هدف از نگارش این مقاله، بررسی مهم ترین و پربسامدترین فرایندهای واجی در زبان آلمانی معیار گونه ء شهر برلین است.گزینش گونهء زبانی رایج در شهر برلین، به دلیل معیار بودن این گونهء زبان آلمانی بوده است. بدین منظور، چهار فرهنگ واژگان دودن ( 1988) (Duden: Deutsches Universal W?rterbuch) ، لانگنشاید ( 2002) (Langenscheidts Gro?w?rterbuch) ، پنبه چی (1379) و بروک هاوس (1996) (Der Sprach Brock Haus) برای استخراج داده ها و شواهد، مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین از دو تن از گویشوران آلمانی زبان برای تولید برخی از داده های ذکر شده در این مقاله کمک گرفته شده است. در ضمن، از برخی کتاب ها و منابع واج شناسی برای تعیین قواعد واجی استفاده شده که فهرست آن ها در کتابنامهء مقاله آمده است. مهم ترین فرایندهای آوایی- واجی در زبان آلمانی عبارتند از: دمیدگی همخوان های گرفتهء بیواک در آغاز واژه و هجا، واکرفتگی همخوان های گرفتهء واکدار در پایان واژه و هجا، همگون شدن همخوان خیشومی تیغه ای با همخوان دهانی پس از خود در مشخصهء محل تولید و فرایند تجانس آوایی (تغییر مشخصهء پسین در واکه های دارای مشخصهء[+ پسین] ). از میان فرایندهای مذکور، دو فرایند دمیدگی همخوان های گرفته بیواک در آغاز واژه و هجا و واکرفتگی همخوان های گرفتهء واکدار در پایان واژه و هجا نسبت به دیگر فرایندها از بسامد وقوع بیشتری برخوردارند. نکتهء حائز اهمیت دیگر در آرایش هجایی در زبان آلمانی، آن است که اصل توالی رسایی در هجای این زبان حاکم است.
پژوهش حاضر در ابتدا سعی بر آن دارد که به بررسی ویژگی های معلم موفق زبان انگلیسی بپردازد و براساس آن، پرسشنامه ای با همین مضمون طراحی کند، سپس به بررسی اعتبار سازه پرسشنامه تنظیم شده بپردازد. بدین منظور، بر اساس نظرها و پیشنهادهای ارائه شده توسط استادان زبان انگلیسی ((N=5، معلمان زبان انگلیسی ((N=11، زبان آموزان ((N=46 و پرسشنامه سواندی (1995) که درباره ویژگی های معلم موفق است، پرسشنامه ای (مقیاس لیکرت) شامل 47 سؤال طراحی شد. به منظور بررسی اعتبار سازه این پرسشنامه از 250 زبان آموز خواسته شد که پرسشنامه را مطالعه کرده و به آن پاسخ دهند، سپس، روی داده های به دست آمده، تحلیل عاملی اعمال شد. نتایج نشان داد که این پرسشنامه دوازده عامل (سازه) را اندازه گیری می کند. برای اندازه گیری پایایی پرسشنامه از آلفای کرنباخ استفاده شد. در پایان کاربرد پرسشنامه حاضر و نتایج به دست آمده از این تحقیق در گستره تدریس و آموزش زبان انگلیسی بحث شد.
تربیت هنری یکی از کارکردهای اساسی و مهم نظام آموزشی است که نمودار پرورش قابلیت های زیبایی شناختی است. بخش مهمی از اهمیت این کارکرد به تاثیرگذاری آن بر مجموعه اهداف نظام آموزشی در سه بعد شناختی، عاطفی و روانی ـ حرکتی باز می گردد به بیان دیگر؛ هنر فرصت های بی بدیل و یگانه ای را فراهم می کند که به رشد انسان در تمامی ابعاد کمک می رساند. از این رو، علمای تعلیم و تربیت برای پررنگ جلوه دادن تربیت هنری در میان برنامه های درسی کوشش می کنند. اما با وجود تاکیدات مستندات بی شمار، متاسفانه در صحنه عمل تربیت هنری چندان جدی گرفته نمی شود و به موضوعی فرعی و حاشیه ای در نظام آموزشی مبدل شده است. فرض اصلی مقاله حاضر این است که تربیت هنری می تواند یکی از تاثیرگذارترین حوزه های برنامه درسی در رشد ویژگی ها و قابلیت های متنوع دانش آموزان به شمار آید. برای بررسی این فرضیه، نویسندگان به شناسایی پیامدهای تربیتی و روان شناختی تربیت هنری، با استناد به مجموعه ای از یافته ها و مستندات پژوهشی پرداخته اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد به دلیل نقش آفرینی های مختلف هنری و تاثیرگذاری آن بر قابلیت های متکثر دانش آموزان، باید به جایگاه والای هنر در میان برنامه های درسی توجه کرد. به علاوه، برایند پژوهش نمودار آن است که قطعاً بی توجهی به نقش و کارکردهای تربیت هنری، فرایند رشد و پرورش دانش آموزان را به جریانی عقیم و ناکارآمد تبدیل خواهد کرد.
به منظور بررسی ارتباط هدف های پیشرفت، هدف های اجتماعی و نگرش نسبت به کمک طلبی با اجتناب از کمکطلبی در کلاس درس و هم چنین بررسی رابطه متغیر اخیر با عملکرد تحصیلی دانشآموزان پسر سال اول دبیرستانهای اهواز، تعداد 300 دانش آموز با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و ابزارهای اندازه گیری توسط آنها تکمیل گردید. نتایج نشان داد که از بین هدف های پیشرفت فردی تنها هدف تبحری با اجتناب از کمکطلبی رابطه مثبت داشت. بین هدف عملکردگرا و عملکرد گریز با اجتناب از کمکطلبی همبستگی معناداری مشاهده نشد. علاوه بر این، بین هدف صمیمیتجویی اجتماعی و هدف پایگاه اجتماعی با اجتناب از کمکطلبی رابطه معنیدار به دست آمد. بین کارآمدی تحصیلی با اجتناب از کمک طلبی رابطه منفی و ادراک تهدید از جانب هم سال و معلم با آن رابطه مثبت مشاهده شد. نتایج تحلیل رگرسیون آشکار ساخت که چهار متغیر هدفتبحری، هدف عملکردگریز، ادراک تهدید از جانب معلم و ادراک تهدید از جانب هم سال راجع به کمکطلبی، اجتناب از کمکطلبی را به طور معنیداری پیشبینی کردند. هم چنین بین اجتناب از کمکطلبی و عملکرد تحصیلی رابطه منفی مشاهده شد. در مجموع یافته های پژوهش حاضر تا حدی عوامل مرتبط با اجتناب از کمک طلبی را روشن ساخت.
مقاله حاضر، به بررسی پیش بینی مشکلات درون ریزانه و برون ریزانه بر اساس محرومیت مادری و راهبردهای تنظیم شناختی عاطفی در دانش آموزان 11-9 سال پرداخته است. نمونه مورد بررسی شامل 237 دانش آموز بود، که 123 نفر آنها دختر و 114 نفر آنها پسر بودند. این دانش آموزان از مدارس ابتدایی شهر تهران در سه پایه تحصیلی (سوم و چهارم و پنجم) با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای برگزیده شدند. آزمودنیها به پرسشنامه های، اختلال دلبستگی رندولف، راهبردهای تنظیم شناختی عاطفی (CERQ-K)، آزمون بندرگشتالت و پرسشنامه افسردگی کودکان پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چند مرحله ای استفاده شد. نتایج نشان دادند که، محرومیت مادری با راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی عاطفی، رابطه مثبت داشته و این رابطه نیز با مشکلات درون ریزانه و برون ریزانه در کودکان نظیر افسردگی، پرخاشگری و کناره گیری همراه بود. این یافته ها، نشان می دهد، که توجه به محرومیت مادری و راهبردهـای تنظیم شناختی عاطفی در برنامه های پیشگیری از مشکلات رفتاری درون ریزانه و برون ریزانه کودکان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
شخصیت ارنواز و شهرناز، خواهران رشک برانگیز جمشید در شاه نامة فردوسی ریشه هایی کهن و اساطیری در کتاب بزرگ دینی ایران باستان ـ اوستا ـ دارد. هر چند پنج نسک باقی مانده از بیست و یک نسک پیشین، اطلاعاتی اندک دربارة این دو شاه بانوی اصیل و نژاده عرضه می دارد اما با در کنار هم نهادن آن چه در اوستا و ترجمه های عربی از متون میانه در دست است و نیز اشارات کوتاه اما پر رمز و راز فردوسی حکیم می توان تصویری روشن تر از آنان و نقش مؤثر هر یک در بنیادگذاری نسل هایی متفاوت بدست داد. این مقاله تلاش دارد ضمن پرتوافکندن بر این تصویر، گذری نیز بر نقش کلیدی زن در شاه نامه حکیم توس داشته باشد.
در این مقاله سخن از شیخ اشراق ، شهاب الدین سهروردی است که به صفیر سفیر عالم معرفت، شهید طریق غربت، سیمرغ قاف الفت، شهاب ثاقب افق آسمان حکمت، شهره است.
این پژوهش به مقام «صفیر سیمرغ» میپردازد. بررسی و تحلیل اندیشه ای سترگ در اثری بزرگ، که به ظاهر رساله ای مجمل در عرفان و بیان مدارج سلوک و اسرار معرفت است. این رساله در جایگاه کتابی مبسوط است که گویا به ضرورت تعلیم به صورت کوتاه و موجز درآمده است.
سخن وحی را زیباییهای نامنتهاست؛ زیرا از جانب صاحب جمال و جمالآفرین یکتاست. واژهها، چیدمان کلام، موسیقایی گفتار و عمق معانی قرآنی، نه تصویری است که به نگاهی توان دریافت؛ بلکه در هر عصری و در هر نسلی، غواصان ژرفپیمایی را میطلبد تا «درّ یتیم» از صدف معنا گشوده و پیام راستین آیات وحیانی را استخراج نمایند.
سورة یوسف را که زیباترین قصههاست و آرایههای ادبی و کلامی، زیبایی آن را صد چندان افزوده است، دامنة گفتار در تفاسیر تنگ آمده و عمرهای کوتاه، مجال اندیشة دراز را از مفسران برگرفته است. چنانکه گاه بر ابهامات افزوده یا پرسشهای تفسیری آن را به نقل قولهای ضعیف یا به سکوت در برابر آن حوالت دادهاند.
از این رو، در نخستین مقالة این رویکرد، واژههای زیبای «ربّی»، «همّ» و «برهان» که در حساسترین و پیامآورترین آیات سورة یوسف به کار رفته، مورد بازکاوی قرار گرفته است.
در میان معارف وسیع و بزرگ قرآن کریم، موضوعاتی هستند فراتر از حس و دریافتهای زمینی انسانها؛ که در اصطلاح قرآن، به آن «غیب» گفته میشود و راه دسترسی به آنها حواس ظاهری نیست. تمام این معارف در قالب الفاظی بیان شده است که همان زبان رایج مردمان بوده و آنان برای رفع و رجوع زندگی خود الفاظ را وضع کردهاند.
این مقاله مدعی است امور غیبی که در قرآن کریم بیان شدهاست، مطالبی هستند مطابق با واقع که دارای معادل خارجی هستند و بیان آنها در قرآن کریم به بهترین شکلی ممکن بودهاست خداوند متعال منزه است از آنکه مطالبی در قرآن بیاورد که پشتوانه واقعی نداشته و صرفاً بر اساس مجاز و کنایه هدایت را برای بندگان ایجاد کند، بلکه معارف قرآن ریشه در واقعیت داشته، اما چون لازم بودهاست که آن حقایق بلند و آسمانی در الفاظ زمینی ریخته و بیان شود؛ در این فرآیند عدهای با نگاه سطحی به این نوع گزارههای قرآن، آنها را مطابق تصورات ذهنی و زمینی تحلیل کرده، یا موهوم میدانند و یا از جنس مجاز و صنایع ادبی میگیرند که همه اینها نادرست است، چرا که به حقیقتِ این گزارهها نرسیدند.
در این مقاله پس از تبیین موضوع و موطن بحث، با بیان چند نمونه قرآنی و تحلیل آنها مطلب روشن میشود. موضوع مقاله جزء مباحث مبانی تفسیر و در حوزه زبان شناسی قرآن میباشد. از نگاه دیگر، این موضوع مربوط به بحث «هرمنوتیک» و پیشذهنهای تفسیری بوده و لازم است هر مفسر در نحوه مراجعه خود به این گونه از آیات، جایگاه خود را در رد و یا قبول موضوع مقاله مشخص سازد.
این نوشتار، چیستی و اهداف تربیت را از دو منظر درون دینی و برون دینی، و نیز مفهوم و کاربرد تربیت در قرآن کریم را به کاوش نشسته است. مبانی هستی شناختی و انسان شناختی تربیت که از مؤلفههایی چون توحید و یگانگی مبدأ و غایت آفرینش و نیز بعثت و فرستادن مربیان آسمانی در بخش هستی شناختی تشکیل شده و نیز فطرت، کرامت، اراده و اختیار انسانها در ساحت انسان شناختی، عناصر و مؤلفههای بنیادین تربیت اسلامی و قرآنی معرفی و شناسایی شده است، چنانکه به اهداف تربیت نیز از آفاق متفاوت مادی و معنوی نگریسته شده و کمال انسانی از راه تقرب و عبودیت خداوند و به دیگر سخن خداگونه شدن، هدف اصلی و بنیادین تربیت از منظر قرآن معرفی شده است.