پژوهش حاضر با روش پیمایشی عامل های تبیین کننده تجربه پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد و عامل های اثرگذار بر آن را مورد بررسی قرار داده است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای است که بر مبنای پرسشنامه PREQ طراحی و هنجارسازی شده است. جامعه آماری این پژوهش آن دسته از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد می باشند که در دوره زمانی مورد مطالعه، طرح مقدماتی پایان نامه (پروپوزال) آنها در شورای آموزشی دانشکده به تصویب رسیده است و یا از پایان نامه خود دفاع کرده اند. نمونه مورد بررسی بر اساس نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین گردید. یافته های پژوهش نشـان داد که: بین تمـــام عامل های تبیین کننده تجربه پژوهشی رابطه معناداری وجود دارد. رضایت کلی دانشــجویان از عامل های هفت گانه تبیین کننده تجربه پژوهشی، متفاوت است. متغیرهایی مانند جنسیت، مقطع تحصیلی، حوزه آموزشی، میزان فعالیت علمی و مرحله انجام پژوهش بر میزان رضایت دانشجویان از عامل های تبیین کننده تجربه پژوهشی اثرگذار است. یافته های پژوهش نشان داد که به طور کلی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد از عامل های مختلف تبیین کننده تجربه پژوهشی رضایـت نسبی دارند.
هدف این تحقیق، سنجش عامل های اثرگذار بر مهارت های جستجوی پیوسته در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز و تعیین توانایی آنها در استفاده از هر یک از مهارت ها است. بر اساس پژوهش های انجام شده و منابع موجود در زمینه مهارت های جستجوی پیوسته، هفت مهارت جستجو که از پرکاربردترین و رایج ترین مهارت ها هستند، برای این پژوهش انتخاب گردید. به علاوه، 10 عامل اثرگذار در شناخت و آشنایی با این مهارت ها نیز تعیین شد. این پژوهش به دنبال سنجش تاثیر این عامل ها بر سطح مهارت ها است. روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی و استنباطی چون اندازه گیری های مکرر و تحلیل واریانس و جز آن و به کمک نرم افزار آماری علوم اجتماعی انجام شد.
یافته های این پژوهش نشان داد که نمره مهارت استفاده از محدود کننده زمانی در بالاترین سطح و مهارت جستجوی مجاورتی در پایین ترین سطح قرار دارد. همچنین در میان عامل های 10 گانه اثرگذار بر سطح مهارت ها، یافته ها نشان داد که میان سن، میزان علاقه به اینترنت و استفاده از پایگاه های اطلاعاتی خریداری شده توسط دانشگاه شیراز، و نمره مهارت های جستجوی پیوسته رابطه معناداری وجود دارد. به علاوه میان گروه های تحصیلی مهندسی و علوم انسانی تفاوت معناداری از جنبه نمره مهارت ها مشاهده شد. به عبارت دیگر، دانشجویان گروه تحصیلی مهندسی از مهارت بیشتری نسبت به دانشجویان گروه علوم انسانی برخوردار هستند
در این تحقیق به بررسی میزان کارآفرینی در سازمان ترویج کشاورزی کشور و نیز شناسایی و تحلیل نقش عوامل سازمانی و مدیریتی در توسعه کارآفرینی سازمانی در این سازمان پرداخته شد. این تحقیق از لحاظ هدف، نوعی تحقیق کاربردی بوده و از حیث نحوه کنترل متغیرها، تحقیقی غیرآزمایشی است که به روش پیمایشی انجام شده است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد. در بررسی روایی محتوایی و شکلی پرسشنامه، از نظرات متخصصان استفاده شده و تعیین میزان پایایی پرسشنامه نیز با انجام پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ انجام گردید(80/0=? ). نمونه تحقیق را 214 نفر از کارشناسان ترویج و مروجان کشاورزی شاغل در ادارات ترویج جهادکشاورزی در استان های آذربایجان غربی، لرستان، چهارمحال و بختیاری، یزد، قزوین و بوشهر تشکیل دادند که گزینش استان ها بر مبنای تقسیم بندی مناطق شش گانه کشور در نظام برنامه ریزی وزارت جهادکشاورزی و انتخاب یک استان از هر منطقه انجام شد. بر اساس نتایج تحقیق، شرایط سازمانی و مدیریتی ادارات ترویج شامل مقررات و ساختار سازمانی، رفتار مدیریت، نظام پاداش و ارتباطات سازمانی، تسهیل کننده کارآفرینی سازمانی نمی باشد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی، بیشترین تاثیر را بر توسعه کارآفرینی سازمانی داشته و توانایی تبیین 4/51 درصد از تغییرات متغیر میزان کارآفرینی سازمانی را دارند.
مطالعه حاضر با هدف کلی شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت کارآفرینی در دانشجویان آموزشهای عالی علمی کاربردی کشاورزی ایران صورت پذیرفته است. این تحقیق از نوع کاربردی بوده که در آن از روش توصیفی و علی- ارتباطی استفاده شده است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محقق ساخته بوده است که ضریب پایایی آن 85% برآورد شده است. جامعه آماری تحقیق1954 نفر کل دانشآموختگان دورههای عالی علمی کاربردی کشاورزی سراسر کشور در سال 83 میباشد که 340 نفر بعنوان نمونه مورد نظر از طریق نمونهگیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل دادههای حاصله در دو بخش توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزار SPSS انجام پذیرفت. میانگین سنی این دانشآموختگان 26 سال است که 2/58 درصد آنها با سهمیه آزاد و بقیه سهمیه شاغل هستند. 3/24 درصد از دانش آموختگان سهمیه آزاد و 4/41 درصد از دانش آموختگان سهمیه شاغل در مقطع کارشناسی فارغالتحصیل شده اند و بقیه در مقطع کاردانی تحصیل کرده اند. همچنین نتایج نشان می دهد که تنها 15 درصد از کل دانشآموختگان بصورت خوداشتغالی و دارای کسب و کار شخصی هستند، در حالیکه 9/62 درصد آنها شاغل می باشند. بر اساس نتایج تحلیل عاملی، عوامل مؤثر بر نگرش دانشآموختگان نسبت به تقویت کارآفرینی در دانشجویان را می توان در 7 عامل روشهای آموزشی، محتوای آموزشی، امکانات و تجهیزات، عوامل فردی، مهارت های آموزشگران، ویژگیهای دانشجویان و عوامل محیطی دستهبندی نمود. رگرسیون گام به گام نشان می دهد از عوامل فوقالذکر عوامل محیطی وارد معادله نشد و بقیه 6 عامل توانستند 1/62 درصد از تغییرات متغیر وابسته تحقیق را تبیین نمایند. ضمن اینکه بر اساس تحلیل رگرسیون مهمترین عامل مؤثر نگرش دانش آموختگان نسبت به تقویت کارآفرینی در دانشجویان مهارتهای آموزشگران ارزیابی شد.
تحقیقات متعددی این واقعیت را به اثبات رسانیدهاند که تصور کارکنان از کیفیت زندگی کاری عملکرد آنان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. لذا هر گونه تلاشی جهت بهبود این تصور، می تواند در نهایت عملکرد کارکنان را بهبود بخشد. با عنایت به این واقعیت، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری و عملکرد کارکنان دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین انجام شده است. این پژوهش از نوع پیمایشی است و جامعه آماری آن را 175 نفر از کارکنان دانشگاه تشکیل میدهند که نمونه ای به حجم 100 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده از این جامعه انتخاب و داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه گردآوری شده و از طریق نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بخش توصیفی نشان داد که از میان مؤلفههای کیفیت زندگی کاری، مؤلفه بهره مندی از محیط کاری ایمن و از میان مؤلفههای سنجش عملکرد، مؤلفه توانایی بیشترین اهمیت را به خود اختصاص دادند. در بخش تحلیلی، نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که متغیرهای سطح تحصیلات و جنسیت دارای رابطه معنیداری با عملکرد می باشند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که حدود 54 درصد از تغییرات میزان عملکرد کارکنان از طریق متغیرهای قانونگرایی، اعتماد مافوق به کارکنان، پرداخت منصفانه حقوق و خدمات رفاهی قابل تبیین و پیش بینی است.
در دهه گذشته مفهوم بازارگرایی و اثرات آن بر عملکرد مورد مطالعه و توجه گسترده ای قرار داشته است. هر چند که تحقیقات انجام شده نشان می دهد که هنوز در مورد تاثیر بازارگرایی بر عملکرد به خصوص در کشورهای در حال توسعه جای تردید وجود دارد. این تحقیق، نحوه اندازهگیری سازه بازارگرایی را براساس مفهوم پردازی نارور و اسلیتر (Narver and Slater، 1990) در شرایط خاص محیطی ایران مورد توجه قرار داده و تاثیر بازارگرایی را بر عملکرد شرکت های ایرانی بررسی می کند. همچنین نقش تعدیل کننده عوامل محیطی شدت تغییرات بازار، شدت رقابت و قدرت خریداران را در این رابطه آزمون می نماید. داده های میدانی در خصوص بازارگرایی و عملکرد از طریق پرسشنامه هایی که بین 373 شرکت عضو سازمان بورس و اوراق بهادار تهران توزیع شده جمع آوری گردیده است. با توجه به 141 پرسشنامه تکمیل شده و قابل استفاده، نرخ پاسخگویی 8/37 درصد بوده است. داده های عملکرد عینی از صورتهای مالی سالیانه این شرکت ها استخراج شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بازارگرایی بر عملکرد ذهنی، عینی و کلی تاثیر معنادار و مثبت دارد. قدرت خریداران، نقش تعدیل کننده در رابطه بین بازارگرایی و عملکرد ذهنی و کلی دارد ولی عوامل شدت رقابت و شدت تغییرات بازار، تعدیل کننده این رابطه نیستند.