تابع کالیبراسیون رابطه بین عدد رقومی تصویر و مقدار انرژی رسیده به سنسور ماهواره را نشان می دهد. روش های مختلفی برای کالیبراسیون تصاویر باند مریی ماهواره های Meteosat پیشنهاد شده که از جمله مهمترین آنها روش کالیبراسیون خودکار لفور و همکاران و روش Eumetsat می باشند. در این مطالعه از تصاویر ماهواره Meteosat-5 در دوره آماری 2001 تا 2005 برای مقایسه نتایج این دو روش براساس سنجه های آماری RMSE و MBE استفاده می شود.نتایج نشان دادند که اختلاف بین تابندگی های محاسبه شده به وسیله دو روش و در نتیجه سنجه های آماری RMSE و MBE با افزایش عدد رقومی تصویر افزایش پیدا می کنند. در دوره آماری استفاده شده، بیشینه MBE و RMSE به ترتیب 13.7 و 12.6 W.m-2. sr-1 بودند که نشان دهنده عملکرد نسبتا یکسان دو روش است. البته اگر چه روش کالیبراسیون خودکار تغییرات کوتاه مدت سنسور را نیز در نظر می گیرد و در کل برای کالیبراسیون تصاویر مناسب تر است ولی برای محاسبه ضرایب آن به تصاویر با پوشش کامل نیاز است و در اکثر مواقع به دلیل حجم زیاد، این تصاویر در دسترس نمی باشند اما روش Eumetsat هر چند فقط تغییرات بلند مدت سنسور را در نظر می گیرد ولی برای محاسبه ضرایب آن فقط به شماره روز نیاز است و به ویژه هنگامی که تصاویر با پوشش کامل در اختیار نباشند به سادگی قابل استفاده است.
به منظور بررسـی رابـطة سبکهای اِسـنـاد (تبیین) با رخدادهای استـرسزای زنـدگـی و سلامت عـمومـی، تعداد 120 آزمودنـی به روش نـمونهگیری تـصادفـی چندمرحلهای انتـخاب شدند. آزمودنـیها پس از تکمیل پرسشنامة سبک اسناد، مقیاس ارزیابی سازگاری مجدد اجتماعـی و پـرسشنامة سلامت عمومـی، بر اساس نمرههایی که در پـرسشنامة سبک اسـناد به دست آورده بـودنـد، در دو گروه خوشبین (49 =n) و بـدبین (42 =n) قرار گرفتند. مقایسة میانگین ها نـشان داد که بـین افـراد خوشبین و بدبین از لحاظ تعداد رخدادهای استرسزای زندگی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P)، اما از لحاظ میزان سازگاری مجدد مورد نیاز ناشی از این رخدادها (05/0>P) و نیز سلامت عمومـی (01/0>P)، تـفاوت میان آنها معنـادار بود. علاوه بر این، تـحـلیـل رگرسیـون چـند متـغـیـری هـمـزمـان نـشـان داد که رخدادهای استرسزای زندگی و سبک تبین آزمودنیها، توانایی پیشبینـی سلامت عمومـی آنها را داشتند (001/0>p)، به طوری که سبـک تبیین با %99 اطمینان، بـهترین متغیر پـیشبینـی کنندة تغییرات در سلامت عمومی افراد بود.
بدون شک یکی از مهمترین پدیدههای چند دهه اخیر در صنعت اطلاعات و اطلاعرسانی، ظهور و محبوبیت پایگاههای اطلاعاتی ماشینخوان و خصوصاً پایگاههای اطلاعاتی پیوسته بوده است. در واقع میتوان گفت پایگاههای اطلاعاتی پیوسته، صنعت اطلاعات را به گونهای که دیده میشود خلق کرده است. بنابراین نوشتن خلاصهای از تاریخچه این پدیده، مهم به نظر میرسد. در اینجا خلاصهای از بسیاری از رویدادهای مهم در زمینه صنعت پایگاههای اطلاعاتی پیوسته ارائه میشود
امروزه در عصر انفجار اطلاعات هستیم، عصری که فناوری اطلاعاتی زندگی افراد را عمیقاً تغییر داده است. روشهای گردآوری، ذخیره، بازیابی، انتقال و اشاعه اطلاعات، متفاوت گشته است. دراین میان دسترسی به اطلاعات سازمانیافته درکانون توجه قراردارد و این امر در راستای بهبود ارائه خدمات و دسترسی کاربران به اطلاعات مناسب در کوتاهترین زمان ممکن، مطرح میباشد. از آنجا که علم کتابداری همگام با تغییرات رخ داده در دانش اطلاعرسانی، صورت متفاوتی یافته، دراین مقاله سعی بر آن است که درگاههای اطلاعاتی و کاربرد آنها درکتابخانهها شرح داده شود و اهمیت آنها مورد بررسی قرار گیرد
"آرشیوها و مراکز اطلاعات و مدارک تخصصی ادارات دولتی، شرکتها و سازمانها مجموعهای از مدارک کاغذی را در خود جای دادهاند که افزایش این مدارک و محدودیتهای مربوط به فضا و نگهداری از یک سو، و قرارگرفتن سازمانها در جریانی رو به سوی دولت الکترونیکی از سوی دیگر، باعث گردیده این مدارک بیش از پیش به قالبهای الکترونیکی تبدیل شوند و راهبردهای مدیریت و نگهداری آنان در همان راستا تغییر یابد. راهبرد مدیریتی این نوع از منابع اطلاعاتی تحت عنوان «مدیریت مدارک و رکوردهای الکترونیکی» مطرح است.
مهمترین مسائل در مدیریت این مدارک و رکوردها یکدستی، اعتبار، میانکنشپذیری، توصیف و بازیابی است که نقش ابردادهها را با توجه به قابلیتهای آنان در این زمینهها بیشتر میکند. این مقاله ضمن معرفی استاندارد جهانی مدیریت رکوردهای الکترونیکی به بحث درباره استانداردهای تدوینشده رایج ابردادهای مانند «ئی_جیاماس»، «ایجیالاس»، «جیآیالاس»، و «دیسی» میپردازد."
شبکهکردن کتابخانهها به عنوان یکی از مهمترین اجزای تسهیلات پایه در کشور، از نظر زمینهسازی برای مشارکت در دسترسی به اطلاعات، نقش اساسی ایفا میکند. اگرچه روشهای سنتی نمایهسازی یا دسترسی به متون همچنان به حیات و توسعه خود ادامه خواهند داد، اما به زودی شبکهکردن کتابخانهها به مدل و جهتگیری جدیدی در توسعه کتابخانه تبدیل خواهد شد. نویسنده، با بحث درباره وضعیت کنونی اشتراک اطلاعات در کتابخانههای چینی، به تحلیل عوامل مؤثر بر اشتراک اطلاعات پرداخته است و پیشنهاد میکند که با به هم پیوستن اطلاعات پراکنده و نامنسجم و فراهم آوردن مخزنی باز و مشترک از منابع اطلاعاتی که سبب ترویج اشتراک منابع در جامعه میشود، در هر منطقه، یک مرکز شبکهسازی تعاونی برای کتابخانههای منطقهای تأسیس گردد.