرسش هایی مطرح گردید: 1. طبقه بندی شکلی کتیبه های دارای صورت در آثار غیر معماری چگونه است؟ 2. مضامین کتیبه های دارای صورت چیست و آیا ارتباطی بین فرم و مضمون در این کتیبه ها و دلایل استفاده از آن وجود دارد؟ روش تحقیق با رویکرد توصیفی- تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات نیز بصورت اسنادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد عنوان "کتیبه های صورت دار" برای نام گذاری این خطوط می تواند مناسب تر بوده و به پنج دسته تقسیم بندی می شوند: کتیبه های صورت دار۱. پرنده نما ۲. انسان سر۳. جانورنما ۴. ترکیبی ۵. متحرک. در بررسی مضامین، دو مضمون اصلی شامل مفاهیم و عبارات مذهبی و دعاهای مرتبط با طالع خوش، درکنار دو مضمون فرعی شامل امضا و نام هنرمند و اشعار خاص مشخص گردید. همچنین هماهنگی فرم با مضمون طالع بینی و خوش یمنی و نیز نام مبارک پیامبر در بسیاری از نمونه ها شناسایی شد. علی رغم نمونه های به تازگی معرفی شده در شوش و بصره،  می توان نیشابور را به عنوان خاستگاه این نوع از کتیبه ها در جهان اسلام معرفی کرد که زمانش به استناد سکه ها به قرن 8 میلادی (نیمه دوم قرن دوم هجری) تا زمان سامانیان و به احتمال بیشتر به پیش از سامانیان بازمی گردد.
۵۵۱۶۶.

مطالعه تطبیقی ساختار و نشانه های تصویری سنگ افراشته های قبرستان شادباد مشایخ و خالد نبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۴۰۱
گورستان های تاریخی در ایران با ساختار متفاوت و با نقوش بسیار زیبا و سمبلیکی که بر روی برخی از آنها وجود دارد موضوعی است که پژوهشگران بسیاری را در حیطه مردم شناسی، قوم نگاری، باستانشناسی و نیز علاقمندان به تاریخ هنر، مجذوب خود کرده است. امروزه زیباترین و سمبولیک ترین سنگ قبرها را می توان در میان گورستان های باقی مانده در مناطق ترک نشین ایران که روزگاری مقر اصلی ترکان سلجوقی و ایلخانان مغول بوده است، مشاهده کرد. گورستان شادباد مشایخ در استان آذربایجان شرقی و محوطه تاریخی خالد نبی در استان گلستان قرار دارد. دو منطقه مورد نظر در پژوهش پیش رو به جهت جغرافیایی در دو نقطه کاملا متفاوت از یکدیگر قرار گرفته اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو بررسی وجود ارتباط فرهنگی- تاریخی بین سنگ افراشته های استوانه ای شکل موجود در سایت تاریخی منطقه خالد نبی و میل های تدفینی استوانه ای شکل گورستان شادباد مشایخ است. در راستای اهداف پژوهش، سؤال اصلی جستار پیش رو بیانگر این مهم است که – ویژگی های تصویری و ساختاری میل های تدفینی مناطق " شادباد مشایخ و خالد نبی"، متاثر از کدام ویژگی های فرهنگی و مذهبی هستند؟ روش تحقیق در جستار پیش رو به صورت تطبیقی با استناد به برخی داده های باستانشناسی، مطالعات موردی انجام شده به صورت کتابخانه ای و نیز مطالعه میدانی صورت گرفته توسط پژوهشگر بر روی 30 نمونه از سنگ ا فراشته های مناطق مورد پژوهش، انجام شده است. نتایج پژوهش بیان می کند که میل های استوانه ای تدفینی موجود در هر دو گورستان تاریخی- فرهنگی اغلب دارای بدنه ای استوانه ای شکل با کلاهکی مخروطی با ارتفاع متفاوت شکل گرفته اند که بیانگر ویژگی های شاخص معماری ترکان کوچ نشین و بیابانگرد آسیای میانه با نشانه های تاثیرات مذهب بر معماری اسلامی است. اما آنچه میل های تدفینی گورستان شاد بادمشایخ را از محوطه خالدنبی متمایز کرده است، ساختار بسیار ساده و بدوی سنگ افراشته های فاقد هرگونه خوشنویسی و یا تزئینات متاثر از معماری اسلامی، در گورستان خالد نبی در تقابل با تاثیرات مستقیم معماری عصر اسلامی خصوصا تزئینات معماری حاکم بر عصر ایلخانی در طراحی میل های تدفینی گورستان شاد بادمشایخ است. 
۵۵۱۶۷.

تحلیل و بررسی نقوش کاشی کاری تکیه معاون الملک کرمانشاه با استفاده از روش آزمون ناپارامتری آماری (کای اسکوئر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۱۸
از ویژگی های معماری دوره قاجاریه در ایران از منظر آثار هنری، همگام شدن آن ها با مضامین مذهبی، ادبی و اساطیری است. بنای «تکیه معاون الملک» کرمانشاه یکی از شاخص ترین آثار معماری دوره قاجاریه با بهره گیری از تزئینات کاشی کاری با چنین مضامینی است. این پژوهش به منظور تبدیل کیفیت نقوش هنری یک بنای سنتی به کمیتی قابل سنجش است و از منظر آماری به تحلیل معنی داری ارتباط بین فضاهای معماری تکیه و زمینه و رنگ غالب کاشی کاری موجود در آن ها می پردازد. هدف اصلی آن تعیین میزان و نوع ارتباط بین فضای معماری تکیه و زمینه نقوش، رنگ غالب و تکرارپذیری آن ها با استفاده از یک روش آماری معین بوده است. مهم ترین سؤالات این پژوهش عبارت اند از: 1. دسته بندی نقوش تکیه معاون الملک کرمانشاه چگونه است؟ 2. رابطه آماری و معنی دار بین فضای معماری تکیه و زمینه نقوش و رنگ غالب آن ها چیست؟ تحقیق حاضر ازنظر نوع پژوهش، کاربردی بوده و ازنظر روش پژوهش در زمره تحقیق های کمی و آمار استنباطی است. ازآنجاکه نوع متغیرهای این تحقیق از نوع ناپارامتری ارزیابی است از آزمون کای اسکوئر در نرم افزار اس پی اس اس استفاده شده است. در این پژوهش در ابتدا تبیین مبانی نظری و تعریف متغیرهای تحقیق با استناد به مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و به روش تحلیلی و توصیفی انجام شده و سپس با استفاده از مطالعات میدانی و پیمایشی، این متغیرها با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی در قالب جداول تبیین و تلخیص گردیده است. با توجه به نتایج این پژوهش و مقادیر آزمون کای اسکوئر 63.96 می توان با قاطعیت گفت بین نوع فضاها در تکیه معاون الملک و زمینه نقوش کاشی کاری ها رابطه معنادار و سامانمند وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون کرامر جهت نشان دادن شدت این رابطه با مقدار 0.906 نشان می دهد؛ که رابطه ای قوی و با شدت بالا بین این دو متغیر وجود دارد. همچنین بین دو متغیر زمینه و رنگ غالب نقوش کاشی کاری نیز با توجه به کوچک تر بودن از 0.05 رابطه معناداری وجود دارد که با توجه به ضریب 0.757 آزمون کرامر می توان گفت شدت این رابطه نسبتاً قوی است. بر اساس سایر نتایج حاصله، بین دو متغیر نوع فضای معماری و رنگ غالب نقوش کاشی کاری در تکیه معاون الملک ارتباط قوی وجود ندارد.
۵۵۱۶۸.

وهم انگاری و مسئله ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۴۸۶
نظریات فلسفه ذهن در نسبت پاسخ به مسئله ذهن، به وهم انگاری و غیروهم انگاری تقسیم می شوند؛ وهم انگاری در مورد مسئله ذهن قائل به وهمی بودن هر آن چیزی است که نفس خوانده می شود و به لحاظ مسئله مورد بررسی با وهم انگاری اراده آزاد و وهم انگاری آگاهی متفاوت است؛ اما به لحاظ این که از فیزیکالیسم بهره می برند، با هم اشتراک دارند. نگارندگان تقریر اخیر از وهم انگاری را نزد نوروفیلسوفان و دنیل دنت استقراء کرده اند. مقاله حاضر به تبیین چیستی وهم انگاری نفس، یعنی تبیین دو دیدگاه مذکور در باب مسئله ذهن و نهایتاً مقایسه تطبیقی آن ها اختصاص دارد. برای این منظور از روش فیش برداری کتابخانه ای بهره برده ایم و به این نتیجه رسیدیم که اینهمانی ذهن-مغز که اساسی ترین مبنای فیزیکالیستی وهم انگاری است تبعات فراوانی دارد؛ از جمله تبدیل شدن انسان به ماشین، یگانه انگاشتن انسان با سایر حیوانات و بروز برخی ایده های خاص در مورد ایده زامبی فلسفی. چنین وهم انگاری ای، نفس و آن چه بر آن بنا نهاده شده است (مانند هویت شخصی غیرمادی، تبیین غیرفیزیکال آگاهی، وجود اراده آزاد، اخلاق متافیزیکی و ...)، همه را توهمی می خواند و معتقد است برای این مفاهیم، تبیین های فیزیکال به دست آمده یا به دست خواهد آمد. وجه اشتراک دو نظریه مذکور هم، در وهمی خواندن مفاهیم ذهنی و مخالفت با دوگانه انگاری براساس مبانی فیزیکالیستی-فرگشتی، و وجه اختلاف آن ها در حذف انگاری است. ناگفته پیداست که هر نظریه ای از جمله وهم انگاری، قابل نقادی است؛ اما نگارندگان به دلیل رعایت حدود مقاله نویسی از آوردن آن ها معذوراند.
۵۵۱۶۹.

جزئی و کلی در آثار ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۵۲۶
دو اصطلاح καθόλου و καθ’ ἕκαστον نخستین بار در آثار ارسطو به معنای کلی و جزئی مطرح شده است. افلاطون غالباً اصطلاح ὅλον را به کار می برد که به معنای «کل» است و ارتباطی با کلی ندارد. καθόλου نیز در آثار او به ندرت و همیشه مترادف با ὅλον به کار رفته است. «کل» صفت مخصوص مُثُل است و به درجه ای از وحدت دلالت دارد که میان واحد و کثرات قرار می گیرد. ارسطو καθόλου را به معانی مختلف به کار می برد و به نظر می رسد که در استعمال آن چندان دقت ندارد. καθόλου در آثار او گاهی به معنای کلی منطقی است، اما بیش از همه و خصوصاً در نقد نظریه مُثُل مترادف با «جنس» است و لزوماً به معنای کلی منطقی نیست. وی به افلاطون انتقاد می کند که قائل به وجود مستقل «کلی» است، اما برخلاف تصور رایج، καθόλου در این قبیل عبارات منحصراً به معنای «جنس» است و شامل نوع یا هر کلی منطقی نمی شود. به همین ترتیب «جزئی» در آثار او گاهی به معنای جزئی منطقی است، اما در نقد نظریه مُثُل اغلب مترادف با نوع است. کلی و جزئی در عین حال نسبتی با کل و جزء دارد و از این لحاظ جنس «جزء» و نوع «کل» به شمار می آید. در این مقاله سعی داریم ارتباط لغوی و منطقی اصطلاحات «کل» و «کلی» و همچنین نسبت میان «جزء» و «جزئی» را تبیین کنیم، اما در نهایت هیچ ارتباطی میان آنها دیده نمی شود.
۵۵۱۷۰.

بررسی عالم خیال منفصل از منظر پدیدارشناسی هنری کُربن در داستان نوجوان بر اساس داستان سورنا و جلیقه آتش از مسلم ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۴۳
هنری کُربن فیلسوف فرانسوی است که پدیدارشناسی هوسرل را با فلسفه اسلامی و به خصوص حکمت شیخ اشراق و ملاصدرا پیوند زد. عالم خیال منفصلی که از این پیوند حاصل شد، دنیای برزخی است که حوادث و رویدادها در آن بین دو دنیای مادّی و خیالی قرار می گیرند. از جمله متونی که می توان با معیارهای عالم خیال منفصل به بررسی آن پرداخت، داستان سورنا و جلیقه آتش از مسلم ناصری است که داستان او در رده ادبیّات کودک و نوجوان قرار می گیرد. داستان سورنا و جلیقه آتش داستانی فانتزی است که موضوع آن فراواقعی بوده و در عین حال پُر از تازگی و پویایی تصویر و حاصل ذهن خلّاق نویسنده است و تناسب و همانندی های بسیاری با ویژگی های عالم خیال منفصل دارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عالم خیال منفصل در داستان سورنا و جلیقه آتش است. از این رو در جستار حاضر با روش توصیفی_ تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، پدیدارشناسی هنری کُربن و ویژگی های عالم خیال منفصل در داستان سورنا و جلیقه آتش استخراج شد و مفاهیم مشترک واکاوی گردید. نتایج نشان داد که ویژگی های عالم خیال منفصل در لا به لای تصویرها و مفاهیم داستان کاملاً حضور دارد و بر سراسر آن، مانند فکری مسلط سایه افکنده است.
۵۵۱۷۱.

بررسی مفهوم ذهن و جایگاه عقل نزد هیوم در باور به علّیت با رویکرد طبیعت گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۱ تعداد دانلود : ۴۶۰
معمولا در بیان دیدگاه هیوم از علّیت بر ابعاد سلبی و نتایج شکاکانه آن متمرکز می شوند. در حالی که طبق تفسیر طبیعت گرایانه، دغدغه هیوم تبیین ماهیت انسان و تعیین محدوده فهم بشر است. هدف او این نیست که رابطه علّیت را به لحاظ فلسفی انکار کند، بلکه منتقد آن نوع تفکر فلسفی است که ادعای عقلانی کردن باورها را دارد. هدف اول نویسنده در این مقاله آن است که با تکیه بر تفسیر بی سابقه کمپ اسمیت، تبیین طبیعت گرایانه ای از بحث علّیت نزد هیوم ارائه دهد. در مکانیزمی که اسمیت از کارکرد ذهن انسان ارائه می دهد، منشأ تصور پیوند ضروری، احساسی درونی است که به واقعیت تعمیم می یابد و باور به علّیت با هیچ استدلالی قابل اثبات نیست. نشأت گرفتن باور به علّیت از احساس درون ذهن که مبتنی برعقل هم نیست، چالش جدی در پذیرش و توجیه آن ایجاد کرده است. هدف ثانوی و اصلی مقاله بررسی و تبیین ذهنی بودن منشأ پیوند ضروری است، سپس مفهوم عقل از دیدگاه هیوم مورد ارزیابی قرارمی گیرد تا روشن شود که به چه معنا باور به علّیت نمی تواند مبتنی بر عقل باشد.
۵۵۱۷۲.

بررسی تطبیقی آرای ملاصدرا و ابن سینا در باب بداهت جهان خارج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۷۱
فیلسوفان مسلمان «محسوسات»، یعنی قضایای ناظر به جهان خارج را «بدیهی ثانوی» تلقی کرده اند، از نظر ابن سینا بدیهیات ثانویه هرچند استدلال پذیر هستند، اما نیاز به استدلال ندارند و به همین جهت بدیهی اند؛ اما از نظر ملاصدرا، بدیهی واقعی منحصر در «اولیات» است، و بدیهیات ثانویه در واقع «نظری» هستند، از این رو ابن سینا وجود جهان خارج را بدیهی و ملاصدرا آن را نظری و نیازمند برهان می داند. در این پژوهش با اقامه دلایلی نشان داده ایم نظر ابن سینا هم تناقض آمیز و هم مستلزم نسبیت و تشکیک در بدیهیات است که هیچ کدام قابل دفاع نیست؛ لذا هم داستان با ملاصدرا معتقد هستیم که: بدیهیات ثانویه واقعا بدیهی نیستند و نظری هستند؛ تشکیک و نسبیت در بدیهیات درست نیست و بدیهی واقعی منحصر در «اولیات» است و «وجود جهان خارج» نظری و نیازمند برهان است. در این مقاله از روش تحلیلی- تطبیقی- انتقادی استفاده کرده ایم. 
۵۵۱۷۳.

نسبت «حضور دیگری» و «معناداری زندگی» در اندیشه ی ژان پل سارتر و مارتین بوبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۴۴۷
ژان پل سارتر و مارتین بوبر هر دو به انسان، مسائل و اضطراب های وجودی او توجه کرده و درباره آن ها فلسفه ورزی نموده اند. ازجمله ی این مسائل، موضوع «دیگری» و «معنای زندگی» است. هدف پژوهش حاضر بررسی حضور «دیگری» و تأثیر آن در «معناداری» یا «بی معنایی» زندگی ازنظر این دو متفکر است. آراء سارتر در جایگاه یک اندیشمند خداناباور درباره «دیگری» در دو رویکرد ظاهر می شود؛ ابتدا دیدگاه افراطی او نسبت به «دیگری» که به حدی بدبینانه است که او را جهنم می نامد و ارتباط «من» با «دیگری» را مبتنی بر «ستیز» می داند. زندگی در این نگاه پوچ و بی معناست. سارتر در آراء متأخرش رویکردی اعتدالی پیدا می کند و معتقد است که باید به «جعل معنا» برای زندگی پرداخت و «دیگری» می تواند در این معنایابی نقش مؤثری داشته باشد. از طرفی، مارتین بوبر، اگزیستانسیالیستی الهی است که «دیگری» و «معنای زندگی» را در پیوندی عمیق با یکدیگر می بیند. در اندیشه ی او دستیابی به ارتباط اصیل و در پی آن کشف «معنای زندگی» تنها وقتی ممکن است که «تو»یی وجود داشته باشد. البته «تو» مراتبی دارد و بلندمرتبه ترین «تو»، «توی ابدی» است که در سایه ی «فیض» او، «معنای زندگی» کشف می شود.
۵۵۱۷۴.

تنش بین ساختار روایت و محتوای فلسفی در اعترافات روسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۸۴
روسو در اعترافات به دنبال نمایش خود با تمام خصوصیات حقیقی و طبیعی آن است. او ادعا می کند که خود حقیقی و طبیعی او تنها با در نظر داشتن زنجیره احساساتش، فهم منشأ این احساسات و مشخص کردن تمایز بین آن ها از جهت اصیل یا غیراصیل بودن قابل فهم است. روسو برای رفع اتهام فریب و خود فریبی، نتیجه گیری نهایی در خصوص کیستی خود را به خوانندگان واگذار می کند. علاوه بر آن، روسو باور دارد که تنها خوانش معتبر از جانب خوانندگان توجه به زنجیره احساساتش به عوض ساخنار و نسبت رویدادها است. در این نوشتار، با استفاده از تحلیل ریکور از ساختار و طرح روایت، هویت روایی و فن شعر ارسطو مشخص می شود رویدادها در اعترافات در فرم هماهنگیِ ناهماهنگ و ژانر تراژدی پیکربندی شده اند. این ساختار روایت شکلی از خوانش را به خواننده تحمیل می کند که متفاوت از خوانشِ مدنظر روسو است. به این معنا که بر مبنای تحلیل ریکور از هویت روایی، شخصیت روسو برای مخاطب اعترافات بر مبنای زنجیره رویدادهای روایی شکل می گیرد و نه بر مبنای زنجیره احساسات روسو.
۵۵۱۷۵.

روایی برهان تضایف بر اتحاد عاقل و معقول در دیدگاه حکیم سبزواری و نقد شبهات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۹۸
احیای مسئله اتحاد عاقل و معقول در حکمت متعالیه و اقامه دلیل های نو از سوی حکیم سبزواری، از سویی گویای روند رو به تصاعد خردورزی است و از سویی نشان دهنده تعلق خاطر حکمای اسلامی به واکاوی مبادی و مقاصد معرفت و شناخت انسانی است. مبادی مسئله اتحاد، در ادوار پیشاصدرایی، بیش از همه از سوی ابن سینا، واکاوی شده، و در حکمت متعالیه این مبحث به تعالی و تفوق رسیده است. حکیم سبزواری با غنی سازی همان پیش نهاده ها، با بار معنایی متعالی به اقامه برهان هایی بر مسئله اقدام کرده است. برهان تضایف یکی از براهین مسئله است که در آن انگاره «تجرد عاقل و معقول» و نسبت سنجی مفهومی بین آن دو نقش اساسی دارد. برخی از پژوهندگان، به طرح شبهات به این برهان ها دست یازیده و مسئله اتحاد را به کلی بی بنیان معرفی کرده اند. واکاوی شبهات یکی از این مقاله ها بر این برهان،پس از تبیین عناصر اصلی در دلالت برهان و نقش مؤثر آن در اثبات مسئله اتحاد، مورد اهتمام این نگاشته است.
۵۵۱۷۶.

مشکل گتیه و ناتوانی نظریه وثاقت گرایی برای حل آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۴۳۰
 «مشکل گتیه» دربرگیرنده مجموعه ای از مثال های نقضی است که تعریف استاندارد و رایج از معرفت در معرفت شناسی، تا قبل از نیمه دوم قرن بیستم میلادی، را به چالش می کشاند. براساسِ تعریف استاندارد، که به اختصار آن را «JTB» می خوانیم، معرفت چیزی غیر از «باور صادق موجه» نیست. مشکل اجمالاً این است که تعریف استاندارد از معرفت دربرگیرنده شرایط کافی برای معرفت نیست، به دلیلِ آنکه می توان مثال هایی نقضی نشان داد که هرچند مصداق باور صادق موجه هستند، اما نمی توانند معرفت دانسته شوند. از زمان گتیه به بعد، معرفت شناسان تلاش های بسیاری برای پرهیز یا حل یا حتی نفی مشکل گتیه انجام داده اند. یکی از تلاش ها برای حل این مشکل در نظریه ای موسوم به «برون گرایی» انجام شده است. برون گرایی دو شکل عمده دارد: «نظریه علّی» و «وثاقت گرایی». وثاقت گرایی عامل اصلی پیدایش مشکل را مفهوم یا شرط «توجیه» می داند و، بنابراین، سعی دارد مفهوم یا شرط دیگری به جایِ آن قرار دهد. این مفهوم یا شرط بر فرایند موثق بیرونی تمرکز دارد که در اکثر اوقات باعث پیدایش باورهای صادق در شخص می شود. از نگاه این مقاله، نظریه برون - وثوق گرایانه و اندیشه «فرایند موثق» در آن، به دلایلی که در متن مقاله خواهد آمد، توانایی لازم را برای حل مشکل گتیه ندارد. 
۵۵۱۷۷.

نقد هایدگر بر فلسفه حیات برگسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۵۲۸
این مقاله در پی نقد هایدگر بر فلسفه حیات برگسون و تحلیل او از آن است. علاقه مندی هایدگر به این دلیل است که برگسون به دنبال راهی می گردد برای فهم حیات همان گونه که هست. هایدگر در تحلیل خود برخی آرای برگسون را امیدوارکننده می داند، مانند توجه به مفهوم زمان به عنوانِ کلیدی برای به چنگ آوردن حقیقت، اما برخی دیگر از نظریات برگسون مانند عدم کفایت زبان در فهم حیات را نقد می کند. به طورکلی، نتایج این تحقیق به سه بخش تقسیم می شود. در بخش اول، مفهوم زمان در فلسفه برگسون به عنوانِ کلیدی برای فهم حیات به دست داده می شود که در اینجا هایدگر برگسون را از پیشگامان فلسفه مدرن معرفی می کند. بخش دوم مقاله به موضوع زبان و عدم کفایت مفهوم در فلسفه برگسون اختصاص یافته است. در بخش سوم و پایانی، هایدگر با نقدِ نظریات برگسون دربابِ زبان، سعی می کند برای فهم حقیقت به وسیله مفهوم زمان راهی پیدا کند. توجه به آگاهی و ارتباط آن با دنیای خارج، ازطریقِ مفهوم زمان برگسونی یا دیرند، از دیگر مباحثی است که برای هایدگر از اهمیت بالایی برخوردار است. هایدگر باوجودِ تمام نقدهایی که بر فلسفه حیات دارد همچنان کار برگسون را امیدوارکننده ترین تحقیق و تلاش برای دستیابی به حقیقت می داند.
۵۵۱۷۸.

پیوند و گسست شاهنامه نگاری در مکاتب شیراز آل اینجو و آل مظفر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۴۳۹
بیان مسئله: در میان شاهکارهای ادب پارسی، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی از جایگاه ویژه ای در حوزه هنرهای تصویری برخوردار است؛ چرا که این اثر حماسی و ملی در طول اعصار بارها به دست نگارگران توانمند و چیره دست این مرز و بوم مصور گردیده و هر کدام از این آثار، به مثابه یکی از مهمترین اسناد شناخت ویژگی های هنری آن دوره به حساب می آید. در میان مکاتب نگارگری ایران، آثار به جا مانده از مکاتب شیراز قرن هشتم هجری در دوران حکومت های آل اینجو و آل مظفر، هم به دلیل نقطه آغازین مصورسازی شاهنامه و هم به دلیل تنوع آثار موجود، حائز اهمیت بسیار هستند. بر این اساس، مسأله پژوهش حاضر بر این پرسش استوار است: در شاهنامه های مصور دو مکتب آل اینجو و آل مظفر، علی رغم وجود نسخ مصور گوناگون و مقارن بودن زمان و مکانی مشترک در خلق آثار، چه تشابه و تفاوت بارزی در شیوه تصویرسازی آثار دو مکتب مشهود است؟هدف: مطالعه تطبیقی ساختار بصری مجالس مشترک در شاهنامه های مصور دو دوره آل اینجو و آل مظفر، از اهداف اصلی این پژوهش است.روش پژوهش: پژوهش حاضر، که ماهیتی تطبیقی دارد به شیوه توصیفی-تحلیلی ارائه شده و اطلاعات آن به صورت کتابخانه ای است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که شباهت های آشکاری در صفحه آرایی، ترکیب بندی و جزئیات تصاویر این دو شاهنامه دیده می شود؛ لیکن ارتقای سطح کیفی نگارگری همچون افزایش جزئیات، ظرافت و دقت در طراحی و تنوع در حرکات در دوره آل مظفر بیشتر به چشم می خورد.
۵۵۱۷۹.

طراز اسلامی یا تراز ساسانی، کلاووس- تابلیون مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۲۳
بیان مسئله: طراز اسلامی، تراز ساسانی، کلاووس- تابلیون مسیحی بافته هایی هستند که در گذشته به دلیل اعتبار اجتماعی و سیاسی به اشخاص خاص روحانی، درباری، به ویژه خلفای اسلامی، شاهان ساسانی و امپراتوران مسیحی، تعلق داشت. شیوه نقش اندازی و ساخت طراز اسلامی نشانگر تأثیر و تداوم هنر ساسانی و مسیحی است که تاکنون برای انتساب تاریخی آن پژوهشی انجام نشده است. پژوهش حاضر به دو پرسش نقاط تشابه و تفاوت طراز اسلامی با تراز و کلاووس- تابلیون مسیحی چیست؟ و کدام طرح و نقش تراز ساسانی و کلاووس- تابلیون بر طراز اسلامی تأثیر گذاشته است؟ پاسخ می دهد.هدف: هدف این پژوهش توصیف و شناخت تراز ساسانی، کلاووس- تابیلون مسیحی، به منزله شواهدی بر تأثیرپذیری طراز اسلامی، است.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی- تاریخی است. داده ها از راه کتابخانه ای و سایت موزه ها گردآوری شده است. در ابتدا بافته های اسلامی، ساسانی و مسیحی بر پایه منابع تاریخی و تصویری توصیف و سپس برمبنای اشکال، نقوش و طرح ها، میزان تأثیرپذیری طراز اسلامی مشخص و در بخش ارزیابی پژوهش تحلیل کیفی شده است.یافته ها: طراز اسلامی به لحاظ ساختار و عناصر تزیینی ادامه دهنده سنت پارچه بافی ساسانی و مسیحی است. به این مفهوم که ابتدا از لحاظ نوع بافت، شیوه تولید و نقش اندازی از تراز ساسانی پیروی کردند و سپس در مسیر نهایی تحول و تغییر خود از اشکال کلاووس- تابلیون مسیحی الگو گرفتند. با این تفاوت که خطوط اولیه اسلامی به جای عناصر مسیحی در طراز اسلامی قرار گرفت. طراز اسلامی همانند تراز ساسانی و تابلیون از اهمیت مادی و معنوی بالایی برخوردار بوده است و همانند تابلیون مسیحی شکل تغییر یافته نوارهای تزیینی کلاووس قبطی مسیحی می باشد.
۵۵۱۸۰.

نگرش تحلیلی بر آرایه های معماری خانه های قاجار؛ موردشناسی:خانه قاجاری فیض مهدوی شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۳۸۸
تحولات آرایه های معماری در خانه های قاجاری کرمانشاه، بواسطه ی تغییرات معماری تحت تاثیر و نفوذ گسترده ی الگوهای معماری غرب در ایران پدیدار شد. توسعه تزئینات معماری این خانه ها، با استفاده از مفاهیم زیبایی شناسی، خلاقیت و افکار هنرمندان معمار و مطابق با نیازها و امکانات موجود در این دوره متجلی گردید. در این پژوهش، چگونگی کاربرد آرایه های معماری به طور اخص در خانه فیض مهدوی شهر کرمانشاه به عنوان یک مجموعه ی ارزشمند میراثی- فرهنگی در بافت تاریخی شهر و تحلیل میزان تاثیرگذاری الگوهای توسعه معماری در آرایه های معماری خانه قاجاری به عنوان پرسش های اساسی تحقیق مطرح شده است که تاکنون مورد ارزیابی قرار نگرفته است. این پژوهش با روش تاریخی، تفسیری و بررسی تطبیقی طی مراحل «بررسی الگوهای آرایه ها و تعیین مولفه های تاثیرپذیری از معماری سنتی ایران و معماری غرب در خانه های قاجاری»؛ «تحلیل تطبیقی چگونگی و میزان تاثیرگذاری معماری سنتی ایران و معماری غرب در آرایه های معماری خانه ی فیض مهدوی» و «تبیین و ارزیابی چگونگی و میزان الگوپذیری آرایه های معماری از معماری سنتی ایران و معماری غرب در خانه ی فیض مهدوی» صورت گرفت. تحلیل موضوع در این نوشتار بر اساس جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی، کتابخانه ای و مطالعات میدانی برای بررسی محدوده ی مطالعاتی مورد نظر میسر شد. تحلیل و جمع بندی نتایج حاصل از یافته های ارزیابی این پژوهش بصورت تطبیقی نشانگر آن است که، تحولات و الگوپذیری آرایه های معماری خانه قاجاری فیض مهدوی، طی دو مرحله متفاوت فضاهای بیرونی و درونی خانه را در آغاز تحت تاثیر تزئینات معماری سنتی ایران به صورت تزئینات ساده و سپس تلفیق هنر تزئینات سنتی با تزئینات غربی مجلل قرار داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان