این پژوهش با هدف بررسی رابطه پارانویا، افسردگی و عصبانیت با تعهد سازمانی در بین کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهرستان خرم آباد به مرحله اجرا درآمد. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداری این ادارات جمعاً 620 نفر می باشند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 242 نفر (27 نفر زن و 215 نفر مرد) تعیین شد و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی پرسش نامه ها در بین نمونه مشخص شده توزیع و تکمیل گردید. ابزار گردآوری داده ها شامل: پرسش نامه امنیت روانی مازلو (1952) و پرسش نامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1990). اطلاعات تحقیق با استفاده از نرم افزار spss و با روش همبستگی و رگرسیون تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان دادند که: بین افسردگی و عصبانیت با تعهد سازمانی رابطه معناداری در سطح (001/0> p) وجود دارد و بین پارانویا با تعهد سازمانی رابطه معناداری وجود ندارد. بر اساس تحلیل رگرسیون چندگانه، مولفه های پارانویا، افسردگی و عصبانیت از قابلیت پیش بینی تعهد سازمانی برخوردار هستند (05/0> p).
هدف از تحقیق حاضر، بررسی مؤلفه های توسعه منابع انسانی در ادارات ورزش و جوانان با رویکرد توسعه دانش (مطالعه موردی: ادارات ورزش و جوانان استان مازندران) بود. روش تحقیق توصیفی - پیمایشی و به صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مدیران و کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان مازندران می باشد که به صورت تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان 165 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته با مقیاس پنج ارزشی لیکرت مورد استفاده قرار گرفت (77/0=α). برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون K.S و برای فرضیه های تحقیق از آزمون تی در سطح معنی داری 05/0P≤ از نرم افزار آماری 22SPSS استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که وضعیت تمامی حوزه های مورد بررسی (حوزه های عمومی، فرهنگ و توسعه کارکنان، سبک رهبری در ارتقاء دانش کارکنان، فرآیندهای آموزش و توسعه کارکنان، سیستم های توسعه منابع انسانی) در ادارات ورزش و جوانان مطلوب است. ولیکن وضعیت فرآیندهای مدیریت منابع انسانی در ادارات ورزش و جوانان مازندران مطلوب نمی باشد.
ساحت شناختی و ساحت اخلاقی چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ برخی از فلاسفه بر این باورند که در کسب معرفت و باور، اخلاق و ارزشهای اخلاقی دخالتی نداشته و نباید داشته باشد. احساسات و عواطف، اخلاق و اخلاقیات باید رام عقل بوده، و عقل بر آنها تسلط داشته باشد، نه اینکه آنها دخالتی در حوزه باورها داشته باشند. (جدایی دانش از ارزش) در مقابل طیف دیگری از فلاسفه بر اثرپذیری و اثرگذاری اخلاقیات بر معرفت و باور عقلانی تأکید دارند. باتوجه به اختلاف دیدگاه ها در مورد تاثیر پذیری رفتار اخلاقى از خاستگاه های شناختى و غیرشناختى همانند عواطف و هیجانات و عواملى نظیر وراثت، محیط اجتماعى و ... ، همچنین تاثیر پذیری شناخت های انسان از فضائل و رذائل اخلاقی، این تحقیق با روش توصیفی و تحلیل متن، در صدد بررسی ارتباط و تأثیر صفات نفسانی و اخلاقی بر مسائل معرفتی از دیدگاه قرآنی علامه طباطبائی است. به باور وی با کسب فضایل اخلاقی می توان زمینه شکل گیری باور صادق را فراهم ساخت. درمقابل رذایل اخلاقی در مانعیت برای حصول معرفت یا همان باور صادق می تواند دخالت نماید.
فحشاء، روسپی گری و یا تن فروشی به عملی اطلاق می گردد، که افراد به منظور کسب درآمد از راه ارتباط جنسی، بدان تن می دهند. پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی، صورت گرفته است، ابعاد اجتماعی فحشا را از منظر نظام کیفری ایران مورد واکاوی قرار داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اصل ضرر و بحث ضررِ اجتماعی، اصل حمایتگری قانونی و اخلاق گرایی قانونی از مبانی جرم انگاری فحشا در نظام کیفری ایران به شمار می روند. سیاست جنایی تقنینی ایران، رویکرد ممنوعیت و جرم انگاری کامل را در قبال فحشاء برگزیده است. بدین ترتیب که تلاش کرده است با به کار بردن واژه ها و عباراتی کلی چون جریحه دارکردن عفت عمومی، فساد و صور قبیحه، تمامی اشکال و صور احتمالی فحشاء را جرم انگاری نماید. بررسی دقیق و موشکافانه ی قوانین موجود نشان می دهد که قانونگذار در این زمینه آن چنان که باید و شاید موفق نبوده است، چرا که هنوز هم موارد و مصادیق مهمی وجود دارند که مرتکبان آنها قابل مجازات نیستند.
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش هوش اجتماعی بر خودکارآمدی اجتماعی، اضطراب ناشی از کرونا و کمال گرایی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر سمنان را تشکیل دادند. روش نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای بود؛ و نمونه پژوهش شامل 30 آزمودنی که به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش مقیاس خودکارآمدی اجتماعی نوجوان کلنی (1989)، مقیاس اضطراب کرونا ویروس علی پور (1398) و مقیاس کمال گرایی چندبعدی تهران بشارت (1386) بود. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس به کمک نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش هوش اجتماعی بر خودکارآمدی اجتماعی، اضطراب ناشی از کرونا و کمال گرایی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول تأثیر دارد.
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری بر مدیریت تعارضات زناشویی زوج های جوان در سال 1400-1399 انجام گرفت. در این پژوهش از طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. در پژوهش حاضر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از زوج های جوان به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین و به پرسشنامه تعارضات زناشویی پاسخ دادند. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش زوج درمانی رفتاری هفته ای دو بار به مدت 45 دقیقه دریافت کردند و مشارکت کنندگان گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. تحلیل یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مستقل نشان داد که آموزش زوج درمانی رفتاری باعث کاهش تعارضات زناشویی در زوج های جوان شده است. مهم ترین نتایج این پژوهش، مؤثر بودن آموزش زوج درمانی رفتاری در بهبود تعارضات در زوج های جوان می باشد. ازاین رو به مسئولین مراکز مشاوره خانواده توصیه می شود گام های مؤثری در جهت کاهش و بهبود تعارضات زناشویی بردارند.
این مقاله در پی آن است که با استفاده از آموزه های اقتصاد خرد، تأثیر میزان مهریه بر رفتار ازدواجی افراد و نیز برخی از مهم ترین تصمیمات درون خانواده ای را به صورت نظری بررسی و تحلیل کند. نتایج حاصل از تحلیل های نظری حاکی از آن است که افزایش مهریه، با افزایش قیمت ضمنی ازدواج برای مردان منجر به کاهش میزان تقاضای آنها برای ازدواج و سرریزشدن این تقاضا به بازارهایی می شود که جایگزینی برای ازدواج در آنها عرضه می شود. افزایش مهریه خالص منفعت انتظاری فرزندآوری را برای مردان افزایش و برای زنان کاهش خواهد داد که منجر به ایجاد انگیزه های واگر برای فرزندآوری در خانواده می شود. با توجه به آنکه با افزایش مهریه ، خالص منفعت انتظاری طلاق برای مرد کمتر و برای زن بیشتر می شود، این نکته می تواند رفتار پس اندازی خانواده را مختل نماید. تأثیر میزان مهریه بر احتمال وقوع طلاق با توجه به وجود انگیزه های متضاد در مرد و زن قابل پیش بینی نیست اما به نظر می رسد با افزایش مهریه اگر زن تمایلی به مبادله تمام یا بخشی از مهریه با حق طلاق و حضانت فرزندان، که طبق قانون به صورت پیش فرض به مرد داده شده است، نداشته باشد احتمال آنکه فرآیند طلاق به خشونت کشیده شود افزایش خواهد یافت.
ابتلای یکی از اعضای خانواده به بیماری مزمن، بر روابط، نقش ها، سلسله مراتب و به طور کلی سیستم خانواده تأثیر می گذارد و خانواده را برای مدیریت و سازگاری با شرایط جدید، با چالش هایی مواجه می کند. هدف از این مرور ادبیات پژوهشی، شناسایی مسائلی است که خانواده در مدیریت بیماری مزمن یکی از اعضا، با آن رو به روست. بدین منظور، به بررسی نظام مند مقالات چاپ شده به زبان فارسی یا انگلیسی در مجلات داخلی و خارجی از سال 201۴ (دی ۱۳۹۲) تاکنون، در پایگاه های SID، Magiran، Google Scholar، APA Psycnet، Cochrane Library، Science Direct و PubMed پرداخته شده و ۱۵ مطالعه انتخاب و مرور شد. نتایج نشان داد مطالعات انجام شده، مسائل ویژه مدیریت بیماری مزمن در خانواده را در قالب چند عنوان بیان کرده اند که عبارت اند از: انگیزه اعضای خانواده در مراقبت از بیمار، تأثیرات بیماری بر خانواده، نیازهای خانواده در شرایط مواجهه با بیماری مزمن و چگونگی مقابله با بیماری مزمن. آگاهی از این مسائل به متخصصان در ارائه حمایت و طراحی مداخلات مناسب برای این خانواده ها کمک می کند و به پژوهش های آینده جهت می دهد.
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علّی تأثیر ادراک از سبک های فرزندپروری بر جهت گیری های انگیزش با توجه به نقش واسطه ای کارکرد سبک های تفکر انجام شد. روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. 352 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد انتخاب، و به پرسش نامه های سبک های فرزندپروی بامریند، سبک های تفکر استرنبرگ و واگنر و مقیاس انگیزش تحصیلی والرند و همکاران پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش تحلیل مسیر به وسیله نرم افزار AMOS انجام گرفت. نتایج نشان داد که سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیرانه به ترتیب اثر مثبت و منفی بر انگیزش درونی دارند، اما سبک مستبدانه دارای اثر مستقیمی بر انگیزش درونی نبودند. همچنین سبک های فرزندپروری اثر مستقیمی بر انگیزه بیرونی نداشتند،ولی از بین سبک های فرزندپروری فقط سبک مستبدانه اثر مثبتی بر بی انگیزگی داشت. همچنین از بین کارکرد سبک های تفکر فقط سبک تفکر اجرایی، اثر مثبت و معنی داری بر انگیزش درونی و بیرونی داشت. نتایج غیرمستقیم مسیرها نشان داد که فقط سبک فرزندپروری مقتدرانه با میانجی گری سبک تفکر اجرایی می تواند بر میزان انگیزش درونی و بیرونی تحصیلی دانشجویان بیفزاید. لذا می توان نتیجه گرفت که گرایش خانواده ها به سبک تربیتی مقتدرانه بر انتخاب سبک تفکر فرزندان و درونی سازی انگیزش تحصیلی تأثیرگذار است.
هدف مطالعه حاضر تبیین مدل اضطراب کرونا بر اساس تنیدگی والدینی، امید به آینده و رفتارهای وسواسی با میانجی گری ترس از مرگ بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی است و نحوه گردآوری داده ها همبستگی از نوع توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل والدین کودکان و نوجوانان ساکن مناطق مرکزی و جنوبی شهر تهران بود. نمونه پژوهش 231 نفر بودند که از طریق دو مرحله نمونه گیری خوشه ای و در دسترس و به روش اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های اضطراب کرونا علیپور و همکاران (1398)، پرسش نامه تنیدگی والدینی آبیدین (1995)، پرسش نامه امید اسنایدر (1991)، پرسش نامه رفتارهای وسواسی محقق ساخته و پرسش نامه ترس از مرگ تمپلر (1970) بودند. داده ها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده پژوهش پس از حذف متغیر امید به آینده از برازش مطلوبی برخوردار است (99/0=GFI ). رفتارهای وسواسی بر اضطراب کرونا اثر مستقیم و غیرمستقیم معناداری دارد (01/0>P). همچنین تنیدگی والدینی اثر غیرمستقیم معناداری بر اضطراب کرونا دارد (05/0>P). با توجه به ارتباط اضطراب کرونا با رفتارهای وسواسی و تنیدگی والدینی، توجه به مداخله هایی برای والدین در حین و بعد از کرونا با هدف کاهش آسیب های روان شناختی ضروری می نماید.
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی شایسته محور با رویکرد جانشین پروری در صنعت بانکداری است. روش این پژوهش آمیخته (ترکیبی) و جامعه آماری آن در بخش کیفی شامل خبرگان دانشگاهی حوزه منابع انسانی و مدیران ارشد بانک صادرات اصفهان است که تعداد 17 نفر با روش نمونه گیری هدفمند در فرایند مصاحبه مشارکت کردند و در بخش کمی، شامل همه مدیران عالی، سرپرستان حوزه ها و رؤسای شعب بانک صادرات اصفهان است که تعداد 400 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای - تصادفی به منزله نمونه در این پژوهش مشارکت کردند. ابزار جمع آوری داده های موردنیاز شامل مصاحبه و پرسش نامه بود. یافته های حاصل از کدگذاری تحلیل تماتیک نشان داد نظام مدیریت منابع انسانی شایسته محور مشتمل بر پنج مضمون اصلی شامل شایستگی، آینده نگری، جامعیت، عدالت و انعطاف پذیری است. همچنین یافته های حاصل از معادلات ساختاری نشان دهنده این است که از میان مؤلفه های مدیریت منابع انسانی، نظام جبران خدمات شایسته محور دارای بیشترین مقدار تأثیر بر مدیریت جانشین پروری است.
مالیات یکی از اصلی ترین ابزارهای دولت در اقتصاد و تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی است. پژوهش حاضر به منظور شناسایی بسترهای اجتماعی پرداخت مالیات انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای انجام شد. جامعه هدف پژوهش، مدیران مالی شرکت های تولیدی بزرگ در شهر یزد بود که با مصاحبه 13 نفر از آنان، اطلاعات جمع آوری شد. بعد از گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، یک مقوله هسته با عنوان «وارونگی ارزشی مالیات دهی» برساخت شده است؛ بدین معنا که در برهم کنش با شرایط ساختاری اجتماع، اقتصاد و فرهنگ، مالیات دهی ارزش و معنای خودش را از دست داده و به ضد ارزش تبدیل شده که پیامدهایی چون قانون گریزی جمعی / ملی، بازتولید بی اعتمادی آنومیک، توسعه نسبی سیستم های مالیاتی را به همراه داشته است.
تفسیر و تطبیق قرآن به مدد علوم تجربی همواره در میان قرآن پژوهان متقدم و متأخر دل بستگانی داشته و دستاوردهای مثبتی به ارمغان آورده است. نظریه ابطال پذیری در رئالیسم انتقادی پوپر به عنوان یکی از دیدگاه های تأثیرگذار در حوزه فلسفه علم نوین، همواره مورد نقّادی برخی از فلاسفه علم غربی و مسلمان قرارگرفته است. پرسش اساسی مقاله حاضر که با روش بنیادین ،توصیفی ، تحلیلی و تجربی نگارش یافته است، چیستیِ اساسی ترین کنش ها نظریه ابطال پذیری پوپر بر تفسیر علمی از منظر آیت الله جوادی آملی است. دستاورد پژوهش حاضر، موارد پنج گانه مخالفت نظریه فوق با «مبانی» تفسیر علمی قرآن است. از قبیل بی معنا انگاری متافیزیک ، مخالفت حدس ها و ابطال های بی نهایت و غیر واصل به حقیقت نهایی با خطاناپذیری مفاهیم قرآن و ... ؛ و مصادیق پنج گانه ناسازگاری این نظریه با «قواعد» تفسیر علمی قرآن از قبیل، عدم پذیرش علمیت قضایای تجربی جزئی و احتمالی از منظر نظریه ابطال پذیری و اعتبار آن در قرآن کریم و ...
موضوع این مقاله، بررسی انتقادی ایده فروپاشی است. بهطور کلی کاربست مفهوم فروپاشی سیاسی و اجتماعی از سه حالت خارج نیست: نخست، ناتوانی دولت در برقراری نظم و امنیت و از هم پاشیدن ساختار سلسلهمراتبی در اثر نبود اقتدار مرکزی؛ دوم، درگیریهای قومی و فرقهای و به خطر افتادن تمامیت سرزمینی؛ و سوم، بروز اختلال کارکردی در نهادهای مختلف. پرسش اساسی این است که ظهور ایده فروپاشی سیاسی و اجتماعی در ایران ناظر به کدام یک از روایتهای فوق بوده و چه نسبتی با وضع موجود دارد؟ این مقاله در زمره پژوهشهای کیفی با رهیافت توضیحی قرار میگیرد که در بررسی ادبیات نظری و پیشینه تحقیق، با روش اسنادی و پیمایشی و سپس با روش توصیفی و تحلیلی به ارزیابی ایده فروپاشی میپردازد. یافتههای مقاله نشان میدهد ایده فروپاشی در ایران، یک روایت برساختی بوده که بر دولت ورشکسته و یا گسست قومی قابل اطلاق نیست و بیشتر ناظر به اختلال کارکردی است. در عین حال، منطق اختلال کارکردی بیش از اینکه به وضعیت رادیکال «فروپاشی» ارجاع شود، ذیل «فرصت ساختاریابی» قابل فهم است. این رویکرد از افراط و تفریط فاصله میگیرد و راه را برای اصلاح و بهبود میگشاید.
این پژوهش با بررسی هم زمان گذار فرهنگی و مادی نشان می دهد چگونه روابط متغیر اشیا و زبان، نوع خاصی از سیاست را در تهران، در فاصله سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ پدیدار می کند. گفتمان لیبرال «پسااسلام گرا» ی اصلاحات درخصوص اشیای وارداتی ایجاد شد که به آن ها ارجاع می داد و با آن ها بسط می یافت. در مقابل، واژه «اسلام گرا» ی نسل دوم، حزب اللهی ها درمورد همان اشیای وارداتی نامتقارنی بازسازی شد که بخش های مهمی از قشر ضعیف به آن دسترسی نداشتند. بدین ترتیب دو گفتمان اصلاح طلب و حزب اللهی در کنار اشیائی که به هریک مربوط بود، دو شیوه زندگی متمایز ایجاد کردند که علاوه بر ایده های متفاوت هریک، با اشیای جهانی نامتقارن نیز از یکدیگر منفک می شدند. این فرایند روابط پیشین بین واژه ها و مرجع های مادی، آن ها را سست و امکان جایگزینی دال ها در سطح بی شمار مدلول را با سرعت زیادی فراهم کرد؛ به طوری که «فرهنگ شهادت» که در دهه 13۶۰ در ایران رایج بود، به سرعت رنگ باخت.
با نفوذ شبکه های اجتماعی به زندگی شخصی افراد در چند دهه اخیر، ابعاد و کیفیت روابط خانوادگی در معرض تحولات گسترده و بی سابقه ای قرار گرفته است. یکی از مهم ترین گروه های متأثر زنان هستند که شکل جدیدی از ارتباطات اجتماعی را ورای محدودیت های سنتی یا فرهنگی مرسوم تجربه می کنند. وب سایت «نی نی سایت» به طور مشخص محورها و مسائل مربوط به زنان را پوشش می دهد و کاربران پرشماری یافته است. مطالعه حاضر به بررسی یکی از تالارهای گفت وگوی این سایت با موضوع «همسران» می پردازد تا نحوه برساخت روابط زناشویی توسط کاربران زن را تحلیل و بررسی کند. پژوهش، مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و نمونه گیری زمانی، در بازه یک ماهه (تیر تا مرداد 1398) انجام شده است. چهار تم اصلی مستخرج شامل روابط عاطفی و جنسی، مالی، خانوادگی و بحرانی بودند. نتایج تحلیل نشان می دهد دغدغه های عاطفی و احساسی دارای بیشترین فراوانی گفت وگوها در میان کاربران است. زنان بیشترین نشانه های عاملیت و بازاندیشی را در زمینه روابط جنسی و مالی از خود بروز داده اند؛ حال آنکه در زمینه های مربوط به عرف های اجتماعی (مانند تعهد زناشویی)، سنت های خانوادگی (مانند خانواده محوری فرهنگ ایرانی) و چالش های قانونی (مانند حق طلاق و حضانت فرزند) بازتولید باورهای کلیشه ای جنسیتی و سازش پررنگ تر است.
زمینه و هدف: کلاب هاوس یکی از آخرین شبکه های اجتماعی تأسیس شده است که تنها متکی به صوت بوده و به سرعت در حال گسترش در جهان و ایران است، هدف اصلی پژوهش بررسی چالش های پیشگیری انتظامی و اجتماعی از جرایم در این شبکه اجتماعی است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر ماهیت در زمره تحقیقات تحلیلی و روش تحقیق آن کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از مدیران پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات و اساتید صاحب نظر فضای مجازی و رسانه است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات ضمن بهره برداری از منابع کتابخانه ای از روش مصاحبه استفاده شد. روایی یافته ها از طریق نظر سایرخبرگان (تکنیک تثلیث) و پایایی با هدایت دقیق جریان مصاحبه، تفسیر مصاحبه های هم گرا و در نهایت با نظر خبرگان انجام پذیرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: چالش های پیشگیری انتظامی و اجتماعی از جرایم کلاب هاوس دارای 5 مضمون اصلی شامل چالش های قانونی، اجرایی، اجتماعی، فرهنگی و فنی است و مجموع 53 مضمون فرعی دارد. نتیجه گیری : برای پیشگیری انتظامی و اجتماعی موفق از جرایم اتاق های دارای محتوای نامناسب کلاب هاوس باید مجموعه ای از اقدامات مانند رفع مشکلات قانونی،راهبرد سازی اقدامات اجرایی پلیس، توسعه پیشگیری های اجتماعی و برنامه ریزی های فرهنگی و اختصاص امکانات فنی توأمان در دستور کار قرار گیرد.
زمینه و هدف: یکی از جرائم شایع که به شدت امنیت عمومی را به مخاطره انداخته و به آن آسیب جدی وارد می نماید، قاچاق سلاح و مهمات است. ضرورت و اهمیت برقراری نظم و امنیت ایجاب می کند که پلیس نسبت به شناسایی و کشف آن و در نهایت دستگیری قاچاقچیان اقدام نماید. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رویکرد پلیس اطلاعات محور در شناسایی و کشف قاچاق سلاح و مهمات انجام پذیرفته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق را کارکنان پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی استان ایلام می باشد که بر اساس فرمول کوکران تعداد 85 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی پرسش نامه به روش اعتبار محتوا و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تأیید شد. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و فرضیه های پژوهش از طریق آزمون تی تک نمونه فریدمن با استفاده از نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بهره گیری از پلیس اطلاعات محور به عنوان یک رویکرد جدید پلیسی در شناسایی، کشف قاچاق سلاح و مهمات در سه بعد اطلاعات بانک های درون سازمانی، اطلاعات بانک های برون سازمانی و فنی و مخابراتی تأثیر مثبت دارد که به ترتیب بر اساس آزمون فریدمن و اسمیرنوف کلموگروف بعد اطلاعات فنی و مخابراتی با 62/2 درصد در رتبه اول و بعد بانک های اطلاعاتی درون سازمانی با 92/1 درصد در رتبه دوم و بعد بانک های اطلاعاتی برون سازمانی با 45/1درصد در رتبه سوم می باشد. نتیجه گیری: بر طبق یافته های تحقیق، فرضیات مطرح در پژوهش اثبات و در شناسایی و کشف قاچاق سلاح و مهمات تأثیرگذار می باشند. تجمیع بانک های اطلاعاتی درون و برون سازمانی و دسترسی واحدهای کشف جرم پلیس به این بانک ها،تعامل لازم با نهادهای برون سازمانی برای به دست آوردن بانک های اطلاعاتی آن ها، تأکید بر استفاده حداکثری از اطلاعات فنی و مخابراتی در انجام مأموریت ها از جمله پیشنهادها در راستای شناسایی و کشف این جرم است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر نوع پوشش دختران با تأکید بر امنیت اجتماعی انجام گرفت. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی ازنوع پیمایشی است. جامعه هدف را دانشجویان دختر دانشگاه آزاد سنندج تشکیل می دهند که براساس آمار گرفته شده حدود 7000 نفر هستند. از بین آن ها، براساس جدول کرجسی مورگان تعداد 377 نفر ازطریق فراخوان اینترنتی به صورت داوطلبانه و برخط با توجه به محدودیت تردد کرونا در پژوهش حاضر شرکت کردند. به منظور جمع آوری داده های موردنیاز، از پرسشنامه محقق ساخته عوامل مؤثر بر نوع پوشش بهره برده شد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از میانگین، انحراف معیار، آزمون های کالموگروف–اسمیرونوف، آزمون فریدمن و یومن ویتنی انجام شد. یافته ها نشان داد که مهم ترین دلایل پوشش دختران به ترتیب، شامل زیبایی و آراستگی، خانواده، دوستان، مد، دین، عرف جامعه، هنرمندان، دانشگاه و متمایزشدن از دیگران است. بیشترین نوع پوشش دختران دانشجو را مانتو شلوار و مقنعه تشکیل می دهد. عوامل متعددی در انتخاب پوشش دانشجویان دختر نقش دارند که شامل عوامل اعتقادی، خانوادگی و تربیتی، سیاسی و امنیتی، فرهنگی، اجتماعی می شود. در هر کدام از این عوامل چندین متغیر دخیل هستند و بین نظر دختران باحجاب و بدحجاب تفاوت معنی داری وجود ندارد.