در این نوشتار به تحلیل و مقایسه انتقادی یکی از مؤلفه های معنویت گرایی جدید «خودالوهیتی» با تعالیم عرفان اسلامی «وحی دل» با تاکید بر اندیشه مولوی پرداخته شده است. در دوران پست مدرن معنویت گرایی به عنوان گفتمان رقیب ادیان سنتی، از مؤلفه ها و عناصر گوناگون برخوردار است. «گردش به درون» یکی از مؤلفه های محوری معنویت گرایی جدید است که پیامد آن خودالوهیتی انسان مدرن است. معنویت گرایی بر این باور است که انسان با تغییر زیست معنوی و چرخش از عالم بیرون و تمرکز بر درون خود، می تواند تمام حقیقت را دریافت کند بدون اینکه به عالم بیرون از انسان اصالت دهد. ظاهراً این انگاره با برخی از آموزه های عرفان اسلامی، به ویژه برخی تعالیم مولوی مشترک به نظر می رسد؛ بر اساس آموزه وحی دل، انسان با زنگارزدایی می تواند به دریافت حقیقت در درون خود نائل آید. با عنایت به انتشار گسترده آثار این شاعر و عارف مسلمان در غرب و گرایش معنویت گرایان جدید به تعالیم وی، به مقایسه و تحلیل این موضوع خاص از منظر مولوی و معنویت گرایی پرداخته و چنین نتیجه گیری شده است که اصل موضوع (تأکید بر دریافت های معنوی در ساحت درونی بشر) مشترک است اما پیامدها و دلالت های الهیاتی عرفانی آن با جهان بینی عرفانی مولوی ناسازگار است.
تهدف هذه الدراسه إلى تحدید إشکالیات الترجمه الشفهیه اللغویه من اللغه الفارسیه إلى اللغه العربیه بالاعتماد على القواعد النحویه من وجهه نظر المترجمین. ولتحقیق أهداف الدراسه، تم استخدام المنهج االوصفی التحلیلی؛ حیث اختیرت عینه الدراسه بطریقه عشوائیه بلغ عددها 36 شخصا من الأساتذه ذوی الخبره فی حقل الترجمه الشفویه بقسم اللغه العربیه فی جامعتی أصفهان وطهران الحکومیتین، وکذلک المترجمین البارعین الذین یمارسون الترجمه الشفویه فی الأوساط الإعلامیه خاصه هیئه الإذاعه والتلفزیون الایرانیه والوزاره الخارجیه. و تتضمن الاستبانه 30 سؤالاً عن الإشکالیات اللغویه فی الترجمه الشفویه من الفارسیه إلى العربیه ترکیزاً على البنى النحویه. وقد تم التأکید من صدق الاستبانه ومن ثباتها بطریقه "آلفا کرونباخ" بمعامل الثبات الکلی (89/.)، مما یدل على ثبات الاستبیان. وکذلک تم تنفیذ جمیع التحلیلات الإحصایه باستخدام برنامج الرزم الإحصائیه (spss). وقد أسفرت الدراسه عن النتائج التالیه: إن إشکالیات الترجمه الشفویه اللغویه تنحصر فی الإشکالیات العامیه والنحویه والصرفیه والمعجمیه والصوتیه؛ وحسب المعالجات الإحصائیه للاستبانه ککل، تبین أن هذه الإشکالیات الخمس کلها ذات أهمیه لدى المترجمین الذین اتفقوا على أبعادها جمیعا (نسبه کل محور منها تکون أکثر من درجه (3))؛ حیث أحرزت الإشکالیات المعجمیه على الترتیب، أعلى درجه لدى المترجمین مع متوسطها العام (3.89)، والإشکالیات الصوتیه بمتوسطها العام ( 3.87)، ثم الإشکالیات العامیه التی بلغ متوسطها العام (3.73)، ثم الإشکالیات النحویه بمتوسطها العام (3.62)، والأخیره الإشکالیات الصرفیه بمتوسطها العام (3.33). فهذه کلها تدل على أن القواعد النحویه والصرفیه تکون أقل أهمیه عند المترجمین الشفهیین بالنسبه إلى الإشکالیات الثلاث الأخرى.
در این پژوهش، عوامل مؤثر بر پیشبرد فرهنگ مشارکت محلی در برنامه ریزی توسعة گردشگری در منطقة آزاد ماکو مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. پژوهش حاضر، از نوع پژوهش های توصیفی- تحلیلی و کاربردی است، جامعه آماری مورد بررسی در این پژوهش نیز، مردم ساکن در محدودة منطقة آزاد ماکو، به تعداد 183453نفر می باشند که از میان آنها بر اساس فرمول کوکران تعداد نمونه، 383 نفر تعین گردیده است. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر، پرسشنامه می باشد، که مبتنی بر 38 سوال (4 سؤال عمومی و 34 سؤال تخصصی) طراحی شده و برای تعین روایی و اعتبار آن، از روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. آلفای به دست آمد 824/0 می باشد. افراد نمونه نیز، از طریق نمونه گیری تصادفی ساده، خوشه ای و طبقه ای انتخاب شده اند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، بنا به ضرورت از شیوه های آمار توصیفی و همچنین آمار استنباطی (روش هایی نظیر رگرسیون و تحلیل مسیر) استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که توانمندسازی جوامع محلی، باعث تقویت سرمایة اجتماعی محلی و سطح بالای سرمایة اجتماعی باعث ارتقاء فرهنگ مشارکت محلی در برنامه ریزی و توسعة گردشگری می شود؛ همچنین، برنامه ریزی جامع توسعة گردشگری نیز چهارچوب قانونی برای تقویت سرمایة اجتماعی و تشویق و ترغیب سرمایه گذاری در ظرفیت سازی اجتماعی فراهم می کند و توانمندسازی جوامع محلی را نیز تسهیل می کند.
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سرسختی ذهنی و خشم رقابتی و پرخاشگری دو و میدانی کاران نخبه ایرانی بود. روش شناسی: روش پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری را کل دو و میدانی کاران زن و مرد نخبه ایرانی که در سال 1399 عضویت تیم ملی را دارا بودند، تشکیل دادند. به همین منظور، نمونه آماری را 100 ورزشکار نخبه (18 تا 30 سال) با میانگین سنی 120/4±26/23 در رشته دو و میدانی با استفاده از نمونه گیری در دسترس تشکیل دادند (50 مرد، 50 زن). برای سنجش سرسختی ذهنی و مؤلفه های آن، پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی شیرد، گلبی و همکاران (SMTQ) و برای خشم رقابتی و پرخاشگری از پرسشنامه خشم رقابتی و پرخاشگری ماکسول و موریس (CAAS) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن انجام شد. نتایج: نتایج همبستگی نشان داد، بین نمره کلی خشم رقابتی و پرخاشگری با نمره کلی سرسختی ذهنی و خرده مقیاس های پایداری و کنترل آن و همچنین بین نمره کلی سرسختی ذهنی با خرده مقیاس پرخاشگری از متغیر خشم رقابتی و پرخاشگری رابطه منفی معنی داری وجود دارد (05/0p <) و رابطه بین نمره کلی خشم رقابتی و پرخاشگری با مؤلفه کنترل سرسختی ذهنی از تمامی روابط قوی تر است. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج این پژوهش نتایج نشان می دهد که دو و میدانی کاران با سرسختی ذهنی بالاتر، پرخاشگری و خشم رقابتی پائین تری را تجربه می کنند.
توسعه گردشگری بر رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی کشورها مؤثر است. طبیعت گردی از شاخه های صنعت گردشگری است که درآمد حاصل از آن، فرصتی برای مناطق گردشگری به منظور حفاظت از منابع طبیعی و تنوع زیستی فراهم آورده است. طبیعت گردی در ایران با دارابودن شرایط اقلیمی و طبیعیِ کم نظیر و مناطق بسیار جذاب طبیعی، از ظرفیت بالایی برای رشد و توسعه برخوردار است. این پژوهش با هدف تعیین الگوی توسعه طبیعت گردی ایران صورت گرفته است. ابزار اصلی پژوهش، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با افراد متخصص در حیطه موضوع مورد مطالعه بود. با استفاده از نظریه داده بنیاد، عوامل علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای توسعه طبیعت گردی کشور ایران در شش مقوله اصلی و 19 مقوله فرعی طبقه بندی شده است. نتایج نشان می دهد که الگوی توسعه طبیعت گردی کشور ایران از این عوامل تشکیل شده است: مقوله های علّی (وجود جاذبه های طبیعت گردی، گسترش تقاضای طبیعت گردی تنوع فرهنگی، تنوع اقلیمی) که بر پدیده محوری، یعنی توسعه طبیعت گردی (بهره وری اقتصادی طبیعت گردی، توسعه متوازن مناطق شهری و روستایی، توسعه پایدار طبیعت گردی) تأثیر می گذارند؛ عوامل زمینه ای (مشارکت ذی نفعان گردشگری، حفاظت و نگهداری از منابع طبیعی، آموزش و پژوهش ویژه طبیعت گردی)؛ عوامل مداخله گر (ایمنی و امنیت مناطق طبیعی، سرمایه گذاری دولتی و بخش خصوصی، پشتیبانی حاکمیت از طبیعت گردی، تبلیغات منفی خارجی) که بر راهبردها اثرگذارند؛ راهبردها (ترویج فرهنگ طبیعت گردی، بهره برداری متوازن از مناطق طبیعت گردی، مدیریت یکپارچه بازاریابی طبیعت گردی، کارآمدسازی مدیریت طبیعت گردی، توسعه زیرساخت های طبیعت گردی، متنوع سازی فعالیت های طبیعت گردی با تمرکز بر ویژگی های محیطی) هستند؛ پیامدها (توسعه اجتماعی-فرهنگی، توسعه اقتصادی آسیب رسانی منابع طبیعی) که ناشی از به کارگیری راهبردهای توسعه طبیعت گردی هستند.
مقدمه: کمرویی به عنوان یک پدیده ی پیچیده مرکب از عوامل ذهنی، روانی و اجتماعی تعریف شده است که با اضطراب در موقعیت های اجتماعی یا رفتارهای بین فردی ناشی از نگرانی درباره ی ارزیابی از طرف دیگران مشخص می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش گروهی مهارت های اجتماعی بر رفتار سکوت کلاسی، ترس از ارزیابی منفی و کمرویی در دانش آموزان متوسطه دوم دختر شهر خرم آباد بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم مشغول به تحصیل در سال 96-1395 در شهر خرم آباد می باشد. که تعداد 40 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه رفتار سکوت کلاسی بهنام فر، ضامنی و عنایتی (1394)، پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی لیری (1983) و مقیاس رفتار کمرویی چیک و ملچیور (1990) جمع آوری شدند. جهت تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش گروهی مهارت های اجتماعی بر کاهش رفتار سکوت کلاسی، ترس از ارزیابی منفی و کمرویی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد اثربخش بود (82/22=F ،001/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های اجتماعی به دانش آموزان منجر به افزایش مهارت های اجتماعی در دانش آموزان شد که برخوردارری از این مهارت ها سبب کاهش رفتار سکوت کلاسی، ترس از ارزیابی منفی و کمرویی دانش آموزان در موقعیت های اجتماعی می شود.
در زمینه سناریونگاری در حوزه هوایی در سطح بین المللی، پژوهش های اندکی صورت گرفته است. هدف پژوهش حاضر، ارائه روشی برای توسعه و رتبه بندی سناریوهای پیش روی صنعت هوایی ایران در افق 1404 مبتنی بر دیدگاه بازیگران کلیدی است. این پژوهش از حیث حیطه مکانی و همچنین رویکرد توسعه و رتبه بندی سناریوها (بر اساس بازیگران و دیدگاه های حاکم) از سایر پژوهش های مشابه متمایز است. در این پژوهش از روش سناریونگاری GBN برای توسعه سناریوها و از روش کیو برای ایجاد دیدگاه ها و اوزان بهره گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش را خبرگان صنعت هوایی کشور تشکیل می دهند. داده ها با ابزار پرسشنامه و مصاحبه عمیق گردآوری شدند. طبق نظر خبرگان سه عدم قطعیت شامل نحوه فعالیت صنعت هوایی، رویکرد اقتصادی صنعت هوایی و توجه به مسائل امنیتی، انتخاب و بر اساس آن هشت سناریو استخراج شد. در ادامه با وزن دهی و در نظر گرفتن بازیگران کلیدی که توسط روش کیو شناسایی شدند، به ترتیب رتبه، سناریوهای S4، S5، S3 و S7 انتخاب شدند.
ترانزیت عامل مهمی برای افزایش قدرت ملی کشورها است. ایران با داشتن موقعیت گذرگاهی در موقعیت مطلوبی قرارداد و علیرغم ظرفیت ها و پارامترهای جغرافیایی، در بهره برداری از این ظرفیت با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد. در این پژوهش با گردآوری اطلاعات و ارزیابی یافته های به دست آمده از منابع کتابخانه ای و میدانی ضمن ارزیابی حجم فعلی ترانزیت (نفتی و غیرنفتی) ایران و همچنین مقایسه عملکرد ایران با سایر مسیرهای ترانزیتی، به بررسی وضعیت گذرگاهی ایران و نقش آن بر درآمد ملی و همچنین قدرت ملی پرداخته شده است. در این زمینه پرسشنامه ای طراحی شده شامل 8 مؤلفه که هرکدام از متغیرها با روش های آماری و با استفاده از نرم افزار spss مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفته اند. با توجه به یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که استفاده از موقعیت گذرگاهی کشور در افزایش قدرت کنترلی و نیز تأمین امنیت ملی نقش بسزایی دارد. همچنین باعث تولید شغل و افزایش درآمد و ارزآوری می شود که خود عاملی برای رونق اقتصادی است؛ بنابراین، با توجه به اینکه هرکدام از شاخص ها و پارامترهای مطرح شده در افزایش قدرت ملی نقش دارند می توان نتیجه گرفت که کشور ایران می تواند با استفاده از موقعیت گذرگاهی، قدرت ملی خود را افزایش دهد و منزلت ژئوپلیتیکی خود را نیز بهبود بخشد.
مسئله امنیت از مهمترین موضوعات در سطح روابط بین الملل است و صاحبنظران دیدگاه های مختلفی در خصوص دست یابی و حفظ آن مطرح نموده اند. منطقه خاورمیانه از نظر امنیتی خواستگاه چالش های بسیاری است که در آن عوامل مختلف داخلی و خارجی را می توان دخیل دانست. در این میان چالش هایی چون تروریسم و جرایم سازمان یافته در منطقه خاورمیانه، جنگ عراق با ایران، جنگ خلیج فارس، حمله به کویت توسط عراق، القاعده، یازده سپتامبر و اقدامات نظامی آمریکا، ظهور داعش، اسرائیل تاثیرات زیادی داشته اند و بررسی دقیق تر بحران های سیاسی عراق پس از سقوط صدام حسین برای فهم مسایل امنیتی در خاورمیانه و عراق می تواند ابعاد مختلف این بحران ها را روشن سازد. نقش قدرت های منطقه ای مانند ایران، عربستان و ترکیه که گاهی روابطشان به صورت رقابتی و گاهی خصمانه است در بحرانی شدن خاورمیانه به ویژه عراق حایز اهمیت است. از قدرت های فرامنطقه ای آمریکا و روسیه به طور مستقیم در خاورمیانه حضور دارند که حمایت آمریکا از کردهای عراق در امنیتی شدن این کشور اثر گذار بوده است. بر این اساس این مقاله در صدد است به روش توصیف-تحلیلی به بررسی موضوع امنیتی شدن و تأثیر آن در بحران های منطقه ای به ویژه عراق بپردازد.
از نگاه بسیاری از دانش پژوهان، جریان اصلی روابط بین الملل و سیاست خارجی، کنش های کنشگران در راستای رسیدن به اهدافی مادی مثل قدرت، امنیت یا منافع است. جریان غیرمتعارف در این رشته هم با واکنش به این رویکرد، هم خود را در نشان دادن چگونگی تکوین مفاهیم قدرت، امنیت و منافع گذاشته اند. در این بین تلاشی صورت گرفته است تا اهداف کنشگران را با مفاهیمی دیگر تبیین کند. یکی از این مفاهیم عبارت از «احیاء اعتبار» است. با در نظر گرفتن این فرضیه که برنامه هسته ای ایران تلاشی برای احیاء اعتبار این واحد سیاسی است، این پرسش مطرح می شود که این احیاء اعتبار از چه روش هایی دنبال شده است؟ این مقاله در راستای پاسخ به این پرسش، دو فرایند احیاء اعتبار ناشی از احساس شرم و ناشی از احساس توهین را متمایز و مؤلفه های هرکدام را مشخص می کند و در ادامه مصادیق آن را در دو دوره تلاش بر سر این برنامه نشان می دهد
امروزه با توجه به رشد و گسترش کالبدی، فضایی و جمعیتی و نیز تعدد و پیچیدگی مسائل و چالشهای شهرها، نیاز به مدیریت یکپارچه شهری برای اداره امور عمومی شهرها و به ویژه برای کلانشهرها بیش از پیش روشن شده است. شهر به عنوان کلیتی به هم پیوسته، به سازمانی مقتدر با مدیریتی یکپارچه نیازمند است. تعدد مدیریت و ناهماهنگی سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی متولی امور شهری از چالشهای مدیریت کلانشهری مانند تهران باعث به وجود آمدن برخی مشکالت در درون کلان شهر شده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی چالشهای حکمروایی مدیریت یکپارچه شهری به شیوه مطالعه کتابخانه ای و بررسی مهمترین پژوهش های صورت گرفته در خصوص موضوع تحقیق می باشد. سپس با استفاده از تکنیک فراتحلیل و غربالگری مقالات غیر مرتبط به شناسایی ابعاد و مؤلفه های سوء مدیریت و حکمروایی بد یکپارچه شهری و ارائه راهکارهای عملیاتی جهت بهبود حکمروایی و مدیریت یکپارچه شهری است. نتایج پژوهش حاضر می تواند دید جامعی را به مدیران شهرداریها و دست اندرکاران حکمروایی شهری و پژوهشگران علاقه مند به این حوزه ارائه نماید.
در دهکده جهانی معاصر،سبک ها و شیوه های متعددی برای زندگی همسران مطابق با ادیان،سلایق ،آداب ، رسوم و فرهنگ های مختلف در جوامع وجود دارد.مسلما دین مبین اسلام به عنوان یک دین پیشرو و به عنوان کامل ترین آنها، الگو و سبک خاص و ویژه ای برای همسران در همه حوزه ها از جمله حوزه عاطفی دارد که باید مورد توجه و تبیین دقیق قرار گیرد تا جوانان،خانوده ها و در یک کلام اجتماع اسلامی با آن آشنا شده، به ارزشهای اصیل دین خود نزدیک و آن را در زندگی خود عینیت بخشند. براین اساس مقاله حاضر به تبیین اهمیت وجایگاه عشق به عنوان یک فضیلت اخلاقی-اسلامی در حوزه عاطفی سبک زندگی همسران با روش توصیفی تحلیلی پرداخته است. آن چه آموزه های قرآن و دیگر متون اسلامی-اخلاقی برآن تاکید دارند،عشق و محبت بر اساس ویژگی های شخصیتی،معنوی و روحانی همسر است که نه تنها داشته های ظاهری و جسمانی را نفی نمی کند بلکه آن ها را تحت تاثیر قرار داده،دلنشین تر و جذاب تر می کند و می تواند در مسیر کمال، انسان را به سوی عشق الهی رهنمون سازد.
Controlling the business cycle and minimizing the inflation gap are considered as two major goals for monetary policy. Hence, the policymaker will be able to make more decisive decisions with an awareness of the dynamic relationship and causal relationship between these two variables. Accordingly, the present study uses a discrete and continuous wavelet transform to provide a new understanding of the relationship between these two variables in Iran's economy during the years 1990:2 – 2017:1. According to the results of the research, in the short-run (less than one year), the causal relationship has been bidirectional and procyclical. In the medium run (1 to 4 years), the causal relationship is countercyclical and from the inflation gap to the business cycle. In the long run (4 to 8 years), the business cycle is leading, and the two variables are in phase. Besides, the relationship between variables is highly unstable over time and depends on different scales. Therefore, inflation in Iran's economy is not merely a monetary phenomenon, and in the medium-term is affected by changes in the real sector. According to the results of the research, for the output and the inflation to be stable, it is recommended that the policymaker take both goals simultaneously.
Meta-discourse markers are an inevitable part of oral proficiency which improve both the quality and comprehension of learners’ speech. While studies of oral meta-discourse have been conducted since the 1980s in a European or US context, they have remained relatively untouched in Iran. Therefore, this study aimed to seek the impact of both explicit and implicit teaching of formal meta-discourse markers on EFL learners’ oral proficiency. To this end, the quantitative data were collected from ninety upper-intermediate students at Shiraz University Language Center. Two groups went through an instruction for an eight-session treatment. However the experimental group ‘B’ (N=45) were instructed the formal meta-discourse markers implicitly, the target formal meta-discourse markers were taught to the experimental group ‘A’ (N=45) explicitly. To compare the participants’ performances, an SOPI (Simulated Oral Proficiency Interview) posttest was administered. The results revealed that the instruction of meta-discourse markers had a positive effect on the learners’ oral outcome. Moreover, the findings showed that learners who received explicit method of teaching formal meta-discourse markers could perform better in speaking than learners who received implicit instruction. The findings can have pedagogical implications for EFL educators and materials developers to enhance learners’ oral proficiency. The findings also provide important insight into the effect of teaching discourse markers and raising learners’ awareness through explicit instruction to make pupils produce more cohesive and coherent speech.
روایت های معاصر از خشونت، به ویژه پس از ابراز خشونت های اخیر توسط گروه های به اصطلاح «اسلام گرا»، دوگانه سازی ناصحیحی از خشونت های مذهبی را در مقابل خشونت های سکولار بازسازی کرده اند. چنین منشور تغییر شکل یافته ای، که در علم سیاست نیز غالب است، ریشه های خشونت را [در جهان مسیحیت] به جوامع مذهبیِ قرون وسطی و در میان سایر ادیان به اسماعیلیان نزاری، که با اسطوره حشاشین در پیوندند، ارتباط داده است. علیرغم پژوهش های متفاوتِ محققان برجسته مطالعات اسماعیلی، اسطوره حشاشین هنوز در برخی زمینه ها نظیر نظریه سیاسی قدرتمند است. این مقاله، ضمن واسازی این روایت، تلاش می کند تا عوامل فردی و اجتماعی، به عنوان عوامل انسانی، را برجسته کند و با روایات ذات گرایانه ای، که در آن مسئولیت گسترش خشونت را بر عهده باوری خاص می اندازند، مخالفت کند. حرکت ورای روایات تقلیل گرایانه خشونت برای شکستن چرخه شریرانه خشونت، که جوامع انسانی در سراسر جهان را احاطه کرده، حیاتی است.
هدف : هدف این پژوهش بررسی رابطه بین عملکرد خانواده و نگرش به مواد مخدر با میانجی گری سازگاری اجتماعی در دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان لالی در سال تحصیلی 1397-1396 بود. 275 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه سازگاری اجتماعی، ابزار سنجش خانواده و پرسش نامه نگرش سنج مواد مخدر پاسخ دادند. داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مسیر مستقیم عملکرد خانواده به نگرش به مواد مخدر معنادار نبود. مسیر مستقیم عملکرد خانواده به سازگاری اجتماعی مثبت و معنی دار بود و مسیر سازگاری اجتماعی به نگرش به مواد مخدر منفی و معنی دار بود. همچنین، سازگاری اجتماعی رابطه بین عملکرد خانواده و نگرش به مواد مخدر را به صورت کامل واسطه گری کرد. نتیجه گیری: در مجموع، عملکرد خانواده و سازگاری اجتماعی از جمله متغیرهای موثر بر نگرش نسبت به مواد مخدر هستند و تقویت این متغیرها موجب نگرش منفی نسبت به مواد مخدر در نوجوانان خواهد شد.
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش واسطه ای اشتیاق کارآفرینانه در رابطه بین حمایت تحصیلی با کارآفرینی مجازی دانشجویان علوم پزشکی شهر بوشهر انجام شد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهر بوشهر (2136) بود که در سال تحصیلی 1397- 1396 مشغول به تحصیل بودند. نمونه موردمطالعه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی و به اندازه 326 نفر از جامعه آماری دانشجویان، انتخاب شد. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های حمایت تحصیلی ساندز و پلانکت، تمایل به کارآفرینی مجازی لینان و چن و اشتیاق کارآفرینانه برانبک و همکاران استفاده شد. تحلیل داده های این پژوهش، با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به وسیله نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که حمایت اساتید، خانواده و همسالان بر ابعاد اشتیاق کارآفرینانه (اشتیاق تأسیسی، ابداعی، توسعه ای) دارای اثر مستقیم و مثبت است. همچنین یافته ها نشان داد که بعد اشتیاق تأسیسی، ابداعی و توسعه ای بر تمایل به کارآفرینی مجازی دارای اثر مستقیم و مثبتی دارد. نتایج اثرهای غیرمستقیم متغیرها نیز نشان داد که ابعاد حمایت تحصیلی از طریق واسطه گری اشتیاق کارآفرینانه بر تمایل به کارآفرینی مجازی دارای اثر مثبت و معنی دار است؛ بنابراین به منظور ایجاد تمایل به کارآفرینی مجازی در دانشجویان پیشنهاد می شود که با حمایت تحصیلی از دانشجویان، اشتیاق کارآفرینانه را در آن ها تقویت کرد و به واسطه این اشتیاق کارآفرینانه گامی مثبت در جهت کارآفرینی مجازی آن ها برداشت.