با شناخت صفات شخصی مدیران موفق، ترسیم الگوی موفقیت در جامعه امکان پذیر گشته و صفات معینی که به رفتارهای مطلوب در سازمان منجر میشود، مشخص میشود. در این پژوهش از روش همبستگی و همچنین جامعه آماری که شامل کلیه مدیران سازمانهای دولتی شهر کرمان به تعداد 68 نفر بودند، برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه صفات شخصیتی، صفات انگیزشی و موفقیت مدیران استفاده شد. یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که بین صفات شخصیتی مدیران مثل ابتکار، توانایی سرپرستی، اعتماد به نفس، قاطعیت و بلوغ و کمال با ارزیابی آنان از میزان موفقیتشان رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد، و بین برخی صفات شخصیتی مدیران مثل هوش، وابستگی با کارکنان و مردانگی با ارزیابی آنان از میزان موفقیتشان رابطهای وجود ندارد. از طرفی، بین صفات انگیزشی مدیران مثل نیاز به پیشرفت حرفهای و نیاز به خود شکوفایی با ارزیابی آنان از میزان موفقیتشان رابطه معنیداری وجود دارد، و بین برخی صفات انگیزشی مدیران مانند نیاز به قدرت، نیاز به پاداش مالی و نیاز به امنیت شغلی با ارزیابی آنان از میزان موفقیتشان رابطهای وجود ندارد. در نتیجه مدیرانی که ارزیابی مثبتی از موفقیت خود دارند دارای صفات شخصیتی و انگیزشی خاصی هستند که بهواسطه آن به رفتارهای مطلوب معینی در سازمان مبادرت میورزند. پی آمد این رفتار مطلوب موفقیت است.
هر چند در حال حاضر جذابیت مباحث مفهومی در مباحث مربوط به مدیریت و بازاریابی بهخوبی قابل درک است، اما تلاش برای تعیین عوامل مؤثر بر کیفیت روابط بهخاطر پیچیدگی در عوامل پایهای و مشکل بههم پیوستگی این عوامل چالشانگیز است. فنونی سنتی رگرسیون در تجزیه و تحلیل دادههایی که خطوط چندگانه داشته یا اطلاعات ناقص هستند مؤثر عمل نمیکنند. به همین دلیل استفاد از فن جدیدی به نام تحلیل شبکه عصبی تلاش میکند تا عوامل مؤثر بر کیفیت روابط بهویژه روابط خریدار و فروشنده را شناسایی کند. این فن بر اساس روش یادگیری از اطلاعات آماری با الگوبرداری از عملکرد مغز انسان طرحریزی شده و به این وسیله روابط بین متغیرهای داده و ستاده از طریق یک متغیر بینابین و پنهانی تعیین میشوند. در این مطالعه یک شبکه عصبی با ترکیب دو جزء اصلی کیفی روابط یعنی رضایتمندی و اطمینان و پنج داده بین فروشنده و خریدار ایجاد شده است. در مقایسه دو فن رگرسیون چندگانه و شبکه عصبی، دومین فن، نتاج آماری و علمیتری را ارایه میدهد. به طوری که به همین دلیل کاربردهای جدیدی از این فن در مدیریت و بازاریابی بهوجود آمده است.
ما در این مقاله با بررسی بعضی از جملات در زبان فارسی و با استفاده از نظریات زبانشناسان ، ابتدا وجود گروه شمار (number phrase ) را در گروه تعریف (DP) زبان فارسی ثابت می کنیم و سپس نشان می دهیم که جایگاه تکواژ جمع در زبان فارسی نیز مانند دیگر زبانها ، هسته گروه شمار است . سپس ضمن بررسی ویژگی های تکواژ جمع در زبان فارسی ، ثابت می کنیم که ظاهر نشدن اعداد بیش از یک با اسم های دارای تکواژ جمع در این زبان ( برخلاف زبانهای دیگر) به دلیل ویژگی های خاص تکواژ جمع در زبان فارسی است .