ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴٬۷۲۱ تا ۶۴٬۷۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۶۴۷۲۱.

ارزیابی تأثیر مؤلفه نفوذپذیری بر ارتقای کیفیت در فضاهای باز عمومی با روش چیدمان فضا (مطالعه موردی: محله باقرآباد شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۳۱۴
مقدمه: فضاهای باز شهری عضو جدایی ناپذیری شهرها و خصوصاً کلان شهرها هستند که مأمنی جهت حضور و فعالیت شهروندان بوده و با توجه به اقتضائات زندگی مدرن، امروزه وجود آن ها یکی از عوامل اصلی کیفیت محیط زندگی به شمار می رود. کیفیت فضاهای شهری خود تابع عوامل متعدد کالبدی، عملکردی، زیبایی شناسانه، اجتماعی و اقتصادی است که از گذشته تاکنون از دیدگاه های متفاوت مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفته است. در این مطالعه نیز یکی از مولفه های کیفیت فضای شهری، با توجه به وضعیت توسعه یک محدوده شهری، مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این مطالعه به طور ویژه به موضوع نفوذپذیری و دسترسی پذیری فضاهای شهری خیابان پرداخته شده است. درواقع هدف آن بوده که مشخص گردد با افزایش دسترسی ها و یا به عبارتی احداث معابر دسترسی جدید، تا چه میزان کیفیت محیطی افزایش می یابد.روش شناسی تحقیق: برای تحلیل از تکنیک چیدمان فضا استفاده شده است و در آن مؤلفه های هم پیوندی، کنترل، انتخاب، عمق و اتصال از دو طریق ویزیبیلیتی (Visibility) و آگزیال مپ (Axial Map) مورد ارزیابی قرارگرفته اند. در واقع این مولفه ها در دو نقشه از یک مکان با فاصله زمانی، مورد ارزیابی قرار گرفته اند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: برای تحلیل این موضوع، از نمونه مطالعاتی محله باقرآباد شهر رشت استفاده شده است. این محدوده از معابر پر رفت و آمدی تشکیل شده است که در فاصله 25 سال (1373 تا 1398) معبر جدیدی در عرض، تعدادی از معابر شمالی- جنوبی این محدوده را باهم پیوند داده است.یافته ها: ارزیابی ها نشان داده است که نقشه های سال 1398 تا حد زیادی نسبت به نقشه اولیه، در این مؤلفه ها بهبود یافته است. در واقع با توجه به تحلیل صورت گرفته در خصوص پارامترهای چیدمان فضایی، نتایج نشان داد که همپیوندی در محدوده به طورکلی در سال 1398، بیشتر از سال 1373 می باشد. نتایج: با توجه به افزایش دسترسی پذیری و نفوذپذیری این محدوده به واسطه احداث یک خیابان شرقی- غربی، بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که دسترسی پذیری بیشتر موجب افزایش همپیوندی فضایی شده که درنهایت نشانه بهبود کیفیت فضای شهری می باشد.
۶۴۷۲۲.

ارزیابی شاخص های تاب آوری کالبدی بافت های فرسوده در برابر زلزله (مطالعه موردی: محله قلعه شهرستان دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۰۹
مقدمه: شهرها به عنوان گسترده ترین ساخته دست بشر، همواره در معرض بلایا و سوانح طبیعی و انسانی بسیاری بوده اند. در این میان، زلزله اغلب تلفات جبران ناپذیری را بر این سکونتگاه ها و به ویژه بافت های فرسوده آن تحمیل کرده که لازم است تا مفهوم تاب آوری برای کاهش آثار زیانبار زلزله بیشتر مورد توجه قرار گیرد. هدف: در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی شاخص های تاب آوری کالبدی بافت های فرسوده در برابر زلزله های احتمالی صورت گرفته است.روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش آمیخته و در دو فاز کیفی و کمی است . فاز کیفی، با استفاده از روش شناسی نظریه داده بنیاد و مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با24 نفر از خبرگان انجام شده است. در فاز کمی از آزمون  t تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده شده است. در انتها نیز به منظور شناخت بیشتر از وضعیت شاخص های تاب آوری کالبدی، از طریق برداشت میدانی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی، نقشه های مربوط به شاخص های تاب آوری کالبدی ارائه شد.قلمرو جغرافیایی پژوهش: منطقه پژوهش محله قلعه در شهرستان دزفول واقع در شمال استان خوزستان بوده است.یافته ها: تحلیل داده ها در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام پذیرفت و به ظهور 97 کد باز، 18 مفهوم در قالب 4 مقوله اصلی منجر گردید. نتایج نشان داد تاب آوری کالبدی بافت های فرسوده در برابر زلزله در محله قلعه شامل چهار مؤلفه افزونگی، تنوع، اتصال و استحکام می باشد.نتایج: بررسی وضعیت شاخص ها و مؤلفه های تاب آوری کالبدی محله قلعه شهرستان دزفول در برابر زلزله از دیدگاه کارشناسان، حاکی از این بود که تاب آوری کالبدی محله قلعه شهرستان دزفول و مولفه های آن در سطح نامناسبی قرار دارند و از نظر سطح تاب آوری، مولفه اتصال در رتبه اول، مولفه تنوع در رتبه دوم، مولفه افزونگی در رتبه سوم و مولفه استحکام در رتبه چهارم قرار دارد.
۶۴۷۲۳.

سیاست گذاری راهبردی مؤلفه های هویتی شهر اهواز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۵۳
امروزه محیط های شهری، بر اساس الگوهای ساختگی، اغلب وارداتی و بدون توجه به ویژگی های هویتی خود شکل می گیرند. ساختارهای شهرهای کنونی همچون گذشته از توانایی لازم در برقراری تعامل بین انسان و فضاهای شهری برخوردار نمی باشند؛ نمایانگرها و هنجارهای برگرفته از صفات هویتی شهرها، غالبا ناشناخته هستند؛که این ناشناختگی تاثیر گذاری منفی بر تصمیم گیری و تصمیم سازی امور شهرها را در پی داشته است. هدف این پژوهش شناسایی و ارزیابی مؤلفه های هویّت کالبدی – فضایی شهراهواز تعیین استراتژی بهینه است؛ تا پس از شناخت و اطلاع از چگونگی آن بتوان، از طریق ایجاد زمینه برای برنامه ریزی و طراحی محیط مطلوب به ارتقاء کیفیت زیست شهری کمک نمود.تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع داده ها روش ترکیبی(کمی و کیفی) بوده، که با رویکرد اکتشافی به شیوه توصیف و تحلیل از طریق بررسی و تحلیل اسناد و متون برگزیده مرتبط با موضوع و استفاده از شیوه پیمایشی با بهره گیری از ابزار مصاحبه، و جهت تحلیل داده ها از تکنیک swot استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که شهر اهواز علی رغم وجود مؤلفه های هویتی قوی در ابعاد سه گانه، طبیعی، مصنوع و انسانی، تاکنون هویت و ویژگی های هویتی آن خصوصاً، آن ویژگی هایی که در هویت رقابتی جای می گیرند ناشناخته بوده است؛ همین علت موجب شده تا، برنامه ها و طرح ها در حوزه های، شهرسازی و معماری، غالباً بدون توجه به ویژگی های هویتی شهر تدوین و اجرا شوند. نتایج حاصل از مصاحبه و تحلیل نمایانگرهای هویتی مرتبط با کیفیت های زمینه ای، کارکردی،ریخت شناسی، فضا و بصری( منظر) به کمک تکنیک swot نشان داد؛ جهت بهره مندی از ویژگی های هویتی شهر و ارتقاء کیفیت های محیطی لازم است؛ در تدوین و اجرای برنامه ها و طرح های آینده، از استراتژی های بهینه به ترتیب، تهاجمی، رقابتی، محافظه کارانه و رقابتی استفاده نمود.
۶۴۷۲۴.

ارزیابی و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری ساحلی (مورد پژوهی: شهر ساحلی منجیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۸۷
هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری ساحلی شهر منجیل و ارائه راهکارهایی به منظور توسعه صنعت گردشگری در این منطقه می باشد. روش پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و متدولوژی پژوهش، توصیفی - تحلیلی است. به منظور جمع آوری اطلاعات و داده های موردنیاز از روش کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شد. جامعه آماری در پژوهش حاضر را اساتید و دانشجویان دکتری رشته های جغرافیا، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری استان گیلان و شهر منجیل تشکیل داده اند که اطلاع کافی از گردشگری و شهر منجیل داشته اند. همچنین حجم نمونه بر مبنای نرم افزار Sample Power، تعداد ۳۰ نفر که در دسترس بودند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های میدانی از ابزار پرسش نامه استفاده شد که روایی آن ازنظر محتوایی و ظاهری به تأیید خبرگان رسید. در این پژوهش به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رتبه بندی فریدمن در محیط نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد از میان عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری ساحلی شهر منجیل به جز مؤلفه های اجتماعی - رفتاری با مدیریتی - نهادی و همچنین اجتماعی - رفتاری با زیست محیطی که رابطه معناداری ضعیفی بین آن ها وجود دارد در سایر مؤلفه ها رابطه مثبت و معنادار می باشد. به عبارتی بیشترین میزان همبستگی بین مؤلفه های اقتصادی با مدیریتی - نهادی (۷۲۶/۰) و کم ترین میزان همبستگی بین مؤلفه های اجتماعی - فرهنگی با مدیریتی - نهادی (۲۵۶/۰) می باشد. همچنین با استفاده از آزمون فریدمن مشخص گردید مؤلفه اقتصادی با مجموع میانگین ۲۰۶/۲ نسبت به دیگر مؤلفه های پژوهش در بدترین وضعیت قرار دارد که لازم است مدیران و مسئولین شهر منجیل در راستای بهبود این شاخص تلاش بیشتری داشته باشند.
۶۴۷۲۵.

سناریوهای توسعه طبیعت گردی بر پایه سند چشم انداز توسعه کشور و با رویکرد آینده نگری (مطالعه موردی: استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۷۲
پیشینه و هدف: در ایران سابقه آینده نگری به برنامه های عمرانی پنج ساله کشور و سند چشم انداز توسعه (افق1404) برمی گردد؛ یکی از مهم ترین محورهای مطرح شده در این سند، توسعه کشور از طریق گردشگری پایدار است. طبیعت گردی به عنوان گونه ای از گردشگری پایدار، توان بالقوه ای در ایفای نقش در توسعه منطقه ای و ملی دارد؛ لذا هدف پژوهش حاضر، به عنوان مطالعه ای توصیفی تحلیلی و میدانی، تدوین سناریوهای آینده این نوع از گردشگری در استان یزد و ارزیابی وضعیت آن بر اساس این سناریوها است.مواد و روش ها: به منظور شناسایی عوامل موثر بر توسعه طبیعت گردی در استان یزد، ابتدا عوامل تاثیر گذار بر این نوع گردشگری از طریق مطالعات کتابخانه ای (پژوهش های داخلی و خارجی، اسناد فرادست و طرح های پژوهشی) و مطالعات میدانی (مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه) استخراج شده است. از آن جا که شناسایی عوامل تاثیرگذار بر این نوع از گردشگری، بسته به مقیاس پژوهش و محل ارزیابی و اولویت های منطقه مطالعاتی، متفاوت است، لذا همه عوامل استخراج شده بر اساس موضوعیت در منطقه مطالعاتی یزد، میزان شباهت یا یکسانی موضوع و مطالعه موردی پژوهش بررسی شده با پژوهش حاضر و تلفیق عوامل مشابه در قالب یک عامل واحد انتخاب شده اند و در نهایت تعداد 31 عامل تاثیرگذار در شش بعد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی، کالبدی و زیست محیطی انتخاب شد. روایی آن ها با بهره گیری از روش نسبت روایی محتوایی به تایید خبرگان رسید. هم چنین برای سنجش پایایی عامل ها از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. در مرحله بعد به منظور شناسایی عوامل کلیدی، از روش تحلیل ساختاری و به منظور انجام محاسبات آن از نرم افزار میک مک استفاده شده است. به منظور تشخیص تاثیر عوامل بر یک دیگر، پرسشنامه ای شامل 31 عامل و در شش بعد تهیه گردید و وزن آن ها بر اساس طیف پیشنهادی نرم افزار میک مک، توسط کارشناسان مذکور مشخص شد و از این طریق عوامل کلیدی شناسایی گردید. سپس برای هر یک از عوامل کلیدی، انواع وضعیت های احتمالی آینده پیش بینی شده است و بر اساس آن ماتریس آثار متقاطع تدوین و در اختیار متخصصان قرار گرفته است. نتایج حاصل از آن در نرم افزار سناریوویزارد بکار گرفته شده و سناریوهای توسعه گردشگری طبیعت مبنا در استان یزد تدوین شده است. یافته ها و بحث: عامل های کلیدی شناسایی شده بر توسعه طبیعت گردی استان یزد عبارتند از: سرمایه گذاری دولتی، سرمایه گذاری غیردولتی، قوانین مرتبط با توسعه گردشگری، آموزش، فناوری های اطلاعاتی، کیفیت مسیرهای ارتباطی، مناطق حفاظت شده، گونه های حمل و نقل، برنامه ریزی توسعه گردشگری، امنیت، تبلیغات، ارائه تسهیلات دولتی برای جذب سرمایه گذار خصوصی، گردشگری پذیری، جاذبه های طبیعت گردی، مشارکت محلی، ایجاد هماهنگی و یکپارچگی بین سازمان های مرتبط، حمایت مالی سازمان های بین المللی، کیفیت هوای محیط و ایمنی. از بین پنج سناریوی ترسیم شده، سناریوهای اول و دوم وضعیت مطلوب دارند، سناریو سوم وضعیت متوسط و سناریوهای چهارم و پنجم در وضعیت نامطلوب قرار دارند. نتایج حاکی از آن است که اختلاف زیادی بین واقعیت موجود و اهداف سند چشم انداز توسعه کشور وجود دارد.نتیجه گیری: از آن جا که در این پژوهش سعی شده است با دید واقع بینانه نسبت به شرایط کنونی منطقه به ارزیابی روند طبیعت گردی استان یزد پرداخته شود، لذا مقایسه تطبیقی بین سند چشم انداز توسعه کشور و سناریو چهارم و پنجم که در درجه نامطلوب قرار دارند، انجام شده است. بدین منظور وضعیت های احتمالی منتخب برای هر یک از عوامل کلیدی سناریو چهارم و پنجم، با اهداف، راهبردها، سیاست ها و برنامه های اقدام ارائه شده در سند چشم اندازمقایسه تطبیقی شده است. بر اساس نتیجه مقایسه ها، در سطح تعیین اهداف، روند فعلی گردشگری استان یزد، حدودا 68 درصد عوامل سناریو چهارم و پنجم را در برمی گیرد و به تبع آن، در سطح چگونگی دست یابی به اهداف نیز تقریبا به همین میزان هم پوشانی وجود دارد.
۶۴۷۲۶.

تاب آوری در سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر بعد کالبدی (محله نخل ناخدا و طلابند، شهر بندر عباس)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۳۴
زمینه و هدف: یکی از مهمترین الزامات پرداختن به مسائل کالبدی شهرها، ارتقاء سطح تاب آوری محلات شهری در صورت بروز حوادث احتمالی است. تاب آوری مفهومی جدید در برنامه ریزی شهری است که به توانایی مردم، گروه ها و اشیا در بازگشت به شرایط اولیه یا بهتر است.روش بررسی: تحقیق حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است که از 11 معیار به منظور سنجش تاب آوری کالبدی استفاده شده است. وزن معیارها با روش مثلث سلسله مراتبی فولر نشان می دهد که وضعیت مالکیت (0.21)، تعداد خانوار در واحد مسکونی (0.18) و وضعیت اشتغال سرپرست خانوار (0.165) بیشترین اهمیت را در سنجش میزان تاب آوری در محله ناخدا و طلابند دارد. ترکیب معیارها با روش مجموع ساده وزنی در 5 طبقه گویای سطح تاب آوری در محله نخل ناخدا و طلابند است که مروری بر یافته ها نشان می دهد که 46 درصد از مساحت محله در سطح تاب آوری بالا و بسیار بالا قرار دارد که تنها 28 درصد از جمعیت را در خود جای داده است و از طرفی 30 درصد از محلات مذکور در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است که این سطح از نظر جمعیتی 42 درصد را شامل می شود.یافته ها و نتیجه گیری: نقشه نهایی که در پنج طبقه از بسیار پایین تا بسیار بالا محاسبه شده است نشان می دهد 30 درصد از محله نخل ناخدا و طلابند در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است می توان استدلال کرد که ویژگی های کالبدی نقش بسیار مهمی در میزان تاب آوری سکونتگاه های غیررسمی بازی می کنند و با هر گونه تغییر در معیارهای کالبدی می توان تاب آوری محله را به میزان قابل توجهی متأثر ساخت.
۶۴۷۲۷.

ارائۀ چارچوب تصمیم گیری برای سنجش عوامل مؤثر بر توسعۀ گردشگری ساحلی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۲۸۲
گردشگری ساحلی پتانسیل ایجاد فرصت های اقتصادی و اشتغال در بسیاری از کشورها را دارد. هدف از تحقیق حاضر، تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری ساحلی ایران با استفاده از روش های تصمیم گیری چندشاخصه است. بدین منظور، ابتدا عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری ساحلی در ایران با استفاده از ادبیات موضوع و بهره گیری از نظرات خبرگان و روش دلفی فازی شناسایی شدند. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از دید شیوه گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق را خبرگان صاحب نظر در زمینه گردشگری ساحلی ایران تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی از نظرات 15 نفر از خبرگان در حوزه تحقیق استفاده شده است. پس از گردآوری داده ها، با استفاده از روش آنتروپی شانون اهمیت و وزن هر یک از عوامل مشخص می شود. سپس با استفاده از روش ارزیابی نسبت جمعی (ARAS) به ارزیابی و اولویت بندی عوامل پرداخته شده است. براساس روش آنتروپی، عامل «بازاریابی و تبلیغات در مورد جاذبه های گردشگری مناطق ساحلی» از بیشترین اهمیت در حوزه توسعه گردشگری ساحلی ایران برخوردار است. نتایج تحقیق نشان داد که در بین عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری ساحلی ایران، «امنیت مناطق ساحلی»، «ایجاد فرصت اشتغال و توجه به محصولات و مشاغل محلی در مناطق ساحلی» و «امکانات تفریحی در مناطق ساحلی» دارای بالاترین اولویت می باشند.
۶۴۷۲۸.

پهنه بندی حفاظتی گردشگری و برآورد ظرفیت برد بوم گردشگری منطقۀ حفاظت شدۀ جنگلی هلن، استان چهار محال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۳۱
دستیابی هم زمان به اهداف حفاظتی و گردشگری در مناطق حفاظت شده مستلزم تهیه نقشه پهنه بندی و برآورد ظرفیت برد در پهنه های مناسب گردشگری است. منطقه حفاظت شده جنگلی هلن با وسعت 40231 هکتار در استان چهارمحال و بختیاری دارای جاذبه های بوم گردشگری شامل چشم اندازهای جنگلی، رودخانه ها، آبشارها و چشمه های فراوان است که مدیریت آن ها نیازمند پهنه بندی و برآورد ظرفیت برد گردشگری است. در این مطالعه، پس از شناسایی منابع بوم شناختی شامل اقلیم، خاک، توپوگرافی، پوشش گیاهی و جانوری، براساس مدل بوم شناختی حفاظت و تفرج ایران به روش روی هم اندازی و به کارگیری اصول پیوستگی و هم جواری نقشه پهنه بندی منطقه تهیه شد. انواع ظرفیت برد گردشگری شامل فیزیکی، بوم شناختی و مدیریتی نیز براساس روش شناسی اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) محاسبه شدند. در این روش، ابتدا براساس حداقل مساحت مناسب برای یک نفر گردشگر ظرفیت برد فیزیکی محاسبه و سپس با اعمال محدودیت های بوم شناختی مانند شیب، جهت، ارتفاع، فرسایش پذیری خاک، دما، بارندگی و تراکم پوشش گیاهی، ظرفیت برد بوم شناختی محاسبه شد. همچنین براساس توان مدیریتی منطقه (تعداد پاسگاه محیط بانی و محیط بان و وسایل گشت زنی) و فراهم بودن زیرساخت های حمل ونقلی، اقامتی و پذیرایی در محیط پیرامون منطقه، ظرفیت برد مدیریتی محاسبه شد. براساس نتایج، پهنه های امن، حفاظت شده، تفرج گسترده، تفرج متمرکز، احیا و بازسازی و استفاده های چندجانبه به ترتیب 27، 24، 22، 12، 9 و 6 درصد مساحت منطقه را به خود اختصاص می دهند. همچنین ظرفیت برد فیزیکی، بوم شناختی و مدیریتی منطقه به ترتیب معادل 10067439، 226095 و 45219 نفر در سال محاسبه شدند.
۶۴۷۲۹.

اثرگذاری تغییرات آب و هوایی در پیش بینی مصرف ماهانه آب شرب منطقه سیستان با استفاده از الگوریتم کرم شب تاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۸۲
کمبود آب به یک معضل نگران کننده برای بسیاری از شهرهای جهان تبدیل شده است. پیش بینی تقاضای آب به سیاست گذاران و تامین کنندگان آب کمک می کند تا تعادل بین عرضه و تقاضای منابع آب شهری را حفظ کنند و در نتیجه از هدر رفت و کمبود آب جلوگیری شود. پیش بینی مصرف آب شهری تأثیر قابل توجهی در مدیریت کارآمد آب شهری در شهرهای مناطق خشک دارد به ویژه زمانی که پیامدهای تغییرات آب و هوایی در نظر گرفته شوند. در این پژوهش از پنج الگوریتم کرم شب تاب  برای تخمین میزان مصرف آب شرب در منطقه سیستان برای سال های 1385- 1399 استفاده شده و  با هم مقایسه شدند. از داده های سال 1385 تا 1394 جهت آموزش و یاد گیری و یافتن وزن بهینه مدل استفاده شد و از باقیمانده داده ها از سال1394 تا 1396 جهت آزمون مدل استفاده شد. نتایج مدل نشان داد 5 مدل مختلف الگوریتم کرم شب تاب می توانند جواب های محتملی بدست دهند در مدل نمایی و هیبرید میانگین خطای نسبی در الگوریتم NDFA (New dynamic firefly alghorithm)، 19/0 می باشد که کمترین میزان خطای نسبی را در بین دیگر الگوریتم ها دارد و در مدل خطی نیز الگوریتم  VSSFA (Variable Step Size Firefly Algorithm) با میانگین خطای نسبی 196/0 کمترین میزان خطای نسبی را دارد. بنابراین مدل نمایی و روش NDFA کارایی بهتری نسبت به دیگر مدل ها و الگوریتم ها دارد. و دقت پیش بینی آن بالای 81% می باشد. پس از اطمینان از دقت الگوریتم میزان مصرف آب شرب برای سالهای 1402، 1403 و 1404 پیش بینی شد. نتایج حاصل نشان داد اوج مصرف در ماههای تیر و مرداد می باشد و کل مصرف در سال 1402، 1403 و 1404 به ترتیب برابر7293، 7558 و 7674 هزار متر مکعب می باشد.
۶۴۷۳۰.

پهنه بندی توسعه کارست در حوضه آبریز بقمچ کشف رود با مدل منطق فازی-ANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۹۲
هدف از این پژوهش شناسایی و پهنه بندی توسعه کارست در حوضه آبخیز بقمچ در استان خراسان رضوی با استفاده از مدل فازی و (ANP) می باشد. در این تحقیق لایه های اطلاعاتی لیتولوژی، فاصله از گسل، همباران، همدما، فاصله از آبراهه، شیب، ارتفاع، پوشش گیاهی و کاربری اراضی به عنوان نقشه های عامل در نظرگرفته شدند. این لایه ها در محیط (GIS ) تهیه و براساس نظر کارشناسان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با مدل (ANP) وزن دهی و استانداردسازی و در پایان با تلفیق مدل منطق فازی، نقشه ی نهایی پهنه بندی توسعه کارست با گامای 0.9 تهیه گردید. نتایج نشان داد که 16.3 درصد از مساحت منطقه در پهنه با پتانسیل توسعه بسیار زیاد، 33.7 درصد با توسعه زیاد، 6.6 درصد با توسعه متوسط ، 3.6 درصد با توسعه کم و 39.8 درصد فاقد کارست می باشد. عامل لیتولوژی منطقه با ارزش 0.233 بیشترین وزن و مهمترین عامل کنترل کننده پتانسیل توسعه کارست در منطقه مورد مطالعه بوده است و عامل فاصله از آبراهه و کاربری اراضی کمترین وزن را به خود اختصاص داده و کمترین تأثیر را در کارست زایی کنونی حوضه به خود اختصاص داده است. نتایج نشانگر آن است که به ترتیب عوامل لیتولوژی، بارش، دما و ارتفاع مهمترین نقش را در توسعه کنونی کارست در این منطقه داشته اند.
۶۴۷۳۱.

نقش پارک ها در ارتقای شاخص های اجتماعی - سلامتی شهروندان با تاکید بر عوامل دافعه محیط های سکونتی و جاذبه فضاهای سبز؛ مطالعه موردی پارک های منطقه ای تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۲۵۳
فضاهای سبز شهری، از موضوعات اساسی در رقابت پذیری شهری و افزایش زیست پذیری و از ملزومات مهم در تحقق شهر سالم است. با ورود تکنولوژی های نوین ارتباطی و فضای مجازی، تعاملات اجتماعی شهروندان نیزکاهش یافته است.با گسترش شهرنشینی و افزایش تراکم شهری، انتشار آلودگی ها، در سطح شهرها زیاد می شود و این امر سلامت جسمی و روانی شهروندان را بیش از پیش به خطر انداخته است. هدف این مقاله، بررسی عوامل دافعه محیط های سکونتی و عوامل جاذبه پارک های منطقه ای و همچنین نقش پارک های منطقه ای در ارتقای شاخص های اجتماعی و سلامت روحی و روانی شهروندان می باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی و تحلیلی می باشد و ماهیت آن کاربردی می باشد. ابزار مطالعه شامل مطالعات اسنادی – کتابخانه ای و مطالعات میدانی و تکمیل پرسشنامه می باشد. جامعه آماری تحقیق، پارک های منطقه ای شهر تبریز می باشد. بر این اساس، 5 پارک منطقه ای بصورت هدفمند و با در نظر گرفتن توزیع جغرافیایی آنها در شهر تبریز انتخاب شدند و پرسشنامه ها از میان مراجعه کنندگان به پارک های مورد مطالعه تکمیل شدند.پارک های منطقه ای با توجه به داشتن وسایل ورزشی و مسیرهای سلامت و پیاده روی و برخورداری از هوای پاک، تاثیر مثبتی در افزایش شاخصه های سلامت شهروندان دارند. نتایج تحقیق نشان می دهد، بین میزان جاذبه های پارک و میزان استفاده شهروندان از پارک ها، رابطه مثبت معنی داری وجود دارد، همچنین در جذب شهروندان به پارک های منطقه ای شهری، نقش عوامل جاذبه ای پارک ها، بیشتر از عامل دافعه محیط های سکونتی است. کیفیت مطلوب محیط های مسکونی، تاثیر زیادی در عوامل دافعه محیط های سکونتی شهروندان برای استفاده از پارک ها دارند.
۶۴۷۳۲.

پیش بینی تغییرات ساخت و ساز شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای مبتنی بر مدل سلول های خودکار مارکوف (مطالعه موردی شهر ساری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۵۰
به موازات افزایش روزافزون جمعیت شهرنشین، میزان ساخت و ساز در فضای شهر توسعه یافته است. توسعه ساخت و ساز در فضای افقی و بدون توجه به محدودیت های موجود منجر به بروز مشکلات محیطی، اقتصادی و حقوقی برای شهروندان شده است. دستیابی به میزان، شدت و جهت توسعه ساخت وساز از گذشته تا کنون و پیش بینی وضعیت ساخت و ساز در آینده، نخستین گام در جهت مدیریت علمی و عملی توسعه فیزیکی ساخت و ساز شهری، و برنامه ریزی و ارائه راهکارهای مناسب به منظور ایجاد تناسب مابین تخصیص مکانی-فضایی ساخت و ساز و انواع ملاحظات حقوقی، اقتصادی و محیطی می باشد. داده ها و اطلاعات مستخرج از تصاویر ماهواره ای ضمن نمایش تغییرات تاریخی ساخت و ساز شهری، به عنوان داده های ورودی اصلی، لازم و ضروری برای مدل های پیش بینی وضعیت آن در آینده مورد استفاده قرار می گیرند. در این تحقیق تصاویر ماهواره ای سنجنده های TM، ETM+ و OLI ماهواره لندست در بازه های زمانی 2007-1997 میلادی و 2017-2007 میلادی مربوط به شهر ساری مورد استفاده قرار گرفت. بعد از انجام تصحیحات هندسی، نقشه های محدوده شهر تهیه شد. سپس با استفاده از پارامترهای مؤثر در تغییرات ساخت وساز شهری، با استفاده از مدل سلول های خودکار مارکوف، میزان دقت شبیه سازی های انجام شده موردبررسی قرار گرفت. نهایتاً برای صحت سنجی، نقشه های شبیه سازی شده و نقشه واقعیت زمین با یکدیگر تطابق داده شدند. شبیه سازی روند توسعه ساخت و ساز در سال 2027 با استفاده از مدل سی ای مارکوف نشان داد که در صورت ادامه تجویزهای مدیریتی موجود، این محدوده از مساحت 90/4617 هکتار در سال 2017 به 44/4357 هکتار در سال 2027 کاهش خواهد یافت. لیکن بررسی نقشه های تغییرات و نقشه های پایداری نشان داد که در بازه زمانی 2017 الی 2027 میلادی پهنه های جدیدی تحت ساخت و ساز قرار می گیرند که پیش از این عمدتاً کاربری کشاورزی و بایر داشته اند.
۶۴۷۳۳.

آشکارسازی تغییرات اقلیم با استفاده از شاخصهای حدی بارش (مطالعه موردی: شهرستان نجف آباد، استان اصفهان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۳۰۸
رویدادهای اقلیم و آب و هوایی حدی در سالهای اخیر به دلیل تلفات جانی انسانی و افزایش تصاعدی هزینه های مرتبط با آنها، مورد توجه قرار گرفته اند. این رویدادها، تأثیرات عمیقی بر اقتصاد و معیشت بسیاری از مردم و مناطق جهان می گذارند. تشخیص این رویدادها از نظر شدت، مدت و فراوانی به منظور چارچوب بندی راهبردهای کاهش و سازگاری مقابله با اثرات ناشی از تغییر اقلیم بسیار حیاتی و ضروری است. هدف این تحقیق تحلیل روند تغییرات شاخص های حدی بارش جهت آشکارسازی وقوع تغییر اقلیم در شهرستان نجف آباد با استفاده از آمار 20 ساله روزانه ایستگاه سینوپتیک نجف آباد از سال 2003 تا 2022 می باشد. بدین منظور برای بررسی روند تغییرات از شاخص های حدی بارش از آزمون ناپارامتریک من-کندال استفاده شد. نتایج نشان داد شاخص های حدی بارش الگوهای متفاوتی از شدت، مدت و فراوانی بارش ارائه می دهند. شاخص-هایPRCPTOT ، CDD، CWD، R10mm، R20mm، R95p، Rx5day و SDII روند کاهشی و شاخص های Rnn mm، R99p و Rx1day روند افزایشی دارند. ولی به دلیل پراکندگی زیاد و میزان کم بارش، الگوی بارش منطقه ای مشخص و کاملی قابل تشخیص نیست. بطور کلی، نتایج نشان داد بارش ها از روند منظمی تبعیت نمی کنند. نتایج حاصل از این پژوهش می توانند در راستای مدیریت صحیح و مقابله با شرایط احتمالی، راهکارهایی مرتبط با رخدادهای حدی ارائه دهند. ضمن اینکه، ترکیب داده های هواشناسی طولانی مدت با ادراک جوامع محلی آسیب پذیر و متاثر از تغییر اقلیم، می تواند به عنوان الگویی برای مدیران دراستای تصمیم گیری خردمندانه و برنامه ریزی مناسب تر مدنظرقرارگیرد.
۶۴۷۳۴.

تحلیل کمّی تأثیر تکتونیک و لیتولوژی بر نیمرخ طولی رودخانه ی قلعه چای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۷۵
سیستم های رودخانه ای به مقدار زیادی تحت تأثیر تکتونیک فعّال قرار می گیرند و با استفاده از میزان انحراف آن ها می توان میزان و خصوصیّات فعّالیّت های تکتونیکی اخیر را تعیین نمود. نیمرخ طولی رودخانه ها بوسیله ی لیتولوژی، تجدید فرآیندهای فرسایشی ناشی از تکتونیک و پایین رفتن سطح آب متأثر می گردند. تغییرات دبی، ابعاد بار بستر و مقاومت لیتولوژیکی، ورود شاخه های فرعی و حرکات تکتونیکی در تکامل نیمرخ و تفسیر شکل عمومی نیمرخ طولی اهمیت دارند که می تواند یافته های با ارزشی را در مورد تحول و تغییرات محیط های رودخانه ای در طول زمان در پی داشته باشد. بررسی های نیمرخ طولی رودخانه ها در بسیاری از جنبه های کاربردی مانند مهار سیل، کیفیت و کارایی مخازن سدها، آبخیزداری و ... اهمیت می یابد. پژوهش حاضر، نقش تکتونیک و لیتولوژی در نیمرخ طولی رودخانه ی قلعه چای را مورد بررسی قرار داده است که شامل بخشی از ارتفاعات غربی کوه سهند می باشد. برای دستیابی به اهداف تحقیق، از شاخص های مورفومتری استفاده شده است که شامل: شاخص شیب طولی رودخانه(SL)، شاخص استاندارد شده SL SL/K))، شاخص تقعر، تجزیه و تحلیل منحنی هیپسومتری و انتگرال هیپسومتری می باشد. بررسی نتایج اندازه گیری شاخص ها نشان می دهد که منطقه از نظر تکتونیکی نسبتا فعال است و مقدار فعّالیّت در بخش های مختلف منطقه متفاوت است؛ بدین معنی که مطابق نتایج همه شاخص ها قسمت پایین دست حوضه فعال تر از سایر بخش هاست و همچنین با بکارگیری شاخص SL و شاخص تقعر و تلاقی سازندهای زمین شناسی با نیمرخ رودخانه، تأثیر لیتولوژی در نیمرخ طولی رودخانه به وضوح مشخص است.
۶۴۷۳۵.

پهنه بندی شهر بر اساس میزان آسیب پذیری در مقابل مخاطرات طبیعی مطالعه موردی نسیم شهر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۴۱
بالا بودن تراکم های ساختمانی و جمعیتی، کیفیت پایین ابنیه در بدنه شبکه های ارتباطی ودرجه محصوریت بالاو غیره منجر به از بین رفتن دوام و پایداری محیط های زندگی و بالا رفتن حجم تلفات انسانی و خسارت های مالی در مواقع بروز بحران به ویژه زلزله می شود، این تحقیق به لحاظ روش توصیف و به لحاظ هدف کاربردی است بنابراین 2 هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مکان های آسیب پذیر در مقابل مخاطرات طبیعی و همچنین شناسایی مکان های امن در مواقع بحران جهت اسکان موقت و تحلیل نقش عوامل مؤثر در آسیب پذیری مناطق شهری در برابر زلزله می باشد.لذا دراین تحقیق با استفاده از GIS، آسیب پذیری مناطق در مقابل زلزله مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که بافت های فرسوده نسیم شهر و بدنه معابری که دارای تراکم های ساختمانی و جمعیتی بالا، کیفیت ابنیه پایین، فاصله زیاد تا مراکز امدادی نسبت به سایر بدنه ها و درجه محصوریت بیشتری بوده اند، با میزان آسیب پذیری بالایی مواجه بوده و درنتیجه وضعیت وخیم تری در مواقع بحران خواهند داشت. در بین این نواحی، هسته اولیه شکل گیری نسیم شهر دارای بدترین وضعیت از نظر آسیب پذیری می باشد و در برنامه ریزی برای مدیریت بحران باید در اولویت قرار گیرد.بنابراین بافت های مسکونی نسیم شهر تقریباً 70 درصد به شدت آسیب پذیر، تقریباً 20 درصد در محدوده های آسیب پذیر و تنها 10درصد محدوده های با آسیب پذیری کم واقع شده است. بنابراین آسیب پذیر بودن بافت های مسکونی شهر و متفاوت بودن آسیب پذیری مناطق به دلیل ویژگی هایی همچون: عرض معابر، تراکم، مصالح بکاررفته در بناها و... در مقابل مخاطرات طبیعی مورد قطعیت واقع می گردد.
۶۴۷۳۶.

تبیین راهکارهای توسعه اقتصادی سکونتگاه های روستایی شهرستان رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۲۷۰
پژوهش حاضر با هدف تبیین راهکارهای توسعه اقتصادی روستاهای رشت انجام شده است. به لحاظ هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی - تحلیلی است. به منظور تحلیل اطلاعات از مدل های (SWOT، AHP) و نرم افزار SPSS استفاده شده اشت. نتایج نشان داد از بین "راهبردهای رقابتی"، تاکید بر قابلیت های محلی و ایجاد اشتغال برای نیروهای موجود در روستاهای محدوده، در بین "راهبردهای تنوع بخشی"، ایجاد انگیزه به منظور افزایش محصولات و فعالیت های کشاورزی به جای استقرار صنایع وابسته به شهر، از میان "راهبردهای بازنگری" توسعه و آموزش کسب و کار های خرد در بین زنان روستایی و از جمع "راهبردهای بازنگری" نیز، حمایت از روستاییان از طریق وام های کم بهره به منظور ایجاد و رونق کسب و کار های خرد روستایی، بیشترین سهم را در پیش بینی تغییرات مثبت متغیر وابسته (توسعه اقتصادی) داشته است. همچنین بنا به نتایج تحلیل مسیر، در راهبردهای رقابتی، استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی در محدوده مورد مطالعه با توجه به عدم ایجاد آلودگی های زیست محیطی و همچنین اعلام موافقت توسط کارشناسان ومدیران (محلی –دولتی، در راهبردهای تنوع بخشی، راهکار ایجاد انگیزه به منظور افزایش محصولات و فعالیت های کشاورزی به جای استقرار صنایع وابسته به شهر، در راهبردهای بازنگری، راهکار توسعه مهارت های جدید تولیدی و در راهبردهای تدافعی، راهکار حمایت از روستاییان از طریق وام های کم بهره به منظور ایجاد و رونق کسب و کار های خرد روستایی، بیشترین تاثیر مستقیم را بر توسعه اقتصادی روستا های رشت به خود اختصاص داده است.
۶۴۷۳۷.

مطالعه ژئودینامیک دایکهای گروهی (فوجی) پهنه های زمین ساختی ایران مرکزی و ارومیه - دختر و ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۳۵
این پژوهش از نوع بنیادی است که به مطالعه تطبیقی دایکهای گروهی(فوجی) در پهنه های زمین ساختی ایران مرکزی و ارومیه–دختر پرداخته است. دایکهای فوجی، یکی از پدیده های ژئومورفولوژیکی هستند، که تحت تاثیر جابجایی ورقه های سنگ کره، در مناطقی با تنش های کششی تشکیل می شوند. از اینرو، این دایکهای گروهی، در مطالعه و تفسیر محیطهای تکتونیک گذشته زمین و آنالیز تنش-های گذشته زمین، کاربردهای فراوانی دارند. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دایکهای فوجی ایران زمین است. که به دلیل کثرت و فراوانی، دایکهای دو پهنه زمین ساختاری ارومیه – دختر و ایران مرکزی انتخاب گردید. دایکهای فوجی شمال ساوه از پهنه ارومیه–دختر و دایکهای مناطق دلبر و زریگان از پهنه زمین ساختاری ایران مرکزی انتخاب شده اند، که از نظر ویژگیهای عمومی مانند ترکیب سنگ شناسی، سن استقرار، مدل ژئودینامیک تشکیل و مقایسه آنها با مدلهای ژئودینامیکی تیپیک، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. بر اساس یافته های این پژوهش، سن استقرار دایکهای مذکور از دوره کامبرین تا الیگومیوسن و ترکیب سنگ شناسی آنها بطور عمده شامل سنگهای آندزیتی، بازالتی، گابرو، گابرودیوریتی و آلکالی گابرو است. سازوکار تشکیل دایکهای هر سه منطقه، در ارتباط با فرورانش و صعود ماگما در شکستگی های ایجاد شده در اثر فرورانش می باشد. با توجه به طبقه بندی ارنست، دایکهای فوجی شمال ساوه جزو دایکهای نوع IV و دایکهای فوجی مناطق دلبر و زریگان جزو دایکهای نوع Vطبقه بندی می شوند. و با توجه به طبقه بندی هوو، دایکهای هر سه منطقه از الگوی خطی تبعیت می کنند. پیشنهاد می گردد که در پژوهش های بعدی سایر دایکهای فوجی ایران، که نسبتا فراوان و هنوز ناشناخته هستند، شناسایی و معرفی گردند و مدلهای ژئودینامیکی آنها مورد مطالعه تطبیقی با دایکهای مورد مطالعه در این پژوهش قرار گیرد.
۶۴۷۳۸.

رودرروی مرگ: پژوهشی پدیدارشناختی در باب اضطراب های وجودی تجربه شده ی بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۴۷
زمینه: پژوهش ها نشان داده است بیش از 25% از بیماران مبتلا به سرطان سطوح متوسط تا شدیدی از پریشانی برخاسته از آگاهی به موضوعات وجودی را تجربه می کنند. تجارب وجودی در بزرگسالانی که سرطان پیشرفته ای دارند وضعیتی پویا است که مقدم بر رویارویی با مرگ رخ می دهد. سؤالی که تحقیقات گذشته کمتر به آن پرداخته اند و این پژوهش قصد پرداختن به آن را دارد این است که آیا اضطراب های وجودی در همه ی این بیماران به نحو یکسانی تجربه می شود و از الگوی یکسانی پیروی می کند. هدف: این مطالعه با هدف شناسایی تجربه زیسته بیماران مبتلا به سرطان از اضطراب وجودی و نحوه مقابله با آن ها انجام گرفته است. روش: مطالعه حاضر با رویکردی کیفی و با روش پدیدارشناسانه تجربی و تفسیری و در حوزه ی انسان شناسی شناختی انجام شد. جامعه ی آماری شامل کلیه بیماران سرطانی شهر شیراز بودند. از این جامعه بر اساس نمونه گیری هدفمند، دوازده بیمار مبتلا به سرطان که از نظر شدت بیماری همگون بوده و با توجه به عدم پاسخ دهی به درمان صرفاً تحت مراقبت های تسکینی بودند، انتخاب شدند و به منظور درک چشم اندازهای آن ها نسبت به تجربه های زیسته ی وجودی با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. از متن مصاحبه های صورت گرفته با روش های استقرایی و قیاسی کیفی کدهای موضوعی استخراج و با استفاده از روش تحلیل محتوا تفسیر شدند. یافته ها: تحلیل مصاحبه ها به استخراج 9 کد در مورد اضطراب های وجودی منجر شد که پنج مورد از آن ها (مرگ، تنهایی، مسئولیت، معنای زندگی، عدم قطعیت) در سایر مطالعات صورت گرفته نیز استخراج شدند اما در مطالعه ی حاضر کدهای دیگری (معنویت، عشق، سرطان، هیجان ها و احساسات) استخراج شدند. همینطور یک الگوی سه گانه در مواجهه با این اضطراب ها، پذیرش و تسلیم، تعارض و دوسوگرایی و عدم پذیرش کامل در بین بیماران شناسایی شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش لزوم بکارگیری مداخلات معنامحور توسط متخصصان سلامت و بالینی و همینطور آموزش و آماده سازی پزشکان را برای توجه به اضطراب های وجودی بیماران، به ویژه آن هایی که در مرحله ی نهایی زندگی هستند یادآوری می کند.
۶۴۷۳۹.

طراحی مدل ساختاری - تفسیری شکست سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۳۵
زمینه: پژوهش های پیشین نشان دهنده وجود پدیده سکوت دفاعی در سازمان ها در بین کارکنان خلاق است و به معنای خودداری از بیان ایده و اطلاعات برای حفظ موقعیت و شرایط است. این نوع سکوت آثار مخربی برای کارکنان و سازمان به همراه دارد. مرور مطالعات مرتبط قبلی، پژوهشی که به طراحی مدل ساختاری - تفسیری شکست سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمان های دولتی ایران پرداخته باشد، یافت نکرد. هدف: هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شکست سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمان های دولتی بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش نیز کیفی - کمی بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل تمامی کارکنان خلاق در سازمان های دولتی استان ایلام در سال 1400 بود که با توجه به عملکرد آن ها و مشورت نظرسنجی با مدیران سازمان های مربوطه انتخاب شدند. روش نمونه گیری در بخش کیفی نیز نمونه گیری هدفمند و در دسترس بود. در بخش کمی نیز برای سطح بندی عوامل از 10 نفر از خبرگان آشنا با موضوع پژوهش استفاده شد. همچنین در پژوهش حاضر از روش مدل سازی ساختاری – تفسیری (ism) استفاده شد. یافته ها: عوامل تأثیرگذار بر شکست سکوت دفاعی کارکنان خلاق در قالب روش ism سطح بندی شدند. در اولین سطح چهار متغیر؛ حمایت سازمانی ادراک شده، تقویت مثبت، وفاداری سازمانی و خودگشودگی کارکنان قرار گرفتند. در سطح دوم نیز دو متغیر شفافیت سازمانی و فضیلت مدنی قرار گرفتند و در سطح سوم نیز سه متغیر رهبری خلاق، بهبود برنامه های مدیریت منابع انسانی و فرهنگ انتقادپذیری قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، به نظر می رسد، شکست سکوت دفاعی کارکنان از رهبری خلاق، بهبود برنامه های مدیریت منابع انسانی و فرهنگ انتقادپذیر در سازمان ها شروع می شود.
۶۴۷۴۰.

تدوین برنامه آموزشی والد – فرزند بر اساس تربیت تمام ساحتی سند تحول بنیادین و اثربخشی آن بر عزت نفس، خودکارآمدی و خودنظم جویی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۴۲۶
زمینه: یکی از موضوعاتی که در سال های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، ناتوانی های یادگیری ویژه در دانش آموزان است. پژوهش حاضر درصدد است ضمن تدوین برنامه آموزشی والد – فرزند که محتویات آن برگرفته از سند تحول بنیادین است، اثربخشی این برنامه را بر سطح خودنظم جویی، خودکارآمدی و حرمت خود دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه که همواره در این عوامل دچار ضعف هستند، بررسی کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی والد – فرزند بر اساس تربیت تمام ساحتی سند تحول بنیادین و بررسی اثربخشی آن بر عزت نفس، خودکارآمدی و خودتنظیمی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه انجام شد. روش: این پژوهش بر مبنای جستجوی داده، دارای ماهیت ترکیبی بود به طوری که به طور همزمان از دو رویکرد تحقیق کیفی و کمی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران و در بخش کمی والدین کلیه دانش آموزان و فرزندان دارای اختلال یادگیری شهر اسدآباد استان همدان بودند که در سال تحصیلی (1399-1400) در پایه های چهارم، پنجم، و ششم که به مراکز اختلال یادگیری مراجعه کرده بودند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی مانند تحلیل کواریانس استفاده شد. این تحلیل ها در سطح خطای 0/05 و با کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش برنامه تدوین شده والد - فرزندی بر اساس تربیت تمام ساحتی سند تحول بنیادین بر بهبود خودکارآمدی دانش آموزان با اندازه اثر (0/827)، بر بهبود خودنظم جویی دانش آموزان با اندازه اثر (771/0) و بر بهبود حرمت خود (عزت نفس) دانش آموزان با اندازه اثر (0/702) تأثیرگذار است نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد آموزش برنامه آموزشی والد - فرزندی تدوین شده بر اساس سیستم تربیتی تمام ساحتی سند تحول بنیادین به والدین کودکان دچار اختلال یادگیری ویژه، باعث افزایش آگاهی و توانایی افراد در برخورد مناسب با کودکان دچار اختلال ودر نتیجه ارتقاء حرمت نفس و افزایش خودکارآمدی و خودنظم جویی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان